دریا تری ز دریا
دریاتری ز دریا، تا می کنی خروش ای کوه تر ز کوه ! چرا یی چنین خموش ؟! در ره هزار غم اگرت می کند پریش جای گزیر نه، مگردان عنان خویش! بیرون شو از ملال و برون آی از سکون پیوسته جزرها اگرت هست سر مپیچ! خورشید اتفاق بر آینده تر برآی!…
بیشتر بخوانید