ایّام شمایید …
غزلی نوروزی نویسنده: پیرایه یغمایی نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید! آن صبح نخستین بهاری که ز شادی میآورد از چلچله پیغام، شمایید! آن دشت طراوتزده آن جنگل هشیار …
بیشتر بخوانید
غزلی نوروزی نویسنده: پیرایه یغمایی نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید! آن صبح نخستین بهاری که ز شادی میآورد از چلچله پیغام، شمایید! آن دشت طراوتزده آن جنگل هشیار …
بیشتر بخوانید
بلبل ز خوشی به نغمه خوانی ست فصل طرب است و شادمانی ست در باغ شگفته رنگ رنگ گل سرخ است و سپید و ارغوانی ست در دامن دشت کار لاله از داغ جگر شرر فشانی ست نوروز به ملک ماست ممنوع آن جشن که روز مهربانی ست از حجله عروس گل برون شد بنگر،…
بیشتر بخوانید
دکتر عارف پژمان ز پشت پنجره ، دیشب ، کسی صدایم زد کسی به شعلهء شمعی، غبار روبی کرد کسی زکلبهء متروک، سیل غم را شست کسی به قصهء تنهایی خدا خندید **** چه کس به کلبهء متروک روبرو، برگشت چه کس به غمکدهء نبش کوچه ، باران برد چه کس ز بالکن همسایه، کوچه…
بیشتر بخوانید
رسول پویان زهـی که نـوروز پـرافـتـخـار می آید عـروس نـاز طـبـیـعت، بهـار می آید چراغ لاله به دشت ودمن شودروشن دوبـاره نـرگس خندان بـه بار می آید شکوه نوروز دیرینه جشن دهگانست که روح تازه یی در کـشتزار می آید زمین زخواب زمستان می شود بیدار زمـان هـلـهــلـه و کار و بـار می آید به…
بیشتر بخوانید
شعریکه درد مردم و کشور در آن نبوُد حرف از یتیم وبیوه و ابتر در آن نبود شعری که از جفای خفاشان نه اش سخن نی هم اشاره اش به اجیران چون لجن شعری که از اسارت یک ملت حزین حرفی نه راند آن و خموشی در آستین در آن غزل که نی ز غم…
بیشتر بخوانید
رسول پویان طالب نمـاد تیرۀ شـب هـای کـشور است تاریک دلی که دشمن خورشید باوراست در کشتزار عقل و خـرد خـار آفت است فـرزانـه کـش جـاهــلِ ضـد مـنـور است آزادی بـیــان شـده در زیــر پـای جــور در چشـم تیز بین قـلـم نیش خنجـر است حق حـریـم امنِ خصوصی شـده خـراب گـرگان رهـا و خانـۀ مـردم…
بیشتر بخوانید
چه ستمگار هستید وحشی ها گند درافکار هستید وحشی ها می کُشید خلق عیان و پنهان بسی خونخوار هستید وحشی ها لواطت پیشه وآن دشمن زن قوم بد کار هستید وحشی ها بوی بگْرفته شبش خانه لباس چون لجنزار هستید وحشی ها منعِ اصلاح سر و ریش ز مرد چون پشم بار هستید وحشی ها…
بیشتر بخوانید
محمدعثمان نجیب سحر در قاموسِ شب نیست آنجا که منم خُفتهی بالینِ مرگ اند همه آنجا که منم جزء دیو و دَدْ حاکمی نیست آنجا که منم قصهپردازی غیر از خیالات نیست آنجا که منم جاهلان و جاعلان همه ارگنشین آنجا که منم عاقلان و آگاهان همه در بَنْد و زنجیر آنجا که منم هی…
بیشتر بخوانید
رژنگ، دوماهنامۀ ادبی، هنری و اجتماعی نویدنو، دورۀ اوّل/ سال سوّم/ شمارۀ 22 بهمن و اسفند 1400 با آثاری از:ب.آبتین/ ا.ه.ابتهاج(سایه)/ ع.اردلان/ م.الفت/ اُمید/ م.امیدی/ ب.برِشت/ پ.پرستویی/ ع.جعفری(ساوی)/ د.جلیلی/ ب.حسنزاده/ ق.حیدر/ ش.دادگستر/ ع.ا.راشدان/ ه.رحمانی/ ر.رسولی/ ب.زمانی/ آ.زیس/ م.ر.شفیعیکدکنی/ پ.شهریاری/ ا.طبری/ م.عاطفراد/ ه.عبّاسی/ ع.قنبری/ پ.کوزینسکی/ ج.کوشآبادی/ د.ع.کولاییان/ ع.مجتهدجابری/ ف.مسعودی/ ب.مطلّبزاده/ پ.مقدّسی/ ف.منتظرظهور/ س.منتظری/ ح.موسوی/ م.مهرآور/ ن.میر/ ر.نامور/ م.نوری/ ت.واحید/ ل.هیوز/ پ.یغمایی/ ن.یوشیج و دیگران… منتشر شد.…
بیشتر بخوانید
رسول پویان بگشای دیدگان که جهان جای دیگر است درشرق وغرب منزل ومأوای دیگراست بـرهـم خــورد نـقـشــۀ دیــروزۀ جــهـان چندین بلاکِ قدرت و همتای دیگر است سـرمـایـۀ جهان شـده در قـیـد چـنـد فـرد آیـنـده رزم پایـیـن و بـالای دیـگـر است سـرمـایـه اژدهــا شده و دم کـشـد زمیـن هردم به فکرطعمه وشوربای دیگراست تـوفـان بحــر و…
بیشتر بخوانید
گرامیداشت ازهشتم مارچ روز همبستگي زنان جهان من صدای آن زنی کاو در میان آتش است شعله ها بس سرکش است میکشد فریاد و گوید جانیان سوزد تنم من صدای آن زنم من صدای آنکه از ظلم و ستم جان میدهد آه چه ارزان میدهد چون که او ارزش ندارد در وطن در مأمنم من…
بیشتر بخوانید
موجود شگرف زندگانی چهبود تو بگو اگر بدانی پرسی اگر این ز من بگویم زن باشد و این انیس جانی آن کو به چمن همیشه بلبل وصفش بکند به نغمه خوانی اطفال فرا گرفت ازو درس با لفظ نکو و خوش بیانی تربیه به دامنش گرفته ست ارباب معارف و معانی هرکس که کند به…
بیشتر بخوانید
رسول پویان چشم مستی ساغـر صهبای دل بـا نگاهی پـر کـنـد مـیـنای دل بوی گیسویی رسد از دوردور حلـقه هـا می افکند در پای دل بیکـران گـردیـده ابحـار خـیال عالـمی گـم گشته در پهنای دل رقصِ مژگانِ فضای سرمه سا پر هـوای نغمه و غـوغـای دل جلـوگاه سـیـرت خـوبـان شــده بـزم شــوق انجـمـــن آرای دل…
بیشتر بخوانید
چه مرگبار حالتی چه تیره گي و ذلتی به گوشها نمیرسد ، صدای زار ملتی صدای گریه های ما، صدای این زمانه است زخلق ماست جوی خون ،که هرطرف روانه است ز مرگ و نیستی بسی ،در هر گذر نشانه است نه آنکه بشنود صدا،نه گوش باز و همتی چه مرگبار حالتی چه تیره گی…
بیشتر بخوانید
آرام بختیاری شکاکی، سیستمی فلسفی انتقادی است؟ شکاکی جریانی است ذهنی، ایده آلیستی، نسبی، و شکلی از فلسفه آگنوستیکی و لاادری. شکاکی یونانی انعکاس نظری و محصول جریان زوال و انحلال جامعه و نظام برده داری زمان باستان. آنها میگفتند حقیقتی وجود ندارد و جهان غیرقابل شناخت است و شناخت غیرممکن است. برای احساس رضایت…
بیشتر بخوانید