پیامدهای نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا برای خاورمیانه

حملۀ جدید به ایران بیش از پیش محتمل است
یوری ماواشف (Yuri MAVASHEV)، خاورشناس و مدرس گروه سیاست جهانی و اقتصاد جهانی در دانشکدۀ مدیریت آکادمی اقتصاد ملی و مدیریت عمومی جنب ریاست جمهوری روسیه
ا. م. شیری
از همان ابتدا روشن بود که در خاورمیانه، مبارزات انتخاباتی مربوط به انتخابات کنگرۀ آمریکا را با دقت بیش از هر جای دیگری دنبال خواهند کرد. البته، این علاقهمندی بههیچوجه بیدلیل نیست. نگرانیهای موجهی مبنی بر این وجود دارد که درگیری نظامی «داغ» دیگری که به احتمال زیاد میان «ائتلاف اپستین» (آمریکا و اسرائیل) و ایران رخ خواهد داد، ممکن است به مرحلۀ تازهای از خشونت فراروید و پیامدهایی کاملاً غیرقابل پیشبینی برای ثبات منطقه و روابط آن با جهان خارج به همراه داشته باشد.
همچنین روشن است که دغدغۀ اصلی رأیدهندگان آمریکایی، پیش از هر چیز، مسائل داخلی کشور است. هزینۀ زندگی، حاکمیت قانون، «جنگهای فرهنگی» و درگیری با ایران که باعث بالا رفتن قیمت سوخت شده، در کانون توجه آنان قرار دارد. به همین دلیل، دولتهای خاورمیانه تحولات را با دقت دنبال میکنند و خود را برای پیامدهای منفی احتمالی آن بر اقتصادهایشان آماده میسازند. هیچکس امیدوار این نیست که انتخاب آگاهانۀ رأیدهندگان بتواند آمریکا را به تغییر مسیر سیاست خارجی خود وادار کند.
مهمترین پرسش روز این است که آمریکا و اسرائیل چه زمانی تصمیم خواهند گرفت حملات خود علیه ایران را از سر بگیرند و مهمتر از این، آنها خوب میدانند که هر گونه حمله، ناگزیر با تلافی سنگین ایران و آغاز دور تازۀ تشدید تنشها همراه خواهد بود. به احتمال بسیار زیاد، کشورهای حاشیۀ خلیج فارس نیز به این روند خطرناک کشیده خواهند شد. علاوه بر این، انتخابات میاندورهای آمریکا که در سوم نوامبر برگزار شد، رویدادی با اهمیت بسیار بالا بود و میتواند بر جنبههای گوناگون، از آمادگی واشنگتن برای تأمین آزادی کشتیرانی در تنگۀ هرمز گرفته تا نظارت بر معاملات تجاری در منطقه تأثیر بگذارد.
نتایج انتخابات بهخودیخود هیچیک از این سناریوها را قطعی نمیکند، اما میتواند محاسبات سیاسی زیربنای آنها را تغییر دهد. بهویژه با توجه به اینکه حزب دموکرات ظاهراً آماده است بخشی از نفوذ سیاسی خود را از حزب جمهوریخواه، حزبی که در درون آن نیز افراد زیادی با دونالد ترامپِ غیرمتعارف و جنجالی موافق نیستند، پس بگیرد.
بر اساس نتایج انتخابات، دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را دوباره به دست میآورند و در سنا نیز اکثریت را کسب میکنند. کنگره که در برابر دولت موضع خصمانه داشته باشد، میتواند دربارۀ عملکرد دولت تحقیقات آغاز کند و برای مسدود کردن بودجۀ جنگ با ایران تلاش نماید. با این حال، از آنجاییکه قانونگذاران آن میزان اکثریتی در اختیار ندارند که برای بیاثر کردن وتوی رئیسجمهور کافی باشد، توانایی محدودی برای تحمیل تغییر مسیر در سیاست خارجی خواهند داشت. اضافه بر این، ترامپ ممکن است در مواجهه با مخالفتهای داخلی، بیش از پیش بر اقدامات خارجی که در آن همچنان آزادی عمل قابلتوجهی دارد، تمرکز کند.
در خاورمیانه، احتمال حملۀ جدید به ایران همچنان تهدید فوری محسوب میشود. این سناریو، طی ماههای متمادی و در آستانۀ انتخابات سوم نوامبر مورد بحث قرار گرفته بود. در ماه اوت، دولت ترامپ از انجام حملات نظامی صرفنظر کرد و بهجای آن، کارزار فشار اقتصادی را که در بستر افزایش نارضایتیهای داخلی شکل گرفته بود، برگزید.
روزنامۀ والاستریت ژورنال در مقالهای به تاریخ ۲۸ اکتبر گزارش داد که واشنگتن به دولتهای کشورهای حاشیۀ خلیج فارس هشدار داده است که ممکن است پس از انتخابات، یک عملیات نظامی کوتاهمدت اما شدید با هدف وادار کردن ایران به مذاکره انجام شود. در دوم نوامبر نیز به جزیرۀ قشم ایران حملهای صورت گرفت که بر نگرانیها افزود. بر اساس اطلاعات موجود، تأسیسات زیرساخت انرژی و همچنین مراکز نظامی و هستهای از جمله اهداف احتمالی این حملات هستند. در همین حال، ترامپ پیامهای متناقضی ارسال میکند. او در آستانۀ انتخابات تلویحاً اعلام کرد که دستیابی به توافق با تهران کاملاً امکانپذیر است.
ازسرگیری حملات به معنای کنار گذاشتن عملیات «طرد اقتصادی»، یعنی کارزار تحریمها و محاصره که از ماه اوت با هدف اعمال فشار بر ایران آغاز شده است، خواهد بود. هر بمباران دیگری، تقریباً بهطور قطع با واکنش شدید، از جمله، با موج حملات سنگین علیه زیرساختهای مختلف کشورهای حاشیۀ خلیج فارس، از میدانهای نفتی گرفته تا فرودگاهها روبهرو خواهد شد.
با این حال، دیپلماسی هنوز بهطور کامل از میان نرفته است. تهران روز دوشنبه اعلام کرد که پیشنهاد اصلاحشده برای بازگشایی تنگۀ هرمز، در صورتی که واشنگتن خواستههای ایران را برآورده کند، میتواند ظرف دو روز به اجرا درآید.
شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سوم نوامبر و انتقال کنترل کامل کنگره به دموکراتها، موجب بروز بحران سیاسی بسیار شدید در آمریکا شد. دونالد ترامپ و معاونش، جیدی ونس، پیشتر بهطور علنی اعتراف کردهاند که علت سقوط شدید محبوبیت دولت، جنگ طولانیمدت در خاورمیانه است، که هزینههای زندگی را بهشدت افزایش داده است. در حالی که شبکۀ سیانان و بلومبرگ پیروزی قاطع دموکراتها در هر دو مجلس کنگره را پیشبینی میکردند، در کاخ سفید شکار واقعی «جنگطلبان» آغاز شده است.
سه نقطۀ اصلی اختلاف وجود دارد. هدف اصلی، وزیر دفاع (یا بهعبارت دقیقتر، وزیر جنگ)، پیت هگست، است که او را مسئول شکست عملیات برقآسای نظامی میدانند. نامزدهای مستقل نیز اذعان دارند که ترامپ میزان نارضایتی شهروندان از افزایش قیمتها و جنگ را دستکم گرفته بود.
نقطۀ اختلاف دوم، به مسیر مذاکرات صلح مربوط میشود. چاک شومر، رهبر دموکراتها در مجلس سنا، هماکنون وعده داده است که جنگ را فوراً پایان دهد.
نقطۀ سوم نیز به موضع مقامات ارشد نهادهای امنیتی و اقتصادی مربوط است. جان رتکلیف، رئیس سازمان سیا، و اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، با سرسختی تمام خواستار ادامۀ محاصرۀ دریایی شدید ایران هستند.
در همین حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجۀ ایران، با لحنی کنایهآمیز اظهار داشت: «حمله به جمهوری اسلامی به شکست منجر میشود».
به گزارش نشریۀ آکسیوس، این واکنش تمسخرآمیز ایران، واشنگتن را بهشدت خشمگین کرده است. میانجیها و مشاوران ترامپ هشدار میدهند که جریحهدار شدن غرور رئیسجمهور و انتقادهای ایران ممکن است او را وادار کند که با تمام قوا وارد میدان شود و برای انتقامگیری از شکست سیاسی خود، عملیات نظامی گسترده را از سر بگیرد.
برغم کاهش اخیر حملات، اقتصاد کشورهای حوزۀ خلیج فارس، حتی با وجود احیای نسبتاً ملموس صادرات انرژی این کشورها، همچنان در برابر حملات جدید آسیبپذیر است.
صادرات نفت، بهاستثنای ایران، در ماه سپتامبر به سطح پیش از جنگ بازگشت و به حدود ۱۷ میلیون بشکه در روز رسید. با این حال، این روند احیا به تغییر مسیر خطوط لوله، توافقهای پرهزینۀ کشتیرانی و حمایت نظامی گستردۀ پنتاگون وابسته بوده است.
به عقیدۀ ناظران، انتخابات آمریکا ممکن است نقطۀ عطفی برای ادامۀ این حمایتها باشد. زیرا، کارشناسان این پرسش را مطرح میکنند که آیا پنتاگون پس از انتخابات میاندورهای نیز به صرف هزینههای سنگین برای حفاظت از کشتیرانی ادامه خواهد داد یا خیر.
برآوردها نشان میدهد که هزینۀ جنگ تا ماه اکتبر، حداقل به ۴۷ میلیارد دلار رسیده است.
اگر آمریکا در آینده به دلیل هزینههای سنگین، نقش خود را در تأمین حفاظت نظامی از صادرات نفت و گاز از طریق تنگۀ هرمز کاهش دهد، صادرکنندگان حوزۀ خلیج فارس و مشتریان آنها در آسیا و اروپا، با عدماطمینان تازه دربارۀ دسترسی به این آبراه حیاتی روبهرو خواهند شد.
در مقابل، تداوم رویارویی میتواند واشنگتن را در وضعیت تقابل دائمی نگه دارد و پایانههای منطقهای، خطوط لوله و تأسیسات ذخیرهسازی را در برابر حملات مداوم آسیبپذیر سازد. هرگونه ازسرگیری درگیریهای نظامی احتمالاً موجب بالا ماندن قیمت جهانی انرژی خواهد شد. بهطوریکه نفت برنت، بهعنوان شاخص بینالمللی قیمت نفت، تا روز سهشنبه همچنان با قیمت بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله میشد. در ادامه نیز بعید است افزایش قیمت نفت خام برای تولیدکنندگان کشورهای حاشیۀ خلیج فارس تسلیبخش باشد. زیرا، آنها یا نمیتوانند محصولات خود را با اطمینان صادر کنند و یا با هزینههای فزایندۀ تعمیر و بازسازی تأسیسات روبهرو هستند.
خسارات وارده آشکارا به بخش نفت و گاز محدود نخواهد ماند. کشورهای حاشیۀ خلیج فارس در آستانۀ فصل گردشگری زمستانی قرار دارند و همزمان در حال بازسازی فرودگاهها و سایر زیرساختها و تلاش برای بازگرداندن اعتماد گردشگران و سرمایهگذاران هستند. ازسرگیری درگیریها زیانهای اقتصادی را تشدید خواهد کرد و تلاشها برای حفظ اعتبار این کشورها بهعنوان مراکز امن تجاری را دشوارتر خواهد ساخت. همچنین احتمالاً موجب کاهش پیشبینیهای رشد اقتصادی برای سال ۲۰۲۷ خواهد شد.
دورۀ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است بر روابط تجاری و فناوری میان ایالات متحده و کشورهای حاشیۀ خلیج فارس نیز که تا این زمان در دورۀ دوم ریاستجمهوری ترامپ رونق داشتهاند، تأثیر بگذارد. این مسئله میتواند بخشهایی را تحت تأثیر قرار دهد که برای برنامههای تنوعبخشی اقتصادی کشورهای منطقه اهمیت اساسی دارند.
دسترسی کشورهای حاشیۀ خلیج فارس به تراشههای پیشرفتۀ آمریکایی و مشارکتهای فناورانه احتمالاً صرفاً به دلیل تغییر ترکیب کنگره از بین نخواهد رفت. بااینحال، کنترل دموکراتها بر کنگره ممکن است نظارت دقیقتری بر انتقال فناوریهای حساس و همچنین تعارض منافع احتمالی مرتبط با پروژههای رمزارزی خانوادۀ ترامپ که از سوی سرمایهگذاران کشورهای خلیج فارس حمایت میشوند، به همراه داشته باشد.
در همین حال، ازسرگیری درگیریها ممکن است باعث شود ایران بار دیگر مراکز دادۀ منطقهای، زیرساختهای انرژی یا کابلهای زیردریایی را هدف قرار دهد.
سایر توافقهای منطقهای، از جمله همکاری هستهای غیرنظامی عربستان سعودی و «شورای صلح» که بر روند بازسازی غزه نظارت دارد نیز احتمالاً با دقت بیشتری مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
کمکهای آمریکا به اسرائیل نیز عامل دیگری است که باید آن را زیر نظر داشت. ترامپ در سوم نوامبر اعلام کرد که با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دربارۀ توقف کمک مالی حدود چهار میلیارد دلاری به اسرائیل پس از پایان سال جاری میلادی به توافق رسیده است. این اظهارات ظاهراً اسرائیلیها را، بهویژه آنکه اخیراً مذاکراتی میان هیئتهای نظامی دو کشور، از جمله در خصوص خرید تسلیحات جدید انجام شده بود، غافلگیر کرد.
باید انتظار داشت که آشفتگیهای سیاسی داخلی در اطراف کاخ سفید و ساختمان کنگرۀ آمریکا در آیندۀ نزدیک نیز غافلگیریهای دیگری به همراه داشته باشد.
١۶ آبان-عقرب ١۴٠۵











