آزاده
نگاهت را برویم کن ، زتصویرم چه میخواهی سفراز صدق بسویم کن،زتزویرم چه میخواهی اگر کاسه ای صبرت را، شکستاندم،ببخش جانا به نزد دوست واغیاران، زتحقیرم چه میخواهی همی خواهی لبانت را، بخود پیمانه بنمایم بریز درآن می نابت ، زتشهیرم چه می خواهی مرا بگذار چو آهویی، بگردم در بیابان ها توای صیاد…
بیشتر بخوانید










