بهای جنگ با ایران: فرسایش فزاینده نظامی و مالی واشنگتن

نویسنده: عباس الزین ــ
با گسترش درگیری، میدان تعیینکننده ممکن است از خودِ میدان نبرد به بار عظیم اقتصادی و نظامیِ تداوم یک جنگ طولانی علیه یک قدرت منطقهای آماده منتقل شود.
جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یکی از خطرناکترین تشدید تنشها را در سالهای اخیر در غرب آسیا رقم زده است. پایگاههای نظامی آمریکا، که در سراسر منطقه خلیج فارس پراکندهاند، بهطور فزاینده هدف حملات مستقیم موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند؛ امری که نشاندهندهٔ تغییری مهم در ماهیت جنگ منطقهای است.
در حالی که پوشش اولیهٔ رسانهها بر تحولات میدان نبرد و سرعت بمبارانهای هوایی تمرکز داشت، هزینهٔ گستردهتر و مهمترِ این رویارویی ــــ هم نظامی و هم اقتصادی ــــ بهتدریج در حال آشکار شدن است.
در کنار حملات متقابل، نشانههای فزایندهای از کاهش سریع ذخایر سامانههای دفاع موشکی باارزش، استفاده گسترده از مهمات راهبردی گرانقیمت، و افزایش فشار عملیاتی بر نیروهای آمریکا دیده میشود.
در همین حال، بازارهای جهانی و زنجیرههای تأمین انرژی نیز به گسترش این رویارویی واکنش نشان دادهاند. این پویاییهای همزمان پرسشهای اساسی دربارهٔ توزیع خسارتها در مرحلهٔ نخست جنگ و همچنین مسیر بلندمدت تشدید تنش مطرح میکند.
خسارتهای نظامی آمریکا و هزینههای عملیاتی
روزهای نخست رویارویی با ایران بهطور قابلتوجهی با کارزارهای نظامی پیشین آمریکا در منطقه تفاوت داشت. بهجای آن که از مواضع پیشروی امن و تا حد زیادی مصون از تلافی عمل کند، استقرار منطقهای واشنگتن با تهدیدهای مستمر موشکی و پهپادی مواجه شد. این تحول هم پیامدهای مادی و هم پیامدهای راهبردی داشته است.
گزارشها نشان میدهد که در هفتهٔ نخست درگیریها، نیروهای آمریکا با مجموعهای از خسارتهای مستقیم و غیرمستقیم روبهرو شدند. این خسارتها شامل مصرف سریع موشکهای رهگیر پرهزینه، آسیب یا اختلال در تأسیسات راداری، و حمله به مراکز نظامی بود که بخشهایی از شبکهٔ هشدار زودهنگام آمریکا را تحت تأثیر قرار داد.
بر اساس ارزیابیهای امنیتی منطقهای و برآوردهای رسانههای غربی، ارزش تجهیزات نظامی آسیبدیدهٔ آمریکا در مرحلهٔ ابتدایی درگیری به میلیاردها دلار رسیده است. گفته میشود تأسیسات راداری راهبردی، زیرساختهای دفاع موشکی، و پایگاههای اصلی در سراسر خلیج فارس و اردن هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتهاند.
از جمله رخدادهایی که توجه ویژه را جلب کرد، گزارشهایی بود مبنی بر اینکه یک رادار AN/TPY-2 مرتبط با سامانهٔ دفاع موشکی THAAD در پایگاه هوایی موفق السلتی در اردن مورد اصابت قرار گرفته یا از کار افتاده است. این رادار با ارزشی در حدود ۳۰۰ میلیون دلار، یکی از اجزای کلیدی شبکهٔ هشدار زودهنگام آمریکا برای شناسایی و رهگیری تهدیدهای موشکهای بالستیک محسوب میشود.
گزارشهای دیگری نیز ــــ از جمله ادعاهایی همراه با تصاویر منتشرشده در رسانههای منطقهای ــــ حاکی از آن بود که حملات ایران سایتهای راداری، تأسیسات ارتباطی و زیرساختهای نظامی آمریکا در قطر، امارات، بحرین، کویت، و عربستان سعودی را هدف قرار داده است.
در حوزهٔ هوایی نیز گزارشهایی منتشر شد مبنی بر این که سه فروند جنگندهٔ F-15E Strike Eagle بر فراز کویت، در حادثهای که «آتش خودی» توصیف شده، در جریان عملیات شدید هوایی منطقه از دست رفتهاند. گزارشهای جداگانهای نیز از تلفات در میان پرسنل آمریکایی پس از حملات به پایگاهها در کویت در روزهای ابتدایی جنگ حکایت داشت.
فشار بر دفاع موشکی و کاهش ذخایر
یکی از روشنترین نشانههای فشار نظامی، استفاده فشرده از سامانههای راهبردی دفاع هوایی، بهویژه سامانهٔ (THAAD) بوده است. تحلیلگران مرتبط با برنامههای دفاع موشکی آمریکا برآورد میکنند که هزینهٔ هر موشک رهگیر تاد بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون دلار است.
در دورههای تبادل شدید موشکی، ممکن است دهها موشک رهگیر در مدتی کوتاه شلیک شوند. این امر میتواند تنها در عرض چند روز به هزینههایی در حد صدها میلیون دلار منجر شود. خود باتری سامانهٔ تاد نیز از گرانترین سامانههای دفاع هوایی جهان است و هزینهٔ آن برای یک واحد استقرار بین ۱٫۵ تا ۲ میلیارد دلار برآورد میشود.
کاهش سریع ذخایر موشکهای رهگیر یک چالش راهبردی ایجاد میکند. ظرفیت تولید محدود است و ساخت موشکهای جدید ممکن است چندین سال زمان ببرد. بنابراین، یک درگیری طولانی خطر ایجاد شکاف در پوشش دفاعی را نهتنها در غرب آسیا، بلکه در سایر مناطقی که نیروهای آمریکا تعهدات نظامی دارند نیز افزایش میدهد.
وضعیت زمانی پیچیدهتر میشود که دولتهای متحد درخواست تأمین موشکهای رهگیر بیشتری مطرح کنند. گزارش شده است که دولتهای خلیج فارس که بهشدت به حمایت دفاع هوایی آمریکا متکی هستند، نسبت به کاهش ذخایر ابراز نگرانی کرده و بحثهای فوری برای خریدهای جدید و تعهدات مالی بیشتر را آغاز کردهاند.
گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز از نقل قول مقامهای منطقهای حکایت داشت که نگران بودند در حالی که کشورهای متحد با تهدیدهای فزاینده هوایی روبهرو هستند، آمریکا حفاظت از نیروهای خود و اسرائیل را در اولویت قرار داده است. تحلیلهای امنیتی هشدار دادهاند که سرعت کنونی رهگیری موشکها ممکن است پایدار نباشد، زیرا نرخ تولید سامانههای پیشرفتهٔ رهگیر آمریکایی با میزان مصرف در چندین درگیری همزمان ــــ از جمله تعهدات مرتبط با اوکراین ــــ همخوانی ندارد.
آسیبپذیری رادارها و چالشهای هشدار زودهنگام
فراتر از استفاده از موشکهای رهگیر، این رویارویی توجهها را به آسیبپذیری سامانههای راداری جلب کرده است که ستون فقرات معماری نظارت و هشدار زودهنگام آمریکا در منطقه را تشکیل میدهند.
آسیب به تأسیسات هشدار زودهنگام میتواند زمان واکنش را کاهش داده و برنامهریزی برای رهگیری را پیچیدهتر کند. در نتیجه، گزارشهای تأییدنشدهای منتشر شده که نشان میدهد زمان هشدار زودهنگام اسرائیل از هشت دقیقه به چهار دقیقه کاهش یافته است.
در محیطهای درگیری با شدت بالا، حتی کاهشهای محدود در زمان هشدار میتواند احتمال موفقیت حملات به اهداف راهبردی را افزایش دهد. نیاز به تعمیر یا جایگزینی سامانههای آسیبدیده نیز به افزایش هزینههای عملیاتی دامن میزند.
منبع، کریدل، ۱۱ مارس ۲۰۲۶
https://english.10mehr.com/the-price-of-war-on-iran-washingtons-mounting-military-and-financial-drain/









