پس از خروج ایالات متحدۀ آمریکا، کُردها به گزینش های نامطلوبی برخورد کرده اند

کردستان مستقل را فراموش کنید : کُردها شاید مجبور باشند برای تقسیم منطقۀ خودشان با پناهندگان عرب سنی مذهب با دمشق به توافق برسند.

پپه اسکوبار

مرکز پژوهشهای جهانی سازی، 16 اکتبر 2019

Par Pepe Escobar

image.png

در سالنامۀ توئیت های جنجالی ترامپ، این یکی (celui-ci) خیلی به سادگی شگفت آور است :

….IN THE HISTORY OF OUR COUNTRY! We went to war under a false & now disproven premise, WEAPONS OF MASS DESTRUCTION. There were NONE! Now we are slowly & carefully bringing our great soldiers & military home. Our focus is on the BIG PICTURE! THE USA IS GREATER THAN EVER BEFORE!

اینجا، ما رئیس جمهور ایالات متحدۀ آمریکا را می بینیم که مداخلۀ 8000 میلیاردی در خاورمیانه برای جنگی بی پایان بر اساس « فرضی اشتباه » را افشا می کند. جای شگفتی نیست که پنتاگون شوخی نمی کند.

توئیت ترامپ شکافی در نمایش جغرافیای سیاسی سورئالیستی ترکیه در حمله به خاک سوریه ایجاد می کند که به طول 120 کیلومتر در شرق فرات برای بیرون راندن کُردهای سوری انجام گرفت. حتا پس از اینکه رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان با ترامپ دربارۀ اهدف عملیات اورولی[1] به نام « عملیات بهار صلح »[2] به توافق رسید، اکنون آنکارا می تواند با خطر مجازاتهای ایالات متحدۀ آمریکا روبرو شود.

برداشت حاکم در غرب مبارزه علیه دولت اسلامی که به نام داعش شهرت دارد و شکست آن را به نیروهای دمکراتیک سوری (FDS) نسبت می دهد که در اصل از کُردها تشکیل شده اند. نیروهای دموکراتیک سوری بطور کلی کلکسیونی از مزدوران مسلح (مرسونر) هستند که برای پنتاگون و علیه سوریه کار می کنند. ولی بسیاری از شهروندان سوری می گویند که دولت اسلامی (داعش) را ارتش عرب سوری (AAS)، کارشناسی هوائی و فن آوری روسیه و مشاوران و نیروهای ویژۀ ایران و حزب الله شکست دادند.

گرچه آنکارا کُردهای گروه یگانهای مدافع خلق کُرد (YPG) و حزب کارگران کردستان (PKK) را تروریست می داند (حزب کارگران کردستان که در خط واشنگتن است)، عملیات بهار صلح در اساس خود هیچ ارتباطی به کشتار کُردها ندارد.

رویدادها در محل اجازه می دهد ببینیم که آیا حملۀ ترکیه نشانی از پاکسازی قومی داشته یا نه. یک قرن پیش از این، کُردهای اندکی در این منطقه زندگی می کردند و جمعیت آن بیشتر از عربها، ارامنه و آشوریها تشکیل شده بود. در نتیجه، پاکسازی قومی در سرزمین نیاکانی وجود خارجی ندارد. ولی اگر به آنچه دربارۀ شهر عفرین گفته می شود باور داشته باشیم، نتایج می تواند وخیم باشد.

در مخلوطی سرگیجه آور، بین بازی ممکنات و میانجیگر سرسخت : روسیه. مسکو در گذشته کُردهای سوریه را به گفتگو با دمشق تشویق کرده بود تا از اردوی ترکیه جلوگیری کنند. که بی فایده واقع شد.

ولی وزیر امور خارجۀ روسیه سرگئی لاوروف هرگز میدان را رها نمی کند. اکنون او اعلام کرده است : «مسکو خواهان آغاز گفتگو بین دمشق و آنکارا می باشد». مناسبات دیپلماتیک بین سوریه و ترکیه از هفت سال پیش قطع شده است.

در حالی که عملیات بهار صلح بی هیچ مخالفتی جریان دارد، ژنرال کُرد مظلوم کوبانی عبدی قیمت را بالا برده و به آمریکائی ها اعلام کرده است که باید برای یک منطقۀ پرواز ممنوع به هدف حفاظت از شهرها و دهکده های کُرد علیه نیروهای ترکیه با روسیه توافق کنند. دیپلماتهای روسی به شکل غیر رسمی می گویند که چنین کاری صورت نخواهد گرفت. برای مسکو، بر اساس بیانات سخنگوی کرملین دیمیتری پسکوو  بهار صلح به مثابه « حق ترکیه برای تضمین امنیت کشورش» تلقی می شود. تا وقتی که به مصیبت انسانی تبدیل نشده است.

پایان کردستان مستقل

از دیدگاه واشنگتن، هر آنچه در سپهر بی ثبات ایران، عراق، سوریه، ترکیه روی می دهد مشروط به دو امر است : 1) جغرافیای سیاسی، در هم شکستن هر آنچه از دیدگاه منطقه ای به عنوان محور مقاومت تلقی می شود : ایران، عراق، سوریه، حزب الله. و 2) جغرافیای استراتژیک، جلوگیری از راه ابریشم نوین که چینی ها در عراق و در سوریه می خواهند ایجاد کنند، بی آنکه از ترکیه حرف بزنیم.

وقتی اردوغان یادآور شد که گردهمآئی سه جانبۀ آنکارا در ماه گذشته سازنده بود، در اصل داشت اعلام می کرد که مسئلۀ کُرد با توافق روسیه، ترکیه و ایران حل شده است.

دیپلماتها تأیید کرده اند که کمیتۀ قانون اساسی سوریه بی وقفه برای بر پا کردن فدراسیون کار خواهند کرد، موضوعی که موجب می شود که کُردها ضرورتاً به دمشق بازگردند. تهران می تواند در آرام کردن اوضاع نقش بازی کند زیرا کُردهای ایرانی در بطن فرماندهی یگانهای مدافع خلق کُرد خیلی فعال هستند.

 سرانجام، کردستان مستقلی در کار نخواهد بود، همانگونه که در نقشه ای که  پیش از این توسط خبرگزاری آناتولی انتشار یافته نشان داده شده است.

از دیدگاه آنکارا، هدف عملیات بهار صلح در ادامۀ آن چیزی واقع شده که پیش از این اردوغان در پارلمان ترکیه اعلام کرده بود، یعنی سازماندهی بازگرداندن نه کمتر از دو میلیون پناهندۀ سوری به میهنشان در مجموعه ای از دهکده و شهرهای پراکنده در منطقۀ حفاظت شده به عمق 30 کیلومتر زیر نظر ارتش ترکیه. ولی دربارۀ یک میلیون و نیم دیگر از پناهندگانی که سوری تلقی می شوند و همچنان در ترکیه به سر می برند چیزی گفته نشده است.

تهدیدات کُردها برای باز کردن درهای 50 زندان که دست کم 11000 جهاد طلب از گروه دولت اسلامی/داعش را در خود جای داده تهدیدی بیش نیست. به همینگونه اردوگاه الهول (در استان حسکه در شمال شرقی سوریه) جائی که 80000 نفر از اعضای خانواده های دولت اسلامی را در خود جای داده که رقمی شگفت آور بنظر می رسد، و در صورتی که آزاد شوند، جهاد طلبان فوراً به کُردها حمله خواهند کرد.

الیجاه مگنیه (Elijah Magnier) گزارشگر قدیمی جنگ و تحلیل گر خطرات، رؤیای دست نیافتنی کُردها را در رابطه با اولویتهای دمشق، تهران و مسکو چنین خلاصه کرده است کُردها از دمشق در حضور گفتگو کننده های روسی و ایرانی خواسته اند اجازه دهند که حفظ کنترل منابع نفتی و گاز خیلی سرشاری که یک چهارم خاک سوریه را در بر می گیرد به آنها واگذار شود. علاوه بر این، کُردها خواسته اند که کنترل کل منطقۀ مرزی با ترکیه به آنها واگذار شود بی آنکه ارتش سوریه در آنجا حضور و یا فعالیت داشته باشد. ولی دمشق نمی خواهد نقش محافظ مرزی داشته باشد و خواهان کنترل کل سرزمین سوریه است. دولت سوریه می خواهد به سازشها و داد و ستدهائی کُردها با ایالات متحذۀ آمریکا و اسرائیل خاتمه دهد، یعنی موضوعی که با کُردهای عراق نیز پیش آمده بود.

برای کُردهای گروه یگانهای مدافع خلق کُرد گزینشها روشن است، اندک اندک پی می برند که واشنگتن از آنها به مثابه مزدور مسلح استفاده کرده است. در این صورت یا به عضو فدراسیون سوریه تبدیل می شوند و از خود مختاری و رؤیای نوسیالیست افراطی صرفنظر می کنند، و یا این که مجبور خواهند بود منطقه ای را که در آنجا زندگی می کنند با دست کم دو میلیون پناهندۀ عرب سنی مذهب تقسیم کنند که از حفاظت ارتش ترکیه نیز برخوردارند.

پایان رؤیا نزدیک است. یکشنبه، مسکو به توافقی دست یافت که مبنی بر آن شهرهای مرزی کلیدی مانند منبیج و کوبانی (به عربی «عین العرب») در تصرف کِردها زیر کنترل دمشق باز می گردد. در نتیجه نیروهای ترکیه باید عقب نشینی کنند در غیر این صورت مستقیماً با ارتش عرب سوریه برخورد خواهند کرد. توافقی که وضعیت را دگرگون می کند و باید به مثابه نخستین گام به سوی بازگشت کل شمال شرقی سوریه زیر کنترل دولت تلقی شود.

ترازنامۀ جغرافیای سیاسی شکاف جدی در بطن توافق آنکارا را آشکار می کند. تهران و مسکو، بی آنکه از دمشق یاد کنیم، اشغال یک چهارم خاک سوریه غنی از انرژی توسط ترکیه را نخواهند پذیرفت که عملاً جایگزین اشغال آمریکائی شده است. دیپلماتها می گویند که پوتین چندین بار ضرورت تمامیت ارضی سوریه را به اردوغان یادآور شده است. آژانس خبری سنا عملیات بهار صلح (یا سر چشمۀ صلح) را « حرکت تجاوزکارانه» خوانده است.

آنچه ما را به ادلب هدایت می کند : ادلب استانی فقیر و روستائی انباشته از جهاد طلبان سلفی خیلی سر سخت که غالباً در پیوند با انبوهی از تمایلات جبهۀ النصره یا القاعده در سوریه هستند. سرانجام، دمشق با پشتیبانی هوائی روسی ادلب را پاکسازی و به موجی از پناهندگان جدید دامن خواهد زد. اردوغان علاوه بر اشغال منطقۀ امنیتی در کردستان سوریه، می خواهد از این موج مهاجرت تازه با بیش از 3،5 میلیون نفر از اهل سنت به ترکیه جلوگیری کند که غالباً از هسته های افراطی هستند.

تاریخ نگار ترک کام اریمتان (Cam Erimtan) به من گفت همانگونه که در مقاله ای توضیح داده است[3]:

« امتزاج سُکرآور اسلامگرائی و ناسیونالیسم ترکی که به مارک تولیدی و پول رایج حزب عدالت و توسعه در ترکیۀ نوین تبدیل شده، موجب شده است که کُردهای سوری به مثابه گروه اجتماعی از این پس در سطح همه شمول به نام دشمنان اسلام باز شناسی شوند». بر این اساس، اریمتان اضافه می کند، « کُردها در حال حاضر در کنار اسد به مثابه دشمن کافر مسلک جای گرفته اند که باید از بین برده شوند.»

در زمینۀ جغرافیای سیاسی، نکتۀ مهم این است که اردوغان به دلایل متعدد استراتژیک و اقتصادی از لوله های انتقال گاز ترک استریم  Turk Stream گرفته تا منافع آنکار به عنوان گره فعال در ایجاد جادۀ کمربندی و به همین گونه در اتحادیۀ اقتصادی اورآسیائی و به عنوان عضو تمام عیار سازمان همکاری شانگهای که کاملاً روی محور تطبیق با اورآسیا واقع شده نمی تواند بخودش اجازه دهد از مسکو فاصله بگیرد.

خط لوله های انتقال گاز ترک استریم

بُرد  بُرد

در حالی که سوریه فرو می پاشد، عراق آرام می گیرد.

کردستان عراق در جهان متفاوتی زندگی می کند و از اعتراضات عراقی برخاسته از شکایات واقعی[4] علیه باتلاق سیاست بزهکار در قلب بغداد متأثر  نبوده است. تغییرات بعدی برای برنامۀ جغرافیای سیاسی ویژه اجتناب ناپذیر بود. دولت اعلام کرد که نیروهای امنیتی عراق به روی تظاهر کنندگان تیراندازی نکرده و این کار تیراندازان ماهر بوده است.

مردان کاگول به سر و مسلح به دفاتر چندین شبکۀ تلویزیونی در بغداد حمله کردند و تجهیزات و سامانه های پخش را از بین بردند. علاوه بر این، منابع عراقی به من گفتند که گروه های مسلح زیربناهای حیاتی مانند مرکز برق را به ویژه در شهر دیوانیه در استان قادسیه در جنوب را هدف حمله قرار داده بودند. این موضوع می توانست کل جنوب عراق را تا بصره در تاریکی فرو ببرد، و به اعتراضات جدیدی دامن بزند.

تحلیلگر پاکستانی حسن عباس که 12 روز را در بغداد، نجف و کربلا گذرانده گفته است که پلیس قویاً نظامی از عهدۀ تظاهر کنندگان برآمده « از همان آغاز با استفاده از زور، یعنی استراتژی نامناسب». او اضافه می کند « در بغداد 11 نیروی مختلف حفظ نظم با لباسهای رسمی متفاوت وجود دارد، همآهنگی بین آنها در وضعیت عادی خیلی ضعیف است».

ولی حسن عباس به ویژه یادآور شد که : « بسیاری از مردمی که من در کربلا با آنان گفتگو داشته ام فکر می کنند که این جریان پاسخ ایالات متحدۀ آمریکا به تمایلات عراق به سوی چین است.»

این موضوع کاملاً منطبق است بر این تحلیل جامع[5]. عراق مجازاتهای (غیر قانونی) اعلام شدۀ دولت ترامپ را رعایت نکرد. در واقع، عراق به خرید برق از ایران ادامه می دهد. بغداد سرانجام ایستگاه مرزی مهمی بین عراق و سوریه در شهر قائم (در استان انبار) ایجاد کرد. نخست وزیر عادل عبدالمهدی می خواهد از روسیه سامانه های اس 400 خریداری کند. او در عین حال اعلام کرده است که اسرائیل مسئول بمباران پنج انبار متعلق به یگانهای بسیج مردمی عراق (به عربی : الحشد الشعبی) بوده است. و نه تنها توافق قرن تدوین شده از سوی دولت ترامپ بین اسرائیل و فلسطین را مردود دانسته بلکه در عین حال سعی کرده است بین ایران و عربستان سعودی نقش میانجیگر را به عهده بگیرد.

و دیگر چه ؟ چین. هنگام بازدید دولت پکن در 23 سپتامبر، عادل عبدالمهدی توافق «بُرد بُرد» به امضا رساند : بسیاری از تدارکات نفت و سرمایه گذاری در بازسازی زیربناها. عراق گره گواهی شدۀ ساخت و ساز راه ابریشم نوین خواهد بود و رئیس جمهور شی جین پینگ با ستایش از «همکاری استراتژیک چین و عراق» یاد می کند. چین در عین حال می خواهد ساخت و سازهائی را در سوریه ایجاد کند تا این کشور را نیز به گره کلیدی راه ابریشم نوین تبدیل سازد.

به پایان نرسیده، تا وقتی که بانوی فربه چینی در حال خواندن آواز است داد و ستد می کند، در این مدت اردوغان همچنان می تواند به آواز خوانی با  ملودیِ گسیل 3،6 میلیون پناهنده اروپا را تهدید کند.

اتفاقی که در شرف وقوع است، پیروزی چهارگانه است. ایالات متحدۀ آمریکا با خروج نیروهایش برای حفظ اعتباری که ترامپ می تواند بفروشد تا از برخورد با ترکیه عضو ناتو اجتناب کند. ترکیه تضمین روسیه را دارد که ارتش سوریه مرز ترکیه و سوریه را کنترل خواهد کرد. روسیه از اوجگیری جنگ جلوگیری و روند صلح روسیه-ایران-ترکیه را حفظ می کند. و سوریه کنترل منابع نفت خود و کل شمال شرقی را در کنترل خود خواهد گرفت.

لینک متن اصلی :

https://www.mondialisation.ca/les-kurdes-sont-confrontes-a-de-sombres-options-apres-le-retrait-des-etats-unis/5637953

ترجمۀ حمید محوی

پاریس 21 اکتبر 2019

 [1]  مترجم : اورولی اشاره به اورول Orwell  نویسندۀ کتاب مشهو 1984 دارد

[2]  مترجم : در نشریات انترتی نام کد حملۀ ترکیه « سرچشمه صلح» یا « چشمۀ صلح» نامیده شده، در اینجا من بر اساس خود متن فرانسه « بهار صلح» (Printemps de la paix) ترجمه کرده ام. بنظر می رسد که برای نام کد تهاجم ترکیه در 9 اکتبر دو نام مختلف وحود دارد ؟

[3]  لینک مرجع در متن اصلی مشخص شده است

[4] Baghdad’s Youthquake: Iraq’s Young Protestors ‘Have Nothing Left To Lose’

https://www.niqash.org/en/articles/politics/6000/Iraq’s-Young-Protestors-‘Have-Nothing-Left-To-Lose’.htm

[5] https://ejmagnier.com/2019/10/05/the-us-iran-silent-war-is-transformed-into-an-iraq-uprising/