افغانستان؛ وقتی دخالت خارجی سرنوشت یک انقلاب را تغییر داد
از ورود شوروی تا فاجعه نجیبالله؛ چه بر سر افغانستان آمد؟ امروز بار دیگر در خدمت دوست و رفیق عزیزم، اسدالله کشتمند، از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بودم. گفتوگوی امروز شاید یکی از دشوارترین و در عین حال مهمترین گفتوگوهای ما در این مجموعه بود؛ گفتوگویی درباره حضور نیروهای شوروی در افغانستان، پیامدهای آن و فجایعی که در سالهای بعد بر مردم این کشور گذشت. پرسش اصلی این بود: آیا میشد از این سرنوشت اجتناب کرد؟ آیا حضور نیروهای شوروی بهانهای برای گسترش دخالت ایالات متحده آمریکا، عربستان سعودی، پاکستان و نیروهای ارتجاعی منطقه در افغانستان شد؟ آیا این حضور، در عمل به تضعیف مشروعیت حکومت افغانستان انجامید؟ و اساساً آیا برای مقابله با نیروهای مخالف حکومت، حضور نظامی شوروی ضرورتی اجتنابناپذیر بود؟ یکی دیگر از پرسشهای مهم گفتوگوی امروز این بود که دخالت خارجی چگونه میتواند مشروعیت یک حکومت ملی را تضعیف کند؟ امروز نمیتوان با قطعیت گفت که اگر نیروهای شوروی وارد افغانستان نمیشدند، تاریخ این کشور چگونه رقم میخورد. آیا در غیاب آنها، حکومت حزب دموکراتیک خلق افغانستان در برابر مخالفان خود شکست میخورد، یا برعکس، نیروهای چپ افغانستان میتوانستند بهعنوان یک نیروی ملی، با اقتدار و انگیزه بیشتری در برابر مخالفان خود بایستند و زمینه و بهانه برای آن سطح از مداخله خارجی که بعدها شکل گرفت، فراهم نمیشد؟ در بخش دیگری از برنامه از فاجعه دستگیری و اعدام محمد نجیبالله، رئیسجمهور پیشین افغانستان، صحبت کردیم و به اشتباهاتی پرداختیم که در روند انتقال قدرت و برخورد با جریان مجاهدین صورت گرفت؛ روندی که نه به یک گذار مسالمتآمیز، بلکه سرانجام به فاجعهای بزرگ منتهی شد. طالبان وارث بخشی از آن شرایط شدند و نجیبالله سرانجام به دست آنان گرفتار و کشته شد. پرسش مهم اینجاست: از یک گذار نامطمئن و بدون چشمانداز روشن برای آینده چه میتوان آموخت؟ چگونه میتوان از تکرار فاجعهای جلوگیری کرد که در آن ساختار موجود فرو میریزد، اما هنوز معلوم نیست چه نیرویی و با چه برنامهای قرار است جایگزین آن شود؟ امروز در کنار رفیق اسدالله کشتمند پای روایت او از آن روزهای دشوار نشستیم. تجربه افغانستان، تجربهای بسیار پرهزینه، دردناک و در عین حال آموزنده است؛ تجربهای که اگر درست و بدون پیشداوری بررسی شود، شاید بتواند به جلوگیری از تکرار فجایع مشابه در کشورهای دیگر کمک کند. این تجربه بهویژه امروز برای ما ایرانیها که درباره تغییر، گذار سیاسی و آینده نظام سیاسی و حکومتی ایران فکر میکنیم، اهمیت بسیاری دارد. افغانستان یادآوری میکند که مسئله فقط عبور از یک نظم سیاسی نیست؛ پرسش اساسی این است که چگونه، با چه نیروهایی، با چه برنامهای و به سوی چه آیندهای باید گذار کرد. اگر این گفتوگو را مفید یافتید، لطفاً ویدیو را لایک کنید، با دیگران به اشتراک بگذارید و کانال رسانه ما را سابسکرایب کنید. همچنین آن را در شبکههای اجتماعی خود منتشر کنید تا افراد بیشتری در این بحث و بررسی تاریخی مشارکت کنند. با تشکر از همه شما و با احترام به تمام مبارزان و رفقای افغانستانی که آن سالهای دشوار و پرهزینه را تجربه کردند.
افغانستان در گذر تاریخ؛ از ببرک کارمل تا نجیبالله | انتخابی دشوار در روزگاری سرنوشتساز نهمین گفتوگو با اسدالله کشتمند | رسانه ما | چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ – ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ در نهمین جلسه از مجموعه گفتوگوهای تاریخی «رسانه ما» با رفیق گرامیمان اسدالله کشتمند، از بازماندگان رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان و از مسئولان حکومت آن کشور در آن دوران، به یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخ معاصر افغانستان پرداختیم. در گفتوگوهای گذشته، تاریخ معاصر افغانستان را از دوران پیش از قیام ثور ۱۳۵۷ تا به قدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق، تحولات و اختلافات درونی حزب، دوران حفیظالله امین، ورود نیروهای شوروی و جنگها و بحرانهای پس از آن بررسی کردیم. همچنین به برنامههای اصلاحی حکومت، از جمله اصلاحات ارضی، گسترش آموزش و سوادآموزی، حقوق زنان و تلاش برای ایجاد تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی پرداختیم. اما موضوع اصلی گفتوگوی امروز، انتخابی بسیار دشوار در یکی از دشوارترین دورانهای تاریخ افغانستان بود: گذار از رهبری ببرک کارمل به دکتر نجیبالله. چرا و چگونه تصمیم به تغییر رهبری گرفته شد؟ چه عواملی در انتخاب دکتر نجیبالله نقش داشتند؟ این تصمیم در چه شرایط داخلی و بینالمللی اتخاذ شد؟ نقش رهبری حزب دموکراتیک خلق، اتحاد شوروی و اختلافات سیاسی آن دوران چه بود؟ و این تغییر چه پیامدهایی برای آینده افغانستان به همراه داشت؟ در این گفتوگو تلاش کردیم با بهرهگیری از تجربیات و مشاهدات مستقیم اسدالله کشتمند، به زوایای کمتر گفتهشده این دوران حساس و تصمیمهای دشواری که سرنوشت افغانستان را تحت تأثیر قرار دادند، بپردازیم. در بخش پایانی برنامه، به یکی دیگر از جنبههای مهم و کمتر بررسیشده آن دوران، یعنی زندگی فرهنگی و هنری مردم افغانستان پرداختیم. از رشد موسیقی، سینما، تئاتر و دیگر عرصههای هنری گرفته تا گسترش فعالیتهای فرهنگی، روزنامهنگاری و مطبوعات، اتحادیههای هنری و فرهنگی، نشریات متعلق به جریانها و گروههای مختلف و نقش هنرمندان و روشنفکران در زندگی اجتماعی و سیاسی افغانستان. همچنین یادی کردیم از خوانندگان، موسیقیدانان و هنرمندان نامآشنای افغانستان؛ زن و مردانی که آثارشان بخشی از خاطره جمعی مردم این سرزمین را شکل داده و در زندگی فرهنگی و اجتماعی چندین نسل تأثیرگذار بوده است. این گفتوگو تنها بازخوانی تاریخ سیاسی یک حکومت نیست؛ بلکه تلاشی است برای شناخت تجربه یک جامعه، آرزوهای مردم آن برای پیشرفت و تحول، دستاوردها و ناکامیها و سرانجامِ تجربهای تاریخی که با جنگ، دخالت خارجی، اختلافات داخلی و بحرانهای گسترده روبهرو شد. چرا تجربه حکومت حزب دموکراتیک خلق افغانستان، با وجود برنامههای گسترده اصلاحی، سرانجام به شکست انجامید؟ و از این تجربه تاریخی چه درسهایی میتوان برای امروز و آینده آموخت؟ از شما دعوت میکنیم این گفتوگوی تاریخی را در «رسانه ما» دنبال کنید. اگر این برنامه را پسندیدید، لطفاً آن را لایک کنید، کانال رسانه ما را سابسکرایب کنید و ویدئو را با دوستان و علاقهمندان به تاریخ افغانستان در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید. با همراهی و مشارکت شما میتوانیم کمک کنیم تا این بخش مهم از تاریخ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان، تجربههای مردم آن و درسهای ارزشمند این دوران، برای نسلهای امروز و آینده حفظ شود و مورد استفاده قرار گیرد. رسانه ما – رضا فانی یزدی #رسانه_ما #رضا_فانی_یزدی #اسدالله_کشتمند #افغانستان #ببرک_کارمل #نجیب_الله #حزب_دموکراتیک_خلق_افغانستان #تاریخ_افغانستان #موسیقی_افغانستان #فرهنگ_افغانستان #قیام_ثور