تمنای رهایی
رسول پویان
تبسـم حال خـوش در خاطر دل می کند جاری
ولی چین جبین صدگونه مشکل می کند جاری
بـه زیـر تـیـغ صـیـادان ظالـم غـمـزۀ چـشـمی
امـیـد پـر زدن در مـرغ بسـمل می کند جاری
چونان دراوج توفان دل به دریا می زند هردم
که امواج گهر بر طرف ساحل می کند جاری
دل تـنها بـه کنج خلـوت خـود تا که آزاد است
تـمـنـای رهـایـی در سـلاسـل می کـنـد جاری
خیال بـوی زلـفی در دل مـسـت غـزل پـیـچـد
که حّس دلربا در قلب خوشکل می کند جاری
نـویـسـم داســتان عـشـق دل بـر دفـتـــر رویـا
چودردل ها هـوای وصل کامل می کند جاری
سـرود گـردش چـشـمی شـنـیدم از لب سـاغـر
که خون دخـتـر رز در شمایـل می کند جاری
درِ اخلاص دل بگـشـوده ام؛ لیکن نمی نـدانـم
کی نوری ازکجا درکهنه منزل می کند جاری
تمام لحظه های عمر شیرین گـر شود یک دم
کدام عـشق و وفا پیغـام عاجـل می کند جاری
پـرسـتـار دل غـمدیـده کس هـرگـز نمی گردد
ولی بـر زخـم دل از دور فلفل می کند جاری
غـبـار کاروان هـجـر لیلی چـشـم مجـنون شـد
نگه از بـس به دنـبـال قـوافــل می کـند جاری
تو گـویی آرزوی وصل دل ها رفته از خاطر
که سوز درد هجران با فواصل می کند جاری
مگـر قلب فگار از تیغ ابـرو را علاجی نیست
که خـون درد از تـلــوار قـاتـل می کنـد جاری
زبس ازکینه توزیهای گردون خون دل خوردم
عسل در کام دل زهـر هـلاهـل می کند جاری
کـروژ رودکی و مــولـــوی و حـافــظ و خیام
شرر در رگ هـای شعـر بیدل می کند جاری
24/6/2026