فرار روشنفكر از وطن ، راه حل ، يا گريز از راه حل 

جهان غرب از اسيا و افريقا به چنين ثروتى رسيده است. اين را  تاريخ مى گويد اين را همه ادبيات غرب مى گويد. روشنفكران غرب موضوع رفاه عمومى سرزمين هاى خودى را محصول غارت استعمارگران غرب از سرزمين هاى ما مى دانند و براى رسيدن به اين مهم از هيچ كوششى دريغ نورزيدند. تاريخ افغانستان مملو است از حضور بيگانگان در همه عرصه ها از نهاد سياسى تا نهاد هاى اجتماعى. يعنى نفوذ در بالاترين لايهء سياسى تا نفوذ به پايين ترين لايه هاى اجتماعى در پوشش كمك به مردم. اما سهم افغانستان از حضور بيگانگان به گواه تاريخ هيچ نبود جز ويرانى ، جنگ و فقر و كشتار قومى و پر واضح است كه محصول اين همه دخالت ها در سرزمينى كه در ضرب اهنگ زمان با زمان پيش نرفت جز كشتار و ويرانى چيزى ببار ننشاند. افغانستان هرگز بعنوان يك مستعمره اشكارا در تاريخ نقش نداشت چه كه در پنهان هزاران بار مستعمره پنهان قدرت هاى انگليس و رؤسيه تزارى بوده و تكه هاى بزرگى از خاك افغانستان با توطئه يا بى توطئه از اين سرزمين جدا گشت. اينكه در تاريخ افغانستان چه رشادت هاى صورت گرفت موضوع بحث نيست اينكه افغان ها از موقعيت ها بنفع خود استفاده نكردنند جاى بحث است.  تاريخ با اگر نوشته نمى شود و اگر در گذشته معنى نخواهد داشت بنابراين با اگر اغاز نمى كنيم. ولى مى دانيم كه شخصيت هاى روشنفكر اگاه در برهه زمان هاى مشخص تأثير گذار خواهند بود. اگاهى از بستر دانش كسب مى شود و افغانستان در بستر تاريخ هرگز آرامش را تجربه نكرده و اين موضوعى است كه بايد بدان پرداخت يعنى صورت مسئله را روشن بيان كرد و به فكر راه حل مسئله بود. اما در بستر تاريخ روشنفكران اگاه نيز مجبور به جلاى وطن شدند و انان كه بافى ماندند طعمه ديوصفتان بد معاش گشتند. از كدامين شخصيت روشنفكراگاه نام ببريم كه اگر ماندند با طناب جهالت به دار جهل كشيده نشدند و يا در غربت زندگى را وداع نگفتن.  ايا يادى و اثرى از اين روشنفكران و جايگاه انان  مى شود.  محمود طرزى امروز نامى بيگانه است. أكرم عثمان را بسختى ياد مى كنند.  خالد حسينى را چند نَفَر مى شناسند. چند نَفَر اثر ادبى همسايه ها از أكرم عثمان را خوانده. مگر نه اينكه روشنفكران يك سرزمين سهم مهمى در هويت فرهنگى ان سرزمين بايد داشته باشند پس كجايند اين أفراد. هويت فرهنگى افغانستان وأم دار كيست امروز خلاءاين  افراد توسط چه كسانى پر مى شود جايگاه دوستم كه يك شبه ژنرال شد و به چوكى قدرت تكيه مى دهد و ملاقات حضورى با سفراى فرهنگى كشورهاى اروپايي انجام مى دهددر كجاست  أيا او خواهد گذاشت كه روشنفكران افغان در مصدر أمور قرار بگيرند. دوستم بدفعات مطرح كرده كه جنگ را در افغانستان روشنفكران اغاز كردند و ما أنرا پايين داديم. أيا با حضور چنين فرد و يا افرادى در راس أمور سياسى و فرهنگى افغانستان موضوع فرار از وطن روشنفكران افغان سرانجامى خواهد داشت. ارى روشنفكر  گريزى در طول تاريخ افغانستان همواره توسط نهاد سركوبگر تكرار شده است. مى گويند انان كه تاريخ را نخواندند مجبور به تكرار ان شدند و اين تكرار تاريخ است كه روشنفكر را مى گريزاند.
                  سعيد جامعى     استكهلم سوئد