چه کسی و چگونه از ناآرامیهای ایران سوءاستفاده خواهد کرد؟

یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری- «تو بگو دوستات کیست، تا بگویم تو کیستی»! ناآرامیهای روزهای اخیر که این بار با دست زالوهای بازار شروع شد، در اصل، یک اقدام دیگر علیه ایران بعنوان یک کل است. هدف این ناآرمیها که علیالظاهر با خواستهای مردمپسند- گرانیهای روزافزون، بخصوص گرانی دلار، شروع شد، تمامیت کشور است که مورد حمایت رژیمهای صهیونیستی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل- دوستداران ناآرامیها قرار گرفت. تا جائیکه ترامپ، رئیس لات دولت تروریستی آمریکا ایران را به مداخله و حملۀ نظامی- تروریستی تهدید کرد. با این حال، روشن است که زمینۀ ناآرامیهای اخیر و حتی تمام اعتراضات بحق مردمی را نظام اسلامی حاکم با سیاستهای ایران ویرانکن خود که از ابتدای به قدرت رسیدن خود به جنگ با مردم میهن ما مشغول بوده، آماده کرده است. بدین معنی که حاکمیت جمهوری اسلامی تنها مقصر و مسبب تمام نارضایتیها و بحرانهای سیاسی، اجتماعی- اقتصادی است که اکنون سرتاسر جامعه را درنوردیده است. انباشت فقر، فلاکت، بدبختی، مشکلات عدیدۀ زیستی در یک سو، تلنبار شدن ثروتهای نجومی سرقتی در اثر گسترش بیسابقۀ فساد، دزدی، رانتخواری و باندبازی اسلامگرایان در سوی دیگر، در واقع محصول بلافصل وجود ساختارهای دولتی بشدت ناسالم و سیاستهای عمیقاً ضدمردمی نظام حاکم در طول تمام دورۀ حکمرانی خود است. بدین منوال، حاکمیت «اسلامپناه» اکنون میهن ما را به گروگان امیال ضد ملی خود تبدیل کرده و سرنوشت خود را به سرنوشت کشور گره زده است.
*-*-*
در حال حاضر فقط شمال غربی کشور آرام است، اما اوضاع میتواند تغییر کند.
موج اعتراضاتی که در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ ایران را فرا گرفته بود، در ششمین روز، به درگیریهای خشونتآمیز با نیروهای امنیتی منجر شد. به گفتۀ رسانههای محلی و سازمانهای حقوق بشری، در جریان این ناآرامیها حداقل شش نفر کشته و دهها نفر زخمی شدند. این بزرگترین اعتراضات در کشور در سه سال گذشته است که ناشی از بحران عمیق اقتصادی، مشکلات زیستمحیطی و به تبع آن، مشکلات اجتماعی و روزمره است.
اعتراضات در تهران در ۲۸ دسامبر با اعتصاب تجار در بازار بزرگ که از کاهش شدید ارزش پول ملی خشمگین بودند، آغاز شد. ریال ایران به پائینترین حد تاریخی خود یعنی تقریباً ۱۴۵ هزار تومن در برابر هر دلار آمریکا سقوط کرد. در همین حال، تورم از ۴۲ درصد (طبق برخی منابع، ۶۰ درصد) فراتر رفت و قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی به شدت افزایش یافت و وضعیت مردم را در بحبوحۀ تحریمهای غرب و پیامدهای جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل [و آمریکا] در ژوئن ۲۰۲۵ وخیمتر کرد. علائم ظاهری نشان میدهد که افزایش هزینههای زندگی محرک نارضایتی بوده است که آشکارا توسط نیروهای حاشیهای و مخرب، از جمله نیروهای تحریکشده بواسطۀ بازیگران خارجی و عوامل داخلی آنها، مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.
به گفتۀ مقامات محلی و خبرگزاری فارس، معترضان در حال آتش زدن خودروهای پلیس و پرتاب سنگ به سمت نیروهای امنیتی هستند. حمله به یک مقر پلیس در استان لرستان در غرب ایران، سه کشته و ۱۷ زخمی برجای گذاشت. بهگزارش سازمان حقوق بشری ههنگاو، پلیس برای متفرق کردن معترضان از گاز اشکآور استفاده میکند و در برخی موارد، به سمت آنها آتش گشوده است. در جریان درگیریها در شهر لردگان (استان چهارمحال و بختیاری)، دو معترض توسط نیروهای دولتی کشته شدند. طبق بیانیۀ سپاه پاسداران، یک «بسیجی» در شهر کوهدشت کشته شد.
طبق معمول، دانشجویان و کارگران خیلی زود به اعتراضات پیوستند. علاوه بر این، ساکنان اصفهان، شیراز، مشهد، لردگان، ازنا، کوهدشت و بسیاری از شهرها و روستاهای کوچکتر نیز به این اعتراضات ملحق شدند. تظاهرات به دهها استان، از جمله، مناطق روستایی، گسترش یافت. معترضان نه تنها شعارهای اقتصادی، بلکه شعارهای سیاسی، از جمله، انتقاد از سیاست خارجی دولت و اولویتهای علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، را نیز مطرح کردند. ایران اینترنشنال، رسانۀ به شدت مخالف، ادعا میکند که ناآرامیها «به مرکز مذهبی قم نیز گسترش یافته است. در این شهر، معترضان خواستار سرنگونی حکومت دینی شدند».
در غیاب یک رهبر مشخص، برخی از معترضان، که توسط عوامل خارجی تحریک شده بودند، شعارهایی در حمایت از احیای سلطنت پهلوی سر دادند و فریاد زدند: «سید علی باید سرنگون شود» و «مرگ بر خامنهای». در همین حال، رضا پهلوی، ولیعهد سلسلۀ پهلوی که در آمریکا مقیم است، اعلام کرد که دوران جدیدی در ایران در حال طلوع است و خاطرنشان کرد که ایرانیان اکنون برای آزادی خود میجنگند. این پادشاه بالقوه در رسانههای اجتماعی نوشت: «رژیم فعلی به پایان خود رسیده و در شکنندهترین نقطۀ خود قرار دارد. این رژیم ضعیف، عمیقاً دچار تفرقه و ناتوانی در سرکوب شجاعت یک ملت در حال شورش است».
البته، ارزیابی و تحلیل رویدادهای کنونی ایران جدا از بستر وسیعتر بینالمللی غیرممکن است. موقعیت و نفوذ ژئواستراتژیک ایران به گونهای است که سالها و دهههاست که ناگزیر هدف بازیهای مختلف از سوی بازیگران فرامنطقهای و عوامل نفوذ آنها قرار گرفته و با دخالت در امور داخلی خود در قالبهای مختلف، از جمله خرابکاری و جنگ تروریستی و تجاوز آشکار، مانند ژوئن ۲۰۲۵، مواجه بوده است.
در آستانۀ وقایع جاری، دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی کاخ سفید، ضمن میزبانی از بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در مار-آ-لاگو، اعلام کرد که در صورت از سرگیری برنامۀ موشکی ایران، از حملات جدید علیه این کشور حمایت خواهد کرد: «اکنون شنیدهام که ایران در تلاش است تا برنامۀ خود را از سر بگیرد. و اگر چنین باشد، ما باید آنها را نابود کنیم… ما آنها را له خواهیم کرد. اما امیدواریم که این اتفاق نیفتد». علاوه بر این، ترامپ پا را فراتر گذاشت: همانطور که اخیراً در پلتفرم رسانۀ اجتماعی مورد علاقهاش، «Truthsocial.com»، آمده است: «اگر ایران طبق معمول به معترضان شلیک کند و آنها را به طرز وحشیانهای بکشد، ایالات متحده به کمک معترضان خواهد آمد. ما برای اقدام آمادهایم».
علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اظهارات ترامپ را محکوم کرد و اظهار داشت که او «باید بداند که دخالت آمریکا در [مسائل] داخلی ایران معادل هرج و مرج در سراسر منطقه و تضعیف منافع آمریکا است». از سوی دیگر، باید یادآور شد که ترامپ در انکار تبلیغاتیِ ماهیت امپراتوریِ آمریکا، همچون یک امپراتور سنتی عمل میکند و بر احساسات وفاداریِ رعیتوار تکیه دارد. دیالکتیکی که سیطرهٔ آن تفاوت چندانی با سیاست دولت کنونی و خطمشی هر یک از پیشینیان او از اردوگاه بدنام نئومحافظهکاران ندارد، اینگونه است.
در هر صورت، ترامپ «باران بشکهای» بعدی را پیشتر آماده کرده بود؛ بگونهای که کاخ سفید در آخرین روز سال ۲۰۲۵ تحریمهایی را علیه ۱۰ شخصیت حقیقی و حقوقی ایران ظاهراً «به بهانۀ مشارکت در تجارت سلاح، پهپادها و قطعات مربوط به موشکهای بالستیک» اعمال کرد. رویکرد تهاجمی ترامپ را دیگر سیاستمداران غربی نیز، فارغ از وابستگیهای حزبی، پشتیبانی میکنند. از جمله، برد شرمن، نمایندۀ کنگرۀ از ایالت کالیفرنیا، با تأکید بر نقش جوانان در آیندۀ کشور، حمایت خود را از اعتراضات اعلام کرد. نایجل فاراژ، نمایندۀ مجلس عوام انگلیس نیز به نوبۀ خود از معترضان حمایت کرد و اظهار داشت که «این رژیم باید سرنگون شود».
نتانیاهو دربارۀ اعتراضات رایزنیهایی انجام داد و تأکید کرد که تغییرات در ایران تنها میتواند از درون خود کشور رخ دهد و اعتراضات گسترده را با فشارهای اقتصادی و سیاستهای سرکوبگرانهٔ حاکمیت مرتبط دانست. نکتۀ قابل توجه این است که اظهارنظر «بیبیِ خشمگین»، که ایران را دشمن وجودی برای رژیم خود معرفی کرده، همزمان با تسریع آمادگی ارتش اسرائیل برای انجام عملیات نظامی در لبنان و کرانهٔ باختری، که اسرائیل به عنوان بخشی از برنامۀ چشمانداز ۲۰۳۰ خود در حال تدارک آن است، مطرح شد.
آقای لاریجانی در شبکههای اجتماعی نوشت: «ما معتقدیم که مواضع بازاریان معترض با مواضع عناصر مخرب متفاوت است». از سوی دیگر، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، «خواستههای مشروع» معترضان را پذیرفت و قول گفتگو داد و از انتصاب رئیس جدید بانک مرکزی برای تثبیت اقتصاد خبر داد. دولت همچنین با اشاره به هوای سرد و صرفهجویی در مصرف انرژی، در ۲۶ استان تعطیلی چند روزه اعلام کرد. اما تحلیلگران آن را تلاش برای مهار فعالیتهای خیابانی تفسیر میکنند.
در عین حال، دفتر دادستانی نسبت به «واکنش قاطع» به تلاشها برای بیثباتسازی هشدار داد. ضمن این، مقامات ارشد کشور موج اعتراضات را تلاش غرب برای «جنگ روانی» علیه دولت توصیف کردند و نیروهای خارجی را به فعالیتهای خرابکارانه متهم کردند. طبق دادههای اولیه، نیروهای امنیتی موفق شدهاند ناآرامیها را تحت کنترل درآورند، با این حال، از نظر کارشناسان بینالمللی روشن است که نتیجهگیریهای زودهنگام در حال حاضر دشوار است.
ممکن است که این صرفاً گذار اعتراضات به مرحلۀ جدید باشد. نکتۀ قابل توجه این است که این اعتراضات هنوز شمال غربی ایران، استانهای با جمعیت متمرکز آذربایجانیها و کردهای ایرانی، یا بخش جنوب شرقی کشور، منطقۀ جمعیت متراکم بلوچهای سنی را تحت تأثیر قرار نداده است. نمایندگان این گروهها و برخی دیگر از گروههای قومی و مذهبی ممکن است فعلاً عمداً رویکرد صبر و انتظار را در پیش گرفته باشند. اما، این احتمال وجود دارد که حضور خود را محسوس کنند. رفتار آنها تا حد زیادی ماهیت و مقیاس این روند را تعیین خواهد کرد: تجزیۀ فرضی کشور، میتواند جعبۀ پاندورا را در سراسر منطقه باز کند.
١٣ دی- جدی ١۴٠۴













