در آستانه 8 مارس 2018 !

در آستانه روز جهانی زن هشتم مارس 2018 ، با فاطمه و فرناز از انجمن قدیمی قرار جلسه گذاشته بودیم…

 

قدم زدیم ، نوشیدیم ، خوردیم ، شعار هم دادیم ، بحث کردیم . از تاریخ بشر و اینکه چرا در این روند تاریخی روز جهانی زن شکل گرفت ، از تاریخ مبارزات زنان و اینکه جنسیت نباید اولویت پیدا میکرد و حالا که اینطور شده چه باید کرد…؟ خسته شدیم و نشستیم برای نوشیدنی ، در لحظاتی که محو غروب زیبای خورشید شده بودم ، به یکی از اعضای انجمن گفتم ولی هر کاری بکنیم و به هر حال یک سری کارها مردانه است…

لحن صدایش ناگهان تغییر کرد . غروب را فراموش کردم . ته نگاهش آتش خشم را میدیدم که شعله میکشد ! دستش به آرامی بطری نوشیدنی را لمس کرد جهت پرتابی موفق به فرق سرمان ! اما قبل از اقدام عملی ، پرسید مثلا چه کارهایی مردانه است ؟ گفتم مثلا دوست داشتن یک زن و عاشق زنی شدن …

دستش از بطری جدا شد ، لبخند رضایت روی لبانش نشست ، صدایش مهربان شد ، آتش خشم ته چشمها دیگر نبود….

دست آخر گفت : حالا که اینطوریه ، چی برام هدیه میگیری ؟

گفتم : مقام والای زن را نباید ارزش گذاری مادی کرد… یک شاخه گل رُز مفموم عمیقتری دارد با شعار کوبنده زنده باد هشتم مارس…

چیزی نگفت ، فقط گره ای بین ابروانش نشست ، فکر کنم متوجل شد که پیچوندم ! منتها خیلی محترمانه و روشنفکرانه …..

اسماعیل هوشیار

07.03.2018