بهای سنگین این خاموشی پیش از توفان را طالبان خواهند…

نویسنده: مهرالدین مشید طالبان بیش از این صبر مردم افغانستان را…

گلایه و سخن چندی با خالق یکتا

خداوندا ببخشایم که از دل با تومیخواهم سخن رانم هراسانم که…

(ملات گاندی در مورد امام حسین

باسم تعالى در نخست ورود ماه محرم و عاشوراء حسينى را…

جهان بی روح پدیداری دولت مستبد

دولت محصولی از روابط مشترك المنافع اعضاء جامعه می باشد٬ که…

ضانوردان ناسا یک سال شبیه‌سازی زندگی در مریخ را به…

چهار فضانورد داوطلب ناسا پس از یک سال تحقیق برای…

پاسخی به نیاز های جدید یا پاسخی به مخالفان

نویسنده: مهرالدین مشید آغاز بحث بر سر اینکه قرآن حادث است و…

طالبان، پناهگاه امن تروریسم اسلامی

سیامک بهاری شورای امنیت سازمان ملل: ”افغانستان به پناهگاه امن القاعده و…

  نور خرد

 ازآن آقای دنیا بر سر ما سنگ باریده عدوی جان ما…

عرفان با 3 حوزه شناخت/ ذهن، منطق، غیب

دکتر بیژن باران با سلطه علم در سده 21،…

شکست مارکسیسم و ناپاسخگویی لیبرالیسم و آینده ی ناپیدای بشر

نویسنده: مهرالدین مشید حرکت جهان به سوی ناکجا آباد فروپاشی اتحاد جماهیر…

سوفیسم،- از روشنگری باستان، تا سفسطه گری در ایران.

sophism. آرام بختیاری دو معنی و دو مرحله متضاد سوفیسم یونانی در…

آموزگار خود در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی را دریابید!

محمد عالم افتخار اگر عزیزانی از این عنوان و پیام گرفتار…

مردم ما در دو راهۀ  استبداد طالبانی و بی اعتمادی…

نویسنده: مهرالدین مشید افغانستان سرزمینی در پرتگاۀ ناکجاآباد تاریخ مردم افغانستان مخالف…

ترجمه‌ی شعرهابی از دریا هورامی

بانو "دریا هورامی" (به کُردی: دەریا هەورامی) شاعر، دوبلور و…

تلویزیون حقوق ناشر یک اندیشه ملی و روشنگری 

نوشته از بصیر دهزاد  تلویزیون حقوق در پنجشنبه آینده،  ۱۱ جولای، …

افراطیت دینی و دین ستیزی دو روی یک سکه ی…

نویسنده: مهرالدین مشید در حاشیه ی بحث های دگر اندیشان افراط گرایی…

د مدني ټولنې په اړه په ساده ژبه څو خبرې

 زموږ په ګران هېواد افغانستان کې دا ډیر کلونه او…

از پا افتادگان دور جمهوریت

در خارج چه میگویند ؟ انهاا طوری سخن میرانند که افغانستان…

آیا طالبان آمده اند ، تا ۳۴ ملیون شهروند افغانستان…

نوشته: دکتر حمیدالله مفید. بزرگترین دشواری که در برابر جهان اسلام…

 چند شعر کوتاه از لیلا_طیبی (صحرا) 

ذهنم، یوزپلنگی تیز پاست آه! بی‌هوده بود، دویدن‌هایم... آی‌ی‌ی        --غزال وحشی، کدام کنام…

«
»

کیهانشناسی زروانی در ایران

– دکتر بیژن باران

کیهانشناسی یکی از 7 رشته فلسفه است که آغاز، چگونگی، پایان، اجزای کیهان را بررسی کند. آیینهای باستان امور خود را به اجرام نورانی آسمان پیوند زده؛ با تخیل، علاقه، خضوع نوشته؛ در آثار هنری بازتاباندند. زُروان یک مشرب فلسفی و الهیات در هزاره 1ق.م در فلات ایران بود. زمان بیکرانه را حاکم بر تقدیر کرانمند سرنوشت انسان انگاشت. زمان مجرد محاط بر کیهان، چون باد غیب تغییرات محسوس در تقطیع زمان برای انسان به سال، فصل، روز، خسوف/ کسوف، سیر صور زودیاک رقم خورد. 

زروانیسم 2 مسئله زمان و شناخت کیهان برای انسان را طرح کرد. در این رابطه تناقض زمان کیهانی ازل تا ابد با زمان انسانی در تقدیر برای چرخه تولد تا مرگ تعریف شد. به دین رسمی و کتابت نرسید. ادیان رسمی آنرا تکفیر کرده؛ ولی در محافل نخبگان حلاجی، جٌر، بحث شد. از متون ساسانی در باره زروان، به آثار شاعران چون فردوسی، خیام، حافظ رسید. بدبینی زروانی ناشی از اختلال ذهنی و جبر ژنتیک می تواند باشد. نمونه: دوقطبی صادق هدایت و جبر فردوسی: درختی که تلخ است ویرا سرشت.

کیهانشناسی زروانیسم زمان را بن پیدایش کیهان، آغاز هستی، زندگی انسان کرد. زمان ماده نبوده؛ بلکه با فضا برای حرکت ماده ضروری است. در ادیان سامی فرمان/ لغت بن آفرینش است. زروان خدای بخت/ تقدیر است. انسان در جبر و سرنوشت خود اختیاری ندارد. این تفکر به تدریج در میان شاعران و اندیشمندان ایرانی نفوذ کرد. لغات زروانی اینها یند: دهر، زمانه، زمان، روزگار، چرخ، فلک، آسمان، سپهر. کارکردهای آن اینها یند: تقدیر/ جبرگرایی، مرگ اندیشی،  بخت/ سرنوشت محتوم آدمی، تأثیر صور فلکی و اختران بر زندگی، نکوهش چرخ جهان، بازگشت به بیکرانگی/ احدیت با ریاضت و دعا. 

زروانیسم و مهریسم 2 دین زمان و نور دوره ایلاتی برای تجسم، پرستش، فانی بودن حیات، ترس از نیروهای طبیعت بودند. در هنر ایلات خنثی بودن جنسیت زروان و مهر با ظاهر مردانه، بی همسر، بروز کرد. نیروها و اجرام سماوی با صفات انسان گونه، مال دوره شبانی اند. دو جنسیتی بودن زروان، در آفرینش بدون همسر، ذهنیت نخبگان شهر از آوردن بره چوپان مذکر در مرحله ایلاتی است. در حالیکه زایش مولود زنده از زوج نر و ماده، بیلیون سال پیش از ورود انسان روی داد. 

زمان چیست؟ حافظ با تبدیل گذر عمر به ماده آب، پاسخ داد: بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین./ کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس. هاوکینگ در کتاب تاریخچه زمان 1988 گفت: زمان فاصله 2 رویداد است. آن را 2 نوع عینی و ذهنی نامید. زمان عینی بعد، کمیت، مثبت، صفت تابع آنتروپی افزاینده، یکسویه، برگشت ناپذیر در کیهان است. مثل: آب ریخته جمع نشود، زمان بر نگردد.

کیهان شناسی در سده 21 از فلسفه جدا شده؛ به علوم فضایی پیوسته است. زمان با مهبانگ در 13.8 بیلیون سال پیش آغاز شد؛ پیش از آن معنی نداشته؛ افزاینده با گسترش کیهان، برگشت ناپذیر، صفت ماده در محو پرتو ذره- پاد ذره در فضا، است. یعنی گسترش ماده بخاطر نابودی پرتوی چون تیر زمان یکسویه است. زمان در افزایش، در سرعت زیاد و نزدیک جرم حجیم کش آید/ آهسته شود. در سرعت نور و در افق رویداد یک سیاه چاله زمان ایستد. در مرکز سیاه چاله زمان نیست شود.

زمان ذهنی 1 میلیون سال پیش با تجربه درونی انسان پدید آمد. در مغز با ساعت نورولوژیک تخلیه یونها در عصب، بیولوژیک ضربان قلب، فیزیولوژیک ادراک نور شبانه -روز و پیری پوست حس شود. حس گذشته در حفظ خاطرات، حس ادراک کنونی محیط، حس آینده برای پیشگویی در ذهن اند. زمان بیولوژیک در پیاز، دانه، گیاه یک ژن ثابت دما- وابسته برای ماشه تغییر کیفی، یک ژن متغیر با محیط سایه، آفتاب، تر با دریافت فوتون و مولکول آب وجود دارد. تخم پرنده هم در گرمای تن به جوجه بدل شود یا بپوسد. کرم ابریشم، پیله، پروانه فازهای زمان- وابسته حیات اند. 

باورهای زروانی 3 محور زمان آغازگر هستی، شک بنیانگر کیهان، تقدیر کنترل گر چرخه حیات از تولد تا مرگ انسان دارند. نیز پیدایش چرخه عمر کرانمند، منشاء پیدایش جهان مادی سپهر و زمین، ثنویت نیک و بد برای انسان را در برگیرند. این باورها در آثار مفرغی، سنگی، طرح قالی عتیق، ادبی ایجابی فردوسی و سلبی خیام، رسوم کنونی بروز کنند. 

در اقلام هنری ایلام زروان با ثنویت در نماد مشعل و هومه/ نوعی گون متانولی تبلور یافت. در ایران رد قضا و قدر، بی اعتباری جهان، طنز تلخ در رفتار اجتماعی بروز کنند. پایداری این رسوم بخاطر تغییر کم شرایط عینی در 5هزارسال گذشته است؛ نه تقلید و تکرار باورهای گذشتگان زروانی، مهری، ایلامی. شرایط عینی خشگسالی، فقر، استبداد، جبر اند. 

رک پلاک نقره، 11.6 در 25.3 سانتی متر از 2800 سال پیش در منظقه لرستان، موزه ی هنر سین سیناتی. در فرش تجریدات زمان کرانمند در نوار مستطیل حاشیه، تقدیر، عمر، نحس، سعد در نمادها، دیدگاه از بالا/ آسمان، رنگ غالب سرخ داغ، هندسه زیگورات، جانور، رشد پیچیک، تیر به هدف، گلبوته، بز، پرنده در آمدند. رک فرش همدان.

با زروان زمان و شک در الهیات، فلسفه، عرفان، علم وارد شدند. شاید در همدان پایتخت مادها، روایتی تخیلی در مورد ماهیت، صفت، تاثیر زمان آغاز شد. در ایلام بروج زودیاک، صور فلکی، تقدیر حیات انسان را در کنترل گرفتند. این کیش 3 مرحله در جامعه داشت: 1-قاری ای چون شامان، آذربان، مغ با تخیل، قصه گویی، بیان قوی، پاسخ امور مردم را روایت کرد. قصه شفاهی میان گروهی رایج شد. در آثار هنری تبلور یافت. یک بنای دینی از مادها با میتانی های بین دریای خزر و سیاه از 750 ق.م. جنوب همدان- ملایر حفاری شد.

2- از هزاره 1 ق.م. دوره شبانی و ایلاتی در کوهپایه های لرستان و بلندیهای ایلام شکل گرفتند. با 2گانگی یقین و شک در دشتهای ایلام آمیخت. در هزاره 1م در محافل نخبگان شهری همدان، ری، نیشابور، تیسفون/ بغداد بحث و نقد شدند. این پلمیکها اواخر هزاره 1م ضبط  شده؛ باورهای زروانی را برای اخلاف در خود دارند. کتابت اصول، پلمیک با باورهای رقیب، تکامل با مسایل جدیدتر در نظم و نثر نیز ضبط شد. 3- مرور، گردآوری، ورود به ادبیات، تاریخ نگاری شفاهی، تذکره کتبی منقدان و مفسران در هزاره 2م روی دادند.

زروانیسم پاسخی نداد به: خود زمان، نیروی پیدایش، خط-زمانی تکوین، آرایش نقشه اجرام، با عدم وجود احتمالات، 100% ایقان، مواد ساختن، بقای کیهان از کجا آیند؟ نیرو از سوخت شیمی، میدان مغناطیس در فضا، کنشهای اتمی بر آید. ماده و دما در حال گسترش، رو بجلو، محاط بر انسان در زمان، فضا ست. هر 3 زمان، فضا، ماده به ثانیه، کیلومتر، گرم اندازه پذیر ند.  

این مشرب جایی برای رویدادهای اتفاقی نگذاشت. همه امور بنا به لوح غیبی مدیریت بر انسان با تخیل ردیف شدند. جبر زروانی زمان بیکران کیهان، کرانمند اجتماع در دولت استبدادی با آزادی اراده و مسئولیت فردی زرتشتی عهد شبانی در تضاد بود. در استبداد مطلقه شرقی، دربار و دین در قتل دگراندیشان کوشیدند: مانی، حلاج، بهاء، کسروی، دکتر ارانی، جزنی، مختاری. 

لذا نظرات زروانی در محافل مخفی روشنفکری با عقل سلیم جور بودند. تمهای زروانی چون زمان بیکرانه سپهر، زمان محدود تقدیر، حرکت بروج فلکی کنترل گر انسان، ثنویت نیک و بد در اقلام هنری، نقوش قالی، قول دیگران آمدند. تعبیر خواب زمان حال برای پیشگویی آینده در تصاویر گذشته بیان شد.

در اوستا زروان اکرانه/ زمان بیکران کیهانی آفریدگار زمان کرانمند برای انسان و همه چیز است؛ هرمزد و اهریمن را زاد. معنی پیشوند ا ضد، مانند انیران/ خارجی است. به معنی جبر، قضا، تقدیر هم آمد. مثلث زروان -اهورا -اهریمن شباهت به برهما خالق- ویشنو نگاه‌دارنده – شیوا ویرانگر هندو دارد. ژوپیتر در روم، کرونوس در یونان، آپسو و تیامات اساطیر سومری، آدم و حوای تورات، یمه و یمی اوستا هم قابل قیاس اند. اصل پدر، خیر و شر در ایران باستان شکل گرفت. در سده 21 هاوکنیگ آغاز جهان را انرژی مثبت و منفی، در کتاب 10 پرسش 10 پاسخ، نامید. 

ازنیکِ، پدر کلیسای ارمنی سدهٔ ۵م نوشت: مغان گویند پیش از اینکه چیزی موجود بود، نه آسمان نه چیزهای آفریدهٔ دیگر که در آسمان و زمین هستند یک زروان ویژه‌ای وجود داشت. او به معنای سرنوشت/ بخت یا درخشش نیرو/ فرنه است. هزار سال او قربانی کرد تا دارای پسری شود. او را اورمزد نامید. آسمان، زمین، هر چیزی را که در آن‌ها است ‌آفرید. 

او ادامه داد: در سیستان کنار رود هیرمند، کوه اوشیدا در مرکز جلگه دریاچه هامون است. بالای این کوه زیارتگاه‌های باستانی زروانیان بوده؛ اکنون زیارتگاه‌های مسلمین اند. در دامنه این کوه بناهای تاریخی اشکانیان، خاندان سورنای زروانی حاکم بر ایران اند. زروانیان کناره دریاچه از درخت توتن خانه و قایق‌ ‌ساختند. از آتش چند هزار ساله بر فراز کوه پاسداری کردند. 

یک زروانی به مسلمان قبلا زرتشتی توضیح داد: «در دین زرتشت پیدا ست که خدا بیرون از زمان همه چیز را آفرید. او آفریدگار زمان است. زمان کرانه و بن ندارد. زمان همیشه بوده؛ همیشه باشد. هر که خردی دارد نگوید که زمان از کجا پدید آمد. 

زوروان به پهلوی، در پارسی کنونی زُروان و زمان شد که در وندیداد، خرده اوستا آمد. در یسنا ۹ بند ۱۱ و تشتر/ تیر، ایزد باران، یشت کرده ۶ بند ۲۸ زروان با واژه رپیثون/ نیمروز یا ظهر است. در آبان یشت کرده ۳۰ بند ۱۲۹ و فروردین یشت کرده ۱۵ بند ۵۶ تقطیع زمان بیکران عام به تکه های کرانمند سال، فصل، عمر، روز، ساعت، ثانیه- اصل مهم در زندگی انسان است. در ویشتاسپ یشت زروان خدای بی کرانه،‬ سرنوشت ساز است. یسنا= یسنه= یَسنَ = نیایش.   ‬‬‬‬‬‬‬‬‬

در متون پهلوی زُروان زمان اکرانه/ بیکرانه آمد. در لوحه‌های بابلی سده 15 ق.م. زُروان آمد. زروان آغاز و انجام نداشته؛ پایدار، ازل/ قدیم، ابد/ جاودان است. از زمان بیکرانه زمان کرانمند آمده تا آفرینش، زایش، تکثیر انسان و موجودات دیگر میسر شد. در مهرپرستی زمان بیکرانه نیز ایزد توانا با سر شیر و تنی با ماری دور آن پیچیده، با برخی نمادهای آسمانی در امپراتوری روم تندیس سازی شد. یونانیان آیین زمانِ بی‌کرانه را به زرتشت و مغان پیوند زدند. مانی در باره زمان در اوستا نوشت: زروان مذکر آفریدگار کیهان، پدر اورمزد و اهریمن است. این گفته با پلاک نقره موزه سین سیناتی جور است. 

دین ایلام زمان را در رابطه با فصول کشاورزی، گذشته، حال، آینده در کوهپایه های زاگروس حتی در همدان جبری پنداشت. باشندگان جلگه شوش بروج زودیاک، ترس از حمله اقوام مجاور، در تقدیر یا تاثیر آسمان بر انسان انگاشتند. صور فلکی چندین کهکشان پرنور 1000 سال نوری دورند. در استعارات شاعری و تقویم قمری، اجرام قدسی، حاکم بر تقدیر افراد پنداشته شدند. 

در میانرودان افسانه ها چون گیل گمش و خدایان سومر، اکد، آشور، بابل بودند. در قفقاز آذربانی مغان ماد، در تمدن جیرفت مهرگرایی، در ایلام چندایزدی رایج بودند. نیروهای طبیعی، حتی دریا، پرستش شدند. عناصر اسطوره ها در آداب و مناسک ادیان بعدی مندایی، مانوی، قرمطی بازتولید شدند. 

رابطه مغ و زروان چیست؟ اولین بار در سنگ نبشته بیستون گئومات مغ آمد. مغ مترادف آثروان/ آذربان، دین مرد، موبد، هیربد در عهد ماد، هخامنشی، اشکانی، ساسانی بود. تاریخ و منابع کهن مغ‌ مادی، مجوسی، میترایی /کرپن‌ها را نام بردند. کرپن‌ها یا مغان میترایی با تکیه بر کیانیان، مخالف دین زرتشت ‌بودند.مهرداد بهار ‌گوید :“دوگانه پرستی ایرانی از مرزهای دوگانه پرستی آسیای غربی فراتر رود. به صورت یک جهان بینی، برداشت فلسفی، عرفانی از جهان در آید. در میانرودان چیزی بدان ژرفا و شکوه نیست.” دوگرایی گرچه اصل دین زرتشت بوده؛ اما هاشم رضی بدرستی این دو گرایی را پیش از دین زرتشت، مربوط به باور های زروان و مغان ‌خواند. 

مغانِ زروانی زمان تجریدی را در فرهنگ، منطق، فلسفه، هنر آوردند. تنش ناشی از تضاد است که منجر به تغییر کیفی در جشم شود. مغ ها به زروان باور داشتند. “باید گفت: مفهوم زمان ازلی را مغانِ زروانی عمدتاً از باور نیای آریاییِ خویش، همچون هندیانِ ودایی داشتند. باورهایشان با افسانه های ایلام و بابل ترکیب و تکمیل شدند.”

چه رابطه ای بین آیین زروان، مغان، آذربانی است؟ مغان قشر روحانی، پیشگو، تعبیرکننده خواب بودند. یک ایزد مغان میترا و اسرمزاش/ اهورامزدا در لیست خدایان آشوربانیپال 688-626 ق.م. امدند. در عهد جدید هم 3 مغ از ایران به دیدار عیسی کودک آمدند. در غرب ایران روی یک مُهر، یک آذربان با یک مادی در برابر آتش مقدس ضرب شدند.

فردوسی تقدیر زروانی را در چرخه عمر اساطیر، پهلوانان، شاهان بنظم آورد. اسطوره و حماسه در شعرش به پند از گذشته انجامند. نولدکه نوشت: فردوسی یک میل و علاقه آمیخته به دلدادگی به آیین مغان دارد که هم موافق اصول عقلی و هم به دلخواه او ست. 

خیام فیلسوفی ماتریالیست است؛ جهان عینی را مستقل/بیرون از ذهن انسان دانسته؛ آنرا در چرخه ی پیدایش، گسترش، زوال، میرش بیند. فلسفه در رباعیات خیام، با خوشباشی، فراموشی زمان، شادی‌ ارایه شد. او زد زیر مقولات زروانی چرخ، فلک، تقدیر. او گوید ذرات ماده در روال تناسخ بقا داشته؛ تنها شکل عوض کنند؛ مانایند. اصل 1 ترمودینامیک بقای انرژی/ کار است. خواص آنها را حواس در ذهن انعکاس دهند. 

خیام تبدیل را در محیط دیده؛ زمان را از چرخه حیات- ممات بشر مستقل دانسته؛ پس ماده را قدیم و ازلی دانسته نه حادث. او حتی فرهنگ را هم در چرخه حیات ش دید که با ماده ماند. مثلا نام بهرام گور و کی خسرو با ذرات خاک آنها متناظرا وجود داشته- اولی در تاریخ/ اذهان انسان؛ دومی در خاک و تاک. دیگر این که روح را تابع جان دانسته؛ مرگ جسم را پایان روح خواند.  

این تفکر نزد دهریون، بویژه رازی، تدوین شد. بقول محمود شبستری، عارف سده 14م: “عدم موجود گردد، این محال است./ وجود از روز اول لایزال است.” دهر= زمان= ابد. مولوی از زبان و توافق با دهریون نوشت: “گفت این عالم قدیم و بی کی (بر وزن نی موسیقی) است / نیستش بانی و یا بانی وی (عالم) است.” 

عناصر تاریخی، اسطوره ای، داستانی نیز از تداخل زمانها یعنی درهم کردن زمان گذشته، با حال و آینده اند. حافظ، “شاه ترکان” تاریخ معاصر را با “سیاووش” گذشته اساطیری در زمان حال آورد که 8 سده بعد خواننده این روایت غیرخطی را مرور کند. شاه ترکان سخن مدعیان می شنود./ شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد. در شعر 4 زمان گوناگون اند: سرودن شعر، تجربه راوی، اشارات در شعر، خوانش مخاطب. در خراسان و بخارا دسته عزای خون سیاووشان راه می افتاد. تاسوعا به یوم کیپور یهودیان در مکه در عهد محمد شبیه است. آل بویه عزاداری محرم را گسترش داد. 

شاعران، برای رسیدن به درک زمان، استعاره‌ بکار برده‌اند. استعاره‌ ساختاری آن‌ها با نظرات جورج لیکاف همخوانی دارد. پس اصطلاحات زمان بهادار، تیر زمان، آب ریخته یا برگشت ناپذیری زمان، وقت طلاست امروزه بکار روند. نیز مفهوم زمان در نگرش‌ اساطیری، حماسی، فلسفی، کلامی، غنایی، در شعر فردوسی، سعدی، باباطاهر، عطار، حافظ بازتاب داشت. 

هر کدام از این وجوه، با حدیث نفس ویژه شاعر آمیخت. آنها از جبر مطلق کیهانی، درباری، دینی نالیده؛ تغییر را با مبارزه سرودند. نگرش کلامی ناصر خسرو، به پیکار دینی آمیخت: نکوهش مکن چرخ نیلوفری را. خردورزی و دانش برای تغییر وضع در شعر او جدی، بدون شادی، غمبار است. 

سرانجام، وجه غنایی در شعر حافظ، عشق را سرمشق دهد. برای او تقدیر /بخت با مرگ ارتباط دارد. او جهان بینی خود را متناسب با جبر زروانی، تقدیرگرایی افلاک را با تجریدات اسلامی آمیزد. شنگولی باده او را از افسردکی رهاند. اثر زمان بر زندگی- جبر/ تقدیر در فضا به باد استعاره شد. انواع باد سریع برای خبررسانی برای عاشق و معشوق را حافظ بکار برد. 

‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

در زیر حافظ در زمان حال از دیروز خود نوشت: دوش می آمد و رخساره برافروخته بود. ولی برای خواننده کنونی، دیشب و فعل ماضی مصرع از 800 سال پیش اند. در بیت زیر، استعاره “دختر گلچهر رز” برای “آفتاب نیم شب”، نه نیم روز، تصوفی از تصرفی در منطق خلف روال طبیعی در تخیل شاعر و خواننده است: به نیم شب اگرت آفتاب می باید./ ز روی دختر گلچهر رز، نقاب انداز.

حافظ در سیر زمان استبداد را سامانه بی ثبات خوانده؛ تغییر آن را پیش بینی کرد:

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند./ چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند.

من ار چه در نظر يار خاکسار شدم./ رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند.

چو پرده دار به شمشير مي زند همه را./ کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند.

در سده 20م، روزگار، دهر، زمانه، قَدَر، از فدرت مطلق زمان بر بخت و مشیت اللهی در افواه یند. در سده 21 زمان و بار و انرژی مثبت/ منفی، ماده ذره/ پاد ذره، الکترون/ پازیترون در کیهان از مهبانگ با گرانش ماده تاریک و دفع انرژی تاریک در 13.8 بیلیون سال پیش- نظریه، آزمایش، استدلال ریاضی ارایه شدند. حتی خیام در حل معادلات درجه 3 به اعداد موهوم و منفی رسید. 

فرق نظر با نظریه چیست؟ نظر یک اندیشمند فقط بیان حکم بدون استدلال یا تزی گاهی همراه استدلال ست. نمونه نظر: باور زروانی یا میترایی؛ دل هر ذره که بکشافی/ آفتابیش اندرون بینی. تشبیه منظومه شمسی به ساختار اتم. هاوکینگ در کتاب فوق نوشت: نظریه 3 وجه دارد: تم اثبات با آزمایش شده؛ با ریاضی بینقص پذیرفته شده؛ پیش بینی و تجربه شود. نظریه را دانشمندان چکشی کرده؛ صحت و سقم/ خطای آنرا تایید کنند. نمونه: نظریه مهبانگ، تکامل داروین.

ماتریالیسم در نجوم 4 وجه دارد: هابل ثابت کرد، کیهان در گسترش و همجوشی هیدروژنی است. نظریه/ انگاره، به مشاهدات با رصدگرهای زمینی، فضایی، کاوشگری منجر شده؛ با دستگاههای دقیق  آزمایش شده؛ با حسگرهای نوری، گاما، گرانشی، رادیویی اندازه گیری شوند. دانشمندان 5 قاره راست آزمایی کنند. پیشبینی ها چه در تئوری چه در مشاهدات اثبات پذیر اند.

 در آسمان شب نیمکره شمالی، بی دوربین ۶۰۰۰ جرم نورانی قرمز قدیمی دورشو و آبی جوان نزدیک شو دیده شوند. هر جرم چند حرکت دورانی، مداری، گریز از مرکز دارد. 1000 سال نوری دور از زمین، کهکشان راه شیری بقطر ۱۰۰۰۰۰ و ضخامت ۱۰۰۰ سال نوری، ساختارهای مغناطیسی، از 200 تا ۴۰۰ میلیارد ستاره، سیاره، مانگ/ قمر، 100 میلیون سیاه چاله با میدان مغناطیس قوی، گردش دورانی ساعتی ‌دارد. هر سال نوری 10 به قوه 13 کیلومتر است.

در مرکز این کهکشان 2 سیاه چاله 4 میلیون پر رم تر و 100 هزار برابر جرم خورشید اند. بدور آنها ماده تاریک، گرد، گاز، برای زایش ستارگان نو اند. ستارگان میرا گاز خارج کنند. سرعت گسترش کیهان/ یونیورس 72 کیلومتر/ ثانیه در 3 میلیون سال نوری از زمین است. کیهان 27% ماده تاریک بمثابه داربست گرانشی، 5%ماده اتمی دیدنی، 68% انرژی تاریک برای گسترش دارد. 

در کیهان بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد کهکشان در 4 شکل حلزونی، بیضوی، بیشکل، قطردار اند. 65% کهکشانها از جمله راه شیری،  قطردار و قدیمیتر اند. قطر نورانی باندازه 100 میلیون سال نوری چون قیفی ماده پیرامون را مکیده؛ ستارگان مرکزی را سازد. هر کهکشان دیسک پر از گاز، گرد، ستاره داشته؛ چرخنده و در جخهت گسترش کیهان از هدیکران دور شود. سحابه ها ازگاز و گرد درونی، مهد پیدایش ستارگان گازی جدید ند. این ارقام با رایانه های رصدگرهای زمینی و فضایی مانند وب و اقلیدس، کاووشگر ویوجر دقیق تر شوند. 

قوانین فیزیک در 4 جا مصداق ندارند: مرکز سیاه چاله، کمتر از طول پلانک، بیشتر از سرعت نور، پیش از مهبانگ. ثابت پلانک بین انرژی و طول موج فوتون برابر 6 ضربدر 10 بتوان 34- از معادله انرژی = ثابت ضربدر فرکانس با واحد ژول در ثانیه پیدا شود. ثابت سرعت نور از معادله آینشتاین انرژی = جرم ضربدر مربع سرعت نور پیدا شود. پاولى ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ: ﻫﯿﭻ ﺩﻭ ﺍﻟﮑﺘﺮﻭﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ، ﻋﺪﺩ ﮐﻮﺍﻧﺘﻮﻣﯽ ﯾﮑﺴﺎن ﻧﺩﺍﺭﺍند.

ماده در بعد بزرگ نجومی با نسبیت عام و در بعد کوچک ریز ذرات با کوانتوم مکانیک تبیین شود. مدل استاندارد جدول 4 ضربدر 4 با 17 ذره 4 کوارک، لپتون، فرمیون، بوزون و 3 نیروی الکترومغناطیس و هسته ای قوی و ضعیف است- بدون نیروی گرانش، ماده و انرژی تاریک. پس ماده را ذرات فرمیون و نیروی چسبان بوزون سازند. فرمیون مانند کوارک، الکترون، پروتون، نوترون؛ نیروی بیوزن چسبان بوزون مانند فوتون، گلوآن، بوزون دبلیو و زد اند. بوزون چرخش عدد کامل دارد مانند 0، 1، 2، 3. فرمیون چرخش نصف یا 3نصف دارد.

هر دو نوع ذره فرمیون و بوزون با چرخش، تکانه/ مومنتوم زاویه ای تبیین شوند. گشتاور چرخشی/ دورانی هر ذره با داشتن جهت حرکت ساعتی/ پادساعتی در میدان مغناطیس تعیین شود. چرخش ذرات مانند انرژی بقا دارد. ذرات باردار پلاسما در حرکت و دمای بالا، میدان مغناطیس زاییده تا رشد کنند. نمونه: میدان مغناطیس زمین، ستارگان، کهکشانها، فضای بین شان. 

منابع. ‏2023‏/08‏/10 http://www.ijem.org.ir/
هاوکینگ 1988 تاریخچه مختصر زمان. 

https://fa.wikipedia.org/wiki آیین-زروان

بیژن باران 2021 زمان و زروان در فردوسی  https://asre-nou.net/php/view.php?objnr=54904    

نیبرگ، ه. س. ۱۳۵۹، دین‌های ایران باستان، ترجمه س نجم‌آبادی، تهران: مرکز ایرانی مطالعهٔ فرهنگ‌ها.

ندا معصومی 1393 وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشگاه یاسوج، دانشکده علوم انسانی https://www.virascience.com/thesis/811835/  

*

او، ساعت اختراع کریستین هاگن را نگاه کرد. وقت نماز نزدیک بود. بلند شد. ژاکت اختراع ادی بویر را پوشید. دوچرخه اختراع دایملر و مایباخ را بیرون آورد. به سوی مسجد حرکت کرد. با رسیدن به آنجا، آب تمیزِ فیلتر شده‌ای از دستگاه آبسردکن اختراع هالسی تیلور نوشید. کفش های کلارکش را در آورد. با آبفشان اختراع بنجامین موگان، بدون هیچ مشکلی آب را گرم کند، وضو گرفت. سپس به سمت دروازه داخلی مسجد رفت. 

در شیشه ای اختراع رابرت هومن را باز کرد. با کمک برق اختراع بنجامین فراکلن، لامپ اختراع ادیسون، مسجد با نور برق  مثل روزِ روشن است. پنکه های اختراع فیلیپ دیال در مسجد بودند، اما به دلیل سرما روشن نشدند. نیز یک کولر اختراع ویلیس کریر در قسمت جلو بود. اما بخاری اختراع چارلز بیکر را روشن کرد. با میکروفون اختراع جیمز وست اذان را آغاز کرد. بلندگوی اختراع ادوارد کلوگ و چستر رایس باعث شد تا صدا به گوش همه مسلمانان برسد. بر روی حصیر ساخت چین، دستان خود را برای دعا بلند کرد: “خدایا کافران و کُفّار را هلاک کن و مسلمانان را بر آنان مسلط کن.” Ashkbous Talebi 210623 فب