ونزوئلا، ناقوس خیانت برای چه کسی به صدا درآمده است؟

یوری استرویف (Yuri Stroyev)، عضو اتحادیۀ روزنامهنگاران روسیه، متخصص آمریکای لاتین، کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه، مدیر وبسایت «هفتهنامۀ زوزدا»ی وزارت دفاع روسیه، کارشناس بنیاد فرهنگ راهبردی
ا. م. شیری- اکنون متأسفانه، چاوز نیست تا بارها و بارها بگوید: «از اعماق قلبم، با تمام وجودم فریاد میزنم، لعنت بر آمریکا! لعنت بر اسرائیل!»
سرنوشت تلخ و ننگین وارثان هوگو چاوز که قربانی ترور بیولوژیکی شد و نیکولاس مادورو، زندانی امپراتوری تروریستی آمریکا، یک درس عبرت فراموش نشدنی است هم برای مقامات جمهوری اسلامی و هم برای عموم ملت ایران ما با هر عقیده و باور، تعلقات ملی و زبانی! در مبارزه بیامان با خائنان داخلی، با ستون پنجم غرب، اعم از منحرفان فکری و مزدوران فیزیکی، از کمترین فرصت نباید چشمپوشی کرد. حب و بغض را کنار بگذاریم، با دیدۀ بصیرت به سرنوشت شوم نه نتها ونزوئلا، حتی افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، جمهوریهای منشعب از یوگسلاوی و اتحاد شوروی و بسیاری دیگر بنگریم و درس عبرت بگیرم. لطفا، این گفتۀ تکراری مرا نیز بخاطر بسپارید: «عاقلان از تجربۀ دیگران میآموزند، ابلهان خود تجربه میکنند». امپراتوری تروریستی آمریکا ثروتهای ملی مستعمرات را به تاراج میبرد، بجای آن به رؤسای جمهور، نخست وزیران و دیگر مقامات دولتی دستنشاندۀ خود در آنها و همچنین، به کارمندان دولت حقوق ماهانه میپردازد. کلمه به کلمه، جمله به جمله، سطر به سطر این مقالۀ افشاگرانه را با خون دل و چشم گریان ترجمه کردم و این مقدمه را برای آدمها مینویسم. از آدمها نیز انتظار انسانی دارم علاوه بر مطالعۀ مقاله، برای انتشار و پخش گستردۀ آن همت نمایند.
*-*-*
آمریکا نخستین دور مذاکرات میان دولت موقت ونزوئلا و مخالفان را در کاراکاس برگزار کرد.
نمایش تماشایی پشت پردۀ بسته
مذاکرات میان دولت موقت به ریاست رئیس مجلس ملی ونزوئلا، خورخه رودریگز، برادر دلسی رودریگز، رئیسجمهور کنونی، و مخالفان به رهبری دینورا فیگِرا، از چهرههای کلیدی «رئیسجمهور منفور و ترامپخواندۀ ونزوئلا»، خوان گوایدو، در دوران نخست ریاستجمهوری ترامپ از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳، پنجشنبۀ گذشته در کاراکاس و پشت درهای بسته برگزار شد.
از سال ۲۰۱۳، دولت و جریانهای مختلف مخالف ونزوئلا بیش از ده دیدار و تلاش برای مذاکره برگزار کردهاند. اما، هیچیک از آنها به نتایج مشخصی نیانجامیده، چرا که واشنگتن همواره پشت پردۀ مذاکرات ونزوئلا حضور داشته است. با این حال، کارشناسان دیدار کنونی را یک «استثناء» میدانند. بدین سبب که این دیدار، نخستین مذاکراتی است که با مشارکت مستقیم آمریکا، آن هم پس از عملیات خشونتآمیز ربودن نیکلاس مادورو، رئیسجمهور قانونی ونزوئلا، سازماندهی و برگزار شده است.
بگزارش روزنامۀ اسپانیایی «اِل پاییس»، در بیانیهای که هر دو طرف منتشر کردهاند، با تأکید فراوان از «اصول احترام به حاکمیت ملی» و «مذاکرات صادقانه و حسننیت»، «حمایت از حقوق بشر» و «سیاست همۀ نیروها» سخن گفته شده است. همچنین کمکرسانی به آسیبدیدگان دو زمینلرزۀ اخیر، «تقویت دموکراسی» و «حقوق و تضمینهای سیاسی» در دستور کار قرار داشت.
رودریگز و فیگِرا اعلام کردند که تیمهای آنها تا ۱۲ اوت به برگزاری نشستهای کاری ادامه خواهند داد.
در مجموع، پردۀ نخست نمایش بزرگ، به کارگردانی مارک روبیو، برگزار شد. بازیگران، خورخه رودریگز و دینورا فیگِرا، روی صحنۀ از پیش آمادهشده، نقش خود را ایفا کردند. و در حالی که تماشاگران علاقهمند به دنبال کردن فراز و نشیب داستانهای ساختگی دربارۀ گزینهها و چشمانداز تحولات آینده بحث میکردند، در پشت صحنه، که «تیم دونفرۀ روبیو ـ دِلسی رودریگز» کارگردانی آن را بر عهده داشت، ماجرای بسیار جالبتر در جریان بود.
ذخایر طلای سیاه و زرد
اندکی پس از عملیات تروریستی آمریکا در ونزوئلا در ۳ ژانویه ۲۰۲۶، دو کشور برای انتقال درآمد حاصل از فروش نفت تحت تحریم ونزوئلا به کنترل وزارت خزانهداری آمریکا، توافقنامه امضا کردند. روی کاغذ، این پولها ظاهراً متعلق به ونزوئلاست. اما، در عمل تحت کنترل مقامهای آمریکایی قرار دارد و دستیابی به هرگونه شفافیت در خصوص نحوۀ هزینهکرد آنها، تقریباً به همان اندازه دشوار است که بخواهیم مردهای را دوباره زنده کنیم.
دولت ترامپ پس از ربودن رئیسجمهور مادورو، بلافاصله رژیم تحریمها را تسهیل کرد و حتی از سرمایههای ونزوئلا در برابر دعاوی قضایی آمریکا حمایت کرد. در مقابل، ونزوئلا انتقال درآمدهای حاصل از فروش نفت به حسابهای بانکی تحت «کنترل» وزارت خزانهداری آمریکا را آغاز کرد.
در ابتدا، این پولها به یک حساب مرموز در قطر واریز میشد. بطوری که بعداً مشخص شد، این موضوع تصادفی نبود. بر اساس گزارش روزنامۀ انگلیسی «گاردین»، دِلسی رودریگز که ابتدا بهعنوان رئیسجمهور موقت و سپس بهعنوان رئیسجمهور رسمی ونزوئلا منصوب شد، روابط بسیار نزدیکی با قطر داشته و «اعضای خاندان حاکم، او را دوست خود میدانستند». این روزنامه مدعی است که قطر در جریان مذاکرات محرمانه، از نفوذ خود در کاخ سفید در دوران ترامپ استفاده کرد تا فرصتهای بیشتری را برای رودریگز فراهم کند.
اما در همان ۱۳ فوریه، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا اعلام کرد که حساب قطری پس از آن که بیش از ۵۰۰ میلیون دلار از طریق آن جابهجا شده، مسدود میشود. در ماه آوریل، وزارت امور خارجۀ آمریکا و دولت ونزوئلا اعلام کردند که حسابرسان خارجی را استخدام کردهاند. روبیو نیز در ماه ژوئن به کنگره گفت که این کار شامل «حسابرسی دائمی، نه سالی یکبار، بلکه حسابرسی تمامی هزینهها و تکتک پرداختها» خواهد بود. دولت ونزوئلا همچنین وبسایتی با عنوان «حاکمیت شفاف» راهاندازی کرد که در آن اطلاعات مربوط به معاملات نفتی منتشر میشود.
اما این «حق حاکمیت» اصلاً شفاف از آب درنیامد. وزارت امور خارجۀ آمریکا نه توافقنامههای کتبی را ارائه کرد و نه نتایج حسابرسیها را منتشر ساخت. در وبسایت «حاکمیت شفاف» تنها یک معامله ذکر شده است: فروش نفت کوره به ارزش ۳۰۰ میلیون دلار در مارس ۲۰۲۶. این در حالی است که روزنامۀ فایننشال تایمز محاسبه کرده است که ونزوئلا در چارچوب توافق جدید، بیش از ۱۳ میلیارد دلار نفت فروخته است. ترامپ نیز این رقم را تأئید کرد. رئیسجمهور در گفتگو با خبرنگاران در هواپیمای ریاستجمهوری، هنگام عزیمت به میشیگان، گفت: «۱۳ میلیارد دلار از ونزوئلا؟ فکر میکنم حتی بیشتر از این هم بوده است».
نشریۀ پولیتیکو نوشته است: «رئیسجمهور دونالد ترامپ همواره شیفتۀ این ایده است که نفت کشورهای دیگر را با زور تصاحب کند». و او مدعی است که در ونزوئلا به این هدف دست یافته است. آمریکا همیشه مدعی سهمهای بزرگی از این ذخایر بوده، هست و خواهد بود. این قرارداد نفتی، قدرت خشن، بیمهار و گستردهای را به نمایش میگذارد که به خزانهداری آمریکا حق اعمال تحریمهای اقتصادی اعطا میکند. نمونۀ ونزوئلا نشاندهندۀ موضوعی فراتر از این است. بدین معنی که دولت ترامپ در توافق نفتی با طرفداران چاوز، پیش از هر چیز به برقراری کنترل اقتصادی مستقیم بر ونزوئلا میاندیشد.
با این حال، آمریکا تنها با طلای سیاه زندگی نمیکند، بلکه به هر نوع طلایی که از دل زمین استخراج میشود نیز توجه دارد. دولت ترامپ به هر شکل ممکن از عملیات نظامی کاراکاس برای بازپسگیری کنترل منطقۀ لاسکلاریتاس در بخش جنوبی ایالت بولیوار حمایت میکند. در این منطقه، ذخایر قابلتوجه طلا، الماس و کلتان کشف شده و یکی از مراکز اصلی استخراج غیرقانونی و گانگستری طلا به شمار میرود. علاوه بر این، گروههای مسلح سازمانیافته و تبهکار بخش عمدۀ فعالیتهای معدنی در این منطقه را کنترل میکنند.
روزنامۀ والاستریت ژورنال ادعا میکند که نظامیان ونزوئلا، مستقل از دولت، از لحاظ تاریخی از راه گروههای تبهکاری که معادن را در کنترل خود دارند، «ارتزاق میکنند». دولت مادورو نیز در مقابله با این وضعیت ناتوان بود.
بر اساس گزارش روزنامۀ «والاستریت ژورنال»، میان واشنگتن و کاراکاس اکنون نوعی «تقسیم کار» شکل گرفته است: آمریکا اطلاعات تجسسی، فناوری و پشتیبانی نظامی برای مبارزه با گانگسترها ارائه میدهد و ونزوئلا نیز برای مقابله با باندها سرباز در اختیار میگذارد. دولت جدید دربارۀ صنایع معدنی، قانونی تصویب کرده است که هدف آن جذب سرمایهگذاری خارجی است و دولت ترامپ نیز بلافاصله برخی محدودیتها بر عملیات مربوط به طلای ونزوئلا را کاهش داده و مذاکرات مقدماتی در خصوص سرمایهگذاری با شرکتهای آمریکایی انجام داده است. ترامپ با افتخار میگوید: «ما پول زیادی به دست میآوریم، میلیاردها و میلیاردها دلار از ونزوئلا».
مجازات الهی برای خیانت؟
شرکتکنندگان در مذاکرات در کاراکاس اعلام کردند که پس از وقوع دو زمینلرزۀ شدید به بزرگی ۷٫۲ و ۷٫۵ ریشتر که در ۲۴ ژوئن کشور را به لرزه درآورد و ویران کرد، از شهروندان خواهند خواست برای وحدت ملی تلاش کنند. بر اساس آخرین گزارش رسمی، بیش از ۵۵۰۰ نفر کشته، ۱۶۷۰۰ نفر زخمی و بیش از ۲۰ هزار نفر بیخانمان شدهاند. بانک جهانی اعلام کرد که ۴۷ درصد خسارتها به ساختمانهای مسکونی، ۲۶ درصد به ساختمانهای غیرمسکونی و ۲۷ درصد به زیرساختها وارد شده است. این بانک مجموع خسارتها را حدود ۱۹٫۶ میلیارد دلار برآورد کرده است.
به نوشتۀ بلومبرگ، فوریترین تأثیر این فاجعه بر روند توسعۀ کشور، افزایش هزینۀ زندگی است. تورم که پیشبینی میشد در طول سال به ۲۳۰ درصد برسد، پس از وقوع زمینلرزه انتظار میرود به حدود ۳۵۰ درصد افزایش یابد. زیانهای اقتصادی ناشی از این بلای طبیعی قابلتوجه است. بر اساس دادههای برنامۀ توسعۀ سازمان ملل متحد، خسارت مستقیم فیزیکی ۶٫۷ میلیارد دلار است و احتمالاً این رقم به ۹ میلیارد دلار خواهد رسید.
دولت دلسی رودریگز برای بازسازی کشور پس از این فاجعه، از بانک انگلستان خواسته است ۳۱ تن شمش طلا را که ونزوئلا در سال ۲۰۰۸ در آنجا به امانت گذاشته بود، بازگرداند. سرنوشت شمشهای طلای ونزوئلا که ارزش آنها با احتساب ارزش امروز حدود ۴ میلیارد دلار آمریکا برآورد میشود، سالهاست به دلیل اختلاف طولانیمدت میان دولت انگلیس و نیکلاس مادورو، رئیسجمهور پیشین ونزوئلا، نامشخص مانده است. هنوز معلوم نیست که رودریگز خواهد توانست در بانک انگلستان، بانکی که ظاهراً هیچ عجلهای برای بازگرداندن طلای ونزوئلا ندارد، به موفقیت دست یابد یا نه. کارشناسان در این باره تردید دارند و معتقدند «کوتولههای لندن» بدون چراغ سبز واشنگتن بعید است برای استقبال از ونزوئلایی که خورشیدش رو به غروب است، از مخفیگاه خود بیرون بیایند [دولت دلسی رودریگز، علاوه بر اینکه میلیاردها میلیارد پول نفت ونزوئلا را به فدرال رزرو آمریکا مرکب از بانکهای عموماً صهیونیستی تقدیم میکند، حالا قصد دارد ۳۱ تن طلای این کشور را نیز بصورت «قانونی» تقدیم نماید- مترجم].
در خود ونزوئلا نیز معتقدند زمینلرزهای که پس از ربوده شدن رئیسجمهور مادورو و همسرش رخ داد، چیزی جز مجازات الهی برای خیانتی نیست که رأس فاسد حاکمیت، هم در قبال مردم خود و هم در قبال رئیس دولت، مرتکب شده است. اطلاعات مربوط به مذاکرات پشتپردۀ نزدیکان مادورو با کاخ سفید، با وجود سانسور شدید، به رسانههای آمریکای شمالی و جنوبی درز کرده است.
«دِل-سیا» به «بلوند»: «مادورو باید برود»
مذاکرات با هدف اصلاح نظام سیاسی کشور در آستانۀ انتخابات احتمالی، از نفوذ بیسابقۀ واشنگتن بر سیاست ونزوئلا حکایت دارد. نفوذ از زمانی آغاز شد که دولت ترامپ، نیکلاس مادورو را با زور از قدرت برکنار و دِلسی رودریگز را بهعنوان رئیسجمهور موقت منصوب کرد. طی این هشت ماه، کشور عملاً تحت نظارت کامل خارجی قرار گرفته است. نظارتی که بهتدریج به عادیسازی روابط هژمون با رژیمِ دیکتاتور سابق تبدیل شده است.
و نکتۀ شگفتآور چیست؟ دولت کاخ سفید عملاً ماریا کورینا ماچادو، برندۀ جایزۀ صلح نوبل و دوست وفادار ترامپ را کنار گذاشته و عملاً او را از مذاکرات با نمایندگان دولت موقت ونزوئلا دور کرده است. این موضوع بلافاصله مورد توجه قرار گرفت و واکنشها و تفسیرهای بسیار عجیبی را به دنبال داشت. حتی بیانیۀ نیکلاس مادورو، رئیسجمهور سابق و اکنون زندانی در آمریکا، که توسط روزنامۀ آرژانتینی «لا وُز» (La Voz) منتشر شد و در آن از مذاکرات آغازشده در کاراکاس حمایت کرده بود، چنین هیاهویی به پا نکرد. همه بهخوبی میدانند ریشۀ این ماجرا کجاست.
به نوشتۀ روزنامۀ انگلیسی گاردین دِلسی رودریگز، که در ونزوئلا همراه با برادرش خورخه به «دِل-سیا» (Del-CIA) ملقب شده است، چند ماه پیش از یورش نیروهای ویژۀ آمریکایی، «از طریق واسطهها بهطور محرمانه به مقامهای رسمی آمریکا و قطر اطمینان داده بود که از رفتن مادورو استقبال خواهد کرد» و وعده داده بود پس از سرنگونی «دیکتاتور» با دولت ترامپ همکاری کند.
به ادعای گاردین، دِلسی رودریگز در اواخر نوامبر سال گذشته، پس از گفتگوی تلفنی ترامپ با مادورو، با مقامهای آمریکایی تماس گرفت. در جریان آن تماس، ترامپ بر فرار مادورو از ونزوئلا اصرار کرده بود. مادورو این درخواست را رد کرد. سپس، به نوشتۀ گاردین، «دِلسی این پیام را داد: مادورو باید برود».
خبرگزاری رویترز گزارش داد که «فلیکس آهنین» ونزوئلا، دیوسدادو کابیو، وزیر بانفوذ کشور که پلیس و نیروهای امنیتی را تحت کنترل خود دارد، نیز چند ماه پیش از عملیات علیه مادورو با آمریکا مذاکره کرده بود.
فرماندهی عالی نیروهای مسلح نیز از این روند عقب نماند و بنا به برخی گزارشها، تا زمان حملۀ آمریکا، سامانههای پدافند هوایی روسی را از کار انداخت. نیروهای مسلح عملاً هیچ مقاومتی از خود نشان ندادند.
و تنها سیودو کوبایی مقاومت کردند و در نبرد نابرابر با مهاجمان آمریکایی جان باختند. این ناقوس نیز بهعنوان هشداری به ترامپ، در صورت حمله به کوبا، به صدا درآمده است.
جو سیراکوزا، تحلیلگر سیاسی آمریکایی، معتقد است که رئیسجمهور ونزوئلا، به احتمال زیاد، از سوی یکی از نزدیکترین افراد به خود «خیانت» دیده است. سیراکوزا در مصاحبه با اسکاینیوز استرالیا گفت: «حاضرم شرط ببندم… در صفوف خودیها به مادورو خیانت کردند».
سرانجام، چند ساعت پس از این یورش، ترامپ انجام مذاکرات با دلسـی رودریگز را تأئید کرد. او در مصاحبه با نیویورکپست گفت که دلسـی در طرف آنها بوده است. او گفت: «ما بارها با او صحبت کردیم و او میفهمد، او میفهمد».
سوم ژانویه، صبح زود، اندکی پس از آنکه مادورو دستگیر شد، «بلوند» (rubio به اسپانیایی به معنای «بلوند» است. م.) با «دِل-سیا» تماس گرفت. آنها به زبان اسپانیایی صحبت کردند. روبیو به او گفت که باید انتخاب کند: یا با آمریکا همکاری کند، یا شاهد حملۀ گستردهتر به زیرساختهای ونزوئلا، پایگاههای نظامی و مقامهای عالیرتبۀ این کشور باشد. پس از مذاکرات کوتاه، رودریگز موافقت کرد. روبیو اندکی بعد از دولت جدید خواست از همکاری با مخالفان آمریکا خودداری کند.
اکنون مارکو روبیو، که ترامپ گاهی او را برای ریاستجمهوری کوبا و گاهی برای ریاستجمهوری ونزوئلا در نظر میگیرد، عملاً از واشنگتن ونزوئلا را اداره میکند. او عملاً دولت و امور مالی ونزوئلا و همچنین نحوۀ توزیع منابع طبیعی این کشور را کنترل میکند. او ارتباط نزدیکی با رئیسجمهور دلسـی رودریگز دارد و مجوزهایی صادر میکند که شرکتهای مایل به فعالیت تجاری در ونزوئلا را از تحریمها معاف میسازد. او همچنین پنهان نمیکند که قصد دارد بزرگترین ذخایر هیدروکربنی جهان را که ونزوئلا در اختیار دارد، تحت کنترل آمریکا درآورد.
همانطور که در کوههای آند میگویند، «پول، پول است، عزیزم» (plata es plata, mijo ). و به نظر میرسد همین پول، دو گروه متخاصم را که تا همین اواخر اساساً روی کاغذ، بر تضاد ایدئولوژیک آشتیناپذیر خود تأکید میکردند، به هم نزدیک کرده است.
و اکنون رهبران بلندپایۀ چاویست که سالها آمریکا را «امپریالیست»، «استعمارگر» و «کرکس» مینامیدند، دربارۀ ترامپ تنها با لحن مثبت سخن میگویند.
به همین ترتیب، نمایندگان دولت آمریکا که تنها چند ماه پیش از رهبران ونزوئلا با عناوینی همچون «قاچاقچی مواد مخدر»، «تروریست» و «جنایتکار» یاد میکردند، اکنون ظاهراً به متحدان وفادار آنها تبدیل شدهاند.
تحولات بعدی که پس از عملیات ربودن مادورو رخ داد، نشان داد که ترامپ، روبیو، رودریگز، ارتش ونزوئلا و سیا ــ همۀ آنها ــ با یکدیگر همدست بودند. بعید است در آیندۀ نزدیک برنامهای برای برگزاری انتخابات تدوین شود و شرایط لازم برای رأیگیری عادلانه فراهم گردد، یا اینکه «ونزوئلای جدید» و مردم آن به «سطح بالای زندگی آمریکایی» دست یابند. جای هیچ امیدواری نیست. اوضاع بهتر نخواهد شد. و این دیگر هذیان نیست، بلکه یک محاسبۀ سرد از آیندۀ ونزوئلا به روایت ترامپِ مو قرمز است.
٢٠ مرداد-اسد ١۴٠۵












