اختلاف دښمني نه ده؛ د اختلاف نه زغمل دښمني زېږوي

نور محمد غفوری په انساني ټولنو کې د بڼو او فکرونو اختلاف یو…

شاعر کرد زبان معاصر

آقای هوزان اسماعیل (به کردی: هۆزان ئیسماعیل) شاعر کرد زبان…

چند شعر کوتاه از لیلا طیبی

(۱) انسان کلام سبز ترحم، جاری از گلوی خدا بود.  از یاد برده…

جغرافیای سیاسی افغانستان و رقابت های نیاتی قدرت ها

نویسنده: مهرالدین مشید طالبان ژیوپلیتیک نیابتی؛ در هم زیستی با گروههای…

اعلامیه در مورد یورش سبعانه امپریالیسم آمریکا به ونزوئلا

سازمان سوسیالیست‌های کارگری افغانستان سرانجام شنبه ۳ جنوری، پس از آنکه…

زخم کهنۀ سال نوین

رسول پویان سال نو آمد ولی جنگ و جـدل افزون شدست کودک…

تحول ششم جدی، روزی که برایم زنگ زنده‌گی دوباره را به…

نوشته از بصیر دهزاد   قصه واقعی از صفحات زنده‌گی ام  این نوشته…

دوستدارم

نوشته نذیر ظفر ترا   از  هر کی بیشتر دوستدارم ترا  چون قیمت  سر دوستدارم سرم  را گر    برند…

مولود ابراهیم

آقای "مولود ابراهیم حسن" (به کُردی: مەولود ئیبراهیم حەسەن) شاعر…

پدیدار شناسی هوسرل؛ ایده آلیستی و بورژوایی؟

Edmund Hussrel(1859-1938)    آرام بختیاری جهان شناسی؛ فنومنولوگی و شناخت ظاهر پدیده ها…

ميسر نميشود

28/12/25 نوشته نذير ظفر پير م    وصال  يار   ميسر   نميشود وقت  خزان   بهار    ميسر  نميشود بيكار م اينكه شعر و…

مهاجران در تیررس تروریستان و بازتولید سلطه طالبان در تبعید

نویسنده: مهرالدین مشید ترور جنرال سریع ، سرآغاز یک توطئه مضاعف،…

شماره ۳/۴ محبت 

شماره ۳/۴ م سال ۲۸م محبت از چاپ برآمدږ پیشکش…

مارکس و اتحادیه‌های کارگری(۸)

نوشته: ا. لازوفسکی برگردان: آمادور نویدی مارکس و جنبش اعتصاب مارکس و انگلس حداکثر توجه خود…

مائوئیسم در افغانستان: از نظریه‌پردازی تا عمل‌گرایی بدون استراتژی

این مقاله به بررسی تاریخی و تحلیلی جنبش مائوئیستی در…

                        به بهانه ی آمستردام              

   نوشته ی : اسماعیل فروغی          من نمیخواهم درباره ی چند وچون…

فدرال خواهی و هویت خواهی

در کنار فدرال خواهی درین تازگی ها پسوند دیگری بنام…

 ضرورت و اهمیت ادغام سیاسی در افغانستان

رویکردی تحلیلی به مشارکت سیاسی و تعامل مدنی نور محمد غفوری عصاره دقیق…

افغانستان معاصر و بازتعریف هویت ملی پس از فروپاشی دولت

 نویسنده: مهرالدین مشید     افغانستان معاصر یگانه کشوری در جهان است که…

یار در پیری

نوشته نذیر ظفر12/30/25سفیدی  يى که  به زلفان  یار  میبینمشکوفه  هاى…

«
»

تلاش ترامپ برای برگردان نفت ونزوئلا به حالت اولیه نیم قرن پس از ملی کردن

ترامپِ «صلح‌طلب» به ونزوئلا حمله کرد، رئیس جمهور کشور را ربود

والنتین کاتاسانوف (Valentin Katasonov) پروفسور، دکتر علوم اقتصاد، مدیر مرکز پژوهشهای اقتصادی «سرگئی فیودوراوویچ شاراپوف» روسیه

ا. م. شیری: در خصوص جنایات بی‌حد و مرز آمریکا، این فرزند حرام روباه استعمار انگلیس، من به سهم خود بسیار نوشته و گفته‌ام. نشانی برخی از آن‌ها جهت مطالعۀ آگاهان در اینجا: آمریکا بدون ترس بر بالای سر، تصرف سنگر به سنگر، مضحکه‌ای فاجعه‌بار برای همۀ دوران‌ها، قدمت راه اشک، ایالات متحدۀ آمریکا تروریست اصلی جهان ، سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا ونزوئلا را تروریزه می‌کنند و چندین ده مقالۀ مستند و تحلیلی دیگر.

اما آنچه که در مورد حملۀ تروریستی آمریکا به ونزوئلا و ربودن رئیس جمهور این کشور بولیواری می‌خواهم بگویم، بطور خلاصه چنین است: تف به روی آن تفاله‌های بشری که به هر نحوی از انحا در نابودسازی اتحاد شوروی شادمانی کردند، برای آن دلیل و آیه تراشیدند؛ همچنین تف به مغز علیل همۀ آن‌هایی که وجود امپریالیسم را انکار و آن را «تراوشات» ذهن لنین دانستند.

در همه حال، بنظرم آنچه باعث گستاخی رژیم تروریستی آمریکا و تشدید هاری آن می‌شود، سکوت، مسامحه، مماشات بخش بزرگی از بشریت و دولت‌های حاکم بر کشورهای جهان، بویژه کشورهای بزرگ است. بعنوان مثال، پس از حملات تروریستی آمریکا و اسرائیل به میهن ما در خرداد ماه گذشته و وارد آوردن خسارات عظیم انسانی، مادی و فنی، روحی و روانی به جامعه، مقامات کشور حتی جرأت نکردند برای حفظ ظاهر هم که شده، در مجامع سیاسی و محاکم قضایی بین‌المللی علیه تروریست‌های مهاجم اقامۀ دعوی نموده، درخواست غرامت کنند و مدام پیگیر شکایت‌شان باشند، از دیگر دولت‌ها که بند ناف اغلب‌شان به آمریکا بسته است، چه انتظاری می‌توان داشت. 

همۀ آن فرمانروایانی که از ربودن و کشتن سالوادور آلنده، موریس بیشاب، عمر توریخوس، نجیب‌الله، چائوشسکو، صدام حسین، معمر قذافی و هزاران هزار جنایت تروریست‌های آمریکایی- انگلیسی درس عبرت نگرفته و باور نمی‌کنند که «مور چو جمع شد، بکُشد فیل را»، باید قبول کنند که این «شتر» دیر یا زود در خانۀ آن‌ها نیز خواهد خوابید. آری، پدر ترس بسوزد، که فرمانروایان را به «برّۀ گرگ‌دیده» تبدیل کرده است.

*-*-*

تولید نفت یکی از بخش‌های پیشرو در اقتصاد جهانی است. بنا به گزارش صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، در سال‌های اخیر تقریباً ٩ و نیم درصد از تولیدات صنعتی جهان (معدن و تولید) و تقریباً ٢ و نیم درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل داده است. در کشورهای پیشرو در تولید نفت (عمدتاً اعضای اوپک)، نفت بین یک چهارم تا نیمی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد. سهم عربستان سعودی در تولید نفت، ۴۶ درصد و سهم ونزوئلا ٣٠ درصد تخمین زده می‌شود.

در قرن بیستم بخش اصلی نفت در کشورهای جهان سوم را شرکت‌های خارجی، در وهلۀ اول، غول‌هایی که «هفت خواهران» نامیده می‌شدند، تولید می‌کردند. شرکت‌های بریتیش پترولیوم، شل، اکسون، گلف اویل، موبیل، شورون و تکزاکو از اواسط دهۀ ۱۹۴۰ تا دهۀ ۱۹۷۰ بر صنعت نفت جهانی تسلط داشتند. در سال ۱۹۷۳، «هفت خواهران» ۸۵ درصد از ذخایر نفت جهان را کنترل می‌کردند.

کشورهای جهان سوم در دهۀ ۱۹۷۰ فعالانه به دنبال حاکمیت ملی بر منابع طبیعی خود، به ویژه نفت، بودند. اتفاقاً، آن‌ها از حمایت‌های قابل توجه اتحاد جماهیر شوروی برخوردار بودند. این مبارزه در جبهه‌های مختلفی جریان داشت. به ویژه، کشورهای عضو اوپک موفق شدند قیمت‌های منصفانه‌تری برای نفت صادراتی به کشورهای غربی تعیین کنند. در نتیجۀ بحران انرژی موسوم به ۱۹۷۳، قیمت جهانی نفت در عرض چند ماه چهار برابر شد. کشورهایی که شرکت‌های فراملی در آن‌ها نفت تولید می‌کردند، به دنبال افزایش درآمد حاصل از درآمدهای نفتی بودند که به خزانه‌های آن‌ها واریز می‌شد. در نهایت، رادیکال‌ترین اقدام، ملی کردن دارایی‌های این شرکت‌های فراملی بود.

ونزوئلا یکی از کشورهایی بود که در دهۀ ۱۹۷۰ شرکت‌های نفتی غرب را ملی اعلام کرد. این ملی‌سازی دقیقاً نیم قرن پیش، در اول ژانویۀ ۱۹۷۶، انجام شد. در دهۀ ۱۹۷۰، ونزوئلا در بین تولیدکنندگان نفت در رتبۀ پنجم قرار داشت. حتی قبل از ملی کردن، دولت این کشور آمریکای لاتین بارها میزان حق امتیاز (حق امتیاز برای استفاده از زیرخاک) برای شرکت‌های آمریکایی استخراج‌کنندۀ نفت را اصلاح کرد. در اوایل دهۀ ۱۹۷۰، سهم دولت ونزوئلا از حق امتیاز به ٪۷۸ از درآمد صادرات نفت رسید (در مقایسه با ٪۵۲ در سال ۱۹۵۷). در همان زمان، مقامات ونزوئلا نگران بودند که شرکت‌های آمریکایی در سرمایه‌گذاری در تولید جدید و گسترش آن کُند عمل می‌کنند. در کاراکاس، آن‌ها «روزهای خوب گذشته» را که ونزوئلا دومین تولیدکننده بزرگ نفت در جهان بود، یاد می‌کردند. در اوج خود در سال ۱۹۵۰، سهم ونزوئلا از تولید جهانی ۱۴ و ۴ دهم درصد بود. در اوایل دهۀ ۱۹۷۰، این سهم با ١٠ کاهش، به ۴ و ۴ دهم درصد تقلیل یافت. مقامات ونزوئلا در حال بررسی چشم‌انداز به دست گرفتن کنترل تولید نفت بودند، به این معنی که دارایی‌های شرکت‌های نفتی آمریکایی را ملی می‌کردند.

از این نظر، نباید ونزوئلا را انقلابی نامید. پیش از این نیز نمونه‌هایی از این دست بوده است. و من مطمئنم که در اوایل دهۀ ۱۹۷۰، کاراکاس تجربۀ ملی‌سازی نفت در کشورهای دیگر را به طور کامل مطالعه کرده بود.

البته روسیه شوروی در اینجا «پیشگام» بود. در ٢٠ ژوئن ١٩١٨، شورای کمیسرهای خلق فدراسیون روسیۀ سوسیالیستی شوروی «فرمان ملی شدن صنعت نفت» را تصویب کرد. شرکت‌های تولیدکنندۀ نفت متعلق به سرمایه‌های خارجی و داخلی، مشمول ملی‌سازی شدند. نه تنها دارایی‌های مربوط به تولید نفت، بلکه دارایی‌های مربوط به پالایش، حمل‌ونقل، انبارداری و تجارت نیز مشمول ملی‌سازی شدند. ملی کردن رادیکال بود و هیچ غرامتی را به صاحبان املاک پرداخت نمی‌کرد (باز هم دقیق‌تر، می‌توان آن را سلب مالکیت توصیف کرد). برای مدیریت دارایی‌های ملی‌شده، کمیتۀ اصلی نفت به ریاست نیکولای سالاوی‌یف تشکیل گردید. از بین شرکت‌های خارجی ملی‌شده، بزرگترین آن‌ها شرکت انگلیسی-هلندی رویال داچ شل بود که در باکو، گروزنی و منطقۀ اورال به تولید مشغول بود.

سابقه بعدی به مکزیک در سال ۱۹۳۸ مربوط است. از قرن نوزدهم، شرکت‌های خارجی (عمدتاً آمریکایی) بی‌رحمانه منابع طبیعی کشور را استثمار می‌کردند، سود خود را به کشورهای خود منتقل می‌کردند و هیچ تعهد اجتماعی نسبت به مردم محلی نداشتند. امتناع تولیدکنندگان نفت خارجی از اجرای ۴۰ ساعت کار در هفته، امتناع از تعطیلات سالانه با حقوق و افزایش دستمزد در کارخانه‌هایشان، باعث اعتصاب ده ماهۀ کارگران نفت در سال ۱۹۳۷ شد. تقریباً در همان زمان، کمیسیونی متشکل از کارشناسان که توسط دولت مکزیک برای مطالعۀ رویه‌های شرکت‌های خارجی منصوب شده بود، مشغول به کار بود. این کمیسیون متوجه شد که شرکت‌های نفتی آمریکایی سود خود را به طور نظام‌مند کمتر از میزان واقعی گزارش می‌کنند و مالیات کمتری می‌پردازند. همۀ این‌ها در نهایت با اعلام ملی شدن ۱۳ شرکت نفتی آمریکایی و چهار شرکت نفتی انگلیسی توسط رئیس جمهور مکزیک، کاردناس، در ۱۸ مارس ۱۹۳۸ به اوج خود رسید. این ملی کردن به معنای سلب مالکیت نبود. زیرا، دولت متعهد شد که به مدت ۱۰ سال به صاحبان شرکت‌های ملی‌شده غرامت بپردازد. در ۷ ژوئن ۱۹۳۸، رئیس جمهور فرمانی صادر کرد که بر اساس آن شرکت ملی نفت پمکس با حقوق انحصاری اکتشاف، تولید، پالایش و بازاریابی نفت در مکزیک تأسیس شد.

صنعت نفت در ایران پس از جنگ جهانی دوم ملی شد. در ۱۵ مارس ۱۹۵۱، مجلس شورای ملی ایران قانونی را مبنی بر ملی کردن صنعت نفت، صنعتی که در دست شرکت نفت انگلیس و ایران (که تقریباً منحصراً متعلق به سرمایۀ انگلیس بود) بود، تصویب کرد. جنبش ملی کردن نفت ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، رهبر حزب جبهۀ ملی و نخست وزیر آیندۀ ایران، آغاز شد. غرب تحریم ایران را سازماندهی کرد و خرید نفت ایران را متوقف کرد. با این حال، پس از مدتی، ایران موفق شد راه‌هایی برای صادرات طلای سیاه پیدا کند و درآمدهای حاصل از صادرات نفت را افزایش دهد. در اوت ۱۹۵۳، دولت مصدق با کودتای نظامی که توسط سازمان سیای آمریکا و سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس ترتیب داده شده بود، سرنگون شد. با این حال، صنعت ملی شدۀ نفت به طور کامل لغو نشد: شرکت ملی نفت ایران تأسیس شد و کنترل منابع کشور را بدست گرفت.

از میان نمونه‌های جدیدتر ملی کردن صنعت نفت، می‌توان از دو مورد مهم دیگر نام برد.

الجزایر. در ۲۴ فوریه ۱۹۷۱، هواری بومدین، رئیس جمهور الجزایر، ملی کردن صنعت نفت و گاز این کشور را که تحت کنترل سرمایه عمدتاً فرانسوی بود، رسماً اعلام کرد. در سال اول، دولت ٪۵۱ از امتیازات نفتی شرکت‌های فرانسوی را، بعداً، ٪۱۰۰ آن را در اختیار گرفت.

لیبی. اندکی پس از به قدرت رسیدن معمر قذافی در ۷ دسامبر ۱۹۷۱، برای ملی کردن دارایی‌های شرکت بریتیش پترولیوم تصمیم گرفته شد. در ۱۱ ژوئن ۱۹۷۳، قذافی ملی کردن تجارت نفت آمریکا را نیز آغاز کرد. شرکت نفت بانکر هانت اولین شرکتی بود که به مالکیت دولتی درآمد و پس از آن در ماه‌های اوت و سپتامبر، شرکت‌های اکسیدنتال، اوسیس، کانتیننتال، ماراتن، آمرادا، شل، اکسون، تکزاکو، آموسیس، موبیل و استاندارد اویل کالیفرنیا نیز به آن پیوستند. تا سال ۱۹۷۴، دیگر هیچ سرمایۀ خارجی در تولید نفت لیبی دخیل نبود.

من این احتمال را رد نمی‌کنم که در دهۀ ۱۹۷۰، مقامات ونزوئلا (در درجۀ اول رئیس جمهور کارلوس آندرس پرز) از نمونه‌های اخیر ملی کردن نفت در الجزایر و لیبی الهام گرفته بودند. اولین قدم در اوت ۱۹۷۱، زمانی که قانون ملی کردن صنعت گاز ونزوئلا تصویب شد، برداشته شد.

قبل از جنگ جهانی اول، میادین نفتی ونزوئلا تحت امتیازهایی که به شرکت انگلیسی-هلندی رویال داچ شل اعطا شده بود، توسعه یافتند. در دهۀ ۱۹۲۰، ذخایر نفتی قابل توجهی در این کشور کشف شد. به لطف این ذخایر، ونزوئلا پس از ایالات متحده به دومین تولیدکنندۀ بزرگ نفت تبدیل شد. قبل از جنگ جهانی دوم، ونزوئلا به یکی از توسعه‌یافته‌ترین کشورهای آمریکای لاتین از نظر اقتصادی تبدیل شد. از اواخر دهۀ ۱۹۲۰، شرکت‌های آمریکایی به دارندگان اصلی امتیاز نفت تبدیل شده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها شرکت گلف و استاندارد اویل بودند. طبق شرایط امتیازها، مالکان، صاحب نفت خام استخراج شده بودند و قیمت آن را تعیین می‌کردند. دولت یک هزینۀ امتیاز تقریباً نمادین، حق امتیاز متناسب با حجم تولید و مالیات بر سود دریافت می‌کرد.

و بدین ترتیب، در اول ژانویۀ ۱۹۷۶، قانون ملی کردن صنعت نفت ونزوئلا که توسط پرز امضا شده بود، به اجرا درآمد. فعالیت‌های شرکت‌های خارجی دیگر به قراردادهای خدماتی و مشارکت در اکتشاف و توسعۀ میادین نفتی سنگین محدود شد. منافع شرکت‌های آمریکایی مانند شرکت اکسون، شرکت نفت گلف و شرکت نفت موبیل به ویژه آسیب دید.

در همان زمان، شرکت نفت دولتی (Petróleos de Venezuela S.A.) تأسیس شد. شرکت‌های نفتی خارجی از دولت غرامت مالی دریافت کردند: در سال ۱۹۷۶، تقریباً ۱ میلیارد دلار دریافت کردند. اثرات ملی شدن بلافاصله آشکار نشد. برای مدتی، تولید کاهش یافت. اما به تدریج، شرکت دولتی شرکت نفت دولتی موفق شد تولید نفت را احیا کند. درآمدهای نفتی دولت در سال ۱۹۷۵ به ۹ میلیارد دلار رسید و تا سال ۱۹۸۱ به ۱۹ میلیارد دلار افزایش یافت.

به باور کارشناسان، ملی‌سازی سال ۱۹۷۶ جزئی بود. شرکت‌های آمریکایی به طور کامل از کشور خارج نشدند؛ آن‌ها به عنوان اپراتور تحت قراردادهای خدماتی باقی ماندند و درآمد خوبی از این طریق کسب کردند. در برخی موارد، آن‌ها موفق شدند سهام خود را در شرکت‌هایی که مستقیماً در تولید نفت، به ویژه در مورد نفت سنگین و فوق سنگین، درگیر بودند، دوباره به دست آورند. زیرا، آن‌ها فناوری‌های منحصر به فردی برای استخراج چنین نفتی داشتند. در دهۀ ۱۹۹۰، شورون و کونوکو فیلیپس شروع به تقویت موقعیت خود در تولید نفت ونزوئلا کردند.

موج دوم ملی کردن صنعت نفت ونزوئلا در دهۀ اول قرن بیست و یکم، تحت ریاست جمهوری هوگو چاوز، به عنوان بخشی از برنامۀ ریاست جمهوری برای توزیع مجدد درآمدهای نفتی به مردم، انجام شد. چاوز با فرمانی که در ژانویۀ ۲۰۰۷ امضا کرد، شرکت‌های آمریکایی و دیگر شرکت‌های غربی را مجبور کرد تا سهام کنترلی خود در میادین نفتی را به شرکت نفت دولتی ونزوئلا منتقل کنند. شرکت‌های نفتی بی‌پی پی‌ال‌سی، اکسون موبیل کورپوریشن، شورون کورپوریشن، توتال اس‌ای و استات‌اویل ای‌اس‌ای مجبور شدند سهام خود را به شرکت نفت دولتی ونزوئلا واگذار نمایند. در اوایل ماه مه ۲۰۰۷، رسانه‌ها گزارش دادند که دولت کنترل تمام پروژه‌های تولید نفت در ونزوئلا، از جمله پروژه‌های کمربند اورینوکو، محل بزرگترین ذخایر نفت فوق سنگین جهان را به دست گرفته است. ونزوئلا نتوانست به طور کامل اثرات ملی کردن کامل تولید نفت را تجربه کند. زیرا، واشنگتن، که از سیاست‌های مستقل چاوز عصبانی بود، به اعمال محدودیت‌های مختلف و تحریم‌های آشکار علیه این کشور آمریکای لاتین دست زد.

فشار تحریم‌ها بر ونزوئلا در زمان ریاست جمهوری جدید این کشور، نیکولاس مادورو، ادامه یافت. در سال ۲۰۱۹، در نخستین دورۀ ریاست جمهوری دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، تحریم‌هایی علیه شرکت نفت دولتی ونزوئلا، اعمال کرد. عرضۀ نفت ونزوئلا به ایالات متحده ممنوع شد. دارایی‌های شرکت نفت دولتی ونزوئلا در ایالات متحده به ارزش تقریبی ۷ میلیارد دلار نیز مسدود شد. این تحریم‌ها همچنین شرکت‌های مختلف آمریکایی که با شرکت دولتی ونزوئلا همکاری می‌کردند، از جمله شورون، و همچنین شرکت‌های خدماتی از جمله، SLB، هالیبرتون، بیکر هیوز و ودرفورد را نیز شامل شد. با این حال، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده به اکثر شرکای خارجی شرکت نفت دولتی ونزوئلا اجازه داد تا به مشارکت در تولید و صادرات نفت ونزوئلا به کشورهای غیر از ایالات متحده ادامه دهند. در آوریل ۲۰۲۳، دلسی رودریگز، معاون اجرایی رئیس جمهور ونزوئلا، اظهار داشت که ضررهای ونزوئلا از سال ۲۰۱۵، زمانی که ایالات متحده به اعمال تحریم‌ها شروع کرد، به ۲۳۲ میلیارد دلار رسیده است. او خاطرنشان کرد که خسارت اصلی به دلیل کاهش تولید نفت بوده است. برخی از تحریم‌ها در دورۀ جو بایدن در سال‌های ۲۰۲۳-۲۰۲۴ به مدت کوتاهی لغو شد.

با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، تحریم‌ها علیه ونزوئلا و صنعت نفت آن دوباره برقرار و حتی به شدت تقویت شد. به‌یژه، در ۱۲ مارس ۲۰۲۵، دولت ترامپ مجوز فعالیت شرکت شورون در ونزوئلا را لغو کرد. انتظار می‌رفت این امر تولید نفت را کاهش داده و منجر به پیامدهای اقتصادی قابل توجهی شود.

در ماه‌های اخیر، واشنگتن اعمال تحریم‌ها علیه ناوگان نفتکش ونزوئلا را آغاز کرده است. نشانه‌هایی از محاصرۀ دریایی این کشور آمریکای لاتین نیز آشکار شده است. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، دولت ونزوئلا را به این دلیل که ظاهراً به فعالیت‌های قاچاقچیان بین‌المللی مواد مخدر کمک و از آن‌ها حمایت می‌کند، یک «سازمان تروریستی خارجی» نامیده است. در حالی که ترامپ در حال حاضر خواستار محاصرۀ دریایی نفتکش‌ها (که گفته می‌شود حامل مواد مخدر هستند) است، فردا، طبق اشارات او، نیروهای آمریکایی ممکن است حمله به قاچاقچیان مواد مخدر در خشکی این کشور را آغاز کنند. به طور خلاصه، ترامپ «صلح‌طلب» ونزوئلا را به مداخله نظامی تهدید می‌کند. مواد مخدر هیچ ارتباطی با آن ندارد. در ١٧ دسامبر، شنیدیم که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، «اشتباه فرویدی» مرتکب شد: او ونزوئلا را با «شوک بی‌سابقه‌» تهدید کرد و از کاراکاس خواست که نفت، دارایی‌ها و زمین‌های «سرقت شده» را به ایالات متحده بازگرداند. چهل و هفتمین رئیس جمهور به نفت ونزوئلا که نیم قرن پیش در جریان ملی کردن آن از ایالات متحده «سرقت» شده بود، نیاز دارد. جهت اطلاع، در حال حاضر ونزوئلا از نظر ذخایر زمین‌شناسی اثبات‌شدۀ «طلای سیاه»، رتبۀ نخست را در جهان احراز می‌کند.

بنیاد فرهنگ راهبردی

١٣ دی- جدی ١۴٠۴