پیام شادباش رفیق سلطانعلی کشتمند

پیام شادباش رفیق سلطانعلی کشتمند، از بنیانگذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، عضو بیروی سیاسی ح د خ ا و صدراعظم جمهوری دموکراتیک افغانستان، به مناسبت سالگرد بنیان گذاری حزب، بر نقش تاریخی پرچمیها در پاسداری از وحدت حزبی و ضرورت همبستگی نیروهای ترقیخواه در شرایط کنونی افغانستان و جهان تأکید میورزد. این پیام بازتابدهندهٔ وفاداری اصولی به آرمانهای چپ و میراث مبارزات حزب میباشد.
با درودها، پیام شادباش من به شرکتکنندگان همایش:
خوشنود و سپاسگزارم از اینکه برای من هم این فرصت میسر گردید تا بار دیگر در حضور جمعی از رفقای همرزم و خطاب به آنان، گفتههای چندی را در میان بگذارم.
بایسته است گفت که انتخاب زمان برای برگزاری این همایش، همزمان به مناسبت سالگرد خجستهٔ بنیادگذاری حزب دورانساز ما، حزب دموکراتیک خلق افغانستان (منظور بخش پرچمیهای حزب)، بسیار بهجا است.
نخستین کنگرهٔ حزب برای آن، در نخستین روز سال میلادی (سالنامهٔ پذیرفتهشده در بیشتر بخشهای جهان)، در فضای وحدت، همبستگی و همگرایی برگزار شد تا این رویداد برجسته پیوسته به یاد همگان بماند و از آن به نیکی یاد گردد. سپاسگزارم از شما، رفقای همرزم، که این عنعنهٔ پسندیده را به اینگونه، با اعلام همبستگی، همگرایی و پیوستگی بخشهایی از پرچمداران راستین حزب، بهجا میآورید.
وحدتطلبی واقعی بر پایهٔ اصول پذیرفتهشدهٔ اندیشهیی ما، کاری است که پرچمیها با رهبری خردمندانهٔ زندهیاد ببرک کارمل پیوسته بر آن تأکید میورزیدند و چنان عمل میکردند. چنانکه در دو مرتبه پس از دو انشعاب در حزب، نخستین در سال ۱۹۶۷ با انگیزهٔ عمدهٔ تحمیل حفیظالله امین، تازهبرگشته از ایالات متحدهٔ امریکا، بر حزب و رهبری آن، و دومین در سال ۱۹۷۸ پس از پیروزی قیام نظامی ثور با انگیزهٔ انتقامجویی خونین و غصب تمام قدرت از سوی خلقیها، این بخش پرچمیهای حزب بود که برای تأمین وحدت دوبارهٔ حزب تلاش کردند. پرچمیها نه تنها وحدت با خلقیها، بل همبستگی و همکاری نیروهای دموکراتیک چپ، و از جمله سازمان انقلابی زحمتکشان افغانستان (سازا)، را با حزب دموکراتیک خلق افغانستان امکانپذیر ساختند.
حزب دموکراتیک خلق افغانستان در درازای این شصت سال و اندی، فرود و فرازها، شکستها و پیروزیهای زیادی را به خود دیده است. ولی پس از تسلیمدهی قدرت دولتی به نیروهای واپسگرا، پس از استعفای نابهنگام رهبر حزب و دولت، دکتور نجیبالله، و در پی آن بهوجود آمدن «خلای قدرت» در ماه ثور ۱۳۷۰ خورشیدی (اپریل ۱۹۹۲ میلادی)، با چالشها و سردرگمیهای زیادی روبهرو گردید.
ولی در نخستین روزها و ماههای دشوار دفاع از اعضای حزب، و پس از چندی با پایهگذاری هستههای سازمانی حزبی ـ اگرچه به نامهای دیگر ـ در درون و بیرون افغانستان، کار بزرگی بود که انجام گردید. با این کار، نه تنها آرزومندیها برای پیگیری و پیوستگی در پیکار آزادیخواهانه بر پایهٔ اندیشههای پیشروِ چپ، برای نسلهای کنونی و آیندهٔ همدیاران و هممیهنان برآورده گردید، بل پرچم پرافتخار حزب همچنان برافراشته نگهداشته شد.
در نخستین گام استوار، با تشکیل «نهضت میهنی» که بهمثابهٔ پایهگذار هستههای حزبی در بیرون و درون افغانستان شناخته شد، گروهی از رهبران و فعالان پیشین حزب و دوستان آن نقش برازندهیی ایفا کردند. در آن میان، گروهی از اعضای رهبری سازمانهای حزبی و فعالان برجستهٔ پیشین حزب، چون: نجمالدین کاویانی، شفیقالله تودهیی، احمدشاه سرخابی، داوود رزمیار، آدینه سنگین، سیداکرام پیگیر، ظهورالله ظهوری، محمدولی زیارمل، فضلاحمد طغیان، نصیر احمد صدیقی، احسان واصل، سید طاهر پیکارگر، اسدالله کشتمند، حبیب منگل، محمدالله وطندوست، عارف صخره، محمداسحق کاوه و عدهٔ زیادی دیگر، برای برپایی و سازماندهی نهضت کار و پیکار کردند. در آن میان، نامهای شخصیتهای برجستهیی چون زندهیاد نوراحمد نور، زندهیاد محمود بریالی و زندهیاد محمد بشیر بغلانی در حافظهٔ تاریخی نهضت پیوسته زنده خواهد ماند و من هم افتخار دارم که دوشبهدوش با رفقا در کار پیریزی و اندیشهیی نهضت و در مراسم گشایش آن شرکت داشتم.
نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان که بهمثابهٔ امتداد نهضت میهنی در داخل کشور بنیانگذاری شد، نام و جایگاه بلند خود را به نامهای دیگری در درون و بیرون افغانستان بخشید. بهعنوان یکی از وارثان راستین نهضت میهنی و بعداً نهضت فراگیر دموکراسی و ترقی افغانستان، شورای اروپایی حزب در خارجه فعالیت دارد. شورا پیوندهای ژرف و همکاری و همیاری خویش را پیوسته با بخش اساسی حزب، به رهبری رفقا شیرمحمد بذرگر، داوود راوش و رشید آرین، با شرکت شماری از فعالان پیکارجوی حزب در درون افغانستان، حفظ کرد. شورای اروپایی پیوسته جایگاهی استوار برای سازماندهی، همکاری سازنده و همبستگی گروههایی از مبارزان راستین، دیرین و نوین حزب بوده است.
شورا توانست که تا اندازهیی نیروهای پراکندهٔ حزب را در خارجه به همگرایی فرا بخواند و آنان را بر پایهٔ اندیشههای نوین ترقیخواهانه سازمان دهد. شورا بر پایهٔ همگرایی سازمانی بهگونهٔ دموکراتیک و انتخابیبودن رهبری خویش کار کرده است و تا کنون چندین تن را به رهبری سازمانی خود، بهعنوان رییس شورا، بهگونهٔ نوبتی برگزیده است. چنانکه پس از چند دور رهبری، تا چندی پیش رفیق داوود رزمیار، یکی از فعالان برجستهٔ پیشین حزب، به این عنوان به شایستگی کار کرد و اکنون مسئولیت آن به عهدهٔ یکی دیگر از فعالان برجستهٔ پیشین حزب، رفیق محمدولی زیارمل، سپرده شده است.
به باور من، در برابر شورای اروپایی و سازمانهای حزبی، در شرایط نوین پدیدآمده در جهان و افغانستان، که هر دو با آشفتگیهای گسترده همراه است، وظایف نوین سازمانی و سیاسی قرار میگیرد که بایستی ترازبندی گردند.
در زمینهٔ کار و پیکار سازمانی، وظیفهای والا، همبستگی و یکپارچگی سازمانهای حزبی، چه کوچک و چه بزرگ، است. مایهٔ خرسندی است که امروز میشنویم در این راستا آگاهی برای بههمپیوستنهای حزبی در برنامه است. من پیروزیهای درخشان برای دستاندرکاران تلاشهای سازندهٔ وحدتطلبانه را ـ از هر سو که باشد ـ صمیمانه آرزو مینمایم.
رفقای عزیز: شاد و پیروز باشید.
سلطانعلی کشتمند
۱۱ جنوری ۲۰۰۶








