نقطۀ عطف یا ایجاد لرزۀ بازنگری کابل در سیاست هایش با اسلام آباد

نویسنده : مهرالدین مشید

رویارویی های تازه با اژدهای استخبارات پاکستان

در این اواخر رییس جمهور غنی نامه یی به حکومت پاکستان فرستاد که در آن از مقامات حکومت ملکی و نظامی این کشور خواسته است تا از پشتیبانی دراز مدت خود از طالبان دست بکشند. رئیس جمهور غنی در این نامه از رهبران پاکستان خواسته  است تا با در نظر گرفتن هفت گام مشخص ظرف سه هفتۀ آینده صداقت خود را در مورد حمایت از روند صلح افغانستان به اثبات برسانند. وی در این نامه از رهبران ملکی و نظامی پاکستان درخواست کرده که با برداشتن گام های مشخص پناهگاه های طالبان را در کشور شان متوقف سازند و در رسیدگی به کمپاین خشونت آمیز آنان در داخل افغانستان نیز همکاری کنند. هم چنین در این نامه از اسلام آباد خواسته شده تا با صدور یک اعلامیۀ رسمی راه اندازی عملیات بهاری طالبان را محکوم کند و از سویی هم پاکستان باید عملیات ضد تروریزم را در برابر شبکۀ حقانی گسترش دهد و کسانی که مسؤول فعالیت های تروریستی اخیر در داخل افغانستان بوده اند، را دستگیر کند. از آشکار ترین خواسته های، رئیس جمهور غنی از رهبری اردوی پاکستان این است که از آنان خواسته تا با صدور یک دستور از دادن پناه گاه برای طالبان امتناع ورزند، اعضای شورای کویته و پشاور، شورای رهبری طالبان، را در خانه های شان تحت نظارت قرار بدهد و اقدامات قانونی علیه آنها برای تهدید امنیت دولت های دوست آغاز شود. وی در ضمن برای اسلام آباد خاطرنشان کرده است که از خواست های کابل چون تبادل زندانیان، جلوگیری از معالجه و تداوی جنگجویان طالبان در داخل پاکستان و نیز محدود کردن فروش کودکیمیاوی و سویچ های برقی ، که می توانند در انفجار وسایل انفجاری دست ساز استفاده شوند، چیزی که قاتل نیروهای نظامی و غیر نظامیان افغان پنداشته می شود، حمایت کند.

رییس جمهور غنی در حالی این نامه را برای مقامات ملکی و نظامی اسلام آباد فرستاده است که وی در طول هفت ماه گذشته برای بهبود روابط میان کابل و اسلام آباد سخت تلاش کرده اس؛ اما این تلاش ها هنوز با دستآورد چشمگیری به همراه نبوده است. رییس جمهور غنی در بدل تلاش برای نزدیک ساختن روابط با پاکستان، حتا خطر قابل ملاحظه را پذیرفت و اما سرانجام تا کنون دستاوردی نداشته است.  به گفتۀ منابع استخباراتی تاکنون هیچ گونه شواهدی موجود نبوده که کسی در پاکستان در تلاش متوقف ساختن طالبان بوده باشد؛ اما برعکس خلاف تعهدات اسلامی آباد، طالبان عملیات بهاری شان را به کمک نزدید نظامیان این کشور آغاز کردند. در حالی که جنرال راحیل شریف رییس عمومی ستاد ارتش اردوی پاکستان در جریان سفرش به کابل در ماه فبروری گفت که دشمنان افغانستان دشمنان پاکستان هستند، سخنانی که مایۀ دلگرمی مقامات افغان شده بود؛ اما هنگامی که طالبان در بیست و چهارم ماه اپریل عملیات بهاری شان به نام عزم را آغاز کردند، امیدواری مقامات افغان در مورد این سخنان راحیل شریف کمرنگ گردید و به یاس انجامید. نظامیان پاکستان خلاف وعده های شان با تشویق طالبان برای راه اندازی این عملیات افغانستان را بیشتر ناامن گردانیدند. پاکستانی ها فکر می کردند که با انتقال مسؤولیت کامل دفاع کامل از کشور برای نیرو های افغان، این نیرو ها توان رویارویی با طالبان را ندارند و بالاخره کابل به زودی سقوط می کند. تلاش های سیاسی حکومت ملکی و نظامی پاکستان در واقع اغفال کابل بود تا طالبان مسلح فرصت خوبتری برای ضربه زدن به کابل را پیدا کنند. عملیات بهاری طالبان مسلح در واقع برنامۀ مشترک نظامی طالبان مسلح و استخبارات پاکستان بر ضد مردم افغانستان است که طراح اصلی آن آی اس آی است؛ اما آنچه مسلم است، این که فریب زودهنگام اسلام آباد خلاف گذشته کابل را زودتر بیدار نمود. اسلام آباد خواست، این بار کابل را در یک تهاجم رفت و آمد سیاسی قرار بدهد و با بازی های جدید به اغفالش بپردازد. پاکستانی ها این بار نیز کابل را دست کم گرفته و فکر می کردند که سیزده سال آقای کرزی را با وعدههای میان تهی فریب دادند و این بار نیز کابل را به گونۀ دیگر و فریب تازه زیرنام همکاری صادقانه عقب نخود سیاه روان خواهد کرد؛ اما اسلام آباد نمی دانست که کابل رویکرد های پیداو پنهان حکومت ملکی و نظامیان پاکستان را زیر عینک دارد و منتظر عملکرد جدی و  زودهنگام صادقانۀ آنان است. کابل پس از آن به وعده های اسلام آباد باورمند شد که . چند ماه پس از سفر راحیل شریف، در دوم ماه می نوازشریف صدراعظم پاکستان نیز از کابل دیدن کرد. او در در صحبت با خبرنگاران افزایش خشونت ها و همچنین عملیات عزم طالبان را محکوم کرد و حتی وعده سپرد که هرگاه پناه گاه های طالبان پیدا شوند، با اقدام مستقیم نابود خواهند شد.

نامۀ هفت ماده یی رییس جمهور غنی برای پاکستان که بیانگر خواست های برحق مردم و حکومت افغانستان از پاکستان است. مواد این نامه در ضمن این که خواست های برحق مردم و حکومت افغانستان را برتافته است و در ضمن حاوی دو پیام مهم است؛ یکی اشاره به ترفند آشکا اسلام آباد و دیگری لبریز شدن کاسۀ صبر کابل . اول این که در این نامه به صراحت گفته شده است که کابل از دیر بدین سو متوجه ترفند های اسلام آباد بوده و به توطیه های شاخدار آن برضد افغانستان آگاهی دارد. از این رو حال به گونۀ رک و راست از اسلام آباد  خواسته است تا سیاست های کاذبانه را کنار گذارده و با کابل از در صداقت پیش آید.  از این نامه معلوم می شود که کابل به زودی متوجه شده و خواسته است تا سیاست های هفت ماهۀ خود را در قبال اسلام آباد به گونۀ مجدانه و زودهنگام مورد بازنگری قرار بدهد.

کابل در این نامه به  اسلام آباد به گونه یی هشدار داده است که  کابل به زودی متوجه فریب های توطیه گرانۀ شده است و از اسلام آباد خواسته است تا کوتاه نظری ها را کنار گذارده و باکابل از روی صداقت وارد معامله شود که این نامه بیانگر یاس کابل به وعدههای میان تهی نظامیان پاکستان است و از سویی هم نکتۀ مهم و خیلی جالب دیگر در آن نهفته است؛  این  که کابل با ارسال این نامه خواسته است تا به اسلا م آباد بفهماند که دیگر زمان وقت کشی ها سپری شده است که پاکستان برای چهارده سال تمام آقای کرزی را فریب داد و به وعده های خود هرگز عمل نکرد. کابل با ارسال این نامه به وضوح خاطرنشان کرده است که دیگر کاسۀ صبر کابل و مردم افغانستان از وعده های فریب آلود پاکستان لبریز شده است . از این رو کابل با همان گرمی و به بهای پذیرش خسارات دیپلوماتیک که با اسلام آباد آغاز کرده است، به همان گونه حاضر به تجدید نظر در سیاست خود با  اسلام آباد است . آقای غنی در این نامه از اسلام آباد خواهان نظربندی طالبان شده و گوشزد کرده است که هرگاه اسلام آباد بخواهد به  یقین که معضل افغانستان به زودی پایان می یابد. به گفتۀ وال ستریت ژورنال وی به این اظهارات بسنده نکرده وبرای نظامیان پاکستان نوشته است که هرگاه اسلام آباد خواست هایش را دست کم بگیرد.  او ناگزیر است تا برای بقای کشور و نجات کودکان و زنان سرزمینش با آنکه صلح را بیش از هرچیز دوست دارد، به رییس جمهور جنگ مبدل شود. از همین رو بود که وی بعد از این نامه طی یک سخنرانی گفت، هرگز از موضع ضعیف با مخالفان مذاکره نخواهد کرد. این نامه در پاسخ به احساسات مردم افغانستان نوشته شده است. وی زمانی این سخنان را گفته که از سوی مردمش متهم شد که او قصد دارد، افغانستان را برای پاکستان بفروشد؛ اما با این هم او باور دارد که اسلام آباد بدین باور رسیده است که دشمن افغانستان دشمن پاکستان است. از این رو با توجه به نیاز شدید کشورش به ثبات سیاسی وی شتابزده عمل نخواهد کرد. هرچند بعد از نامۀ آقای غنی رییس روابط بین المللی پارلمان پاکستان خواهان تحویلی رهبران طالبان و شبکۀ حقانی به دولت افغانستان شده است و اما بعید است که نظامیان این کشور به این گونه خواست ها تن بدهند.

از سویی کابل در این نامه به مسایل مهم و کلیدی اشاره کرده است که برای پاکستان حیثیت راهبردی را دارد و اضافه تر از سه دهه برای آن سرمایه گذاری کرده است. این سرمایه گذاری حتا پیش از تهاجم شوروی و آغاز جهاد مردم افغانستان در برابر آن آغاز شده بود. درست بعد از رویکرد سیاسی نادرست داوود و کشتن رهبر نهضت اسلامی افغانستان شروع شده بود که اعضای این نهضت وادار به ترک کشور شدند و در دام شبکۀ جهنمی آی اس آی گیر ماندند. کابل خواست هایی را برای اسلام آباد مطرح کرده است که عبور از آنها برای اسلام آباد حیثیت گذشتن از خط قرمز اهداف استراتیژیکش به حساب می رود که مسؤولیت آری یا نه گفتن اسلام آباد را چندین مراتبه بلند می برد؛ زیرا هر گونه پاسخی به این نامه نه تنها اهداف استراتیژیک اسلام آباد را به چالش می گیرد؛ بلکه منافع شخصی مقامات  ارشد اردو و استخبارات پاکستان را نیز به چالش می کشد که تحمل آن برای اسلام آباد چندان امری ساده نیست.

از سویی هم کابل در این نامه خواسته تا برای اسلام آباد بفهماند که نرمش هفت ماۀ اخیر کابل در برابر اسلام آباد کورکورانه و ناآگاهانه نبوده؛ بلکه خیلی خوب و واضح می داند که چگونه رهبران طالبان به گونۀ سایه وار تحت حفاظت آی اس آی هستند و زیر نظر مستقیم آن فعالیت های خصمانه را برضد افغانستان انجام می دهند؛ اما کابل خواست تا نوعی جوانمردی را در رویکرد سیاسی به نمایش بگذارد که کابل باوجود آگاهی کامل از نیرنگ اسلام آباد، خواسته است تا مداخلۀ مستقیم چهاردهۀ گذشته این کشور در افغانستان را نادیده گرفته و برایش دست دوستی دراز کرد؛ اما نمی دانست که مردی و شهامت در قاموش حاکمان اسلام آباد وجود ندارد و چنان ناجوانمردانه برخورد می کنند که برای رسیدن به اهداف خود به هیچ رسمی پای بند نیستند.

به همگان بدیهی است که پاکستان هرگز به خواست های کابل پاسخ حسابی و قناعت بخش نمی دهد و شاید باز هم به وعده و وعید ها اکتفا کند وبه این ترتیب کابل را برای سال های دیگر پشت نخود سیاه بفرستد. هرچند تا حال تصمیم نهایی کابل در برابر واکنش منفی پاکستان معلوم نیست و اما از شدت لحن نامه آشکار است که کابل فکر بعدی را هم نموده است؛ا اما اینقدر می توان گفت که کابل فرصت های خوب را در پیوند به اسلام آباد از دست داده است؛ زیرا اکنون افغانستان در موقعیت آسیب پذیرتری در برابر پاکستان قرار دارد و امریکا هنوز حاضر به گذشت از اسلام آباد در برابر کابل نشده است. بویژه حالا که اسلام آباد از لحاظ سیاسی نسبت به کابل موضع تهاجمی دارد و از سویی هم طالبان را بحیث برگ برنده در اختیار خود دارد. افغانستان در سال های پیش که در آن زمان پاکستان در پیوند به افغانستان سیاست دفاعی داشت، نتوانست با این گونه تهدیدها کمر سیاست های توطیه گرانۀ پاکستان را بشکند. چنان که در دهۀ چهل قرن چهاردهم خورشیدی باری داوود بر پاکستان سخت گرفت و قطع روابط سیاسی را با آن اعلان کرد و دو سال را در بر گرفت که در آن زمان افغانستان بیشتر متاثر شد و بالاخره شاه تصمیم به عزل داوود و برقرار مناسبات مجدد با پاکستان نمود.

هرچه باشد، حکومت ناگزیر است تا با توجه به گذشته های تاریخی و شرایط موجود خیلی شکننده و دشوار کشور در پیوند به سیاست های تهاجمی و توطیه گرانۀ اسلام آباد از سیاست چانه و فشار استفاده  کند ودر برابر اسلام آباد بی تفاوتی و سکوت اختیار نکند؛ بویژه حالا که پاکستان به اژهای استخباراتی در منطقه و مرکز حمایت و فعالیت های هراس افگنی در جهان مبدل شده است. در هرگونه پیشامدی باید با آن با تانی عمل کرد تا دست کم از ضرب سیاست های خصمانه و مداخله گرانۀ اش درامان ماند؛ بویزه حالا که امضای معاهده با آی اس آی واکنش های تندی را به همراه دارد. بعید نیست که آقای کرزی سیزده سال قربانی این تانی شد و  بالاخره رویکرد های سیاسی اش در برابر پاکستان به یاس مبدل شد. میراث این رابطۀ بد اکنون حکومت آقای غنی را سخت به چالش برده است.

. پس حال زمان آن رسیده است که کابل دست به دیپلوماسی فعال زده و دیگر برای اسلام آباد مجال ندهد که با فرصت کشی ها مانند گذشته تیغ  از دمار مردم افغانستان بیرون کند. کابل تا سه هفتۀ دیگر دست زیر الاشه ننشسته و از هم پیمانان غرب خود و بوِیژه امریکا بصورت جدی بخواهد تا فشار کافی بر اسلام آباد وارد کند و کابل ناگزیر است تا با همکاری جامعۀ بین المللی  به هر بهایی که شود امریکا را وادار به چرخش در سیاستش در مورد پاکستان نماید. در غیر این صورت با آغاز خط تازۀ سیاسی و برقراری روابط با کشور های هند، چین، روسیه و کشور های دیگر منطقه روی راهکار جدید فکر کند. هرچند گاهی این گمانه زنی ها پیش می آید  که این حرکت مانور نباشد، برای یک معاملۀ خطرناک تر با پاکستان؛ اما به هر حال این نامه امیدواری هایی را بوجود آورده است که بعد از این کابل مانند گذشته  دیگر قربانی بازی های اسلام آباد نخواهد شد.

امید کابل بر موضع جدید خود استوار بماند؛ زیرا این در واقع آغاز چانه زنی میان کابل و اسلام آباد است که وارد مرحلۀ تازه یی شده است. اندکترین انعطاف ناموجه و دست کم گرفتن نامه، خطرات بزرگی را برای کابل درپی دارد. پس بر کابل است تا با قوت سیاسی و ارادۀ خستگی ناپذیر تصمیم بدون بازگشت خویش را برای اسلام آباد جرئت مندانه به نمایش بگذارد. آقای غنی با همان اخلاص و صمیمیت که باب بهبود مناسبات با اسلام آباد را گشود؛ در صورت عدم توجۀ اسلام آباد به خواست کابل و دست کم گرفتن نامۀ آقای غنی باید با همان جدیت و صمیمیت برگشت قاطع را از موضع هفت ماهه اش برای اسلام آباد به نمایش بگذارد. دراین صورت واضح است که اگر رییس جمهور غنی نتواند به مردم افغانستان نشان دهد که تلاش هایش برای بهبود امنیت و برقراری صلح درین کشور به ثمر نمی نشینند، او چاره ای ندارد جز اینکه به طور علنی بیان کند که پاکستان در تلاش بی ثبات ساختن افغانستان است واین می تواند، نقطۀ عطفی در روابط کابل با اسلام آباد باشد. هرچند به گفتۀ منابع استخباراتی این اولین و شاید هم آخرین نامه نباشد که آقای غنی تا کنون به مقامات پاکستانی فرستاده است و ممکن بعد از این هم بفرستد؛ اما لحن این نامه جدی است و بازی های تازه و چالش آفرین و خیلی دشوار  کابل را در آینده با اسلام آباد در خطوط قرمز نشانی می کند. یاهو