تولدی دوباره
رسول پویان دوباره؛ آری! در بهارانِ سرمدی- هستی، دوباره تولد شدیم؛ در آزادی و- وحدت جاودانه. ای! غبارهای کهن؛ و ای! دردهای دیرین؛ کوچ کنید، از دامن دل ها. در آغوش چشمۀ حقیقت، دیگر نیست، جایی، برای تردید، تحیّر و ابهام. دستان ما، چونان، گره خورده اند، محکم، تا جاودانگی بخشند، پیوند و یگانگی را.…
بیشتر بخوانید