پیامد های منفی ،تثبیت رتبه نظامی در ساختار های کشفی…

مقدمه . خداوند ( ج) در قرآن کریم چنین می فرماید…

چند شعر کوتاه از لیلاطیبی

انسان کلام سبز ترحم، جاری از گلوی خدا بود.  از یاد برده…

افغانستان؛ سرزمین فرصت‌های از دست‌رفته

نویسنده: مهرالدین مشید از اصلاحات امان‌الله خان تا چالش‌های پس از…

بیست سال امریکا غرب و ناتو درین سرزمین بساط خون…

افغانستان از تنگناهای خونین و ویرانگر عبور داده شده و…

تمنای رهایی

رسول پویان تبسـم حال خـوش در خاطر دل می کند جاری ولی…

بیکس محمد قادر

استاد "بیکس محمد قادر" (بێکەس حەمە قادر) شاعر و نویسنده‌ی…

عشق بود آن !

امین الله مفکر امینی                        2026-22-!06 در ایــن دهری ِ مجاز مجوییـــد ومگویید…

اسلام‌گرایی؛ از رستاخیز ضد استعمار تا چالش افراطیت و امکان…

نویسنده: مهرالدین مشید مطالعه‌ای در اندیشه متفکران مسلمان و تجربه افغانستان،…

لرمانتوف نابغه سرکش ادبیات روسیه

برگردان. رحیم کاکایی «خانه من هر جا که آسمانی باشد، آنجاست...» مترجم: همپای…

افغانستان در چهار راۀ رقابت های ژیوپلیتیک و ا ستراتیژی…

نویسنده: مهرالدین مشید از عمق استراتژیک پاکستان و هند تا عمق…

جنگ های فناورانه وفکری در عصر جدید ، بررسی جایگاه…

مقدمه . إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ…

خطر متافیزیگ نادیده گرفته شد

Metaphisiker. آرام بختیاری فلسفه متافیزیک؛ رونق دین، اعتراض سکولاریسم.  نوع تفکر متافیزیکی در…

مرگ چیست؟

برهان الدین « سعیدی »  به روز مرگ چو تابوت من…

وحدت ملی و حکومت مشروع؛ میان امیدهای فردا و چالش‌های…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان بر سر دو راهی؛ وحدت ملی یا…

بیان ابراهیم

خانم بیان ابراهیم (به کُردی: بەیان ئیبراهیم) شاعر کُرد زبان…

کیف آزادی

رسول پویان لباس غـم برون از قـامت شـادی کنید هردم بـرای شادخـواری…

زنان وجهاد سیاسی علیه ظلم واستبداد

مقدمه  از دید قرآن کریم وسنت نبوی ، زنان دارای شآن…

خیزش زنان هرات؛ آزمون مردانگی فراقومی  و تجلی همبستگی ملی

نویسنده: مهرالدین مشید هتک حرمت به زنان هرات؛ پرده از سیمای…

         چه باید کرد 

چه  با ید  کرد  ها  بسیا  ر گشته  از ینکه  راه …

باسط محمد غریب

آقای "باسط محمد غریب" (به کُردی: باست حەمە غەریب) شاعر…

«
»

عامل اصلی تهاجم شوروی بر افغانستان چه کسی بود؟

بازخوانی نقش یک مأمور استخباراتی در شکل‌دهی به تصمیم‌های راهبردی یک ابرقدرت

سلیمان کبیر نوری

درین جا میخوانید:

    – ورود قوای شوروی  به همکاری پشت پرده میان ” ک جی ب”  و “سی آی ای” درافغانستان

     – نورمحمد ترکی چگونه عازم امریکا شد؟

  • امین چطور و چگونه برای ادامه تحصیلات به امریکا انتقال شد؟
  • لیاخوفسکی درکتاب خود چنین نوشته است:

درجون 1977 امین وهاشمی متهم شدند که هنگام تحصیل درامریکا با “سی آی ای ” ارتباط داشته واسنادی مبنی براینکه امین از”سی آی ای” پول میگرفت، برملا شده بود.

  • رهبر “ک جی ب” ( اندروپف ) مطابق به علاقه شخصی اش به این نتیجه میرسد که داود باید حذ ف گردد.
  • روایت جنرال گریلوف: سفیر ( پوزانوف به من گفت که نماینده ترکی( قادر) میگوید به ارگ حمله نمودیم اما موفق نیستیم. چه باید کرد؟
  •   به عقیده جنرال لیاخوفسکی فقط امین بود که شرایط را آماده کرده و نظامیان راجهت سرنگونی داود تنظیم نموده بود. آز آنجاییکه امین با “سی آی ای” همکاری داشت، کاملن واضح است که در حقیقت سازماندهنده کودتای نظامی افغانستان کی است. 
  •   یادداشت اندروپف به بریژنف  که مقدمه تهاجم به افغانستان بود
  • دو مارکسیست نما( »نورمحمد تره‌کی (رئیس‌دولت و همکار سابق سفارت آمریکا) و حفیظ‌الله امین (معاون او و ایجنت سیا).     

   – بعد ازمارچ 1979تره کی وبعدن امین به درخواست شان ازمسکوجهت ورود قوای شوروی به افغانستان ادامه دادند، درمجموع 7 درخواست ازسپتمبرتا دسمبر1979 بعمل آمده بود.

  • شگفتی جنگ شوروی در افغاستان آنست که پیروزی درآن پلان نشده بود.

***

آنچه نگارنده را بیش از هر زمان دیگری به مطالعه، واکاوی و تحلیل رویکردها، عملکردها و نقش‌آفرینی کارگزاران و بازیگران استخباراتی در تحولات سیاسی جهان معاصر برانگیخت، انتشار و بازتاب گسترده ی ویدیویی بود که به همت و تلاش‌های ارزشمند دوست فرهیخته‌ام، پروفیسور دکتر سید احمد جهش، دکترای طب و فلسفه، نویسنده، مترجم، تحلیل‌گر مسائل سیاسی بین‌المللی و از روشنگران آگاه کشور، تهیه و منتشر شد.*

    دکتر سید احمد جهش همواره با دقت نظر، ژرف‌نگری و پژوهش‌های پیگیرانه، توانسته است به زوایای پنهان بسیاری از رخدادهای سیاسی و تاریخی دست یابد؛ موضوعاتی که در بسیاری موارد از دید پژوهشگران و تحلیل‌گران به دور مانده‌اند. ویژگی برجسته کار پژوهشی ایشان، کنجکاوی علمی، پشتکار مستمر و نگاه نقادانه به منابع تاریخی و سیاسی است؛ ویژگی هایی که سبب شده‌اند تا به برخی از ناگفته‌ها و رمز و رازهای کمتر افشاشده تاریخ معاصر دست یابند.

در همین راستا، آقای دکتر جهش با بهره‌گیری از دو ویدیوی مستند برگرفته از برنامه روسی «رازهای تاریخ  (Zagadkaya Istoriya) »، مطالب مهمی را از زبان روسی ترجمه و در قالب یک ویدیوی شنیداری، همراه با روایت و صدای خویش منتشر کرده اند. این اثر، افزون بر ترجمه و روایت، با ارائه اسناد و مدارک تصویری مستند همراه بوده و از همین‌رو، توجه گسترده مخاطبان را به خود جلب کرده است.

   حدود یک هفته پس از نشر این ویدیو، هنگامی که به شمار گسترده بینندگان و استقبال قابل توجه مخاطبان توجه کردم، بیش از پیش به اهمیت موضوع پی بردم. همین امر مرا بر آن داشت تا این روایت کمتر شنیده‌شده از دوران تقابل ابرقدرت‌های جهانی و نقش تأثیرگذار یک عنصر استخباراتی در روند تصمیم‌گیری اتحاد شوروی درباره افغانستان را که توسط محترم دکتر جهش برگردان و بازخوانی شده است را در قالب نوشتار درآورده و در دسترس پژوهشگران، دانشجویان و علاقه‌مندان علوم سیاسی- روابط بین المللی و تاریخ معاصر قرار دهم.

چطوراندروپف اتحاد جماهیر شوروی سوسیالستی را به جنگ افغانستان کشانید

    ورود قوای شوروی  به همکاری پشت پرده میان ” ک جی ب”  و “سی آی ای” درافغانستان

     در25 دسمبر 1979 اتحاد شوروی قوای محدود نظامی اش را وارد افغانستان کرد.

 امروز؛ چگونگی اتخاذ تصمیم فرستادن قوا توسط حلقه ی محدود بیروی سیاسی خوب معلوم است؛؛؛ اما وقایعی که قبل ازاین رویداد به وقوع پیوسته است، ازنظرمحافل وسیع اجتماعی پنهان مانده که عادلانه نمی باشد، زیرا توضیح آن وقایع اشاره به همکاری پشت پرده میان ” ک جی ب”  و “سی آی ای” درافغانستان میکند.

    اکنون ما مسایلی را به بررسشی می گیریم که نشان میدهد اداره اندروپوف هدفمندانه به رهبری اتحاد شوروی معلومات نادرست را ارایه میکرد.

 نورمحمد تره کی و حفیظ الله امین اشخاص کلیدی وقایع بودند که باعث ورود قوای شوروی به افغانستان شدند. هردونفردررهبری دولت به نوبت، سمت منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دیموکراتیک خلق افغانستان را به عهده داشتند.

 نورمحمد ترکی چگونه عازم امریکا شد؟

    در1952 “ژورنالست تره کی” منحیث سکرترمطبوعاتی سفارت افغانستان عازم امریکا شد.

در 1955 تره کی به کابل برگشته به مثابه همکارهیئت دیپلوماتیک امریکا مدت 8 سال ترجمان سفارت امریکا در کابل بود.

امین چطور و چگونه برای ادامه تحصیلات به امریکا انتقال شد؟

    امین بعد ازکسب آموزش دریکی ازلیسه های کابل، معلمی میکرد؛ اما درسال1957 مورد توجه امریکائی ها قرارگرفته به اوامکان تحصیل رایگان درامریکا داده شد.

امین 28 ساله به امریکا رفته از 1957 الی 1965 دراولین  یونیورستی کولمبیا و بعدن در یونیورستی “ویسکانسین” تحصیل نمود.

 قابل توجه است که در1958 همرای امین دریونیورستی کولمبیا محصلین شوروی به نامهای الیگ کلوگین جنرال آینده “ک جی ب” که درسال 2002  به خاطر خیانت به وطن محکوم گردیده بود، و “الکساندر یکوولف” طراح آینده پریسترویکه تحصیل میکردند.

مسئله ی استخدام امین توسط امریکائی ها چیزپنهان نبود. چنانچه پژوهشگرجنگ افغانستان جنرال لیاخوفسکی درکتاب خود چنین نوشته است:

       درجون 1977 امین وهاشمی متهم شدند که هنگام تحصیل درامریکا با “سی آی ای ” ارتباط داشته واسنادی مبنی براینکه امین ازسی “آی ای” پول میگرفت، برملا شده بود. اما امین درآنوقت توانست به شکلی ازاتهام شانه خالی کرده اظهارنماید که جهت ادامه تحصیل به پول ضرورت داشت ومصلحین با “سی آی ای “پیوسته بودند تا پول بدست آرند”.

معلوم نیست که چرا تره کی و امین بعد ازتماس نزدیک ومتمادی با امریکائی ها به کمونیست – مارکسیست های معتقد تبدیل شدند.

    در 1965 تره کی ازترجمانی سفارت امریکا درکابل سبکدوش شده وبه تشکیل حلقه های مخفی مارکسیستی درافغانستان پرداخته و بعدن جهت ملاقات با مسئولان کمیته مرکزی حزب کمونست به اتحاد شوروی سفرنمود.

     تره کی پس ازعودت، ازشوروی، با مامور “ک جی ب ” درکابل تماس غیررسمی داشت.

حسن کاکر که تره کی را شخصن می شناخت نوشته است که تره کی قبل ازرقتن به امریکا هیچ نوع خصلت کمونیستی نداشت، اما پس ازعودت ازامریکا وترجمانی درسفارت امریکا، ناگهان کمونست شد.

    در سال 1965 تره کی درتاسیس حزب دیموکراتیک خلق افغانستان اشتراک نمود. به زودی کمونیست دیگری  بنام حفیظ الله امین شامل حزب شد. اما بعد ازدوسال، حزب به دوفراکسیون خلق وپرچم تقسیم گردید. دعوا بین خلق وپرچم ادامه داشت، ولی انقلاب برضد شاه منفور(ظاهرشاه) به وقوع نه پیوست.

    درسال 1973درافغانستان کودتا شد. ظاهر شاه توسط پسرعمویش محمد داود سرنگون گردید. کشور جمهوری اعلان شد.

گرچه داود ازنظرخونی مربوط خانواده شاهی بود، ولی علاقه به نظام سوسیالستی داشت. ازاینرو درافغانستان، ملی سازی موئسسات بزرگ وبانک ها شروع شد. زمین های اضافی از مالکین آن گرفته شد.

     اتحاد شوروی اولین کشوری بود که جمهوری افغانستان را به رسمیت شناخت. روابط دوجانبه شروع به بهبودی نمود. در 1975 داود مشاورین نظامی شوروی رابه افغانستان دعوت کرد. جنرال گریلوف که در نیمه دوم سالهای 1970 سرمشاورنظامی درافغانستان بود، میگوید که داود برایم گفت:

” دشمن اصلی ما پاکستان است که امریکا اورا کمک ودرتمام موارد ضد افغانی اورا پشتیبانی میکند”. 

روابط داود به همکاری نزدیک اتحاد شوروی گره خورده بود، ولی ازمکنونات قلبی اش چیزی  نمیتوان گفت. رابطه او با اتحاد شوروی، با مشاورین نظامی ومردم ما بسیارخوب بود، اما بعد ها طبق اطلاعات اورگان های کشفی، فهمیدیم که او با امریکائی ها تماس برقرارکرده است. این اطلاعات خاص ومخفی مربوط حلقه های جاسوسی بود ومااحساس نمی کردیم که اوبه کشوردیگری جهت گیری کرده باشد.

    توجه نمائید برآنکه، روابط داود با اتحاد شوروی کاملن عادی وسازنده است، ولی جاسوسانی مصرانه تلقین میکنند که داود با امریکائی ها درتماس است. گرچه این کاربطورعینی به مفاد اونمیباشد.

جنرال گروموف کسیکه بیشتراز5 سال درافغانستان جنگیده است بخاطرمی آورد که: ” افسران کشف خارجی “ک جی ب ” کاربزرگی را پیش میبردند… صرف نظرازآنکه اداره کشف خارجی  دارای موقف خاص بود. قوماندانی نظامی درکابل با معلومات همکاران اداره مذکور روش محتاطانه داشت چه سمتگیری آنها بیشتربه منافع خودشان بود ودرتلاش با دفاع ازحیثیت یونیفورم؛ افراد کشف خارجی بعضن معلومات رادیوئی وفوتوهای فضائی را طوری تفسیرمیکردند که نتیجه گیری آمرین مسکورا تائید کند “.

رهبر “ک جی ب” ( اندروپف ) مطابق به علاقه شخصی اش به این نتیجه میرسد که داود باید حذ ف گردد.

  چنین برمی آید که رهبر “ک جی ب” ( اندروپف ) مطابق به علاقه شخصی اش به این نتیجه میرسد که داود باید حذ ف گردد. ازاین روجاسوسان به جمع اوری معلومات منفی درمورد داود شروع میکنند.

 داود در27 اپریل  1978با یک کودتای نظامی سرنگون گردید.

 رول عمده را درانقلاب اپریل شخصیت های ح د خ ا ( تره کی وامین ) بازی نمودند. جالب ترانکه اگرکمک طرف شوروی نمی بود کودتا ناکام می شد.

روایت جنرال گریلوف: سفیر ( پوزانوف به من گفت که نماینده ترکی( قادر) میگوید به ارگ حمله نمودیم اما موفق نیستیم. چه باید کرد؟

 دراین ارتباط جنرال گریلوف چنین روایت میکند :

 ” سفیر(پوزانوف ) به من گفت که نماینده تره کی ( قادر) میگوید به ارگ حمله نمودیم اما موفق نیستیم. چه باید کرد؟ “

 گفتم ” اجازه دارم که مشوره بدهم؟”:

   ” بلی”  اوبه من اجازه میدهد با قادر سخن بزنم.

قادررهبری عملیات نظامی را به دوش داشت. من برایش میگویم: ” عساکررا ازقصردورکرده ضربات هوائی وارد کنید “. بعد ازضربات، گروهی ازافسران بداخل قصرهجوم بردند.

داود همه فامیل ونزدیکان خود را درقصرجمع نموده بود. وقتیکه افسراردوی افغانستان به ایشان گفت که:

” تسلیم شوید”، پسرعموی داود بالای افسرمذکورفیرنمود. درآنوقت گروپ 5-6 نفرازسربازان که بداخل نفوذ کرده بودند داود، فامیلش وهمه را کشتند.

کودتای نظامی برای طرف شوروی غیرمترقبه بود. ولی وقتی معلوم گردید که توطئه گران موفق نیستند، سفیرپوزانوف درحقیقت به جنرال گریلوف وظیفه میدهد تا رهبری کودتا را بدوش گیرد، چیزیکه باعث پیروزی گردید.

واضح است که پوزانوف شخصن نمیتوانست چنین تصمیمی را اتخاذ نماید واین به معنی آنست که مسکوبرای حذف داود رضایت داشت.

به عقیده جنرال لیاخوفسکی فقط امین بود که شرایط را آماده کرده و نظامیان راجهت سرنگونی داود تنظیم نموده بود. آز آنجاییکه امین با “سی آی ای” همکاری داشت، کاملن واضح است که در حقیقت سازماندهنده کودتای نظامی افغانستان کی است. 

به عقیده جنرال لیاخوفسکی فقط امین بود که شرایط را آماده کرده و نظامیان راجهت سرنگونی داود تنظیم نموده بود. آز آنجاییکه امین با “سی آی ای” همکاری داشت، کاملن واضح است که درحقیقت سازماندهنده کودتای نظامی افغانستان کی است.

 قدرت را شورای انقلابی افغانستان بدست گرفت. تره کی سمت های ریاست شورای انقلابی وحکومت را، و امین معاونیت تره کی و وزارت خارجه را به خود تخصیص دادند.

افغانستان را جمهوری دیموکراتیک با هدف اعمارسوسیالیزم اعلان نمودند.

بعد ازچند روز اتحاد شوروی و ایالات متحده امریکا قدرت نوین افغانستان را به رسمیت شناختند.

بدین ترتیب چه اتفاق افتاد؟

»نورمحمد تره‌کی (رئیس‌دولت و همکار سابق سفارت آمریکا) و حفیظ‌الله امین (معاون او و ایجنت سیا) ، دو مارکسیست‌نمایی بودند که در بحرانی‌ترین لحظاتِ شکستِ توطئه‌شان، مسکو را به مداخله نظامی کشاندند. اما پرسش این است: این اقدام شوروی حماقت بود یا خیانت؟ قطعن در رهبری KGB و کمیته مرکزی حزب کمونیست، افراد کودنی حضور نداشتند. پس آن‌ها با علم به اینکه تره‌کی و امین مهره‌های آمریکا هستند، عمداً این دو نفر را به قدرت رساندند. اما کرملین با چه هدفی دست به این بازی خطرناک زد؟«  

   در اگست  1978 کروچکوف وکلوگین به افغانستان آمده با تره کی وامین ملاقات نمودند. به زودی درماه سپتمبرمسئولین دولت به جامعه عنعنوی اسلامی حمله ورشده ملاها را دشمن دولت اعلان کردند.  

 حقوق زن ومرد را مساوی ساخته حد اقل سن ازدواج دختران را ( 16) سال تعیین نمودند. ازدواج های اجباری وطویانه را ممنوع اعلان کردند.

 اسلامگرا یان آغازبه شورش نمودند. آشوب وهرج ومرج خونین درقطعات عسکری به وقوع پیوست.

 تره کی مطابق عنعنه شرقی ازجنرال گریلوف تقاضای کمک زمینی وهوائی نمود.

قبلن درسال1975 درزمان داود به تعداد 500 نفرارمشاورین نظامی شوروی درافغانستان وجود داشتند؛ امادرعملیات محاربوی اشتراک نمی کردند.

دقیقن تره کی از ما میخواست تا ما به مقابل آشوبگران که خودش آنها را برضد خود تحریک کرده بود داخل جنگ شویم.

     جنرال ورینیکوف که ازسال 1984الی1989 درافغانستان بود درخاطرات خود نگاشته است که:  

   این امریکائی ها بودند که به ورود عساکرمابه افغانستان خیلی علاقه داشتند. واشینگتن آنچه درتوان داشت ازطریق “سی آی ای” کوشش کرد تا ورود صورت گیرد.

     در 17 مارچ 1979 جلسه بیروی سیاسی جهت بحث درمورد تقاضای تره کی دایرشد. درجلسه (کریلنکو) سکرتر کمیته مرکزی بیانیه داده گفت که:

 ” سوال به میان می آید اگرعساکررا به آنجا بفرستیم آنها با کی خواهند جنگید؟ با آشوبگران که تعداد زیاد اسلامگرایان با ایشان پیوسته اند، همه مسلمان و تعداد کثیری ازمردم عادی در بین شان هستند یعنی در مجموع با مردم باید جنگید.”.

 در جلسه ازارتباط تره کی وامین با امریکائی ها چیزی گفته نشد. درحالیکه اندروپوف که درجلسه حاضربود دراین مورد خوب میدانست، باآنهم بعضی ازاعضای بیروی سیاسی درمورد چیزهای نامناسبی مظنون بودند. چنانچه کسیگین چنین گفت: ” به هرصورت هرچه که بگوئید تره کی وهمچنان امین ظاهرن مردمان خوب اند، ولی با آن هم آنها چیزهایی را ازما پنهان میکنند و آنکه علت چه میباشد دانستنش برای ما مشکل است “.

 درجلسه فیصله گردید تا قوای نظامی به افغانستان فرستاده نشود، بل  به افغانستان کمک تسلیحاتی ومواد خوراکه صورت گیرد.

بعدازآنکه بیروی سیاسی ازفرستادن قوای نظامی به افغانستان امتناع ورزید، “ک. جی. ب.” به شدت اوضاع را درافغانستان بی ثبات ساخت تا رهبری حزبی رامجبوربه گزینه فرستادن قوا بسازد.

      د رتابستان  1979 چهار وزیرجوان طرفدارتره کی ( گلاب زوی، مزدوریار، وطنجار، سروری ) به اصطلاح گروه چهاررا که اکثر  آن ها را   باند چهارنفری میگفتند، تشکیل داده و قاطعانه برضد امین که قدرت بزرگ حزبی و دولتی را درکنترول خود گرفته بود اقدام نمودند.

مشاورریاست عمومی امورسیاسی اردوی افغانستان جنرال زپلاتین به ارتباط گروه چهارچنین بخاطر میآورد:

 ” نزاع مرگبارتره کی وامین، اقدام مکرر به کشتن امین، ایجاد شورش درگارنیزون های اردو که هیچ کدام بدون استشاره “ک جی ب” به وقوع نه پیوسته است به وجدان آنها مربوط است.

من اکنون بعد از 20 سال فهمیده نمیتوانم که چرا نمایندگان خدمات خاص ما درکابل این نفاق افگن ها را تحت مراقبت داشته معلومات نادرست را درباره اوضاع اردوی افغانستان ازایشان گرفته به رهبران شوروی انتقال میدادند. و بالاخره وقتی ” گروه چهار”  کاملن ورشکست شد به شکل مخفی به اتحاد شوروی انتقال داده شد”.

    درسپتمبر 1979 ترسایی عملیات “ک. جی. ب.” درکشاندن اتحاد شوروی به تلک افغانستان بالای خط مستقیم پایان خود قرارگرفت. قرارشنیدگی به سترجنرال پاولوفسکی، جنرال “ک. جی. ب.” ایوانوف و مشاورعمومی جنرال گریلوف هدایت داده شده بود که با تره کی وامین صحبت نموده آنهارا آشتی دهند.

   به تاریخ14 سپتمبرفرستاده های شوروی به دفترکارتره کی حضور بهم رسانیدند. پوزانوف مقصد ملاقات را توضیح داده خواهش نمود تا امین را به مجلس دعوت نمایند. امین به قصرآمد، ولی بالایش حمله صورت گرفت. سریاورتره کی کشته ویاورامین شدیدن مجروح گردید. صحبت صورت نگرفته و وقایع خصلت برگشت ناپذیرکسب نمود.

 روز بعد امین با اتکا به گارنزیون کابل تره کی را ازرهبری مملکت تجرید ساخت.

    به تاریخ 16 سپتمبردرابتدا جلسه شورای انقلابی وبعدن پلنوم کمیته مرکزی “ح د خ ا” دایر شده، تره کی ازریاست شورای انقلابی ومنشی عمومی کمیته مرکزی “ح د خ ا” برطرف گردید وحفیظ الله امین به اتفاق آراء به همه این مقامها انتخاب شد. واضح است که تره کی ترورامین را تدارک نه دیده بود. دیوانه باشد کسی اگربخواهد درحضورفرستاده های شوروی امین را به قتل برساند.

 توطئه به وسیله ی “ک جی ب”  به کمک ایجنت هایش درباند چهارنفرکه بعدن مخفیانه به شوروی برده شدند صورت گرفت.

تره کی که امین او را مقصرقصد ترورش میدانست بعد ازخلع قدرت کشته شد. ماجرا به نقطه اوجش رسید زیرا برژنف امنیت تره کی را تضمین نموده بود ولی اورا به قتل رسانیدند.

لیونید ایلیچ این را به خود توهین تلقی نمود، برای سایر کشور ها چه خواهند گفت؟ مگربه برژنف میتوان اعتماد نمود؛؛؛ درحالیکه وعده اش درمورد حمایت ودفاع چیزی دیگری به جزکلیمات میان تهی باز هم چیزی نمیباشد؟

بعد ازمارچ 1979تره کی وبعدن امین به درخواست شان ازمسکوجهت ورود قوای شوروی به افغانستان ادامه دادند، درمجموع 7 درخواست ازسپتمبرتا دسمبر1979 بعمل آمده بود.

    بعد ازمارچ 1979تره کی وبعدن امین به درخواست شان ازمسکوجهت ورود قوای شوروی به افغانستان ادامه دادند، درمجموع 7 درخواست ازسپتمبرتا دسمبر1979 بعمل آمده بود.

بگفته ی جنرال گریلوف ” اندروپف توانست “گرومیکو” را متقاعد سازد ولی اوستینوف با اندروپف کنارآمد، آنها رفقای قدیمی بودند.

بعد ازقتل تره کی اندروپف، گرومیکو  و اوستینوف توانستند برژنف را دراتخاذ تصمیم متقاعد سازند.

قراریکه جنرال میوروف معاون قوماندانی عمومی نیروهای زمینی به خاطرمیآورد:

” درجلسه بیروی سیاسی اگارکوف فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح را احضاروامرکردند تا یک نیروی 75 هزارنفری را آماده سازد. اگارکوف مخالفت کرده گفت ” ما تمام اسلام ایزم شرق را برضد خود می شورانیم وازنظرسیاسی درتمام جهان بازنده میشویم”. اندروپف سخن او را قطع کرده گفت :      

” مصروف امور نظامی شوید! سیاست کارما، حزب ولیونید الیچ است “.   

موضوع مهم دیگرآنست که اگرنیروهای شوروی جهت کمک به رهبری افغانستان داخل مملکت شود، ورود کافران تنها باعث عکس العمل خصمانه بنیادگرایان اسلامی خواهد شد. اما اگر ورود قوا شباهت به اشغال افغانستان توسط نیروی اشغالگرخارجی داشته باشد، باعث خشم ورنجش اکثریت قاطع مردم میگردد. هرقدرکه خشم مردم برضد اشغالگران زیاد باشد به همان اندازه برخورد شدیدترصورت میگیرد، بناا تصمیم گرفته شد تا امین حذف گردد. اما بیروی سیاسی امر آغازعملیات را نداد، ممکن استدلال جنرال های اردوباعث شک وتردید شده باشد، ازاینرو در (ک جی ب ) فیصله نمودند تابزرگان حزبی را تحت فشارقراردهند.

یادداشت اندروپف به بریژنف که مقدمه تهاجم به افغانستان بود   

    دراوایل دسمبر1978 اندروپف یادداشتی را به بریژنف فرستاد که مقدمه تهاجم به افغانستان بود. دریادداشت تذکررفته بود که امین ایجنت  سیا مخفیانه وبه تنهائی دررستورانت های خارج شهربا کارمند سفارت امریکا ملاقات میکند، توطئه میبافد وپلان حمله آمریکا به افغانستان را مورد بحث قرارمیدهد. کشتی های امریکائی با عساکرشان به سواحل پاکستان نزدیک شده میروند.عساکربه ساحل دیسانت شده رهسپارافغانستان میشوند. البته این یک محاسبه جعلی بود ولی اجرا گردید تا این نوع معلومات در مورد امین نزد بریژنف باعت هیجان شدید عاطفی گردد. توقع برآورده شد. معلومداراگرلیونید الیچ تحت تاثیرتابلت های ادویه مخد رنمیبود، اومیتوانست سوال کاملن منطقی رامطرح نماید.

اگرایجنت سیا درمدت سه ماه هفت مرتبه ورود قوای شوروی را به افغانستان خواهش مینماید چنین معنی میدهد که سیا میخواهد تا نیروهای ما داخل افغانستان شود بناا این را نباید انجام داد.

    در8 دسمبر 1979 اندروپف جعل دیگری را به خورد بیروی سیاسی داد که گویا جاسوس سیا درترکیه میخواهد امپراتوری بزرگ عثمانی را بسازد که شامل جمهوریت های جنوبی اتحاد شوروی  باشد همچنان امریکائی ها میخواهند درافغانستان سلاح اتومی را جابه جاکنند.

تصمیم نهائی درمورد ورود قوا به افغانستان بتاریخ 12 دسمبر1979 درجلسه بیروی سیاسی اتخاذ گردید، روز بعد اماده گی جهت تهاجم آغازشد.

27 دسمبر1979 قصرامین درکابل باهجوم نیروهای خاص ( گ.ر.او.) و ( ک. ج.ب. ) تسخیرو امین کشته شد. روزبعد ببرک کارمل مرحله دوم انقلاب را از رادیو اعلان کرد.

نیروهای شوروی درگارنزیون ها جابجا شده، الی 15 فبرری 1989 جنگیدند وبیشتراز 15 هزار کشته دادند.

شگفتی جنگ افغاستان آنست که پیروزی درآن پلان نشده بود.

///

*

منابع:

Как Андропов втянул СССР в Афганскую войну – YouTube  

برگردان ازروسی توسط دکتر سیداحمد جهش.

گرفته شده ازمنبع نشراتی  “زگاد کایه ایستوریه” ( رازهای تاریخ ).