ورود ابر هاى سياه بى باران
نوشته نذير ظفر ابر هاي سياه بي باران اسمان را گرفت در دامان شد كلاغان برقص هر سويي عند ليبان فراري از بستان چهره باغ بي نمك گرديد تا تبر كرد اقامه اي اذان قامت سرو در زمين افتاد هيزم است در مفاد گلخنيان همگي خفته در…
بیشتر بخوانید