غم نامه
در آن ویرانه جغد شب سرود مام میخواندز گلهایی که گشته پر پر و ناکام میخواندزآن گلگون کفن هایی که سر تاج وطن بودندبه مرگ آن جوانان چشم بادام میخواندبه یاد روزگارانی که ویرانه بهشتی بودز ایامی که نی غم بود، وقتِ شام میخوانداز آن ماتمسرایی که جهنم در بغل داردبه رقص شعله ها با…
بیشتر بخوانید









