چین به دنبال رقابت با آمریکا در سطح جهانی است

 نشریه ‘فارن افرز’ نوشت، چین با وجود پیگیری راهبردی غیرمستقیم، به دنبال واداشتن آمریکا به خروج از منطقه هند- اقیانوس آرام و رقابت با این کشور در عرصه جهانی است.

نشریه ‘فارن افرز’ با اشاره به سخنان ‘وانگ یی’، وزیرخارجه چین مبنی بر اینکه ‘چین شیوه قدیمی یک کشور قوی به دنبال سلطه را تکرار نخواهد کرد’، نوشت، این سخنان حامل این پیام است که سران چین بیش از هر زمان دیگری برای ترقی کشورشان در تلاشند.
پکن چندین دهه تلاش کرد تا قدرت چین را کم اهمیت جلوه دهد و به سایر کشورها، خاصه آمریکا، اطمینان بخشد که نیاتش مثبت و خیرخواهانه است. ‘جیانگ زمین’، رهبر چین در دهه 1990، خواستار اعتماد و منافع متقابل، تساوی و همکاری در روابط خارجی کشور شده بود و ‘هو جین تائو’ که در سال 2002 زمام قدرت را در چین به دست گرفت، از توسعه آرام و صلح آمیز سخن می گفت. ‘شی جین پینگ’، رئیس جمهوری فعلی چین، در سپتامبر 2017 اعلام کرد که کشورش فاقد ژنی است که محرکه قدرت های بزرگ برای سطله طلبی است.
شاید فریب خواندن این سخنان کاری راحت و آسان باشد اما، باید گفت، سران چین راست می گویند، پکن به دنبال جانشینی واشنگتن در صدر نظام بین المللی نیست و علاقه ای به شبکه ای از متحدان جهانی، حضور نظامی دائمی، اعزام سربازان به هزاران مایل دورتر از مرزها، اداره موسسات بین المللی و گسترش سیستم حاکمیتی اش ندارد.
درواقع، چین به دنبال سلطه کامل در منطقه هند- اقیانوس آرام و واداشتن آمریکا به خروج از آن و تبدیل شدن به قدرت بی بدیل سیاسی، اقتصادی و نظامی این منطقه است. در سطح جهانی نیز چین به دنبال تبدیل شدنی به قدرتی است که در صورت نیاز، توان کافی برای مقابله با آمریکا را داشته باشد. درواقع، چین به دنبال جانشینی آمریکا نیست بلکه به دنبال بیرون راندن این کشور است.
بسیاری از صاحبنظران با استناد به مسیری که چین در پیش گرفته است، به اشتباه به این نتیجه رسیدند که این کشور به جای تغییر بنیادی نظم منطقه ای آسیا و رقابت با نفوذ جهانی آمریکا، صرفا درصدد همزیستی مسالمت آمیز با آمریکاست. درواقع، ابهام بخشی از این راهبرد است: سران چین قبول دارند که موفقیت مستلزم پرهیز از اقدامی تحریک آمیزی است که واکنش نامطلوبی به دنبال دارد. آنها همچنین می دانند که باید از چالش مستقیم با آمریکا خودداری کنند.
با این حال، با وجود پیگیری راهبرد غیرمستقیم و خطرپذیر از سوی چین، هدف نهایی پکن واداشتن آمریکا به خروج از منطقه هند- اقیانوس آرام و رقابت با این کشور در عرصه جهانی است.
فارن افرز در ادامه این مقاله با اشاره به موفقیت های چین در پیشبرد هدفش بدون تحریک آمریکا نوشت:میزان قدرتی که یک کشور می تواند بدون چالش مستقیم با قدرت وقت به دست آورد، محدوده ای دارد و چین اکنون به این محدوده رسیده است. چین در دوران ‘شی’ شروع به مقابله بدون درگیری با قدرت آمریکا کرد و انتظار می رود این قدرت نوظهور در نهایت، یا از طریق مسالمت آمیز و یا جنگ به قدرت برتر بدل شود.
آمریکا برای حفظ سلطه خود باید تغییر رویه دهد و به جای کاهش مداخله اش در نظام لیبرال بین المللی، به این مداخله عمق بیشتری بخشد، تعهد خود به ارزش های آمریکا را مضاعف کند و به جای پیگیری راهبرد مبتنی بر ‘اول آمریکا’، به دنبال منافع بیشتر ناشی از رهبری اش در سطح جهان باشد.
این نشریه آمریکایی در بخش دیگری از این مقاله، از استفاده چین از قدرت اقتصادی به عنوان یکی از راه های خلاقانه این کشور نام برد و افزود، اساس این راهبرد، تامین مالی زیرساخت ها در جهان در حال توسعه با هدف ایجاد وابستگی و فرمانبری دولت های خارجی است. تازه ترین این تلاش ها را می تواند در طرح یک کمربند، یک جاده مشاهده کرد. چین حدود 400 میلیارد دلار برای این طرح هزینه کرد و 86 کشور و سازمان بین المللی را به امضای حدود یکصد توافقنامه مرتبط با این طرح متقاعد کرد. کمک های چین در قالب وام هایی از سوی بانک های تحت کنترل حزب کمونیست چین نباید صرف اصلاحات در بازار و یا حکومت مطلوب تر شود بلکه چین از دریافت کنندگان این وام ها می خواهد در ازای دریافت وام، به برخی مسایل، از جمله به رسمیت نشناختن تایوان، پایبند باشند.
در این میان، راهبرد نظامی چین را نباید فراموش کرد. چین با تولید تجهیزات نامتقارن نظامی با هزینه پایین می تواند هرگونه برنامه آمریکا را برای کمک به ژاپن، فیلیپین یا تایوان در صورت جنگ با دشواری مواجه سازد. درواقع، چین برای بیرون راندن آمریکا از منطقه هند- اقیانوس آرام، به جای درگیری از فعالیت هایی مانند عملیات ایذایی علیه کشتی ها و هواپیماهای آمریکایی استفاده می کند، اقداماتی که باعث حفظ میزانی از انکار پکن و صرفنظر کردن آمریکا از واکنش می شود. چین در پرتو این تاکتیک ها بدون شکستن محدوده ورود به درگیری با آمریکا و متحدانش، به دستاوردهای قابل توجه سیاسی و ارضی دست یافته است. هدف نهایی چیین، بیرون راندن آمریکا از منطقه هند- اقیانوس آرام و رقابت با آن در عرصه جهانی است.
درواقع، چین در پرتو این راهبرد قادر است به یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان، شاید دومین پس از آمریکا، تبدیل شود. اگر پکن گزینه پافشاری بر این راهبرد را انتخاب کند، باید همچنان در خارج از تیررس رادار آمریکا حرکت کند. قدرت های نوظهور می توانند تا مدتی تحریک دیگران را به تعویق اندازند اما، حبر بد برای آمریکا این است که چین اکنون وارد مراحل اولیه چالش مستقیم با نظام تحت رهبری آمریکا شده است.
از این رو، آمریکا در گام اول باید دامنه نظام تحت رهبری اش را گسترش و خلاهای موجودی را که چنین می تواند از آنها بهره برداری کند، پر کند. علاوه بر این، آمریکا باید در بازی اقتصادی اش با چین قدرتمندتر عمل کند.
آساق