وحشت توفان
رسول پویان هنوز وحشت تـوفـان و سیل در پیش است سکان کشتی به گرداب پر ز تشویش است به کشوری که شبانی به دست گرگان است فقـط حـملۀ گـرگ اسـت و نـالۀ میش است دل شــکـسـتـۀ مــام وطــن شــــده بـریــان پـدر ز سـوحته بوی شـراره دلـریش است عـسـل بـه کام وطـنــدار مـا شـــده زقّــوم بجای…
بیشتر بخوانید






