گفت و گو ها در دوحه و اعلان جایزه برای بازداشت حمزه فرزند اسامه

نویسنده : مهرالدین مشید

امریکا برای بازداشت حمزه بن لادن جایزهء یک میلیون دالری تعیین کرده است.  این جایزه در حالی تعیین شده که از یک طرف گروهء داعش و القاعده در سوریه در حال نابودی است و آخرین روز های شان را سپری می کنند، فرار اعضای این گروه از سوریه یه کشور های دیگر شتاب یافته است و مناطق متنج جهان مانند، دو طرف خط دیورند می تواند، به دلایل مختلف پناه گاۀ خوب برای این گروه های تروریستی باشد. از سویی هم این گروۀ ترویستی  در بخش هایی از ولایت های ننگرهار و کنر فعال می باشند و از حمایت و پشتیبانی نظامیان پاکستان برخوردار اند. ممکن یگانه کشوری که بیشتر از سرکوب گروه های تروریستی مانند داعش و النصره و غیره سود ببرد، پاکستان باشد؛ زیرا این کشور آغوش این کشور تروریست پرور به روی تمامی گروه های تروریستی در جهان باز است و بقای خود را در وجود این گروه های شریر می بیند. گفته می شود که حمزه بن لادن آخرین فرزند اسامه و جانشین او هم در دو طرف زنده گی دارد و بدون تردید تحت نظر مقام های نظامی پاکستان قرار دارد و  از فعالیت های او آگاهی دارند. نه تنها این؛ بل برای حمزه زمانی برای بازداشت حمزه جایزه تعیین می شود که گفت و گو های طالبان به رهبری عباط استانکزی البته تحت نظر ملا عبدالغنی برادر با مقام های هیأت امریکایی تحت ریاست نمایندۀ ویژۀ آن خلیل زاد در دوحه ادامه دارد و این گفت و گو ها وارد حساس ترین مرحله شده است. گفته هایی وجود دارد که دو طرف روی مسایل کلی موضوع هایی چون خروج نیرو های امریکایی از افغانستان و استفاده نشدن خاک افغانستان برضد تروریزم به توافق رسیده اند.

به یک تعبیر می توان گفت، در صورتی که توافق میان امریکایی ها و طالبان صورت گیرد. از این که نظامیان پاکستان اشراف و سلطۀ کامل بر طالبان دارد و گفت و گو های آنان با امریکایی ها در پشت دروازه های بسته مدیریت می کنند. بدون تردید ناگزیر اند تا به توافقات میان طالبان و امریکا تن بدهند. در این صورت دیگر دو طرف دیورند، نمی تواند، محل امنی برای تروریستان باشد و تروریستان از آن بحیث تفریح گاه یا ماۀ عسل شان سود جویند. با این حال اوضاع حکایت از احتمال تحولی دارد که دست کم عرصه را برای مدتی در منطۀ دو طرف خط  برای تروریستان تنگ می نماید. هرچند نمی توان، برگفته های بالا بویژه در رابطه به رویکرد های تروریست پرورانۀ نظامیان پاکستان زیاد جدی حساب کرد و به دست برداری آنان از سیاست های تروریست پروری خوش بین بود؛ زیرا آب و نان نظامیان پاکستان از چهار دهه بدین سو از معامله های پشت پرده چه در زمان جهاد مردم افغانستان و چه حالا با گروه های مسلح و تروریستی آماده می شود. بنا براین جنرالان پاکستانی از جنرال ضیاالحق، اختر عبدالرحمان و حمید گل تا نصیرالله بابر و کرنیل امام و دیگران به گرفتن با این پول های باد آورده به عنوان حمایت از منافع استراتیژیک پاکستان و مقابله با هند عادت کرده اند. از آنجا که گفته اند “ترک عادت مرض است” به یقین که اخاذی و باج گیری به عادت نظامیان پاکستان بدل شده است و از این رو بعید است که به قول و قرار شان با امریکایی ها وفا کنند و احتمال زیاد می رود که  آنان مانند سال های ۲۰۰۱م تحرکات در منطقه را به گونۀ زیر زمینی حفظ کنند و پس از یک آرامش کوتاه دوباره در صدد طرح برنامه های دهشت افگنی برضد کشور های همسایه اش مانند، افغانستان، هند و همچنان آخوند های تروریست پرور ایران آغاز کنند.

حال پرسش این است که در چنین حالتی که منطقه در تب و تاب عجیبی به سر می برد، چگونه شده که امریکا برای بازداشت حمزه بن اسامه جایزه تعیین کرده است. در پشت این تصمیم گمانه زنی های زیادی را می توان حدس زد؛ از جمله این که امریکایی ها می خواهند، بگویند که بر رغم توافق با طالبان هنوز هم نمی توان، بر اوضاع منطقه مطمین بود؛ زیرا گروه های تروریستی یی تحت رهبری فرزند اسامه هنوز در منطقه فعال است و این برای توجیۀ دراز مدت حضور امریکا می تواند، یک بهانه باشد. این احتمال بر مصداق این سخن که ” خود کوزه و خود کوزه گر و خود گل کوزه” جاده را برای بازی با تروریزم هموار نگه می دارد. هرچند هنوز روشن نیست که مذاکرات در دوحه به گونۀ کامل بر وفق مراد امریکا به پیش می  رود یا خیر؛ زیرا تشویش هایی وجود دارد که پایان دادن به جنگ چهل ساله و بویژه هفده سال حضور جنگی امریکا در افغانستان دشوارتر ازآن است که به تلاش های خلیل زاد دل بست . از این رو امریکایی ها هنوز نگران اند و این نگرانی ها است که مشاور امنیت ملی آن گفت که امریکا به طالبان اعتماد ندارند و اگز صلحی هم با آنان برقرار شود، شماری نیرو های آنان در افغانستان خواهند ماند. این در حالی است که هنوز خیلی بعید است که به صداقت امریکا در جنگ افغانستان باورمند بود؛ زیرا امریکا جز به منافع خود به منافع هیچ کشوری فکر نمی کند. یکی از دلایل شکست امریکا در کشور های شرق میانه چون عراق و سوریه و افغانستان این بوده که بیشتر برای منافع خود جدا از منافع کشور های یاد شده فکر کرده است. از این رو امریکا در هر کشوری که به نام دموکراسی سازی رفته است و آن را به تل خاک بدل کرده است.

از سویی هم اعلان امریکا در پیوند به تعیین جایزه برای بازداشت حمزه به گونۀ غیر مستقیم تروریستان را در شرق میانه و سایر کشورها را ترغیب می کند که دو طرف خط دیورند هنوز هم بستر امنی برای شان است و می توانند، به این منطقه وارد شوند که این از یک طرف به گونۀ غیر مستقیم تروریستان را از شرق میانه و سایر مناطق برای آمدن در این منطقه میسر می سازد و از سویی هم تمرکز گروه های تروریستی در این منطقه می تواند، شانس نابودی آنان را نیز میسر بسازد. این هم در صورتی است که امریکا اراده برای نابودی تروریستان را داشته باشد و با دادن باج و رشوت به پاکستان، این کشور را وادار به دست برداری از حمایت تروریستان کند.

این گمانه زنی ها پرسش های زیادی را در رابطه به تعیین جایزه برای بازداشت حمزه بن اسامه در افکار عامه زنده می سازد که چه اهداف پیدا و پنهان و حتا مرموز در عقب این تصمیم نهفته است. این تصمیم حتا خوش بینی برای این را که پس از صلح امریکا با طالبان، امنیت در منطقه باز می گردد؛ نیز زیر پرسش می برد و احتمال جنگ های نیابتی دیگر را در افکار عامه بوجود می آورد که شاید حوادثی در پیش باشد که حالا نمی توان، حتا در مورد چند و چون و وسعت و کوتاهی آن سخن گفت؛ زیرا در منطقه هنوز نقطه های داغ تشنج چون موضوع کشمیر میان هند و پاکستان، دیورند میان پاکستان و افغانستان، تبت میان هند و چین و کردستان از یک سو میان ترکیه و سوریه  و از سویی هم میان ایران و عراق موجود اند و امنیت کلی به منطقه زمانی بر می گردد که این نقاط تشنج به کلی رفع شوند و منازعه میان کشور های یاد شده برطرف شود. این معضل جدا از معضلی است که افغانستان از چهار دهه بدین سو صحنۀ درگیری بدترین و ظالمانه ترین رقابت ها و جنگ های نیابتی میان کشور های پاکستان، ایران، هند و روسیه و امریکا و دیگران است تا زمانی آنان از این مداخلۀ بی شرمانه دست بردار نخواهند شد که دست کم به هر کدام به یک تعامل منافع و توازن سیاسی در افغانستان برسند.

از این رو هنوز پیش از وقت است تا تصور کرد که هدف از تعیین جایزه بر سر حمزه بن لادن تلاش برای بازداشت او است و یا این که مطرح کردن او است تا در فصل تازه یی رهبری تروریستان را به عهده داشته باشد.  یا این نشانگر این است که هسته سازی های تازهء تروریستی در حال شکل گیری است که امید ها برای تامین صلح دراز مدت در منطقه را به یاس بدل می کند. قرار گزارش ها حمزه ۳۰ ساله که خانمش دختر عطا یکی از ۱۹ مظنون در یازدهم سپتمبر می باشد. حمزه در ایران با دختر عطا عروسی نمود؛ زیرا شماری از رهبران القاعده پس از یازدهم سپتمبر روانهء ایران شدند و آخوند ها از آنان حمایت کردند. هرچند ایران مدعی است که رهبران القاعده را از این کشور بیرون کرده که آخرین آن دختر۱۷ اسامه بود که به سفارت عربستان سعودی تحویل داده شد. چیزی که در این میان نگران کننده است، سبز شدن سمارق وار گروه های تروریستی، با توجه به روابط پیچیده و تجهیز و تمویل مرموز آنان از سوی شبکه های استتخباراتی منطقه و جهان که هر کدام حیثیت حکومت های سایه را دارند.  از این رو این گمانه زنی هایی را بر می انگیزد که تروریزم پروژه است و در هر فصل قربانیان تازه را به دنبال می کشد. چنان که دیدیم، حادثهء یازدهم سپتمبر به بهانهء توبیخ اسامه پدر حمزه پای امریکا را به منطقه کشاند، اسامه در هیبت آباد در نزیک یک پایگاۀ نظامی که تحت محافظت شدید آی اس آی به سر می برد، بوسیلۀ نیرو های امریکایی کشته شد و اکنون بیش از هفده سال جنگ ناکام امریکا در افغانستان می گذرد؛ اما باز هم القاعده در کنار ده ها گروۀ دیگر در پاکستان فعال و از حمایت نظامیان پاکستان برخوردار اند.

در این مدت نه تنها طالب نابود نشدند ودوباره قوت بی پیشینه  پیدا کردند؛ بلکه ده ها گروه تروریستی دیگر به شمول داعش در منطقه و جهان بوجود آمد و اکنون بیش از هفتاد گروهء تروریستی تحت نظر نظامیان پاکستان فعال اند. امریکا در حالی برای بازداشت حمزه جایزه گذاشته که گفته می شود او در مناطق سرحدی در دو طرف خط دیورند بود و باش دارد و در عین زمان شایعاتی وجود دارد که با شکست داعش در عراق و سوریه رهبر داعش نیز در دو سوی خط دیورند بسر می برد و گمانه زنی هایی وجود دارد که حمزه و البغدادی تحت نظر نظامیان پاکستان بسر می برند. این در حالی است که امریکا به خوبی می داند که تروریست ها در کجا اند و از سوی کی ها وکدام کشور تمویل می شوند و حتا از محل اختفای آنان نیر آگاهی درد، ولی چگونه شده که حالا برای بازداشت فرزند اسامه یک میلیون جایزه تعیین کرده است.

از  گفته های بالا بر می آید که افغانستان سخت درگیر یک جنگ استخباراتی فرسایشی و دراز مدت شده است که پای تمامی شبکه های جهنمی منطقه و جهان را با افغانستان کشانده است و این کشور را به میدان جنگ های رقابتی کشور های منطقه و جهان بدل کرده است. پیچیده گی این جنگ و موقعیت جیو استراتیژیک، جیوپولیتیک و جیو ایکونومیک افغانستان افتاده بر سر راۀ جنوب آسیا و آسیای مرکزی، روند مصالحه در این کشور را هم دچار چالش کرده است. تنها این دشواری ها نیست که پای گفت و گو های صلح را لنگ کرده است؛ بلکه تصمیم ها و لنگر اندازی های حاشیه یی و جانبی بر سر راۀ صلح از سوی کشور های دخیل در جنگ افغانستان؛ بویژ امریکا، پاکستان، ایران و روسیه بر گفت و گو ها چون اعلان جایزه برای بازداشت فرزند اسامه سایۀ سنگین تر وارد کرده و روند گفت و گو ها را پیچیده تر می سازد. حال اگر کشور های  دخیل در جنگ افغانستان می خواهند، هرچه زودتر به جنگ افغانستان پایان بدهند، به گونۀ جدی از اتخاذ تصامیمی خود داری کنند که بر روند گفت و گو های صلح تاثیر ناگوار و منفی می گذارد. بدون تردید عدم رعایت چنین اصولی این گمانه زنی ها را قوت می بخشد که بازی هنوز در افغانستان ادامه دارد و برای پایان این بازی پای گفت و گو ها در دوحه لنگ است. یاهو