قصابان کابل

رسول پویان

چه آسان خاک میهن می‏فروشند

تو ومن را به دشمن می‏فروشند

همه گـنـدم نمـای جـو فـروشـند

بـه جای آرد ارزن می فروشند

زبـس بازار قـنــادی شـده تــیـز

نـبات تـر به غجغن می فروشند

بود افیون وچرس وشیشه بسیار

سرِهرکوی و برزن می فروشند

بــه جـای کیمـیای جـنس عـطار

فقط دنگ دنگ هاون میفروشند

دروغ و فــتـنـۀ گلـچــیـن تـا کی

خسک برجای سوسن میفروشند

بهـاران را خـزانی کرده پـایـیـز

به توفان باغ وگلشن می‏فروشند

هـمـه صـلح و صـفای آسـیا را

بـه بغـدادی و لادن می فروشند

بــه ســلاخ‏خــانــه ذبـح آدم آزاد

به دکان مغزوگردن می فروشند

چـه بی شـرمـانـه قصابان کابل

به داعش کله و تن می فروشند

نـیـــایـد انـتـخـــابـات حـقـیــقـی

رأی خونـین با فـن می فروشند

برای عشق واحساس وعواطف

دلی چون کوه آهـن می فروشند

بـه روی زخـم خـونـیــن دل مـا

درفش وتیغ وسوزن می فروشند

وقار و عزت و شرم و حیار را

نهـان در زیـر دامن می فروشند

قـرار و عهـد و پیمـان و وفا را

چو روزگیرند خفتن می فروشند

رباب وچنگ وبربت را شکستند

به گـورسـتان تن تن می فروشند

به خانه سـرد و تنها و غمین اند

به مارکت عشوۀ تن می فروشند

گهـی با سـنـت و گه در تجـارت

حقـوق و خلوت زن می فروشند

24/4/2018