این ققنوس پیر !

ف . م سخن در سایت گویا نیوز وابسته به اصلاح طلبان فرمود : قصد نصیحت مجاهدین و حزب توده را نداریم چون این ها چنان در پوسته ی سختی به حیات زالووار خود ادامه می دهند که فانکشن های عقل سلیم را کلا از دست داده اند و حرف و سخن بر آن ها تاثیر ندارد. می ماند وظیفه ی نویسندگان آزاد و فرا حزبی وفرا سازمانی که گهگاه عملکرد تخریبگر این دو گروه را یاد آور شوند تا مردم، بر اساس عقل جمعی، راه هایی برای ایزوله کردن و خنثی کردن تشبثات آن ها پیدا کنند…

من هم میفریایم : فرمایش شما راجع به آن دو گروه صحیح … قصد نصیحت باز ماندگان سلطنتی مفت خور را نداریم و یادآوری ساواک و اعدام و شکنجه و چهار میلیارد دلار چپو شده و مفت خوری خاندان سلطنت…فقط یادتان باشد نظام سیاسی آینده ایران به صورت حزبی و سیاسی و پلورالیسم اداره میشود و در این سیستم همه مولفه های مربوط به جغرافیای ایران بسته به توانشان خواهند بود …

در چنین صحنه ای اگر کسی دنبال اشکالات بود بهتر است از خودش شروع کند . عملکرد خوب یا بد ، زمانی قابل آنالیز است که حرکتی باشد ( غلط یا درست ) و نه فرد یا کسانی که 40 سال است به جزنشستن روی تخم خودشان عملکرد دیگری نداشته اند . اگر کسانی اشتباه نداشته اند به خاطر این است که اصلا حرکتی و کاری نکرده اند که دچار اشتباه شوند مثل جنازها …

خیلی مواضع و افراد و گروهها مورد تایید من نیست ، با آنها و اعمالشان مخالفم ، نقدشان یا طنزشان میکنم … ولی در نهایت نمیخواهم و نمیتوانم حذفشان کنم . رویکرد حذفی شما تازگی ندارد . هنوز نه به بار است و نه به دار…مجاهد و توده ای حذف میشود حتما کمونیستها هم خوب نیستند ، جمهوری خواه و سکولار و بقیه های موجود هم همنوا نیستند … 2 بار در تاریخ سیاسی ایران تجربه تلخ و خونین حذف را داریم . بار اول تک حزبی کردن ایران بعد از کودتای 28مرداد توسط شاه سابق و شاهنشاه اعلام کرد : هر کس خوشش نمیاد پاسپورت بگیرد و از ایران برود ! بار دوم ظهور خمینی و حزب الله خودش…که این مورد فرق میکرد هر کس خوشش نیامد و مخالفت کرد رسما سرش را بریدند !

با همین تفکر حذفی سایت گویا نیوز جامعه ایران حداقل 100 سال به عقبگرد تاریخی ، فرهنگی، سیاسی دچار شد . بیچاره ققنوسهای پیری که بعد از یک قرن تجربه تلخ هنوز تمایلی به یادگرفتن ندارند ! جناب ف م سخن ، عملکرد سیاسی و مخرب شما تازگی ندارد و جناب سایت گویا نیوز گریه کردن با چوپان و دمبه خوردن با گرگ…اسمش سیاست نیست .

…هنجارهایی که جامعه متعارف را در زمین سیاست پراتیک تعریف می‌کنند ، می توانند وضعیت الیگارشی اجتماعی و سیاسی موجود را هم توصیف کنند . البته این بیم وجود دارد که چنین تئوری‌های هنجاری به پذیرش مضمون چنین خواست‌هایی نایل نشوند . اگر مفهوم اندیشه متعارف نتیجه نقد سیاست است و اگر نقد سیاست باید با نقد فلسفه سیاسی همراه باشد ، بنظر تز اندیشه پلورالیسم در فلسفه سیاسی می‌تواند شاخص شایستگی باشد…امانوئل رنو

اسماعیل هوشیار
28.05.2018