ائتلاف اپستین علیه ایران

جنگ در خاورمیانه میتواند طولانی شود
آندری آرشف (Andrey ARESHEV)- کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی و ناظر سیاسی
ا. م. شیری- با توجه به اوضاع و احوالی که ائتلاف جانیان اپستین- رژیمهای تروریستی آمریکا و اسرائیل در جهان، بویژه در منطقۀ غرب آسیا و خاورمیانه به وجود آوردهاند، انتظار میرود فدراسیون روسیه که حلقۀ محاصره در آطراف آن را روز به روز تنگتر میکنند، مسئولیت جهانی خود درک کند و با قطعیت به دفاع از منافع خود و حمایت همهجانبه از ایران اقدام کند.
در چنین شرایط بشدت ناهنجاری که نیروهای دفاعی میهن ما اکنون به مقابله با حملات تروریستی استیلاگران از جهات غرب، جنوب غربی و جنوب مشغولند، نباید از جهات دیگر غافل باشند.
*-*-*
شرکای عرب واشنگتن، همانطور که قابل پیشبینی بود، مورد حمله قرار گیرند و از کاخ سفید بخواهند که حملات نظامی را متوقف کند.
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در دوم مارس اظهار داشت: «ایران بر خلاف آمریکا، برای یک جنگ طولانی مدت آماده است». « ایران که در ۳۰۰ سال گذشته، هرگز آغازگر جنگ نبوده و نیروهای مسلح فقط برای اهداف دفاعی عمل میکردند، ما قاطعانه از خود و تمدن شش هزار سالۀ خود، صرف نظر از هزینۀ آن، دفاع خواهیم کرد و دشمنان خود را از محاسبات اشتباهشان پشیمان خواهیم کرد. ایران برای یک جنگ طولانی مدت آماده است».
با وجود تلفات روز نخست تجاوز بیدلیل، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همچنان به وارد کردن ضربه به اهدافی در خلیج فارس و سرزمینهای مجاور پادشاهیهای عربی، جاهایی که تا همین اواخر به نظر میرسید پایگاههای آمریکایی و دیگر تأسیسات مشابه، از جمله لانههای جاسوسی در پوشش سفارتخانهها و سایر نمایندگیها، با خیالی آسوده، حتی در هتلهای مجلل و مشهور جهان، مستقر شدهاند، ادامه میدهند.
علیرغم هرجومرج اطلاعاتی اجتنابناپذیر، که با کار هوش مصنوعی در هر دو طرف تشدید شده است، روشن است که حداقل برخی از این تأسیسات در برد پهپادها و موشکهای میانبرد و کوتاهبرد ایران قرار دارند. پالایشگاههای نفت و گاز در عربستان سعودی و قطر (یکی از صادرکنندگان پیشرو گاز طبیعی مایع، به همراه آمریکا، استرالیا و روسیه) و سایر تأسیسات مشابه نیز تحت تأثیر قرار گرفتهاند. اختلال در آنها، حتی جزئی، ناگزیر باعث آشفتگی در بازارهای جهانی انرژی خواهد شد. در ٢ مارس، شرکت انرژی دولتی «قطر انرژی» پس از حمله ایران به تأسیسات خود در رأس لفان و مسیعید، از تعلیق تولید گاز طبیعی مایع خبر داد. در عوض، شرکت انرژی دولتی سعودی آرامکو، پس از حمله پهپادی، عملیات بزرگترین پالایشگاه نفت کشور در رأس تنوره را با ظرفیت ۵۵٠ هزار بشکه نفت در روز به حالت تعلیق درآورد (به عنوان یک اقدام احتیاطی که در عین حال، خسارت ارزیابی میشود).
کشتیرانی در تنگۀ هرمز مختل شده و مسدود بودن طولانی مدت آن بر صادرات همۀ تولیدکنندگان عمده در منطقۀ خلیج فارس تأثیر خواهد گذاشت. در حالی که عربستان سعودی و امارات متحده عربی میتوانند بخشی از نفت خود را از طریق خطوط لولۀ فرعی تغییر مسیر دهند، قطر همچنان برای صادرات گاز طبیعی مایع به این آبراه وابسته است. همانطور که واهه داوتیان اشاره میکند، «سهم قطر از بازار جهانی گاز طبیعی مایع تقریباً ٢٠٪ است. هم حملات موشکی به تأسیسات تولیدی و هم فلج شدن تنگه هرمز، که ٣٠٪ از گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند، در حال حاضر به روندهای بحرانی در بازارهای گاز منجر شده است».
اتحادیۀ اوپک پلاس، در اول مارس موافقت کرد که از ماه آوریل تولید خود را ٢٠۶ هزار بشکه در روز افزایش دهد. با این حال، بعید است که این افزایش اندک (کمتر از ٠.٢٪ از تقاضای جهانی) اختلالات قابل توجه در عرضۀ نفت را جبران کند. فرودگاه دبی، یکی از قطبهای کلیدی تدارکات جهان، تقریباً یک میلیون دلار برای هر دقیقه از کارافتادگی از دست میدهد. به نوشتۀ بلومبرگ، «در این زمینه، امارات متحدۀ عربی و قطر به طور جدی از آمریکا میخواهند که بمباران ایران را متوقف کند و یک راه حل دیپلماتیک در پیش بگیرد».
از قضا، اولین تلفات از جانب متجاوزان نیز بوده است. بدین معنی که در جریان حادثهای در کویت، پدافند هوایی این کشور، سه جنگندۀ اف-۱۶ را با «آتش خودی» سرنگون کرد. دونالد ترامپ در یک پیام ویدیویی که در ۲۸ فوریه پس از پیوستن نیروی هوایی آمریکا به حملات اسرائیل به ایران منتشر شد، اظهار داشت: «قهرمانان شجاع آمریکایی ممکن است بمیرند و ما ممکن است تلفاتی متحمل شویم، همانطور که اغلب در جنگ اتفاق میافتد».
در دوم مارس، کمی بیش از دو روز بعد، ارباب کاخ سفید همچنان به بیانات و اظهارات جنگطلبانه ادامه داد؛ اعتماد به نفس خود را نشان داد و تهدید کرد که موج جدید حملات را شروع کند. اما خود این به احتمال زیاد نشاندهندۀ نگرانی از شکست احتمالی «حملۀ برقآسا» است. این در حالی است که آمادهسازی دقیق عملیات و کار فعال سازمانهای اطلاعاتی تحت پوشش به اصطلاح مذاکرات، که طی آن شرایط غیرقابل قبولی در مقابل تهران مطرح شد، در جریان بود.
روز قبل، تشکیل یک شورای موقت رهبری، متشکل از مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه و آیتالله علیرضا اعرافی، در تهران اعلام شد. یکی از نقاط قوت کلیدی نظام ولایت فقیه، انعطافپذیری و سازگاری بالای آن با شرایط دشوار است. علیرغم مرگ بخش قابل توجهی از رهبری ایران، از جمله علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، ایرانیها برای دفاع فعال آماده شدند، به حفاری زیرزمینی پرداختند و «غافلگیریهایی» را برای شرکای عرب آمریکا تدارک دیدند که آشکارا انتظار آن را نداشتند. قابل توجه است که در دوم مارس، کییر استارمر، نخست وزیر انگلیس برای کمک به دفاع از کشورهای خلیج فارس در برابر پهپادهای تهاجمی ایران، ایدۀ «مشعشع» استخدام «متخصصان اوکراینی» را مطرح کرد. واضح است که بخش قابل توجهی از سامانههای پدافند هوایی برای محافظت از این «ناو هواپیمابر غرقنشدنی» در برابر حملات هوایی ایران به اسرائیل اعزام شده است. بنابراین، شیوخ عرب فقط میتوانند از بیدفاعی خود ابراز تأسف کنند. بطوری که یک مقام سعودی در کانال تلویزیونی الجزیره گفت: «آمریکا ما را رها کرده و سامانههای دفاعی خود را بر حفاظت از اسرائیل متمرکز کرده و کشورهای خلیج فارس را که میزبان پایگاههای نظامی آن هستند، در معرض موشکها و پهپادهای ایرانی قرار داده است».
جنبۀ اقتصادی اقدام نظامی را نیز نباید نادیده گرفت: موشکها و پهپادهای ایرانی که بسیار بزرگ یا حتی دو برابر ارزانتر هستند، علیه موشکهای گرانقیمت پاتریوت استفاده میشوند، که هر شلیک آنها میلیونها دلار هزینه دارد. ایرانیها با انعطافپذیری و تمرکززدایی، تلاش خواهند کرد تا زرادخانۀ متجاوزان را قبل از اینکه خودشان با کمبود جدی اقدامات متقابل مواجه شوند، از بین ببرند.
در یک جنگ «نامتقارن»، طرف مدافع همیشه شانس دارد و بعید است که ایرانیها از بهرهبرداری از آن طفره بروند. زیرا، کاملاً از خطرات شکست نظامی آگاه هستند. ترامپ در مصاحبه با نیویورک پست، احتمال اعزام نیروی زمینی به ایران را رد نکرد و افزود که «به احتمال زیاد» نیازی به این کار نیست. با این وجود، چنین اعزامی میتواند رخ دهد و شایان ذکر است که شایعاتی مبنی بر استقرار نیروی دلتای آمریکا در ارمنستان، آذربایجان و ترکمنستان برای حمله به خاک ایران، در گرماگرم تشدید پروازهای حملونقل نظامی آمریکا به این کشورها در ماه فوریه، که همزمان با سفر جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور آمریکا به ایروان و باکو بود، مطرح شده است. نیروهای پنتاگون در عراق به منطقۀ خودمختار کردستان در حالی اعزام شدهاند، که جناحهای نظامی و سیاسی سابقاً ناهمگون در کردستان ایران، که به دنبال غلبه بر اختلافات دیرینه بودند، برای متحد شدن در یک جبهۀ به ظاهر واحد تلاش میکنند. این نکته نیز قابل توجه است که کارشناسان آگاه در باکو آشکارا احتمال انواع عملیات در عمق خاک ایران با هدف ربودن رهبران سپاه پاسداران را که در «لیست تحت تعقیب بینالمللی» قرار دارند، مطرح میکنند و برنامههای دیرینه برای تغییر اساسی مرزهای کشورهای «خاورمیانه بزرگ» را یادآوری میکنند. علاوه بر این، احتمال پیادهسازی نیروی دریایی در جزیرۀ خارک در خلیج فارس، که ۹۰ درصد تجارت نفت ایران از آن عبور میکند، نیز امکانپذیر است. همچنین گزینههای دیگری هم مطرح است که در اجرای آنها طی دههها، تجربۀ قابل توجهی اندوخته شده است.
در هر صورت، مشارکت احتمالی همسایگان ایران در قفقاز و آسیای مرکزی در ماجراجوییهای نظامی کاخ سفید در خاورمیانه، حتی اگر فقط به عنوان یک «سکوی پرش» بسیار آسیبپذیر در برابر حملات تلافیجویانه باشد، به معنای سطح کیفیتاً متفاوت خطرات و تهدیدها، از جمله برای فدراسیون روسیه، خواهد بود.
١٣ اسفند- حوت ١۴٠۴