رنج زنده گی
محمد اسحاق ثنا ونکوور – کانادا خدنگ تیر مژگانت شده این سینهی تنگم به خون آغشته شد چون لالهی صحراست همرنگم بکش مطرب نوای خوش دمی آسوده گی یابم هوای بزم یارانم، خراب ساز و آهنگم ز جور خوب رویان جهان آهم به افلاک است خدا یا هر یکی از سنگ دلی ها میزنند سنگم…
بیشتر بخوانید