پارادوکس انرژی در افغانستان: زغال‌سنگ یا آب؟

​تحلیلی بر گذار از سوخت‌های فسیلی به توسعه پایدار ​ ​افغانستان در…

افتضاح اپستین و فروپاشی وجدان بشریت در سرمایه‌داری پسین

نویسنده: مهرالدین مشید در دهه‌های اخیر، مطالعات انتقادی قدرت و جرم…

«او با تلخی، بیهوده‌گویی و خودپسندی را تمسخر می‌کرد…»

 به مناسبت دویستمین سالگرد تولد م. ای. سالتیکوف- شچدرین برگردان: رحیم…

مرگ ارزش و اخلاق

رسول پویان مگـر جـزیـرۀ اپـسـتـیـن دام شـیطان بود که مرگ ارزش واخلاق…

از دوری ی میهن سوزم!

امین الله مفکر امینی     2026-01-02! چنان از دوری ی میهن سوزم بجان…

        یک نـامـه به تاریخ؛ و یک نـخوانـدنی ترین!

با هدیه سلام ها و احترامات قلبی و وجدانی؛ این…

افغانستان؛ از کانون تروریسم فراملی تا عرصه‌ی مانورهای ژئوپلیتیک قدرت‌های…

 نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان در دو دهه‌ی اخیر به یکی از…

گلهای خشم کلان شهرهای بورژوایی

Baudelaire, Charles (1821-1867) آرام بختیاری شعر نو بودلر میان: نیما، هدایت، و…

                                            واقعیت چیست

واقعیت با نظریات مختلف و دید گاه ها ی متنوع…

هزیان تب آلود!

شدت تب تروریسم که بیش از نیم قرن استبلشمنت پاکستان…

 افغانستان قربانی سیاست‌های امنیتی منطقه‌ای است، نه متهم دائمی

نور محمد غفوری در سوسیال میدیا خواندم که وزارت دفاع طالبان…

وحدت نیروهای ملی دموکراتیک ومترقی

وحدت بمثابه واقعیت انکار ناپذیری ضرورت تاریخی در برابر استعمار…

عدالت اجتماعی

نوشتهء نذیر ظفر‎عدالت روزی پیـــــدا میشه آخر‎سفاکان ترد و رســـوا…

خودتحقیری و خودتخریبی؛ تبیین فلسفی مفهومی

۱. خودتحقیری (Self-Denigration) در معنای فلسفی، خودتحقیری حالتی است که در…

سرمایه‌داری لیبرال و واکنش سوسیال‌دموکراسی

نور محمد غفوری تقابل، اصلاح یا همزیستی انتقادی؟ مقدمه سرمایه‌داری لیبرال به‌عنوان نظام…

             تشدید تنش تهران و واشنگتن؛ پس‌لرزه‌های منطقه‌ای آن

نویسنده: مهرالدین مشید سرنوشت دیکتاتوری‌های دینی؛ آزمون بقا برای اخوندیسم و…

دربارۀ «اصولنامۀ جزایی محاکم» اداره طالبان

اعلامیۀ انجمن سراسری حقوق؜دانان افغانستان بنام خداوند حق و عدالت انجمن سراسری…

هر که را مشکلی است!

امین الله مفکر امینی          2026-30-01 ! هر که را مشکلی باشد ناچار…

آ.و. لوناچارسکی

برگردان. رحیم کاکایی و.گ. بلینسکی پیشگفتار مترجم درباره ویساریون بلینسکی نویسنده، منتقد…

برهنه گویی و عریان سالاری؛ سیاستِ بی‌پرده و حاکمیتِ بی‌نقاب

نویسنده: مهرالدین مشید تحلیلی از زوال مشروعیت و فروپاشی پوشش های…

«
»

ستارۀ ژنرالی روی شانۀ چه کسی خواهد درخشید؟

النا پوستاویتووا (Elena PUSTOVOYTOVA)، عضو کانون نویسندگان روسیه، روزنامه‌نگار

ا. م. شیری- آقای جمهوری اسلامی، «صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را، نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی»! ها؟ بلی، جناب آقا، روی سخنم با تو است که از ابتدای تصرف قدرت سیاسی در کشور، یکسری نهادهای «من درآوردی» مانند مجلس خبرگان رهبری، شورای نگهبان قانون اساسی، مجمع تشخیص مصلت نظام مبتنی بر بودجۀ کشور تشکیل دادی که نتیجۀ «مصلحت» و «تشخیص» و «تصمیم» آن‌ها شد نهادینه شدن باندبازی، یغماگری، دزدی، فساد، مسابقۀ باندهای حاکم بر سر غصب عدوانی ثروت و دارایی‌های ملی کشور!

و حالا، بعد از سرکوبی خشن و خونین چندین دور اعتراضات تاراج شدگان، محروم شدگان از حداقل‌های زندگی سادۀ انسانی، هنوز هم نمی‌خواهی سر عقل بیایی، درِ نهادهای نامبرده را یک بار برای همیشه گِل بگیری و از تجربۀ جمهوری خلق چین در مبارزه با فساد درس عبرت بیاموزی و برای کوتاه کردن دست غارتگران «اسلام‌پناه» به کار ببندی تا نه جوانان آینده‌باخته به خیابان بیایند و نه تو با خون آن‌ها وضو بگیری! 

این مقاله حاوی دو گونۀ متفاوت درس برای آقای جمهوری اسلامی است: ١- راه ضد ملی- ضد مردمی غرب، که در طول چهل و هفت سال گذشته با سرعت و دقت تمام طی کرد که عواقب فاجعه‌بار‌ش را می‌بینیم؛ ٢- راه رستگاری، که برغم تجربیات فاجعه‌بار، هنوز هم از گام گذاشتن در آن، ابا دارد. اما، بالاخره باید در انتخاب راه تجدید نظر کند! زیرا، الیگارش‌های درنده در کمین‌اند و منتظر فرصت مناسب تا ضربۀ تازه بر گردۀ نحیف ملت وارد آورند.‌

*-*-*

تغییرات در فرماندهی ارشد ارتش آزادی‌بخش خلق چین نشان‌دهندۀ چیست؟

خبرگزاری شینهوا گزارش داد، روز شنبۀ گذشته، وزارت دفاع چین اعلام کرد که مقامات ارشد نظامی، ژانگ یوشیا و لیو ژنلی، به دلیل نقض جدی نظم و قانون، تحت بازجویی قرار گرفته‌اند. بزرگترین پاکسازی نظامی در چین در دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که پکن تلاش‌های خود را برای مبارزه با فساد و تضمین امنیت، حتی به قیمت از دست رفتن انسجام نظامی، دو برابر می‌کند. اخراج مقامات ارشد از کمیسیون مرکزی نظامی در لحظۀ حساس صورت می‌گیرد و تعداد مشاوران ارشد شی جین‌پینگ را در زمانی کاهش می‌دهد که طبق راهبرد دفاع ملی به‌روز شده ۲۰۲۶ ترامپ، «قدرت چین در حیاتی‌ترین منطقۀ جهان – هند و اقیانوسیه – همچنان رو به افزایش است و امنیت و رفاه آمریکا را تهدید می‌کند». و در این راستا، به گفتۀ تحلیلگران غربی، «با کاهش تعداد کارشناسان نظامی مجرب، عدم اطمینان در مورد آمادگی واقعی نظامی چین و ملاحظات شی جین‌پینگ در مورد تایوان رو به افزایش است. این خلأ مشاوره‌ای، همراه با تلاش‌های فزایندۀ مهار ایالات متحده و متحدانش، خطر محاسبۀ اشتباه و تشدید ناخواستۀ تنش را افزایش می‌دهد».

قابل درک است – هر کس در بارۀ مشکلات خودش صحبت می‌کند. اما پکن جدی بودن موضوع را هم پنهان نمی‌کند: ژانگ یوشیا عضو دفتر سیاسی کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین و نایب رئیس کمیسیون مرکزی نظامی است. او عالی‌رتبه‌ترین مقام نظامی، دوست شخصی رهبر چین و یکی از معدود رهبران نظامی با تجربۀ جنگی بود که بیش از ۴۰ سال پیش در درگیری‌ها با ویتنام برتری خود را نشان داده بود. و لیو ژنلی عضو کمیسیون مرکزی نظامی و رئیس ستاد مشترک آن است. تصمیم برای تحقیق در مورد آن‌ها توسط کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین اتخاذ شده است.

پکن از آن نوع پایتخت‌هایی نیست که مثل «دعوای کمیسیون اروپا بر سر یک مرد استونیایی (زلمایر)» یا انتصاب یک زن کم‌سواد به مقام سیاسی عالی‌رتبه در رسانه‌ها جنجال به راه انداخت، «لباس زیر» را بی‌خیال روی طناب خبرها بیاویزد. اینجا نظم و انضباط حاکم است. بنابراین، ما از پشت‌پردۀ این رویداد باخبر نخواهیم شد. با این حال، در منطق استدلال‌های روزنامۀ «ژاپن تایمز» نیز نمی‌توان تردید کرد: «دلایل واقعی سقوط عالی‌رتبه‌ترین مقام نظامی چین در آخر هفته ممکن است هرگز برای جهان خارج آشکار نشود. اما سقوط خیره‌کنندۀ جی. ژانگ یوشیا، ژنرال قدرتمند که قبلاً یکی از قابل اعتمادترین متحدان نظامی رهبر چین محسوب می‌شد، پرسش‌هایی را دربارۀ مشکلات داخلی شی جین‌پینگ و نیز هرگونه عملیات نظامی احتمالی علیه تایوان مطرح کرده است»

چرا موضوع تایوان از همان ابتدا برای ژاپنی‌ها تا این اندازه حیاتی شده، روشن است. نخست‌وزیر جدید ژاپن، سانائه تاکایچی، همانند هر سیاستمدار احساساتی، پیشاپیش گفته که در مناقشۀ تایوان، مناقشه‌ای که به ادعای او «بقای» ژاپن را تهدید می‌کند، دخالت خواهد کرد. لازم به یادآوری است که خود اصطلاح «وضعیتی که بقا را تهدید می‌کند»، در سال ۲۰۱۵ وارد قوانین ژاپن شد. این مفهوم به حملۀ مسلحانه علیه «متحد نزدیک ژاپن» اشاره دارد که تهدید آشکار برای قلمرو یا شهروندان این کشور محسوب می‌شود. اما ایالات متحده تنها کشور نزدیک‌تر از تایوان به توکیو است. با وجود ممنوعیت قانون اساسی برای مشارکت در جنگ‌ها، تاکایچی این اظهارات را در ۷ نوامبر بیان کرد. اما فقط یک روز بعد، در ۸ نوامبر، شوئه جیان، سرکنسول چین در اوساکا، در شبکه‌های اجتماعی نوشت که «سری را که بی‌پروا بیرون می‌آید، باید بی‌درنگ قطع کرد».

نیازی به توضیح نیست.

فقط «میخچۀ تایوان» نیست که همچنان ژاپنی‌ها را آزار می‌دهد. روزنامۀ روزانۀ ارتش آزادی‌بخش خلق، «رنمین ریباو»، در سرمقالۀ خود اعلام کرد که این دو ژنرال اعتبار شی جین‌پینگ را به‌عنوان رئیس کمیسیون مرکزی نظامی و فرمانده کل نیروهای مسلح کشور تضعیف کرده و «در عین حال، مشکلات سیاسی و فسادی که رهبری حزب کمونیست حاکم بر نیروهای مسلح را تهدید می‌کرد و مانع تلاش‌ها برای افزایش آمادگی رزمی می‌شد، تشدید کرده‌اند»، نه ژاپنی‌ها را آرام کرد و نه آمریکایی‌ها را. و همه می‌خواهند بدانند چرا ژانگ یوشیا و لیو ژن‌لی دیگر شانسی برای دریافت درجۀ ژنرالی ندارند.

ما از جزئیات روند تحقیقات جاری، حتی خیلی کم، مطلع نخواهیم شد. تنها چیزی که معلوم است این است که ژانگ و لیو «به‌عنوان کادرهای عالی‌رتبه حزب و ارتش، به اعتماد و انتظارات کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین و کمیسیون نظامی مرکزی خیانت کردند؛ نظام مسئولیت‌پذیری رئیس کمیسیون نظامی مرکزی، شی جین‌پینگ را به‌طور فاحش نقض و تضعیف نمودند؛ به شکل‌گیری مشکلات سیاسی و فساد کمک کردند که رهبری مطلق حزب بر ارتش را تضعیف کرده و پایه‌های ادارۀ حزب را تهدید می‌کرد؛ به وجهه و اعتبار کمیسیون نظامی مرکزی آسیب جدی وارد کردند و بر پایۀ سیاسی و ایدئولوژیک وحدت و پیشرفت در میان همۀ افسران و سربازان تأثیر منفی گذاشتند».

موارد زیادی برای تأمل وجود دارد. از زمانی که شی جین‌پینگ در سال ۲۰۲۲ دوره سوم ریاست خود را آغاز کرد، دست‌کم ۲۱ ژنرال بلندپایه برکنار شده‌ است. پس از برکناری اخیر یک ژنرال بانفوذ دیگر، هی ویدونگ، و کمیسر سیاسی نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق، میائو هوا، در ۱۸ اکتبر، تنها دو نفر از هفت عضو کمیسیون نظامی مرکزی در سمت خود باقی مانده ‌است: خود شی و یکی از معاونانش بنام ژانگ شنگمین، که در سال ۲۰۲۵ به این سمت منصوب شد.

در واقع، دیگر کسی از مبارزه با فساد در چین چندان شگفت‌زده نمی‌شود. تنها در هفته گذشته، بای تیانهویی، مدیرعامل پیشین یک شرکت سرمایه‌گذاری، به اتهام دریافت رشوه اعدام شد. همچنین ۱۱ نفر دیگر که با گروه‌های تبه‌کار در مناطق مرزی میانمار مرتبط بودند و از جمله در کلاهبرداری‌های آنلاین فعالیت داشتند، اعدام شدند. این افراد به اتهام «قتل عمد، وارد کردن عمدی صدمات بدنی، بازداشت غیرقانونی، کلاهبرداری و ایجاد قمارخانه» به مجازات مرگ محکوم شدند. احکام آنان در ماه سپتامبر صادر شده بود، سپس توسط دیوان عالی خلق در پکن تأئید و به اجرا گذاشته شد. به این ترتیب، حتی ژنرال‌های چینی نیز برای نگرانی دلیل دارند. با این حال، بلوک لیبرال در اقتصاد، حزب و در سطوح محلی در چین وجود دارد. آیا ممکن است اپوزیسیونی علیه شی شکل گرفته باشد که از اصطلاحات «جهان آزاد» و دلارهای آمریکا تغذیه می‌کند؟

بیایید ببینیم اکنون چه کسانی در چین با ستاره‌های ژنرالی تلطیف می‌شوند. اخیراً بالاترین درجه افسری، یعنی سپهبد ارتش (ژنرال ارشد)، به یانگ ژی‌بین و هان شِنگ‌یان اعطا شد. آن‌ها اکنون از چهره‌های کلیدی نخبگان جدید ارتش آزادی‌بخش خلق چین به شمار می‌روند و از نامزدهای احتمالی برای عضویت در ترکیب به‌روزشدۀ کمیسیون مرکزی نظامی هستند. ژی‌بین فرماندهی منطقۀ شرقی ارتش آزادی‌بخش خلق را بر عهده خواهد داشت که مسئول تنگۀ تایوان و دریای چین شرقی است. شِنگ‌یان نیز فرماندهی منطقه مرکزی را بر عهده می‌گیرد که وظیفۀ دفاع از پکن و چند استان همجوار را بر عهده دارد. هر دو ژنرال از نیروی هوایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین برخاسته‌اند.

ژانگ و لیو، به عنوان مقامات عالی رتبه حزب و ارتش، به طرز فاحشی به اعتمادی که کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و کمیته مرکزی حزب کمونیست چین به آنها داده بود، خیانت کردند و به طور جدی سیستم مسئولیت عالی واگذار شده به رئیس کمیته مرکزی حزب کمونیست چین را تضعیف کردند.

در اینجا نیازی به پیچیده‌گویی نیست: از نظر تاریخی در رهبری ارتش چین نمایندگان نیروهای زمینی غالب بوده‌اند و جایگزینی آن‌ها به‌طور منطقی ضرورت تغییر نظام پیشین فرماندهی با الگوی جدید و مدرن‌تر ادارۀ ارتش را توضیح می‌دهد؛ الگویی که در آن نیروی هوایی و نیروهای موشکی نقش اصلی دارند، نه کمکی. چاینا میلیتاری آنلاین، تنها وب‌سایت خبری رسمی نظامی انگلیسی زبان نیروهای مسلح چین، آنچه را که خود چینی‌ها باید در این مورد فکر کنند، بیان می‌کند: تصمیم برای تحقیق دربارۀ دو مقام بلندپایه نظامی، ژانگ یوشیا و لیو ژن‌لی، که به نقض جدی انضباط و قانون مظنون‌اند، از سوی کمیتۀ مرکزی گرفته شده و «این نشان‌دهندۀ عزم راسخ حزب برای ادامۀ مبارزه با فساد و موضع قاطع آن است که صرف نظر از کیستی یا مقام و موقعیت مفسدان، با هر کسی که در فساد دست داشته باشد، بدون اغماض برخورد خواهد شد». ژانگ و لیو، به‌عنوان مقامات بلندپایۀ حزبی و نظامی، به اعتماد کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین به آنان کرده بود، آشکارا خیانت کردند و نظام عالی مسئولیتی را که بر عهده رئیس کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست چین گذاشته شده است، به‌طور جدی تضعیف کردند.

تأکید مقاله بر فساد به این معنی است که حکم صادره می‌تواند سنگین باشد. به خصوص از آنجایی که «سال ۲۰۲۶ آغاز پانزدهمین برنامۀ پنج ساله و سالی حیاتی در مسیر دشوار تحقق اهداف تعیین‌شده برای صدمین سالگرد ارتش آزادی‌بخش خلق چین است». صدمین سالگرد! بنابراین، «ارتش باید بیشتر به کمیتۀ مرکزی حزب، به رهبری شی جین‌پینگ، نزدیک شود، نظام عالی مسئولیتی را بر عهدۀ رئیس کمیتۀ مرکزی گذاشته شده اجرا کند و روند توسعۀ نیروی‌های مسلح در تراز جهانی را تسریع بخشد».

البته، یک لیبرال می‌تواند ادعا کند که این صرفاً یک عبارت‌پردازی رسمی است. اما همین عبارت‌پردازی «در جهانی که عدم‌قطعیت بر آن حاکم است، همانطور که اکونومیست انگلیس تأکید می‌کند، چین را به بزرگ‌ترین منبع قطعیت تبدیل کرده است». هفته‌نامۀ انگلیسی «اکونومیست»، با اشاره به نخست‌وزیر خود می‌نویسد: «در بحبوحۀ جنگ در اروپا، ناآرامی‌ها در خاورمیانه و بازنگری آمریکا در نظم ژئوپلیتیکی، برخی در غرب شاید متمایل باشند با این نظر موافقت کنند. هنگامی که این شمارۀ اکونومیست منتشر می‌شد، کایر استارمر، نخست‌وزیر انگلستان، در دیدار با رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، به سر می‌برد. او آخرین نفر از مجموعۀ رهبران غربی بود که در جست‌وجوی توافق‌ها و امنیت، راهی پکن شده‌اند».

طبق همان متن تایوانی، پاکسازی در رأس ارتش آزادی‌بخش خلق (PLA) که تعداد اعضای آن به ۲ میلیون نفر می‌رسد، بریتانیایی‌ها را نگران کرده است. «سوالی که برای جهان خارج همچنان بی‌پاسخ مانده این است که این پاکسازی چه معنایی برای آمادگی چین برای حمله به تایوان دارد.» با این حال، بریتانیایی‌ها نیز وقتی قبول می‌کنند که «بیشتر این پاکسازی‌ها نتیجه‌ی مبارزه‌ی قدرت نیستند، بلکه نتیجه‌ی خودانضباطی حزب کمونیست هستند، عقل سلیم خود را نشان می‌دهند. حزب مجبور است خارج از قانون و بدون هیچ نظارتی از سوی مطبوعات آزاد، برای حفظ نظم و انضباط کادرهای خود به پلیس داخلی خود تکیه کند».

پاکسازی در سطوح بالای ارتش آزادی‌بخش خلق چین، که شمار نیروهای آن به دو میلیون نفر می‌رسد، انگلیسی‌ها را همچنان با همان برداشت مربوط به تایوان نگران کرده است. «پرسشی که برای جهان خارج همچنان بی‌پاسخ مانده، این است که این پاکسازی در آمادگی چین برای حمله به تایوان چه معنایی دارد». در عین حال، انگلیسی‌ها واقع‌بینی هم نشان می‌دهند و می‌پذیرند که «بیشتر این پاکسازی‌ها نه نتیجه کشمکش بر سر قدرت، بلکه پیامد شیوه‌ای است که حزب کمونیست از طریق آن خود را منضبط می‌کند. بنابراین، حزبی که خارج از چارچوب قانون و بدون هرگونه نظارت از سوی رسانه‌های آزاد عمل می‌کند، ناگزیر است برای حفظ نظم و انضباط کادرهای خود، به سازوکارهای نظارتی و پلیس داخلی خود تکیه کند».

نمی‌دانم آیا مطبوعات «بسیار آزاد» غربی واقعاً به از میان برداشتن، برای مثال، رشوه‌خواران لندنی که بنا به محاسبۀ بی‌بی‌سی هر سال  در انگلستان تا ۹۰ میلیارد پوند پول‌شویی می‌کنند، کمکی می‌کند یا نه. اما دربارۀ «خارج از قانون» بودن، اینجا نشریهٔ «اکونومیست حسابی اشتباه کرده است: قانون «احکام منشأ نامشخص ثروت» (Unexplained Wealth Orders)  دقیقاً پنج سال است که در انگلستان اجرا می‌شود، اما یافتن نتایج اجرای آن تا سال ۲۰۲۶ در اینترنت جهانی… ممکن نشد. در حالی که در چین با رشوه‌خواران به‌طور منظم برخورد می‌شود، خُب، خودتان می‌دانید چگونه…

در ماه اکتبر سال گذشته، نشریهٔ «اکونومیست» ‌نوشت: «۳۷ نفر از ۲۰۵ عضو رسمی کمیتهٔ مرکزی، احتمالاً در ارتباط با یک پروندهٔ تحقیقاتی ناپدید شده‌اند». اکونومیست نمی‌داند این تحقیق چه بوده، اما می‌گوید: «این پاکسازی به اقشار پائین جامعه نیز رسیده، اعضای حزب را به وحشت انداخته، مقامات بی‌اعتماد را مجبور کرده است تا شبکه‌های شخصی نزدیکی را در جایی که احساس امنیت می‌کنند، تشکیل دهند و برخی از کسانی را که از اصلاحات حمایت می‌کنند، فلج کرده است». 

«اصلاح‌طلبان» صرف نظر از مرزهایشان، همیشه ستون پنجم «غرب» بوده‌اند.  اما لحن این هم‌سرایی هماهنگ دربارۀ «افول ستاره‌های ژنرالی» را طبعاً پنتاگون تعیین می‌کند. در گزارش ماه دسامبر این نهاد آمده بود که در کوتاه‌مدت «کارزار شی جین‌پینگ می‌تواند کارایی عملیاتی ارتش آزادی‌بخش خلق چین را تضعیف کند» و اینجاست که آمریکایی‌ها ظاهراً باید خوشحال شوند. اما در بلندمدت، پاکسازی ارتش، توان رزمی آن را به‌ویژه «در صورت بروز بحران نظامی بر سر تایوان» افزایش خواهد داد. آمریکایی‌ها در مورد وقوع این درگیری شکی ندارند، حتی خودشان آن را تحریک می‌کنند. زیرا، ادعا می‌کنند، که رئیس شی به ارتش آزادی‌بخش خلق دستور داده تا سال ۲۰۲۷ تایوان را تصرف کند. لندن با همان لحن اظهار نگرانی می‌کند: «اگرچه آمریکا به تایوان سلاح می‌دهد، از جمله به ارزش ۱۱ میلیارد و ١٠٠ میلیون دلار که یک ماه پیش در دسامبر بر سر آن توافق شد، اما این ممکن است به دفع تهاجم کمکی نکند».

«تایوانی‌سازی» درگیری قریب‌الوقوع در منطقۀ هند و اقیانوس آرام و روایت مداوم غربی مبنی بر اینکه «پکن همین حالا حمله خواهد کرد»، همان نقش تحریک‌آمیزی را ایفا می‌کند، که اوکراین در اروپا ایفا کرد. اروپایی که سرانجام راه و ابزار کنار زدن روسیه به گوشه‌ای دور و چه بهتر به آن‌سوی اورال را یافت.

پکن این موضوع را به‌خوبی درک می‌کند و خود را برای جنگی آماده می‌سازد که خواهان آن نیست. تجربهٔ روسیه به چینی‌ها آموخته است که جنگ نوین به فرماندهان نوین با ستاره‌های ژنرالی نیاز دارد تا بتوانند مقابله کنند. از این‌رو، آنان باید هرچه سریع‌تر ارتش آزادی‌بخش خلق چین را به نیرویی کاملاً معاصر و کارآمد، قادر به دفع حملات هوایی، زمینی، دریایی، سایبری و فضایی تبدیل کنند.

بنیاد فرهنگ راهبردی

٢۴ بهمن- دلو ١۴٠۴