نظریه تکامل داروین 

دکتر بیژن باران

آن دسته از موجوداتی که زنده خواهند ماند، نه قوی ترین ها هستند و نه باهوش ترین ها؛ بلکه آن هایی ماندگار خواهند شد که در برابر تغییرات بیش از همه انعطاف پذیرند. چارلز داروین

 

تکامل یعنی تغییر در طول زمان در محیط متغیر. نظریه در علوم بنا به منطق، تجربه، اقناع منقدان، پذیرش دانشمندان، جهانشمولی تزی را بیان می کند. یک نظریه اعتقاد نیست؛ با آزمایشات تجربی در قاره ها ثابت می شود. داروین در نظریه تکامل در باره تغییر موجودات زنده در طول تاریخ حیات گفت: بنا به شواهد اخلاف از منشاء واحد تکامل یافته؛ تغییر در جمعیت با انتخاب طبیعی محیط رخ می دهد.

 

در سده 19 علمای زیست لامارک، اراسموس، لایل، والاس، لینه به نظریه تکامل انواع نزدیک شده بودند. داروین با خلاقیت، پشتکار، غور این نظرات را در کتابهایش تدوین کرد. پیش از او اعتقاد زیر رایج بود: همه موجودات در یک زمان خلق شده؛ تغییر نکرده اند. انواع جانوران ثابت از ازل را افلاطون رایج کرد. در آفرینش موجودات خلق الساعه، طرفه العین، یکهو پدید آمده اند. یعنی خزنده، خزنده مانده؛ سگ هم سگ بوده؛ میمون با  4دست و پا از ماهی با 4 پره/ فین نیآمده.

 

در کشورهای اروپایی 2 پرسش به مردم داده شد: آیا انسان از جانور آمده؛ آیا انسان در عهد دایناسورها بوده؟ در کشورهای اسکاندیناوی پاسخ درست بالاترین بود. یعنی بلوغ سیاسی با سطح فرهنگ مردم متناسب است. بخاطر عقاید خرافی، در ترکیه و قبرس پاسخ درست پایینترین بود. داوکینز، ص 432-435. داوکینز تکامل را در سطح ژن در کتابهایش مطرح کرد.

 

داروین نظرات سیاسی در باره بردگی سیاهان در آمریکا داشت. او ضد بردگی بود. کتاب منشاء انواع ش در 160 سال گذشته یکی از پایه های نظرات مدرن در باره طبیعت است. برخی نخبگان غربی نظرات تکاملی را در مورد جامعه بکار می برند. ولی این گزینه در مورد بقای انواع در محیط است. داروینسم اجتماعی را بسیاری از مشاهیر سیاسی بویژه راست بکار برده اند.

 

حیات 3 میلیارد سال‌ پیش‌ با ملکولهای آلی بزرگ در آبهای ساحلی گرم پیدا شد. با تغییرات جوی، زیستبومی، پرتوهای کیهانی- گونه‌ها، دسته‌ها، رسته‌های‌ قارچ، ویروس، باکتری، گیاه‌ و جانور‌ پدید آمدند. در پویش حیات به شکلهای پیچیده تر برخی قوانین فیزیک مانند بقای انرژی، صرفه جویی در کاربرد انرژی، مراوده با زیستبوم آب و هوا هم رخنه می کنند. لذا ظاهرا تکامل جهت دار می نماید.

 

چارلز لایل در کتاب اصول زمین‌شناسی نشان داد: سطح زمین را فرایندهای تدریجی تغییر می دهند. دگرگونی پوسته زمین جریانی یکنواخت در طبیعت در طول تاریخ این کره ‌است. داروین با بررسی لایه‌ سنگها و سنگواره‌ها در جزایر شواهدی برای نظریه لایل دید. گفت: هر نوع موجود زنده ابتدا در مرکزی رشد می‌کند. از آن نقطه پخش می شود.

 

او نشان داد که مدتی دوام آورده تا تدریجاً از بین رفته؛ جای خود را به انواع دیگر داده‌؛ آن را اصل مراکز آفرینش ‌نامید. از این رو او نتیجه گرفت که پیدایش انواع جدید جریانی پیوسته و یکنواخت در طول تاریخ زمین است. این نظریه کاملاً بر خلاف باورهای رایج زمانه بود؛ جنجال بین علما برانگیخت. او تفاوت گیاهان و جانوران در جزایر را دید و گفت: اگر زمین شناسی تغییرات پوسته زمین را نشان می دهد؛ جانداران هم تغییر می کنند.

 

انشقاق همراه با تغییر را می‌توان به شکل تغییر در تکرار ژن‌ها توصیف کرد، تغییری در نسبت یک ژن تغییر یافته در بین تمام شکل‌های احتمالی دیگر همان ژن. انتخاب طبیعی تولید مثل افتراقی است. با بیان دیگر، در یک محیط زیست یک شکل بیشتر از شکل‌های دیگر زادگان خود را به جا می‌گذارد. محیط زیست عامل انتخاب‌کننده‌است. ویکی پدیا

 

داروین هیچ اطلاعی از منبع این تغییرات نداشت. هیچ راهی نبود تا بفهمد که این تغییراتی را که در آزمایش‌هایش بر روی پرورش جانوران مشاهده می‌کند اشتباه‌های شیمیایی، یا تغییرهای ناگهانی موتاسیون یا جهش موروثی در یک ژن هستند. ویکی پدیا

 

گزینش طبیعی تفاوت در افراد یک گونه پدید آورده؛ تکامل صفات منطبق بر محیط در طبیعت است. نمونه: پیدایش انسان از منشاء میمون نما، بقای شاپرک خالدار در محیط شطرنجی. گزنیش مصنوعی تکامل صفات با جفتگیری برای بهبود گونه منطبق بر نیاز انسان است. نمونه تکامل مصنوعی سریع: جفتگیری سگان گزیده، بهینگی نوعی خردل و کاسنی به سبزیجات سفره ای امروز رسیده اند. سگ خانگی کوچک از گرگ، برنج پر دانه از نوع وحشی با دخالت انسان.

 

همه دانشمندان تکامل او را پذیرفته اند. تغییرات تدریجی و جهشی از نظریه او در علوم دیگر هم نشت کرده. دوبژانسکی 1973 گفت: در زیست شناسی هیچ چیز معنی نمی دهد مگر با نظریه تکامل. برخی نظریه ها در فرهنگ عامه جهانی رایج شدند: جاذبه نیوتن، وارثت مندل، تکامل داروین، نسبیت آینشتاین، ناخودآگاه فروید.

 

نظریه تکامل با شواهد فسیل، ساختار ژنتیک، رده بنده موجودات بنا به صفات ظاهری اثبات شده. دیرینه شناس فسیلها را بررسی کرده؛ آنها را با رادیواکتیو زماندهی می کند فسیل نقش موجود در صخره های رسوبی با نمک و ماسه در ته آب است. در لایه های زمین فسیل زیرین قدیمتر است.

 

بنا به فسیلهای یافته، 99% موجودات منقرض شده اند؛ بین 5-30 میلیون گونه روی زمین اند. اکنون فسیلهای بینابینی در خط تکامل از جانوران باستانی به جدید را نشان می دهند. اگر چه جانوران بینابینی دیگر منقرض شده اند.  

نظریه تکامل با ژنتیک ساختار مارپیچ 2رشته دی ان ای واتسون-کریک 1953 تایید شد. جفت‌بازها آدنین با تیمین و سیتوزین با گوانین جفت می‌شود. شباهت در مولکولهای بزرگ دی ان ای، آر ان ای، پروتینها منشاء واحد را نشان می دهند. داروین آلمانی نمی دانست؛ لذا با آثار مندل آشنا نبود. گویا مجله علمی آلمانی حاوی مقاله مندل در کتابخانه ش پیدا شده.

 

اراسموس 1731-1802پدر بزرگ چارلز زیست شناس و گالتون دانشمند، انسان را در تغییر و اصلاح نژاد جانوران اهلی با دو رگه‌ گیری دخیل دانسته؛ شباهت مهره داران بدلیل خویشاوندی را تشریح کرده؛ اشتقاق جانوران از یکدیگر را تبیین کرد. او شعرهایی در باره طبیعت و بشر نوشت.

 

داروین ۱۸۰۹ – ۱۸۸۲زیست‌شناس انگلیسی منشأ انواع ۱۸۵۹، تبار انسان، انتخاب طبیعی ۱۸۷۱ را نشر کرد. کتاب منشاء انواع یکی از مهمترین کتاب‌های جهان است. او نوشت: تکامل تغییرات مرتب مدام  در جمعیت موجودات در نسلها از منشاء واحد است. او یادداشتگر و نامه نگهدار وسواسی بود. 15هزار تکه های مکاتبات از او بجا مانده. ایده های او جایی مهم در تاریخ علم دارند. او از کودکی به جفتگیری بهینه سگ و کفتر در تغییرات دلخواه نسل بعد دقت کرد.

 

داروین در 1844 و منشاء انواع گفت: 1-افراد در طبیعت از هم متفاوتند. 2- موجودات در طبیعت بیشتر می زایند. آنها که می میرند تولید مثل نمی کنند. هر فرد صفت مثبت و منفی برای بقا دارد. آنها که موافق زیستبوم اند تولید مثل می کنند. انواع در جانوران تغییر می کنند.

 

او تنازع بقاء را بقای اصلح با گزیشن افراد بهتر در توافق با محیط خواند. در طول زمان گزینش طبیعی شاکله های ارثی جمعیت از یک منشاء مشترک منطبق با محیط متغیر را تقویت می کند. اخلاف با کمی تغییر از یک منشاء مشترک اسلاف اند. اثر محیط گرمای استوایی را در خلیج بر پوست تیره شهروندان می توان دید.

 

چون اعضای جمعیت دقیقا یکی نیستند. صفات برخی اعضا با محیط بهتر وفق داشته؛ باید ذاتی شده و تکثیر می یابند. محیط صفات را می گزیند تا جمعیت زیاد شود. شرایط انتخاب با تغییر محیط عوض می شوند. اگر محیط زود تغییر کند؛ موجود منقرض می شود. صفات شبیه در ساختار و جنین موجود اند. گاهی محیط مشترک صفات مشابه بین 2 گونه نامرتبط می سازد. نمونه: ظاهر کوسه و دولفین در آب. نمونه: بازو در انسان، خفاش، پنگوئن، تمساح ظاهر متفاوت، کارکرد متفاوت، شباهت استخوانی بندی و جنین.  

 

او در سفر 10ساله دریایی بدور زمین، در جزایر گالاپاگوس/ اکوادور، سهره/ فینچ هایی با 13 گونه نوک برای خوردن دانه های گوناگون در جزایر یافت. نتیجه گرفت از منشاء واحد در محیط های با گیاهان متفاوت، نوک سهره ها تغییر یافت.

 

داروین حدس می زد که با نشر نظریه‌ منشاء انواع در جامعه و انجمنهای علمی جنجال می‌شود. مراودات با دوستان دانشمند، آزمایشات گیاهی و جانوری، تجربیات دارندگان کفتر، سگ، خوک شواهد لازم در تایید نظریه منشاء انواع را ردیف کرد. اکنون با آزمایش DNA تفاوت DNA انسان و میمون 1% است که نظریه‌ی فرگشت/ تکامل را تایید کند.

 

او پرسید: 1-چرا در استرالیا خرگوش نیست؛ در انگلستان کانگورو نیست؟ چرا استرالیا و آرژانتین جانوران خاص خود را دارند؟ فسیلها نقش موجودات کهن را در رسوبات حفظ کردند. برخی شبیه آنچه امروز اند هستند. برخی بسیار متفاوتند؛ چه رابطه با موجودات امروز دارند؟ چرا شمار زیادی ناپدید شدند؟ در جزایر مشاهدات ش در تاثیر محیط بر حیات اینها بودند:

 

1-جزایر کوچک، کم ارتفاع، خشگ، گرم، بدون گیاه ند. 2- جزایر بلند باران، باد، گیاه، جانوران زیاد دارند. 3- لاک پشتهای عظیم در جزایر شبیه همند. 4- مارمولکها تفاوت رنگ و اندازه دارند. 5- لاک پشت خاکی، آبی، ایگوانای آبزی، اردک پا پرده دار، سهره / فینچ ها را در تفاوتهایشان بررسی کرد. 6-شباهت جنینهای جانوران – ماهی و انسان- مبداء مشترک آنها را نشان می دهد.

 

در آنجا او فسیل‌هایی شبیه با کمی توفیر با موجودات زنده یافت. او دید لاک‌پشت‌های ساکن هر جزیره اندکی با لاک‌پشت‌های جزیره مجاور متفاوتند. سهره‌های جزایر تفاوت کمی با هم دارند. او بهترین توضیح را آن دید: گونه‌ها تغییر می‌کنند. اعضای هر گونه نیای مشترکی دارند.

 

اصولا نظریه تکامل درباره نقش سازشها در تحول جانداران، از عقاید لامارک ملهم است. در عصر او قوانین وراثت هنوز شناخته نبودند. او نوشت که قوانین توارث بسیار پیچیده و مهم ند. از مجموع مطالعات خود در باره ارثی شدن صفات اکتسابی این نتیجه را گرفت: اگر صفت یا تغییری در مرحله‌ای از زندگی یک جاندار رخ دهد، در زادگان در همان سن یا زودتر تغییر ظاهر می شود.

 

او علاوه بر آنکه تنازع بقا، انتخاب طبیعی و سازش با محیط را در امر تحول و تغییر جانداران موثر می‌دید، متوجه شد که روابط بین جانداران، ارتباطات غیر مستقیم بین آنها نیز به نحوی در امر تحول اثر می‌گذارد. لذا نظریه تکامل در مورد اصل ارتباط غیر مستقیم ارائه شد.

 

نظریه تکامل می گوید: نوع انسان تکامل یافته جانداران تک سلولی اولیه است. لذا نقش خالق در خلقت جهان و موجودات زنده را رد می کند. نظریه تکامل خلقت را بنا به تصادف، محیط، احتمال می داند. این نظریه از 160 سال پیش تا کنون، تنها نظریه علمی آغاز حیات، پیدایش انواع، انتخاب بنا به محیط می باشد. فسیل، جمجمه، استخوان انسان هایی که تا کنون کشف شده اند، شبیه انسان های امروزی اند.  daneshnameh.roshd.ir

 

نظریه تکامل می گوید: همه گیاهان و جانوران کنونی جهان از دگرگونی تدریجی آنها در اشکال پیشین پدید آمده اند. در 160 سال گذشته بر علوم مدرن زیست شناسی، ژن پردازی، یاخته شناسی، دام پروری، حیات وحش، جانورشناسی، داروسازی، رفتار شناسی، پزشکی و درمان اثر گذاشته؛ مهمتر بر باورهای لایه های تحصیلکره جامعه اثر مثبت علمی گذارد.

 

او ابتدا به هیچ وجه در پی به چالش کشیدن فرضیهٔ ثبات گونه‌ها نبود. ولی در ادامهٔ تحقیقات پرسشهای بی‌پاسخ مطرح شدند. اصل نظریه انتخاب طبیعی نتیجه منطقی اصل نظریه ی تنازع بقاء است. بنا به نظریه تکامل وقتی نوزادان در هر نسل به تعداد بسیار زیاد و به تعبیر او نامحدود به دنیا می‌آیند؛ تنها عده بسیار کمی از میان آنها امکان و اجازه زندگی و ادامه نسل پیدا می‌کنند. پرسش: این عده بسیار محدود از میان جمع بسیار کثیر نوزادان چگونه انتخاب می‌ شوند؟

 

اگر مطابق با نظریه تکامل فرض را بر این بگیریم که افراد نوزاد با وجود تعداد کثیر خود، کوچکترین تفاوتی با یکدیگر نداشته باشند، حذف عده زیادی از آنها به دلیل محدودیت شرایط محیط، کوچکترین تحولی در افراد گونه ایجاد نمی‌کند.

 

بنابراین باید مکانیسمی باشد که بین نوزادان تفاوت می سازد. همین تفاوتها منشا و ملاک حذف یا بقای نوزادان قرار گیرند. در عصر داروین هنوز پدیده جهش ژن/ موتاسیون شناخته نشده بود. او به توارث صفات اکتسابی باور داشت. پس منطقا می‌توان پذیرفت که او حداقل بخشی از تفاوت های بین نوزادان را نتیجه توارث سازشهایی می‌دانست که در والدین آنها رخ داده اند.

 

شواهد تکامل: 1-فسیلها در لایه های روی هم تغییر را نشان می دهند. توزیع موجودات بنا به زیستبوم یکسان موجودات شبیه دارد. 2-ساختار های بدن شباهت جانوران در جنین را نشان داده؛ در بلوغ فرق می کنند. نمونه: دست انسان، قورباغه، خفاش. شباهت دست و پای جانوران: ماهی، پرنده، خزنده، انسان.

 

نظریهٔ داروین- والاس 3 مشاهده و 2 نتیجه دارد. مشاهده1: اگر تنازع محیط نباشد، جمعیت جاندار با تصاعد هندسی افزایش می‌یابد. یعنی در سال اول دو برابر، سال دوم چهار برابر، سال سوم هشت برابر می شود. ویکی پیدیا

 

مشاهده2: اما در طبیعت شمار جمعیت هر جاندار در بازه زمانی طولانی ثابت می‌ماند. نتیجه1: همهٔ گامت‌ها به زیگوت تبدیل نشده، همهٔ زیگوت‌ها به جانداران بالغ نرسید. تا تولید مثل کنند. پس تنازع بقا هست تا جمعیت ثابت بماند.

 

مشاهده3: همهٔ افراد یک نوع جاندار مثل هم نیستند. بلکه با هم تفاوت‌ فردی عمده‌ دارند. نتیجه2: بنابراین، در تنازع بقا، افرادی که دارای تفاوت‌های مساعدترند، مزیتی در رقابت با دیگران خواهند داشت. پس تعداد بیشتری از آن‌ها باقی می‌ماند؛ فرزندان پرشمارتری خواهند داشت.

 

والاس تغییرات تکاملی میدانی در مالزی را در مقاله ای چاپ کرد. داروین را به نشر کتابش تحریض کرد. او و والاس محیط را علت اصلی انتخاب طبیعی خواندند. یعنی محیط کم‌کم جانداران با صفات نامساعد را از میان برده؛ جانداران با صفات مساعد را حفظ می‌کند. با گذشت نسل ‌های متوالی و تأثیر مداوم انتخاب طبیعی، سرانجام گروهی جاندار یک یا چند صفت جدید و مساعد را به درجه‌ای خواهد رساند که به صورت گونه‌ جدید، از گونهٔ اجدادی پدیدار می شود.

 

لامارک Lamarck  1744-1829 در 1809 نوشت: صفت اکتسابی نه ژنتیک یک نسل به نسل دیگر رسیده؛ تکامل رخ می دهد. گردن دراز زرافه برای برگ بالاتر درخت و پرده بین ناخنهای اردک با کشیده شدن مکرر پوست در شنا پدید آمدند. او گفت: 1-گرایش به کمال بمعنای هارمونی با محیط بوده؛ زرافه این را می نماید. 2-کاربرد یا ناکاربرد عضو را تقویت یا تضعیف می کند.

 

نمونه: 2 دست بزرگ خرچنگ؛ آپاندیس و دم زیر پوست انسان که زائداند. 3-وراثت صفات اکتسابی ناشی از رقابت برای غذا، ضروریات مسکن است. البته جدیدا نظریه لامارک که عکس داروین بود هم با ژنتیک راستی آزمایی شده؛ تغییرات در ژنها بخاطر محیط پدید می آیند. با اپیژنتیک 2013 هالی گفت: محیط بر ژن اثر گذاشته؛ صفت اکتسابی در نسل بعد ظاهر شده؛ ولی فقط در چند نسل می ماند.

 

مالتوس جامعه شناس و اقتصاددان انگلیسی 1838 نظریه درباره رشد جمعیت انسان نشر کرد. او گفت: جمعیت انسان با زایش، غذا، مرض، مسکن محدود شده؛ ثابت می ماند. او رشد جمعیت را علت بروز فقر و جنگ انگاشت. جمعیت انسان بنا به رشد هندسی و افزایش تولید غذایی بنا به رشد عددی است. لذا گرسنگی بخاطر این عدم توازن است؛ نه توزیع ثروت. در سده 21 فنآوری نوین تولید مواد غذایی را رشد شدید داد؛ تا جاییکه 50% غذا روزانه تلف می شود.

 

او زمان متوسط تجدید نسل انسان را 25 سال فرض کرد. پس هر سده 4 بار تجدید نسل می شود. جانوران و گیاهان بیش از انسان زاد و ولد می کنند. یک ماهی آزاد 28 میلیون تخم می‌گذارد. برخی ارکیده‌های استوا، بیش از یک میلیون دانه می‌سازند. روشن است که اکثر تلف می شوند.

 

داروین آموزه مالتوس را به جانوران تعمیم داد. او نتیجه گرفت که پس از ایجاد تغییر در موجودات زنده، انواعی که با محیط طبیعی ناسازگار اند حذف می‌شوند. انواعی که تغییرات شان آن‌ها را با محیط طبیعی سازگارتر کرده؛ جای آن‌ها را می‌گیرند. او این پدیده را انتخاب طبیعی نامید.

 

رابطه شته و مورچه با نظریه داروین بررسی شده. شته‌ حشره طفیلی است که  صمغ گیاهان را تغذیه ‌کرده؛ خسارت به گیاهان زراعی و درختان میوه وارد می‌سازد. این حشره ضمن تغذیه از گیاهان، مواد زاید بدن خود را به صورت شیره چسبناکی به بیرون دفع می‌کند. مورچه‌  رغبت فراوانی به این شیره‌ دفع شده دارد. پس در اول سال مدام فضولات شته‌ را تغذیه می‌کند. پاییز هم تخمهای شته‌ را از روی درختان جمع آوری و به لانه زیرزمینی خود می‌برد. در زمستان تخمها را نگهداری کند.

 

بهار سال بعد، تخمها را روی درختان و گیاهان می‌برند. مورچه‌ها ضمن آنکه امکان ادامه نسل شته‌ها را فراهم می‌کنند؛ از بین شته‌ها نیز آنهایی را که شیره بیشتری دفع می‌کنند انتخاب می‌نمایند. طبعا مورچه ها با انتخاب تخم با وزن و حجم خاص در تحول شته‌ها -شبیه انتخاب مصنوعی انسان- موثر اند. daneshnameh.roshd.ir

 

منابع.  ‏2018‏/10‏/04

R Dawkins 2009 The Greatest Show on Earth- The Evidence for Evotution, Simonand Schuster.com

Jerry Coyne 2012 Why Evolution is True, 2009, Penguin.

https://www.slideshare.net/auroracslk/science-philosophyvsreligions

On the Origin of Species – On the Origin of Species by Means of Natural Selection, or the Preservation of Favoured Races in the Struggle for Life, published on 24 November 1859, by Charles Darwin, is the foundation of evolutionary biology.