بی تفاوتی جهان در برابر تروریزم جهادی در افغانستان!
القاعده و طالبان دو رویی یک سکه اند!
جهان در برابر تروریزم جهادی که روز تا روز در افغانستان ریشه میدواند و نیرومندتر میگردد بی تفاوت شده است.
در واقعیت القاعده و طالبان دو رویی یک سکه اند و این سازمان جهنمی بطور کامل در میان طالبان و اداره آنها زیر نام “امارت اسلامی” در هم تنیده اند و طالبان در حقیقت با سیاست ها و روش های بسیار بدوی و غیر انسانی فضای تنفس را بر مردم افغانستان تنگ و تنگتر ساخته و با ایجاد هزاران مدرسه جهادی بخش بزرگی از اطفال کشور را مفزشویی میکنند و به سربازان کاملن سرسپرده و روبات مانند مبدل میسازند. این لشکر عظیم خطر بسیار بزرگی را برای جهان، در آینده نه چندان دور به وجود می آورد.
بر افراشته شدن بیرق طالبان بر فراز ارگ کابل همزمان با به قدرت رسیدن دوباره طالبان در پنج سال قبل آنهم در یازدهم سپتمبر روز سرنگونی برج های نیویارک و حمله القاعده بر امریکا به گونه سمبولیک و نمادین تداوم مبارزه القاعده و همبستگی طالبان با این گروه تروریستی را به نمایش میگذارد. جدا دانستن طالبان از القاعده یک اشتباه بزرگ استراتژیک است که بهای آن را غرب در آینده های نه چندان دور خواهد پرداخت و قربانی آن همچنان مردم افغانستان خواهد بود. پیام اخیر ویدیوی حمزه بن لادن که بگمان غالب در افغانستان ثبت و ضبط شده، نشان دهنده آن است که القاعده در عمل در افغانستان فعال است و در کنار آن بیش از بیست سازمان تروریستی جهادی دیگر نیز در این کشور کار و فعالیت دارند که نادیده گرفتن این همه واقعیتها، این اشتباه بزرگ استراتژیک و عواقب خیلی وخیم آنرا بیشتر برجسته میسازد.
برای ارزیابی بیشتر این مساله بسیار با اهمیت برای افغانستان، همچنان منطقه و جهان با استفاده از انترنت و گوگل و یادداشت های شخصی مطالبی را به گونه فشرده تهیه و به دسترس خواننده عزیز میگذارم.
ارزیابی استراتژیک افغانستان تحت حاکمیت طالبان:
بخش اول: چرا جهان در برابر بحران افغانستان بیتفاوت شده است؟
رویکرد فعلی جامعه جهانی در قبال افغانستان را میتوان «بیتفاوتی محاسبهشده» یا «خستگی استراتژیک» نامید. چند عامل کلیدی باعث شده است که پرونده افغانستان از اولویت سیاست خارجی قدرتهای بزرگ خارج شود:
۱. تغییر کانون بحرانهای ژئوپلیتیک جهان: پس از خروج نیروهای آمریکایی و ناتو از افغانستان در اگست ۲۰۲۱، جهان با بحرانهای بزرگتر و مستقیمتری مواجه شد. جنگ در اوکراین و تقابل غرب با روسیه، تنشهای روزافزون میان آمریکا و چین بر سر تایوان، و بحرانهای حاد در خاورمیانه، تمام توجه، بودجه و ظرفیتهای دیپلماتیک و نظامی قدرتهای غربی را به خود جلب کرده است. افغانستان دیگر محور اصلی امنیت بینالملل برای غرب بشمار نمی رود.
۲. سیاست «مهار از دور»: ایالات متحده و متحدانش استراتژی خود را از «دولتسازی و حضور مستقیم» به «مهار و نظارت از دور» تغییر دادهاند. تصور غالب در نهادهای امنیتی غرب این است که تا زمانی که گروههای تروریستی مستقر در افغانستان حملهای مستقیم به خاک غرب انجام ندادهاند، نیازی به مداخله پرهزینه نظامی یا سیاسی نیست.
۳. بستن چشم بر واقعیتها به امید «تعامل کژدار و مریز»: برخی کشورهای منطقهای و فرامنطقهای (مانند چین، روسیه، ایران و پاکستان) به دنبال نوعی همزیستی مسالمتآمیز با طالبان هستند. آنها امیدوارند از طریق تعامل اقتصادی و دیپلماتیک محدود، طالبان را مهار کرده و از سرایت بیثباتی به مرزهای خود جلوگیری کنند؛ رویکردی که تا کنون ناتوانی خود را در تغییر رفتار ایدئولوژیک طالبان نشان داده است.
بخش دوم: همزیستی ایدئولوژیک و ساختاری؛ طالبان و القاعده به مثابه دو روی یک سکه
تصور اینکه میتوان میان طالبان بهعنوان یک گروه بومی/ملی و القاعده بهعنوان یک سازمان تروریستی بینالمللی مرزبندی شفافی ایجاد کرد، یک اشتباه محاسباتی عمیق است. این دو جریان دارای پیوندهای خونی، ایدئولوژیک و ساختاری هستند:
- بیعت تاریخی و پیوند ایدئولوژیک: رهبری القاعده بارها با امیر طالبان بهعنوان «امیرالمؤمنین» بیعت کرده است. این بیعت صرفاً یک ابراز وفاداری تشریفاتی نیست، بلکه شالوده مشروعیت دینی و سیاسی هر دو گروه را تشکیل میدهد.
- درهمتنیدگی زیرسقف «امارت اسلامی»: حضور سران ارشد القاعده در مناطق تحت کنترل طالبان (مانند کشته شدن ایمن الظواهری در قلب کابل) و گزارشهای متوالی سازمان ملل متحد نشان میدهد که اعضای القاعده نهتنها در افغانستان حضور دارند، بلکه در بدنه ساختار امنیتی، نظامی و آموزشی امارت طالبان ادغام شدهاند.
- کارخانه روباتسازی جهادی (مدارس دینی): استراتژی طالبان برای ایجاد هزاران مدرسه جهادی در سراسر افغانستان، بهمنظور شستشوی مغزی نسل جدید کودکان و نوجوانان، بزرگترین تهدید برای آینده است. این مدارس آموزههای افراطی و انتحاری را جایگزین آموزش استاندارد میکنند. محصول این سیستم، لشکر عظیمی از نیروهای سرسپرده است که نه تنها برای سرکوب داخلی، بلکه بهعنوان نیروی انسانی برای گروههای تروریستی بینالمللی استفاده خواهند شد.
- حضور دهها گروه افراطی دیگر: علاوه بر القاعده، گروههایی نظیر تحریک طالبان پاکستان (TTP)، جنبش اسلامی ازبکستان، و انصارالله تاجیکستان تحت چتر حمایتی طالبان در حال بازسازی شبکه عملیاتی خود هستند.
بخش سوم: ارزیابی دورنما و پیآمد چنین سیاست
ادامه روند فعلی و چشمپوشی جامعه جهانی بر آنچه در افغانستان میگذرد، سناریوهای خطرناکی را برای آینده رقم خواهد زد:
۱. تبدیل افغانستان به «پناهگاه امن نهایی» تروریزم: افغانستان در حال تبدیل شدن به مرکز ثقل جهادگرایی جهانی است. با گذشت زمان، گروههای افراطی از مناطق مختلف جهان (از شمال آفریقا تا خاورمیانه و آسیا) افغانستان را بهعنوان امنترین مکان برای آموزش، سازماندهی و تامین مالی خود انتخاب خواهند کرد.
۲. غافلگیری مجدد غرب (تکرار ۱۱ سپتامبر): تجربه تاریخی نشان داده است که گروههای ایدئولوژیک تسلیم محدودیتهای جغرافیایی نمیشوند. لشکری که امروز در مدارس جهادی طالبان در حال تربیت است، در نهایت دشمن اصلی خود را «غرب و ارزشهای مدرن» خواهد دانست. بیتفاوتی امروز، بهای سنگینی در قالب حملات تروریستی پیچیده در آینده خواهد داشت.
۳. فروپاشی کامل جامعه مدنی و سرمایه انسانی افغانستان: حذف زنان از جامعه، نابودی آموزش و پرورش استاندارد، سرکوب شدید قومی و مذهبی، و فقر خانمانسوز، افغانستان را به جامعهای کاملاً قطبیشده و تهی از ظرفیتهای توسعه تبدیل میکند. این امر زمینه را برای بیثباتی دائمی و جنگهای داخلی متناوب فراهم میسازد.
با آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که جدا ساختن حساب طالبان از القاعده و دیگر گروههای جهادی، دلخوش کردن به سراب و نادیده گرفتن حقایق آشکار است. طالبان نه تغییر کردهاند و نه تمایلی به تغییر دارند؛ آنها ساختار سیاسی و اجتماعی افغانستان را قربانی ایدئولوژی تمامیتخواه خود کردهاند.
بیتفاوتی فعلی جهان، نه نشاندهنده هوشمندی استراتژیک، بلکه حاصل کوتهبینی سیاسی و فرار از هزینههای کوتاهمدت است. اگر جامعه جهانی، قدرتهای منطقهای و نیروهای آزادیخواه،
رویکرد خود را در قبال افغانستان تغییر ندهند و مانع از تبدیل شدن این کشور به کارخانه تولید تروریزم نشوند، تاوان این بیتفاوتی را نهتنها مردم مظلوم افغانستان، بلکه شهروندان سراسر جهان در آیندهای نه چندان دور خواهند پرداخت.
با حرمت
دستگیر صادقی
12 اکتوبر 2026