کارتلهای نفتی ، خلافت اسلامی وقومیت عربی در عراق

 

نوشته : دکتر موفق محادین ، رئیس اتحادیه نویسنگان اردن

 

 

اختلا فات و درگیریها میان” جبهه نصره” و “خلافت اسلامی – داعش” بعلت وابستگی این دو ، یکی “نصره” به شرکت  “اکسون موبایل” که در قطر متمرکز بوده و کنترل کامل این امیر نشین را در اختیار دارد و دیگری یعنی “داعش” وابسته به شرکت آرامکو بوده که در عربستان مستقر است، در حالیکه رهبران کردستان به شرکت نفتی “شیپینگ اند ایجنسی ، جی  اس  سی” متعلق به ترکیه و اسرائیل وابسته اند.

 

در واقع باید گفت از نظر گاه تجارت نفتی،روابط این شرکتها ی سه گانه بسیار بالا ترو مهمتر از اختلا فات “فقهی” میان “اسلامیون” میباشد، بلکه این “اختلافات را باید در چهار چوب سیاستهای روزانه وزارت خارجه امریکا و پایتخت های منطقه جستجو نمود، حتی اختلا فات میان ریاض و آنکارا هم باید تابعی از سیاستهای استراتژیک کارتلهای نفتی و تاثیر آنها بر این دو پایتخت ارزیابی کرد.

 

با در نظر گرفتن اطلاعات فوق که در جریان کنفرانس شرکتهای نفتی منعقد شده درموسکو بتاریخ  15 و 16 ماه جون گذشته  مطرح گردید ، چند سوال در برابر ما قرار میگیرد : یکم اینکه چگونه سازمانهای تروریستی نفت مسروقه را در بازارهای جهانی بدون موافقت آ مریکا بفروش میرسانند ؟  و دوم اینکه ، چرا “داعش” و یا “حکومت خلافت اسلامی خط لوله نفتی کرکوک عراق به بانیاس سوریه را تخریب نمود در صورتی که خط لوله نفتی جیهان ترکیه را که نفت به اسرائیل منتقل میکند همچنان دست نخورده رها شده است ؟ “و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل” .

 

حقیقت اینستکه ما در برابر یک تجارت نفتی منحط قرار داریم که هدف آن دستیابی به نفت ارزان به نصف قیمت است ، در حالیکه بعلت وجود بحران در منطقه ، قیمت نفت در بازار جهانی هر روزه افزایش مییابد ، اما شرکتهای نفتی بویژه امریکائی با چنگ اندازی بر منابع ثروتهای ملی منطقه و غارت بی حساب وکتاب ، سیاستهای ضد بشری منطقه ای واستراتژیک  خود را به پیش میبرند.

 

از نظرگاه سیاستهای نفتی بطور دقیق میتوان گفت که “بهار عربی” و هرج ومرج امنیتی وکوشش جدی در جهت تفکیک دو کشور سوریه وعراق و تبدیل آندو به امارتهای متعدد ، استراتژی آشکار غارت و سرقت نفت وگاز این دو کشور بصورت کاملا غیر شرعی بتوسط  شرکتهای نفتی امریکائی میباشد تا از این طریق بتوانند بر بازار نفت و گاز حاکمیت مطلق پیدا کرده و به راحتی بتوانند دو کشور ایران و روسیه را به محاصره در آورند.

 

(2)

 

آمریکا همچنان به ماجراجوئیهای خود در کشورهای عربی ادامه میدهد، در مورد سوریه ، اباما شکست برنامه(آ ) مبنی بر سرنگون کردن رژیم بشار اسد را اعلام داشت ، اما به فوریت به برنامه (ب) منتقل شد که در حقیقت همان برنامه اما در مورد عراق بود : تجزیه واقعی کشور وبه چنگ آوردن هر آنچه که بتوان بطور مستقیم در  منطقه جزیره فرات و شمال شرقی سوریه ، و کردستان صهیونیستی که به سرعت به توسعه تبهکارانه دست زد و بر مناطق ثروتمند نفتی کرکوک عراق ونیمی از استان نینوی  تسلط یافت ،اما هدف اباما از اشغال غرب شمال عراق ، امری ژئو پلتیک و بسیار روشن بود : تسلط بر راه زمینی میان ایران وسوریه، ولی واشنگتن در نظر دارد نیروهای محلی  همچون “داعش” و”نصره” را  از تسلط بر این مناطق دور کرده و بدست نیروهای “معتدل” کاملا زیر نظر خود بسپارد،و بهمین دلیل اباما پانصد ملیون دلار کمک مالی از کنگره درخواست نمود تا در اختیار “معتدلان” قرار دهد، البته این به آن معنا نیست که وظیفه “داعش” و”نصره ” پایان یافته، بلکه اباما در نظر دارد از آنها و از پایگاههای موجود در عراق برای عملیات ایذائی علیه ایران و همچنین به راه انداختن “انقلابی از سنیها” بر علیه روسیه استفاده کند  ، اما اباما همچنان اصرار دارد از نیروهای مذکور همچنان برای تضعیف و تفکیک هر چه بیشتر عراق، سوریه و ایران استفاده کند ، اینکه برنامه (ب) اباما موفق خواهد شد یا نه   بستگی به توانائی و ایستادگی ارتش دو کشور عراق و سوریه دارد.

 

(3)

 

امپریالیسم امریکا پس از دو جنگ پر خرج و تحلیل برنده در افغانستان و عراق ، برای حفظ نفوذ خود به سازمانهای فاشیستی محلی روی آورده است تا از یکسو مجددا سیاستهای خودرا توسعه داده و از دیگر سو مانع قدرتمند شدن روسیه و چین گردد . هم اکنون فاشیسم اروپائی از نوع اکراین ، فاشیسم اسلامی در کشورهای شرقی و کشورهای عربی و فاشیسم قبیله ای و مذهبی بهترین وارزان ترین وسیله ایست که آمریکا میتواند از انها استفاده کند ،  امریکا بنا به مجموعه ای از دلایل استراتژیک ، اقتصادی، سیاسی،فرهنگی توانائی یک لشکر کشی نظامی گسترده را ندارد، لذا با دامن زدن به اختلافات مذهبی  قبیله ای ،گسترش دادن خشونت و انتشار هرج ومرج و کینه و دشمنیهای گوناگون ، میتواند تا حد زیادی به اهداف خود دست یابد ، اما آمریکا در عین حال نمیخواهد که سازمانهای فاشیستی موجود مستقلانه عمل کنند ، ولی در برهه کنونی به زانو در اوردن بغداد وتسلیم کامل آن مهمترین هدف امریکا است .

 

(4)

 

پر واضح است که آمریکا همچنان دارای نفوذ فراوانی در عراق است واین خطرناک ترین عامل ضعف دولت عراق است ، عراق باید بطور سریع در جهت نزدیکی با روسیه راه سوریه را دنبال کند ، این سیاست واشنگتن را مجبور خواهد کرد که وارد تفاهماتی با عراق شود ، در زمینه داخلی نیز دولت عراق باید برای شقه کردن جبهه متمردان وارد یک توافقات سیاسی شده و بخشی از عشایر مخالف و بعثیها را وارد دولت کند ، این امر اکنون اسان تر بنظر میرسد زیرا با اطلا عیه تازه داعش مبنی بر اینکه هرکس با آنان بیعت نکند کافر محسوب میگردد ، که شامل بخشهای زیادی از قبائل و بعثیها میگردد که خود به نزدیکی بیشتر سنی و شیعه کمک میکند ، واین در حالی است که کردستان تبدیل به اسرائیل دوم در منطقه شده که خود کمک به وحدت اعراب بر علیه این دشمن مشترک میگردد. تنها دولتی در عراق پایدار میماند که مخالف هرگونه سیاست قبیله ای و مذهبی بوده ، و بر اساس مدنیت، سکولا ریسم و عربیت تشکیل گردد.

 

در شرایط فعلی ضامن اصلی برای وحدت عراق و اخراج اشغالگران ، و همچنین فاشیسم مذهبی و کردهای صهیونیستی ، سکولاریسم ، مدنیت و قومیت عربی است.(1)

 

ترجمه : احمد مزارعی ، سوم جولای 2014 .

 

(1) توضیح مترجم :

 

بسیاری از سازمانها و احزاب ضد ایرانی و ضد کمونیستی که به ظاهر ماسک کمونیسم بر چهره دارند بطور دائم با “حزب دموکرات کردستان” و “کومله” و……./ که آشکارا مدافع سیاستهای اسرائیل و آمریکا هستند ، رابطه تنگاتنگ داشته و بهمین دلیل جرات نمیکنند بطور جدی سیاستهای جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل را در منطقه محکوم کنند.