پشتون ها دیگر ابزار جنگی پاکستان نیستند بلکه به عنوان قدرت در مقابل پاکستان تبارز کرده اند

 سبحان امیری

پاکستان از بدو تاسیس تا کنون که هفتاد سال از ایجاد آن میشود همواره تلاش کرده است که پشتون ها ؛ بلوچ ها و هزاره های مقیم آن کشور را در دشوار ترین حالات به عنوان سپر دفاعی برای پنجابی ها و همچنان ابزاری برای سیاست های افراطی خود استفاده کند.

به اساس گزارش های که  نشر شده تنها در پشتونخوا سی هزار تن به شمول کودکان از پشتونخواه نا پدیده شده اند همین گونه چهل هزار تن دیگر به شمول کودکان در بلوچستان ناپدید شده اند و همچنان در شهر های دیگر پاکستان هزاران تن به گونه مرموز ناپدیده شده اند . از این کودکان بیشتر در حملات انتحاری استفاده شده است .  یافته ها نشان میدهد که بیشتر حملات انتحاری و انفجار توسط کودکانی که سرپناه نداشته اند انجام شده است و این گزارش ها واضح میسازد که چی کسی این سرپناه را از این کودکان معصوم گرفته است .

تنها نباید به این که پاکستان از کودکان در حملات انتحاری استفاده کرده است اکتفا شود بلکه باید از این عملکرد غیر انسانی پاکستان باید در محاکم بین المللی شکایت شود تا حق آن مادر بیوه ؛‌و آن کودک یتیم گرفته  شده و پاکستان به عنوان کشوری ناقض حقوق بشر در جهان معرفی شود .

میشود که از پاکستان به عنوان کشوریکه مانند شیطان یک چشم دارد و تنها پنجابی را در آن می بیند نام برد زیرا شهروندان دیگر این کشور حتی به عنوان شهروند دست دوم نیز جا ندارد بلکه از آنان بیشر به عنوان ابزار های افراطی و چوب سوخت استفاده کرده است .

 این همه خشونت ها بر شهروندان دیگر پاکستان بخصوص پشتون ها از دیر زمانی ادامه داشته است که در نهایت این مردمانٍ با شمله های بلند به تنگ آمده و دست به ایستادگی در مقابل نظام و اردوی پاکستان زدند . اکنون این مردم سلحشور و با عزت پشتونخواه به پا ایستاده شده اند و دیگر توان جفا های که اردو و حکومت پاکستان بر آنان روا داشته است را ندارد . خواست های پشتون ها چیزی دیگر جز حق مساوی با یک شهروند پنجابی در پاکستان را نمی خواهند که این باید به پیشانی گشاده برایشان داده شود اما پنجابی و نظام پاکستان از آنجاییکه عقده های عمیق با این مردم دارد نمیگذارد که آنان به ابتدایی ترین حق شان نیز دسترسی داشته باشند . پاکستان تمامی پروژه های اقتصادی که با کشور های بیرونی به خصوص چین به امضا رسانده است را تلاش میکند که از مسیر پشتونخوا و بلوچستان عبور نکند و می کوشد که این مردم از پروژه های بزرگ اقتصادی به دور باشند . زیرا پاکستان هراس دارد که اگر این مردم به حالت شان گذاشته شوند و اقتصاد بلندی داشته باشند دیگر نمیتوانند که از آنان استفاده شود .  اکنون پشتون های آنسوی خط دیورند دیگر پشتون های چند سال قبل نیستند که اردوی پاکستان از آنان در حملات انتحاری ؛ انفجار و اقدامات تروریستی استفاده کنند این مردم دیگر به پا ایستاده شده اند و حق خود را که آموزش و پرورش است را از حکومت پاکستان میخواهند و با اطمینان گفته میتوانم که این جنبش دیگر خاموش شدنی نیست . زیرا جنبش که تحت نام نجات پشتون ها فعالیت میکند برخواسته از متن جامعه درد دیده و ستم کشیده است و تا رسیدن به اهداف شان همچنان شعله ور خواهند بود . پاکستان تلاش کرد که جلو برگزاری نشست های این جنبش را در ایالت های این کشور به بهانه های مختلف بگیرد اما موفق به این کار نشد بلکه نشست ها و گرد همایی بزرگتری در این کشور برگزار کردند و اکنون این جنبش به حرکت میلیونی مبدل شده است که هر زمانی میتواند اردوی پاکستان را به چالش بکشد و نگذارد که بیش از این بالای پشتون ها و بلوچ ها ظلم و ستم روا بدارند .

هر چند که حکومت پاکستان تلاش کرد که تحفظ نجات پشتون ها را تحت عناوین مختلف برچسپ های مانند این که ؛ این تحفظ برای افغانستان و یا هم هند کار میکند بزند اما موفق نشد چون این حرکت خود جوش است و هیچ پروپاگندا نتوانست که در میان این تحفظ درز ایجاد کند بلکه قوی تر از گذشته ظاهر میشود . اکنون این جنبش فراتر از پاکستان در کشور های اروپایی و حتی امریکا نیز طرفداران خود را دارد و آنان از طریق های مختلف از  این جنبش حمایت شانرا اعلام کرده اند . اکنون برای همه یی افغانها نیز نیاز است که برای حمایت از این جنبش در داخل افغانستان همانگونه که نشست های برگزار شد به این روند ادامه داده شود تا این حرکت فرا منطقوی شده و یک زنگ خطری جدی را برای پاکستان به صدا در آورد تا باشد پاکستان از این اعمال غیر انسانی و تروریستی خود در قبال پشتونها دست بکشد .

.