گل برای درمسال

نویسنده: جمعه خان صوفی

برگردان: قاسم آسمایی

 

بخش چهاردهم

 

13 اپریل 1975: ملاقات براساس وعده قبلی. آنچه اطلاعاتی را که در مورد وضع پاکستان و پشتونستان داشتم، برایش بیان کردم. نامۀ ما عنوانی اعضای کانگرس امریکا را نیز برایش سپردم. نظر او در مورد اینکه نامه طولانی است و نمایندگان کانگرس فرصت خواندن آنرا ندارند؛ دقیق بود. مشوره او چنین بود تا پیوست این نامه، طور جداگانه ومختصر و به شکل جذاب عنوانی هر عضو کانگرس مطلبی جداگانه نیز نوشته شود. تاریخ ملاقات بعدی، 28 ماه می و ساعت هفت و نیم تعیین شد.

28 اپریل 1975:  طی صحبت طولانی، در مورد حالات بلوچستان، وضع عمومی پاکستان، تجمع رهبران نیپ ووضع افغانستان و مسافرت داوودخان به ایران اطلاعات دادم.

  1. نظر او چنین بود که در وضع فعلی، شوروی خواهان تجزیه پاکستان نیست و نه امکان آن وجود دارد.
  2. هند و ایران خواستار تجزیه پاکستان نیستند.
  3. امکان مصالحه بین افغانستان و پاکستان نیست.
  4. روسیه خواستار مصالحه است.
  5. روسیه در مورد موجودیت امریکا در بحر هند و خلیج بلوچ، بیتفاوت بوده نمیتواند.

تاریخ ملاقات بعدی14 ماه می روز چهارشنبه ساعت 8 تثبیت شد. اما این ملاقات صورت نگرفت.

22 می 1975:

  1. در مورد میا شاهین شاه، سیدمختارباچا وافراسیاب  ورفتن دوباره افراسیاب صحبت صورت گرفت.

اطلاعات در مورد ملاقات با رییس دولت و نظریات و مشوره های او.

  1. حکومت پاکستان از خار باجور، قوای نظامی خودرا به امتداد 19 میل تا  کوتل “مرور” یعنی تا خط دیورند پیش آورده است.
  2. معلومات در مورد رهبران گوریلایی بلوچها مهرالله خان مینگل و میرگوهرخان معلومات داده شد
  3. در مورد مراد بلوچ که در اصل محمد بها بها و ماویست است؛ معلومات داده شد.
  4. در مورد رفتن رئیس جمهور به ایران ونتایج و پیامدهای آن
  5. در مورد کشتن شیرپاو
  6. ملاقات های رهبران نیپ.
  7. ملاقات ما با رهبران پرچم.  ملاقات بعدی تاریخ 8 جون، ساعت 8

 

8 جون 1975:

  1. خیرجان با رفقایش رسید.
  2. افراسیاب دوباره رفت.
  3. تثبیت گردید که مراد بلوچ در اصل محمد بها بها است.
  4. در پاکستان بانک ها ملی شد و تا حال اندازه  ومقدار معاوضه آن تثبیت نشده است.
  5. پنج شماره ” پاکستان دموکراتیک” را برایش دادم.
  6. اردوی پاکستان در صدد تقرب به استقامت خط دیورند است.
  7. شاه محمد شاه وقمرالزمان راجپر از طرف جی ایم سید آمده اند. آنها خواستار وقت نشرات به زبان سندهی در رادیو افغانستان هستند؛ اما رئیس جمهور داود خان آنرا نپذیرفته است. البته ما به حیث حزب سیاسی آماده همکاری هستیم اما یک شرط این است که نظریات ما هماهنگ گردد.

22 جون 1975: امروز خلاف معمول به وقت معین رفتم،  اما اشتباه در محل صورت گرفت ومورد انتقاد قرار گرفتم. اطلاعات ذیل را دادم.

  1. قوای نظامی افغان بطرف باجور و خط دیورند حرکت کرده است.
  2. تلاش قوای پاکستان بر ای رسیدن به خط دیورند خاصتاً در وزیرستان از رزمک تا شوال.
  3. وضع بلوچستان.
  4. حالت افغانستان و موقف ما و آمدن اشخاص گوناگون.
  5. مشکلات ما.
  6. کمک به بلوچها و نوعیت آن.
  7. انفجار بن ها.
  8. موضوع ولی خان و نیپ.  تاکید زیاد بالایم صورت گرفت تا  در محل معین به وقت معین  حاضر باشم.

8 جولای 1975: به نسبت اینکه رفتن به منزلش نامناسب بود لذا در وسیله نقلیه و در جریان راه صحبت مختصری شد.  او [کارمند سفارت شوروی]  تقاضا نمود تا در آینده در مورد افغانستان، پشتونستان و پاکستان اطلاعات تحریری برایش بسپارم. و با اضافه با آن در مورد افراد مهمی و مقامات بالایی دولت که به منزل ما رفت و آمد مینمایند و ارتباطات آنها وسایر واقعات روزمره نیز برایش معلومات دهم.

من برایش گفتم که ما تصمیم داریم تحلیل از حوادث جاری را تحریر و سپس نظر شما را در مورد خواهیم گرفت. از این پیشنهاد خوشش آمد و در مورد موافقه نمود.

22 جولای 1975: اطلاعات قبلاً نوشته شده را برایش سپردم. فرستادن افضل وجمال سر براه شده و پاسپورت و اسناد آنها باید تا تاریخ 15 اگست آماده گردد؛ وقت کم است. امتحان افضل بتاریخ 5 اگست شروع میشود. فکر نمیکنم فامیل برایش اجازه دهد. ممکن ما ملامت شویم، در هرحال کوشش خواهیم کرد.

28 جولای: درباره چنین نوشته ام: فردا سینما میروم یعنی با رفیق شوروی ملاقات مینمایم، باید اطلاعات را انتقال دهم؛ در غیر آن رفتن بیهوده است. سوال این است که اطلاعات را از کجا بدست آورم؛ تمام اطلاعات نزد اجمل محفوظ است. با رئیس جمهور و بزرگان او ملاقات میکند و نتایج آنرا با من شریک نمیسازد. موقف من مانند سکرتر قابل اعتماد است که آنچه را هدایت میدهند؛ مانند یک سرباز اجرا مینمایم، جای برای بحث وجود ندارد و مانند یک رفیق با من برخورد صورت نمیگیرد. البته موضوع بی اعتمادی نیست؛ بلکه مناسبات بر اساس رشته مهتری و کهتری استوار است. زمانی که سوالی را مطرح میسازم، از مطلب طفره میرود و یا نمیخواهد با من صحبت کند. من این را بی اعتمادی گفته نمیتوانم زیرا آنچه را من طالب شنیدنش هستم، آنرا با افراد عادی نیز مطرح میسازد. این وضع قابل تحمل نیست. یا باید از ملاقات با رفیق [کارمند سفارت شوروی] صرف نظر نمایم و یا باید وضع تغییر یابد.

29 جولای 1975: دادن اطلاعات به شکل تحریری کار من را سهل ساخته است، اما این اطلاعات را من نزد خود ثبت ننموده ام. اما اطلاعات در مورد وضع افغانستان مخصوصاً پنجشیر، ارگون، لغمان، سرخرود، بتی کوت، اسمار، پکتیا و غیره حاوی فعالیتهای تخریبی بود. ممکن  رفتن برادرم و جمال نسبت حل نشدن مشکل پاسپورت صورت نگیرد.

11 اگست 1975: اطلاعات تحریری سپرده شد. در رفتن افضل و جمال مشکلاتی وجود دارد از جمله نبودن پاسپورت، لذا تکت ها باید کنسل گردد. حیف فرصت مساعد بود و از دست رفت.

19 اگست 1975: اطلاعات تحریری را تسلیم کردم.  او مشتاق این است که بداند آیا در اردوی پاکستان، امریکایی ها وجود دارد یا نه.

وقت ملاقات بعدی دوماه بعد (24 اکتوبر) تعیین شد. من باید حین ملاقات نشریه نیوزویک را در دست داشته باشم، زیرا احتمال دارد به عوض والنتین رفیق دیگری خواهد آمد.

ادامه دارد