بزم آسمان
رسول پویان زمـیـن مهــمان بـزم آسـمان بود اگرمه لحظه یی از دل نهان بود شـراب سرخ افـشـانـیـد بـر مـاه خراب ومست خورشیدجهان بود چــو آبـی و بـنـفـش نـور بلـعـیـد ازین رو ماه کامل لاله سان بود نـه دیـو آمـد نـه ببر و اژدها یی اگرچه صورت مه خونفشان بود ز جـور خـونچـکان تیـغ انـسـان زچـشم…
بیشتر بخوانید