دهکدهء غم
هر سو کشم آواز نوایی ز کسی نیست شد قافله و لیک صدای جرسی نیست گویی همه سر در بغل خاک نهادند آن گرمي بیرون شده ای از نفسی نیست ای وای چه آمد به سرِ دهکدهء غم ؟ کاز صاحب آواز و صدا آدرسی نیست ویرانه شده خانه و گلخانه در آنجا جز دستهء…
بیشتر بخوانید











