مفهوم صلح ، صلح با کی ؟

بخش دوم

مفهوم صلح ، صلح با کی ؟ درحکومت وحدت ملی ویا با سو استفاده          ازنام صلح، بقدرت رسا نید ن دشمنان داخلی وخارجی مردم افغانستان

(پروژه کرزی ـ غنی )

با تصحیح مطلب ذیل که : ( دربخش اول ضمن تبصره برقضیه کابل بانک ، عوض آقای خلیل الله فیروزی اشتباهاْ ازشیرخان شریک قضیه یاد آورشده بودم ).

قابل تذکرمجدد میدانم که هدف ازتحریرمطلب مورد بحث، صدور، ایجاد و دامنزدن اختلافات بین اقوام وملیتهای افغان نمیباشد. بلکه برملا نمودن اهداف شوم که ناشی از افکارتنگ نظرانه قومگرائی،ملیتی وعقده های شخصی، که درداخل وخارج کشورطرح ریزی وعملی میگردد،میباشد .

مناسبات بین اقوام وملیتهای مختلف درافغانستان پیوند خونی وخویشاوندی دارد. گرچه طی قرنها، دشمنان افغانستان که مصاب به امراض قوم وملیت پرستی بوده ومیباشند با شیوه های مختلف وکشتارهای هموطنانما (حتی نسل کشی) تلاش نمودند تا بااین مرض مهلک وتباه کننده ،وطن ما راتجزیه نمایند.اما به اثرمناسبات فوق الذکر تا حال نتوانستند که به مقاصد شوم خود برسند. تحریرمطلب فوق تهمت وبهتان نبوده بلکه نتیجه برداشت ازعملکرد رهبران به اصطلاح حکومت وحدت ملی ویاران شان میباشد، که بصورت ضمنی وبعضا بصورت واضع بیان میدارند.

به ادامه بخش اول بانظرداشت اینکه حکومت وحدت ملی طبق قانون اساسی کشور بوجود نیآمده ، بلکه چکیده های جعل وتذویر، فریب ودغدغه بانیان این پروژه شوم میباشد که با طراحی خاص قبلاْ ترسیم شده،درتبانی کشورهای خارجی ایجاد، وجهت تحقق اهداف شوم فوق الذکرمسیرحرکت آن ادامه دارد ونتیجه عملکردهای روزانه آنان  تقویه دشمنان مردم وکشورما درمرکز وولایات کشورمیباشد که روزانه صدها هموطنما شهید،زخمی ومعیوب گردیده ومیگردند.گرچه یک سلسله کارها توسط هموطنان بااحساس عزیز که در پستهای مختلف دولتی با روحیه مردم ووطندوستی کارمینمایند،صورت میگیرد،اما اکثرا درمقابل اعمال خلاف قانون که توسط زورمندان ودولتمردان صورت میگیرد ویا حمایه وپشتیبانی

 

میگردد،قرارمیگیرند،که مانع انجام کاروتطبیق قانون شده ومیشوند.

دولتمردان وزورمندان چنان شرایط رابرکشورمستولی نموده اند که درتاریخ کشورما چنین شرایط وحشت ودهشت ثبت نگردیده، طورنمونه شمه آن را ذیلاً یاآور میگردیم  :

ـ رئیس شورای ملی ازمعامله گری اعضای پارلمان با حکومت بخصوص دردادن رای اعتماد به وزرا ، شکایت دارد.با آنکه مدت قانونی کارشورای ملی ختم شده وخلاف قانون بوظایف خویش ادامه میدهند.

ـ وزرا ازمداخله ونصب کادرها در ادارات توسط وکلای شورای شکایت دارند.

ـ لوی څارنوال ازمداخله وکلای شورای ملی در بررسی وتعقیب دوسیه ها شکایت دارند . ـ طبق مصاحبه مطبوعاتی میرعلی اصغرنماینده ریاست جمهوری افغانستان ساعت ۹:۳۰ تاریخ ۳ جون ۲۰۱۶ با تلویزیون آریانا نیوز(اضافه از یکهزاروپنجصد دوسیه فساد اداری ازلوی څارنوالی مفقود شده )

ـ جنرال دولتزی قوماندان زون ۵ درهلمند ضمن مصاحبه میگوید که (به اثرمداخله عضو شورای ولایتی سه نفررا سواد ندارند، رتبه های جعلی به آنان داده ودر پستهای مختلف قطعات مقررنموده، آنان دارای سوابق جرمی دزدی، قاچاق مواد بوده وفعلاْ هم سهم فعال دارند.

ـ  حیات‌الله حیات، والی هلمند در جنوب افغانستان بتاریخ ۱۶ جولای ۲۰۱۶به بی‌بی‌سی گفت که براساس بررسی‌هایی که در این ولایت توسط شورای نظامی ولایت در ولسوالی نادعلی، مارجه و مرکز ولایت هلمند، انجام شده سربازان خیالی و یا مامور به واحدهای دیگر، مشکلاتی در تامین امنیت ایجاد می‌کنند،حدود۴۰۰ الی ۵۰۰ سرباز در محل وظیفه خود حضور ندارند.

ـ آقای محمد اکرام افضلی رئيس سازمان جهانی ديده بان برای افغانستان با صراحت و شفافيت مبارزه حکومت افغانستان برای محو فساد را يک کميدی خنده آورتوصيف نمودند وگفتند که درشماری ازنهادهای امنيتی حتی پنجاه درصد نيروهای امنيتی خيالی هستند و گفتند:گزارشهای که ما دردست داريم نشان ميدهند که دربعضی واحدهای امنيتی افغانستان حتی تا پنجاه درصدعساکر و پوليس خيالی وجود دارند وتعينات وتقرریها به اساس روابط صورت ميگيردوگفتند که بيش ازنيم نيروهای امنيتی افغانستان وجودفزيکی ندارندوپولهای  که به نام نيروهای امنيتی گرفته ميشوند درجيب اشخاص ودلالان مافيای حاکم ميريزند.    ـ جنرال عطامحمد نورسرپرست ولایت بلخ اخیراْحکومت وحدت رایک حکومت غیرقانونی خواند و گفت:«کسی مصروف پُرکردن جیب‌اش کسی مصروف گماشتن بسته‌ گان خود،

 

کسی برای دریافتن منابع و چشمه‌های عایداتی و کسی هم برای تاجگذاری وکسی هم برای قصر داشتن مصروف است.»

ـ جنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول رئیس جمهوری افغانستان با انتقاد ازخود محوری رئیس جمهور طبق اظهارات ظفرهاشمی سخنگوی ریاست جمهوری که رئیس جمهوربا استفاده تکنالوژی ارتباطی میتواند ازخارج هم کشور را اداره کند به عدم انتصابش طبق حکم ماده شصت قانون اساسی به عنوان سرپرست ریاست جمهوری انتقاد نمود و واکنش نشان داده است.رهبر جنبش ملی اسلامی متذکرگردید که دو جناح حکومت وحدت ملی     – تیم تحول وتداوم برهبری اشرف غنی وتیم اصلاحات وهمگرایی برهبری عبدالله عبدالله  قدرت را با هم به صورت ۵۰-۵۰ تقسیم کرده و سهم مناسبی به او نداده‌اند.وتأکید کرد که تقسیم قدرت به طور کلی عادلانه نیست.او بعنوان مثال گفت که او به عنوان معاون رئیس جمهوری تنها درتعیین دووالی نقش داشته ودرحال حاضر از ده‌ها سفیر، حتی یک سفیرهم مطابق نظر اوتعیین نشده است.معاون رئیس جمهوری انتقاد کرد که هر دو جناح حکومت وحدت ملی علی‌رغم این که به ارتش و پلیس “اردوی ملی و پلیس ملی” میگویند، این دو نهاد را با انگیزه‌های سیاسی حتی پست‌های پایین‌رتبه دولتی را با هم تقسیم میکنند. پیش از این ازاختلاف بین سران حکومت وحدت ملی ونارضایتی آقای دوستم ازچگونگی  توزیع قدرت وجایگاه خودش در ساختار قدرت، بارها گزارش شده بود، اما این بار نخست است که او در اظهار علنی به این صراحت سخن میگوید.

ـ محمد عمر داوودزی رئیس کمیته سیاسی و جهانی شورای حراست و ثبات گفت: حکومت مصلحتی یک سال دو سال نه که تا آخرعمر، دو سال بس این حکومت است. لذا دراین شرایط یکه دولت به مفهوم واقعی آن وجود ندارد، صلح با کی ؟ با دشمنان مردم کشورما که روزانه به اثرجنایات قصدی شان ناشی از انفجارات،بمهای انتهاری،بمگذاری کنارجاده ،گروگان گیری، راه گیریها با لباس نظامی وبه اشکال مختلف هموطنما راشهید، مجروح ومعیوب مینمایند،اصلاً آن دشمنان انسانیت که درعقب پرده ازکمکهای غیرمستقیم بعضی دولتمردان مستفید میگردند .

چون تعداد قابل ملاحظه دولتمردان بازی دوگانه درزمینه منافع مردم وثبات کشوردارند و هدف عمده شان ازبین بردن دشمنان واقعی ملت افغان نمیباشد، بادلایل ذیل میتوان عملکرد های شان را برشمرد:

ـ تحت نام مبارزه با تروریزم طبق نظرعبدالرحمان فهیمی  که در روزنامه افغانستان به نشر رسید، دولت افغانستان “برخورد دوگانه با تروریستان” دارد.موصوف متذ کر گردید که طالبان دشمن اصلی مردم  افغانستان میباشد، چراکه سایرگروه‌های تروریستی ، قادربه

 

تصرف وبه کنترل درآوردن مناطقی ازافغانستان نبوده ونیستند. طالبان به کمک ورهنماُی ستون پنجم داخل نظام حملات گسترده تروریستی راعلیه مردم ملکی ونیروهای امنیتی کشوربراه انداخته ومیاندازند.اما دولت باهمه اعمال جنایتکارانه طالبان، به عوض سرکوب نمودن،ازعقب جبهه توسط کادرهای ورزیده مانند حامد کرزی(درحالیکه رئیس جمهورباز نشسته بوده،موقف رسمی وصلاحیت قانونی ندارد بخاطرکمک به طالبان،با سفربه روسیه ملاقات بارئیس جمهورروسیه نموده ،تقاضای کمک نظامی به طالبان وسرکوبی داعشیان را درافغانستان نمود.)هرگاه حکومتداری جناب کرزی دردوره ریاست جمهوری اش و در حکومت وحدت ملی مورد مطالعه قراردهیم، موصوف باسیاستهای مخلوط ومرکب خویش ،طالبان را که درمرحله زوال قرارداشت،باکمکهای غیرمستقیم،درایجاد دوباره وتقویه آنان نقش عمده بازی نمود، وآنان  منحیث یک نیروی درسطح کشورومنطقه دوباره وارد میدان قتل وکشتار وبد نامی اسلام گردانید.درحالیکه هردوگروپ ،طالبان و داعشیان جنایتکاران وتروریستان میباشند.

به همین شکل جمعه خان همدرد که ازجمله قوماندانان تنظیم گلبدین درشمال کشوربود ودر پستهای مختلف وبا صلاحیت دولتی اجرای وظیفه کرد ومیکند،عملکردهایش ثابت کننده کمک وتقویه طالبان درولایات مختلف کشورازجمله بغلان،جوزجان،پکتیا وناامن ساختن شمال کشورتاحال میباشد.چنانچه روزنامه گاردین ازارتباط اش با حزب اسلامی حکمتیار ،مداخله درامور ولایت بلخ، ارتباط تنگاتنگ با شورشیان و رهبری گروه بزرگ مفسدین اداری به سطح ولایت پکتیا مثال درآورده است.به همین منوال دها کادردیگرحکومت وحدت ملی که درجهت تحقق پروژه کرزی ـ غنی کار مینمایند.

ـ با استفاده ازنام صلح : ـ آیا با آوردن متباقی گروه ها تروریستی وشاخچه های تنظیم گلبدین در نظام میتوانید،صلح نسبی رادرکشور برقرارنمايید ؟؟؟

مصالحه با حزب اسلامی چه تحول امنیتی یا تغییر سیاسی را به ارمغان خواهد داشت؟  هرگاه واقعاً گلبدین ومتباقی اعضای  گروپش بخاطر آوردن صلح و آرامی مردم به عذاب کشیده افغان با قلب و وجدان پاک،بدون داشتن عقده های قبلی (با تنظیم جمعیت، شورای نظار، جنبش شمال وسایروطنپرستان ) جهت آرامی مردم واستقلال کشوربه داعیه صلح بپیوندد،  قابل تقدیروستایش میباشد. اما توقعات گلبدین وگروپش وتعهدات حکومت نشان میدهد :    (دولت افغانستان دربرابردست کشیدن حزب اسلامی ازجنگ، متعهد شده که امتیازاتی به این حزب بدهد،ازجمله: حذف نام رهبرواعضای این حزب ازفهرست‌های سیاه کشورها و سازمانهای بین‌المللی،لغو تحریم‌های بین‌المللی علیه این حزب واعطای مصونیت قضایی بابت اقدامات سیاسی و نظامی به آقای حکمتیار وهوادارانش به‌ جزمواردی که مشمول

 

ادعا های فردی میشود.) .درحالیکه جناب گلبدین و یکتعداد پیروانش،برعلاوه افکار تنگ نظرانه  قوم وملیتگرايی باعقاید تندروانه دینی ومذهبی مزین میباشند،جنایات وکشتارهای سالهای 1992 الی 1996 وادامه آن تا حال درمرکز و ولایات جریان دارد.اما دولتمردان بدون توجه به عملکردهای فعلی آنان،تحت نام صلح به اشکال مختلف،زمینه تحقق پروژه خویش را مساعد ساخته ،با الهام از افکار(محمد گلخان مهمند) عمل می نماُئید.

هرگاه گلبدین بادرک ازوضع فلاکت بارکشور،احساس دینی ومذهبی به جنگ ،خشونت و خصومت نقطه پایانی بگذارد وبراساس ماده 18 توافقنامه،هرنوع فعالیت نظامی خود را متوقف، تشکیلات نظامی‌اش را منحل وروابط خود با گروه‌های تروریستی ومسلح را قطع کند.ودستیابی به صلح پایدار به عنوان هدف اصلی توافقنامه صلح  با حزب اسلامی اعلام شده میتواند.اما چنین نیست چراکه آن قدرت ونیروی جنگی سالهای قبلی را ندارد.چنانچه آقای حبیبی که به عنوان مشاورامنیتی ناتو درکابل کار کرده،می‌افزاید بدنه اصلی نیروهای مسلح حزب اسلامی در سالهای 1373 تا 1375به گروه طالبان پیوست ویکتعداد دیگراز آنان درچهارده سال اخیربا شماری به دولت پیوستند.فعلاْ آن تعدادیکه باحکمتیارباقی مانده است،نیروی قابل توجهی درمیدان جنگ بحساب نمی‌آیند. وتغییرچندانی دروضعیت جنگ نخواهد آورد. پس هدف اصلی تحقق پروژه کرزی ـ غنی میباشد که رقابت اصلی حزب اسلامی بابعضی احزاب دیگر جنبه ایدئولوژیک ندارد،بلکه مزین باافکارقومپرستی و ناسیونالیستی میباشد،نیروی اصلی حزب اسلامی رااکثراًپشتونها تشکیل میدهند،واحزاب دیگرموردبحث،پایگاه اجتماعی شان را اقوام تاجک‌،هزاره‌ ،ازبک‌ وبعضاْ پشتونها میباشد. آقای محمدجواد سلطانی استاد جامعه‌شناسی معتقد است که باآمدن حکمتیاربه کابل، تنشهای ایدئولوژیک واختلافات‌ قومی وزبانی افزایش خواهد یافت.این حزب درگذشته هم یکی از طرفهای اصلی درگیری برسراین مسائل بوده ودوسال پیش هم به گروه‌های قومی غیر پشتون به ‌ویژه هزاره‌ها هشدار داد.

وحید مژده، تحلیلگر سیاسی، این رقابت‌ها را در سه عرصه قابل تحلیل میداند: سازمانی، ایدئولوژیک وقومی.ازنظرآقای مژده میدان چهارمی راهم نباید نادیده گرفت . لذاهدف حکومت واقعاً ایجاد صلح نمیباشد ، بلکه باسوُاستفاده ازنام صلح ، دامنزدن به اختلافات قومی ومذهبی ، ایجاد فضای آوردن متباقی تند روان اسلامی وسایراهداف شوم که منافع پاکستان وسایرکشورهای ذیدخل درافغانستان است.

مثال دیگرمحمد اشرف غنی به ارتباط انفجاروترورشهید شدن 32 سربازوزخمی شدن 50  نیروهای امنیتی و دانش‌آموختگان آکادمی پلیس افغانستان در غرب کابل، را جنایت علیه بشریت خواند.وبه وزارت داخله دستورداد تا چگونگی «روند انتقال دانش‌آموختگان مرکز

 

آموزش پلیس درمیدان وردک به کابل بررسی شود» …وازعلما ومردم خواست تا در نماز جمعه صدای‌شانرا علیه جنایات ضدبشری تروریستان از طریق منابر مساجد اعلام کنند. بهمین شکل درقضیه ترور وانفجار مظاهره کننده گان انتقال برق درناحیه دهمزنگ کابل باز هیات را تعین کرد . طی اضافه از دو سال صدها واقعه ترور وانفجار توسط دشمنان مردم صورت گرفت وهزاران هموطنما کشته ومعیوب گردیدند ، وجناب اشرف غنی با تعین هیاتها که نتایج کارشان معلوم نیست،صرف با دادن وعده فوق مردم رافریب میدهد، چون قاتلین آینده ساز پروژه مذکور میباشند.

به ارتباط عملکرد های پروژه (کرزی – غنی) مثالهای بسیار وجود دارد،هرگاه به حوادث وقضایای روزکشوردقیق شویم روزانه ویاهفته وار با آن اعمال خلاف قانون وخلاف منافع مردم وکشوربرمیخوریم.چنان معلوم میشودکه داکترصاحبان غنی وعبدالله آرزومند تحقق حاکمیت قانون درجامعه نمیباشند،چون حکومت تهداب قانونی ندارد وخودشان هم درمحیط  جنگ بزرگ شده ویا با جنگ ودهشت ارتباط کاری داشتند ،از نام قانون وقانونیت نفرت دارند ،هرگاه به هدایات وعملکردهای آنان دقت نمائید ، چنان معلوم میشود که حتی این دولت مردان ازمتن قانون اساسی کشورمطلع نیستند . که دربخش سوم با مثال به توضیح آن اقدام مینمایم . ادامه دارد

                      بااحترام عبدالواسع غفاری