۷و۸ثوردورویداد متضاد قسمت سوم

تدویر پلینوم هجدهم کمیته مرکزی ح. د.خ. ا

واغاز خروج عساکر شوروی ومذاکرات صلح

با همه انعطاف پذیری ،جمهوری دموکراتیک افغانستان درزمان شادروان کارمل مجاهدین وپاکستان حاضر نه شدند، که مستقلانه بدون نظر امریکا تصمیم بگیرند، وبه موضع گیری اصولی افغانستان جواب مثبت بدهند .برای اینکه امریکا وشرکایش درمقابل ان سد ،قرار میگرفتند ومذاکرات به بن بست مواجه میشد. بنابراین نظر به سازش که میان گرباچف بارهبری امریکا ، غرض تضعیف حزب دموکراتیک حلق افغانستان بوجود امده بود، گرباچف وگروه اش داخل اقدام به سبکدوشی شادروان کارمل که مخالفت باسیاستهای انها داشت ، شدند، در عوض شادروان داکتر نجیب را به حیث منشی عمومی کمیته مرکزی که قبلأ باهم توافق کرده بودند ، به کمیته مرکزی حزب پیشنهاد نمودند، تا دریکی از پلینومهای حزب تعین شود. طوریکه درکتاب پشت پرده افغانستان درمورد ملاقات نماینده مسکو کریچکوف با شادروان ببرک کارمل بعداز جروبحثهای طولانی ،درمورد سبکدوشی وی امده است:” …فرستاده مسکو هیچ اشاره به نیروی شوروی نکرد.. هردوطرف خسته بودند، کریچکوف با دلسوزی لبخند زد وتقاضا کرد که دیدار بعدی به روز بعد که هر دو درباره موضوع فکر کرده باشند، موکول گردد. کارمل با سکوت قبول کرد اما بعداز ظهر ان روز، مقامات مهمی از جمله وزرای دفاع،داخله(کشور) وامنیت دولتی به صراحت به اوگفتند که باید کناربرود. سرانجام تسلیم شده واستعفانامه خودرا به اجلاس کمیته مرکزی ارائه داد.”.

بالاخره شادروا ن ببرک کارمل ، برعلاوه مخالفت اکثریت اعضای حزب درپلینوم هجده هم کمیته مرکزی از پست منشی عمومی کمیته مرکزی دموکراتیک خلق افغانستان سبکدوش ،وبه عوض شادروان نجیب الله به حیث منشی عمومی کمیته مرکزی حزب تعین گردید. با تعین شدن شادروان نجیب الله مشی مصاله ملی به طوری یکجانبه اعلام، که این امر زمینه ساز تمام فجایع ورویدادهای تراژیدی بار، ووحشتناک بعدی درافغانستان گردید. تغییر دررهبری حزبی ودولتی، سبب بحران بزرگی تشکیلاتی وسازمانی درحزب دموکراتیک خلق افغانستان شد، و مخالفین وموافقین طرح مصالحه ملی بوجودامد؛همه نیروهای وفادار به حزب ودولت دموکراتیک خلق افغانستان دچار ناامیدیهای ناشی از ابهامات رویکرد رهبری درجهت تحقق یک جانبه مشی مصالحه شدند. ترس وارعاب بخاطرچگونگی سرنوشت شان دراینده ، در میان انها بوجودآمده بود . شادروان نجیب الله بعداز کسب مسوولیتهای حزبی دولتی رویکردهای بزرگ سیاسی را، درعرصه تحقق مشی مصالحه ملی به سطح داخلی وخارج پیش گرفت ،وتمام امکانات را برای تحقق ان مساعد ساخت ؛تا مشی مصالحه به هرشکلی میشود تحقق یابد، نظر به تحریری عبدالوکیل درکتاب ازپادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان شادروان نجیب الله گفته بود:” من ارزودارم ،تا بعداز تامین صلح سراسری درکشورم مدال” صلح نوبل”جهانی را بدست اورم.” شاد روان نجیب الله روند مذاکرات صلح را تحت نظر نماینده سرمنشی ملل متحد، بااشتراک کارمندان بلندپایه دولتی، درراس عبدالوکیل وزیر امورخارجه، برای حل سیاسی میان مجاهدین غیرمستقیم باپاکستان وسایر کشورهای ذیدخل درقضایای افغانستان برای وبوجود امدن دولت بی طرف با پایه های وسیع مردمی به اشتراک

همه نیروهای درگیردرافغانستان اغازو ادامه داد،وازهیچ نوع مساعدت های بزرگ دریغ نکرد:اولین مذاکرات ، در زمان نجیب الله در5می الی 23 می سال 1986ترسایی درژنیو از سرگرفته شد. دراین مذاکرات ،با درنظرداشت پیشنهادات دولت جمهوری دموکراتیک افغانسنتان درمورد جدول خروج نیروهای شوروی ، نماینده سازمان ملل متحد ، شخص کوردویز درجلسه چنین نظری را ارایه میکرد:” آمریکائیها،چینائیها ، ایرانی ها وتعدادی زیاد ازکشورها میگویند که اظهارات وحرفهای شمارا درمورد توسعه پایه های اجتماعی انقلاب وحمایت توده ها از انقلاب را وقتی باور خواهند کردکه شما نشان دهید که به تنهایی وبدون موجودیت قوای خارجی ، رژیم شما توان دفاع ازخودرا دارد.”

مذاکرات 25 فبروری الی 9مارچ سال1987ترسایی به سرپرستی رفیق عبدالوکیل وزیر خارجه جدید دولت شادروان نجیب بعداز سبکدوشی شاه محمد دوست صورت گرفت. دراین جلسه جدول خروج نیروهای شوروی از جانب هیأت افغانی اولأ برای 22 ماه، ودرجلسات بعدی هژده ماه، واز جانب پاکستان هفت ماه پیشنهادگردید. مذاکرات 7 الی 11 سپتمبر1987 در ژنیو ادامه یافت. طرح پیشنهاد برای مذاکره با مجاهدین ،برای ایجاد حکومت ائتلافی که ازجانب کوردویز ارائه گردید که مورد تائید گرپاچف قرار گرفته بود، اما ازطرف پاکستان رد گردید، و انراموکل به سبکدوشی شادروان نجیب الله نمودند. برعلاوه کوشش هیأت افغانی وملل متحد درجهت حل قضیه افغانستان، بطور مسالمت امیز که مصادف به ریاست جمهوری ریگن میشد ،و دولت ریگن مصروف تهیه راکت ضد هوایی” استنگر” به مجاهدین بود،درطی سال1987 به اختیار انها قرارداد. بااین همه چالشهای جهانی بالاخره اخرین مذاکرات در ژنیو از تاریخ 2مارچ الی 8 اپریل 1988 ادامه یافت ،هیأت افغانی وپاکستانی بالای جدول خروج قوایی نظامی درمدت 9 ماه به توافق رسیدند. بعداز تدویر چند جلسات پی درپی، امضای موافقتنامه پیرامون قضیه افغانستان میان پاکستان وافغانستان درژنیو، به روز 14 اپریل سال 1988، درمقر اروپایی سازمان ملل متحد به امضا رسید واین غایله پایان یافت. چنانچه رفیق عبدالوکیل وزیرخارجه وقت درمورد امضای این توافقنامه درکتاب” از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان درصفحه 558 مینویسد:” .. بعداز ملاقات دشوار وسخت با ورانسوف داشتم، به توافقی درمورد نرسیدم وصحبت ما بدون نتیجه پایان یافت. دوباره به هوتل برگشتم. چند ساعت بعد،تیلگرام عاجل از کابل دریافت نمودم. دوباره به نماینگی سفارت شوروی در ژنیو تماس گرفتم وخواستار ملاقات با یولی ورانسوف گردیدم. با ورانسوف ملاقات نمودم وبه موصوف اطلاع دادم که اخرین متن پیشنهادی درمورد سرحدات، که کوردویز ، اتحاد شوروی وپاکستانیها روی ان بحث وگفتگو داشتند،ازجانب نجیب الله وبیروی سیاسی نیز مورد قبول قرارگرفته ، به موصوف یاداور شدم درتلگرام عاجلی که ازکابل دریافت نمودم ،پاکستانیها قبول کرده اند که عبارت(سرحدات موجود شناخته شده بین المللی) به حیث سرحد بین دوکشور،از سند برداشته شده وتنها درموافقتنامه ها(سرحدات یکدیگر) گفته میشود، زیراعبارت سرحدات یکدیگر، نزد طرفین بصورت متفاوت تعبیر میگردد.”

بعدازامضای توافقنامه ژنیو پلینوم کمیته مرکزی به تاریخ 29 میزان 1367 دروضع حساس و پیچیده سیاسی ونظامی دراستانهء خروج قطعات شوروی دایر گردید. دراین پلینوم شادروان ببرک کارمل از پست ریاست شورای انقلابی سبکدوش وبه شوروی تبعید گردید. با سبکدوشی شادروان کارمل، تعدادی زیاداز کادرها بشمول شادروان محمود بریالی، نسبت مخالفت با این فیصله زندانی شداند. طوریکه عبدالوکیل درکتاب ” از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان

مینویسد:” روزی که محمود بریالی وهمفکرانش زندانی گردیدند، غلام فاروق یعقوبی برایم تیلفون نمود وگفت:«امروز پسر عمه ات” منظورش محمود بریالی” را باعده یی از طرفدارانش زندانی نمودیم» این خبر برایم غیر منتظره وتکان دهنده بود.”

بعداز این پلینوم عده دیگری ازاعضای رهبری حزب بشمول: صالح محمد زیری و ظهور رزمجو از بیروی سیاسی اخراج شدند. این سبکدوشی ها و زندانی ها، نتائیج سنگین بار وجبران ناپذیر درجهت یکپارچکی و تقویه روند صلح ،با مخالفین درمیان اعضای حزب بوجود می اورد، که باعث تضعیف پایه های حزب درمیان مردم می گردید. طوریکه رفیق وکیل درصفحه 566 از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان مینویسد:” نجیب الله منشی عمومی کمیته مرکزی نیزدرخفا به مشوره وکمک رئیس استخبارت اداره ک .گ.پ درکابل با سائر اعضای کمیته مرکزی که لازم میدید بطور جداگانه صحبت هایی را قبل ازتدویر پلینوم بطور تشدیدی انجام میداد.”

اقدامهای شتاب زده گی در رابطه به تغییر وتبدیل، درسطح رهبری حزبی ودولتی ناشی از دودسته گی میان رهبری شورویها بود .چنانکه رفیق وکیل وزیر خارجه در زمینه مینویسد:” قبل از برامدن قوای نظامی اتحادشوروی از افغانستان در رهبری شوروی درمورد نجیب الله دوتصمیم به وجود امده بود.یکی به رهبری گارباچف وکارمندان کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحادشوروی ودیگری به رهبری گریچکوف رئیس ک.گ.ب ونمایندگی ان اداره درکابل ومشاورین ارشد نظامی. گروه اولی به کمک ویکتوریچ وسفیر جدید اتحادشوروی وظیفه داشتند تا نجیب الله را از طریق صلح امیز بدون انکه رهبری واعضای ح. د. خ.ااز نیات اصلی انها چیزی درک نمایند ازمقام منشی عمومی حزب بطور ماهرانه عزل نمایند. دلیل ان این بود که انها میخواستند دروجود فرد دیگری درمقام منشی عمومی ح. د. خ.ا دوکتور حسن شرق صدراعظم را کمک نمایند، تا سیاستی را که بعداز برامدن خروج قوای شوروی از افغانستان مد نظر داشتند، بدون موجودیت نجیب الله رهبر حزبی را به پیش ببرند. براساس این پلان بود گروه اولی نجیب الله را تشویق به سبکدوشی وزندانی کردن ان نمود تامخالفت گروهی را علیه اش تشدید نمایند”..

اتحادشوروی با تمام مساعی ودسایس که برای خروج عساکرش با لای رهبری حزبی ودولتی انجام داد،خروج اولین گروه عساکر شان بتاریخ 15 می 1988، تحت نظر افسران ملل متحد از جلال اباد از طریق کابل بتاریخ 19 می زیر نظر ملل متحد از مرز افغانستان واتحادشوروی گذشتند.سرانجام بتاریخ 15 فبروری سال 1989 پس از 9ماه تمام قطعات نظامی شوروی افغانستان را ترک نمودند.

بعدازخروج کامل قطعات شوروی از افغانستان دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان 5 سال مقاومت جانانه ومستقلانه از حاکمیت واستقلال افغانستان نمود. شوربختانه نسبت عدم اجرای تعهدات در موافقتنامه ژنیو بین پاکستان وافغانستان تخطی های بزرگ برای تحقق ان صورت گرفت، وبرعکس توافقات که بوجود امده بود، ازجانب پاکستان وامریکا اقدام شد. به اثر خوش باوری ،اعلام مشی مصالحه یک جانبه، نخستین پیام ان سقوط خوست بدست مجاهدین ،وهمچنان کودتای شهنواز تنی، بتاریخ 16حوت 1368 بود،که به ناکامی انجامید.بعدازاین حادثه مدهش بینن سیوان که به عوض کوردویز به حیث نماینده خاصی سرمنشی ملل متحد برای تحقق موافقتنامه ژنیو تعین شده بود، ازجانب دولت جمهوری دموکراتیک افغانستان در رابطهء ، دست داشتن پاکستان وگلبدین دراین کودتا با وی درمیان گذاشته شد، تا قضیه را به سمع مقامات ملل متحد برساند وعلیه ان تصمیم بگیرند. در جواب بینن سیوان ،نظر به تحریری رفیق وکیل درصفحه 626 کتاب” از پادشاهی مطلقه الی سقوط

جمهوری دموکراتیک افغانستان چنین ابراز داشته است:” این مربوط ما نمی شود که، تصادمات داخلی درون دولت شما را بررسی کنیم. در مورد دخالت خارجی ها در کودتا ما چیزی نمی دانیم . … وی اضافه مینماید:،بعداز شکست کودتا معلوم شد که، شکست وسقوط شما ازطریق نظامی امکان نداردکودتا نه تنها موقف سیاسی دولت شما را ضعیف نساخت؛ بلکه درسطح ملی وبین المللی انرا نیز تقویت بیشتر بخشید.”

دراینصورت توطیه ها بعداز رفتن شورویها ازافغانستان عملی میشد، وازاین موفقیت سیوان راضی نه بود معلومداربود، که بخاطر سقوط دولت افغانستان درخفا مبارزه وکار میکردند.

سه سال از بازگشت نیروهای شوروی از افغانستان به وطن شان سپری شده بود هنوزهم انواع مداخله های مدهش نظامی توسط تنظیمهای جهادی با پشتبانی قاطع پاکستان وامریکا وجود داشت.بعداز اعلامیه 21 می 1991 پنج فقره یی سرمنشی ملل متحد از طرف نمایده گان شان، اقدامهای ظاهری زیر نام این اعلامیه برای روند صلح سر دست گرفته شد. اما عبدالوکیل درکتاب از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان دراین باره مینویسد:” اساسآ« هدف از صدور این اعلامیه ، بدون اینکه سرمنشی شخصأ» ازاهداف پشت پرده ء سازمان دهنده گان وترتیب کنندگان اصلی این اعلامیه اگاهی داشته باشند، فروپاشی ج . د. ا بود ، نه تأمین صلح واشتی میان نیروهای درگیر جنگ ، قطع مداخلات ازبیرون وبوجود اوردن حکومت انتقالی بیطرف وقابل قبول برای افغانها.”

بنابراین بعداز اعلامیه پلان پنج فقره ملل متحد برای توافق صلح با مخالفین ملاقاتها و دیدو بازدیهای با نمایند ه گان ورهبران دست اول ودوم انها ازجانب هیأت حزبی ودولتی جمهوری دموکراتیک افغانستان تحت نظر شادروان نجیب الله اغاز وتشدید یافت.از جمله قرار ذیل نظر به تحریری عبدالوکیل درکتاب متذکره درفو ق چنین امده است:” ــ مذاکرات 23 جنوری 1989 مطابق 3 دلو 1367 با نمایندگان حزب اسلامی گلبدین حکمتیاردربغداد وبعدأدرلیبیا.

ــ ملاقات 3مارچ سال 1989 با دوکتور جلیل شمس وهمایون شاه اصفی به نمایندگی از ظاهرشاه دردهلی.

ــ ملاقات رئیس جمهور نجیب الله با پیر سید احمد گیلانی درژنیو.

ــ ملاقات رئیس جمهور نجیب الله واینجانب نجیب الله مجددی.

ــ ملاقات ومذاکرات با رهبری افغان ملت.

ــ ملاقات غلام فاروق یعقوبی واینجانب با نجیب الله مجددی وحمیدالله مسوول امور نظامی تنطیم صبغت الله مجددی.

ــ ملاقات با بعضی از روشنفکران واپوزیسون درشهر بازل سویس سال 1991.

ملاقات با محمد امین فرهنگ جلیل شمس وهمایون شاه اصفی 6می 1991 در شهربن المان.

ــ ملاقات اینجانب ودوکتور ضمیر میهن پور با دوکتور محمدد یوسف صدراعظم سابق افغانستان.

ــ طرح ایجاد حکومت قبل از انتقال قدرت ، که از پشتبانی دوکتور یوسف برخوردار بود.

ــ ملاقات محمد اسحق توخی دستیار رئیس جمهوروسید ضمیرالدین میهن پور با جنرال عبدالولی در روم.

ــ مذاکرات اکتوبر سال 1991 هیأت دولت ج.ا با تنظیم صبغت الله مجددی.

ــ یاداشت حامد کرزی بخاظر انتقال قدرت برای رئیس دولت اسلامی افغانستان که ازجانب تنظیمها تعین وتائید میشود.ازجمله رهبران که مستقلانه تصمیم داشت که با اعلام ازجانب دولت جمهوری افغانستان وشخصی داکترنجیب ازوی بدون سهم گیری تنظیمها برای کسب قدرت به افغانستان در راس قرا بگرد با دولت افغانستان پشتبانی خویشرا اعلام داشته بود که واقعیت هم چنین شد وبعد از سقوط دولت جمهوری افغانستان اولین شخصی بود که حاضر به کسب قدرت از حزب دموکراتیک خلق افغانستان شود.

ــ تلاشهای جمهوری فدرال المان به حل سیاسی درجمهوری افغانستان به رهبری ویلی برانت نخست وزیر کشور فیدرال المان که براثر فشار ومداحله پاکستان وامریکا برگزار نگردیدنظر به تیلگرام عاجل وفوری شماره 5366 ت 1.11.1370 عنوانی وزیر خارجه جمهوری دموکراتیک افغانستان از جانب سفارت افغانی دربن از عدم برپایی کنفرانس صلح ارسال داشته بود.

ــ طرح صلح سازمان غیر حکومتی مرکز بین المللی واشنگتن دی. سی آمریکاکه بتاریخ 18.11.1991 به ابتکار اقای ” ملوک سلیوان” مسوول بخش مربط افغانتسان این سازمان ترتیب وطرح ریزس شده بود.این پلانه براثر فعالیتهای تخریبی بینن سیوان خنص گردید وهمچنان تعین ” فلیپ کاروین به خیث مضاور سیاسی امریکایی الاصل بینن سیوان تعین شد. صدور اعلامیه 18 مارچ 1992 مطابق 28حوت 1370 صورت گرفت….” ادامه دارد