داستان «شرط بندی»

نویسنده «آنتوان چخوف» مترجم «مژگان حقیقی» شبِ پاییزی تاریکی…

روگردانندگان از «جاده طلا» و روآورندگان به «جاده صلیب»

نویسنده: زنده‌یاد احسان طبری برگرفته از : دنیا، نشریه سیاسی و تئوریک…

تقديم به قصاب كابل

نوشته نذير ظفر  گلبدين باز جنگ ميخواهد     بگمانم شرنگ ميخواهد اين جفا پيشه…

به مقام محترم ریاست جمهوری اسلامی افغانستان !

بسمه تعالی =========== بس حلقه زدم بردر وحرفی نشنیدم من هیچکسم یا که…

نمایشنامهء کوتاه«صلح دوحه» در سه پرده

(طنز روز)  کمباور کابلی آستا برو ،صلح روان، آستا برو! پردهء نخست:  «کاکل زری»پریزدنت…

قانونیت در زمان ریاست جمهوری شهید دکتور نجیب الله

درجریان حوادث قبل از سقوط حاکمیت ح.د.خ.ا.( حزب وطن) درکنار…

از اشتباه بزرگ تاریخی تا اشتباهء بزرگ استراتیژیک امریکا

نویسنده: مهرالدین مشید بیست سال جنگ آمریکا در افغانستان با توجه…

زیباشناسی شاهنامه

 دکتر بیژن باران   شعر اندیشه های ست که نفس کشند؛ واژه…

صلح وصفا!

امین الله مفکر امینی 20-21-09 ایکه آتش افروزی و محیط صلح…

تـعـهّـد سـیـاسـی بـرشـت

بـه پـیـوسـت ایـن ایـمـیـل بـخـش دوم بـررسـی " تـعـهّـد…

هجویه ای عبرت آموز ، برای مردکی فرهنگ سوز!

نسیم نریمان( پوشنگ پور)  ای رفعت کمسواد، چون شدکآداب سخن زکف…

نوای تاریخ

رسول پویان ز ژرفای تمدن سـر برون آورده فرهنگم تکامل خـانـه دارد…

ماده و خداوند فلسفی

نوشته صوفی کریم نورانی مورخ ۱۹ سپتمبر۲۰۲۰ قسمت سوم در بحث امروز ما…

فرهنگ ، سنت و رسوم افغانستان

نوشته کریم پوپل مورخ۱۹.سپمبر.۲۰۲۰ قسمت سوم سنت پرده بکارت عروس سنت باکره بودن عروس…

کتاب یادگاری

رسول پویان 2/9/2020 گرفـتـارم کـنـد در حلـقـۀ زلـفی گل اندامی به…

ځوریدلی ولس

شاعر : سمیع الدین افغاني ورځ تر بله جنازې په اوږو…

رقابت اقتصادی و سیاسی قدرتهای بزرگ برسررهبری جهان

نویسنده.– محمد عوض نبی زاده بعد از سقوط شوروی سابق که…

نظام متمرکز یا غیر متمرکز

بعضآ در ادبیات روزمره برخی اصطلاحات طوری بکار گرفته میشود…

تکرار احسن 

میرعنایت الله سادات درنوشتۀ قبلی خود با تفصیل توضیح کرده بودم…

نوشته‌ی کوتاه در مورد پوهنمل سید محمد عالم لبیب استاد…

شنیده ام که برخی از دوستان فرهنگی اعم از شاعر…

«
»

شاهنامه فردوسی

دکتر بیژن باران 

  ریاضیات ناب به نحوی شعر ایده های منطقی است. اینشتاین

فردوسی 78 سال در سده 10 میلادی عمر کرد. سالنامه به تقویم میلادی:

940 تولد- پاژ، دهی در توس برابر ۳۱۹ ش.

960 مطالعه تاریخ، زبان، خواندن آثار رودکی، سرایش شعر.

969 سفر بخارا، گرفتن شاهنامه به نثر ابومنصوری.

970 آغاز سرایش شاهنامه بنا بر تاریخ ابومنصوری.

984 پایان شاهنامه، دوستی با دقیقی، شعر خوانی در قصر بزرگان.

1003 ویراست اهدا به محمود غزنوی 971-1030م، فرستادن 6-7 دفتر به غزنه بخرج خودش.

1005 هجویه محمود، از خشم شاه فرار از غزنین به هرات و طبرستان.

1018 مرگ- توس، خراسان، پیش از ۳۹۷ ش.

1286 نسخه موجود لندن، 49530 بیت.

شاهنامه شناسنامه فرهنگ یعنی زبان، باور، اساطیر ایرانی ست: بسی رنج بردم در این سال سی/ عجم زنده کردم بدین پارسی. شاهنامه وجدان جمعی ايرانيان است. هیچ‌گاه از حافظه آنان پاک نخواهد شد. شاهنامه سراسر عشق به زندگی، آسایش، نیکبختی انسانها، پرهیز از آزار دیگران، نفرت از جنگ، بیزار از کشتار، خونریزی، ویرانگری است. او گفت: زندگی، پندار، گفتار، رفتار انسانها باید بر پایه خرد باشد؛ سرپیچی از آن مایه تیره‌روزی شود. 

شاهنامه یادگار هزار سال پیش، اوج زبان فارسی، فرهنگ دلیری، خردگرایی، آزاد اندیشی، میراث رازی، ابن سینا، بیرونی است. روزگار اندیشیدن، خرد ورزی، رونق کشاورزی، امنیت مرزی، پیدایش نخبگان است. شاهنامه بازتاب فرهنگ ساسانی در عهد سامانی است. پهلوانان الگوهای انسان توانمند، والا، سخی اند که عمر خویش را در خدمت همنوع گذرانند. نام آنها بر کودکان کنونی ایران نیاز به شکوه گذشته را نوید دهد: فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز، توس.

برخی شخصیت‌ها چون ضحاک، سلم، تور ذات شرارت، بدخویی، فساد داشتند. آن‌ها ملائک اهریمن برای نابودی نیکی و زیبایی بودند. ستیز قهرمانان شاهنامه با مرگ به‌معنای گریز و چله نشینی عرفانی نبوده؛ بلکه در مواجهه با  جنگ برای امنیت مردم مرگ را پذیرا شدند. آنها در مرگ خود زندگی دیگران را پاس گزاشتند.

زندگی آنها بی‌اعتباری دنیا را یادآور شده؛ خواننده را به تکاپو، نیکی، عبرت از تاریخ تشویق کند. آنها در روند حماسی شجاع اند. در وقت فراغت شان بیان تغزلی، آهنگین، ‌سادهگرا، باشکوه، زیبا دارند. راوی شاهنامه به نثر ابو منصور معمری، پیر ماخ هروی ست که فردوسی پیر خراسان نامید. اصل کتاب منصوری از بین رفته؛ تنها 15 صفحه آن مانده که دیباچه برخی نسخ شاهنامه است. فاصله مشهد تا هرات 350 کیلومتر است که اشتراک گویشی هم دارند.

‏کهن‌ترین نسخه ی کامل شاهنامه در لندن/ بریتانیا بتاریخ 675 هق، 3قرن پس از مرگ فردوسی، در چهل و نه هزار و ششصد و هجده (49618) بیت است. نسخه‌های سده ی هشتم شمسی هم بیش از پنجاه‌هزار بیت نیستند. چرا فردوسی شمار بیت‌های اثر خویش را ده هزار بیت بیشتر نوشت؟ گاهی اعداد بخاطر قافیه روند شده؛ قافیه پارسی با سال سی نه 26. شاید ویراستهای گوناگون کنونی، از 50 تا 60 هزار بیت بخشهایی از دستنویسهای فردوسی را داشتند. 

در 3 قرن حدود 10 هزار بیت شاهنامه حذف شده؛ با مقایسه نسخ، فصلهای حذفی را بتوان حدس زد. اوراق صفحه بندی نشده در جعبه نگهداری شدند. اوراق باید جلدبندی برای کتاب شوند. چرکنویسهای فردوسی هم در قفسه ها با منابع و کتب قرار داشتند. او هزینه ساختن و فرستادن مطمئن 7-6 دفتر به غزنه را از جیب داد.

شاعران فارسی را به خردگرا مانند رودکی، فردوسی، خیام؛ عارف مانند حافظ، بابا طاهر، سپهری؛ مربی مانند سعدی، خاقانی، سیمین؛ اعترافی مانند حافظ، فروغ، رحمانی؛ کنشگر مانند ناصرخسرو، سیف فرغانی، شاملو، سلطانپور می توان تقسیم کرد. یعنی جنبه غالب در شعر آنها را به کل زندگی شاعری تعمیم داد. شاعران بزرگ را در عناصر احساس، عقل، خرد، تخیل، تجربه مقایسه می توان کرد.

فردوسی تاریخ ایران را در 3 دوره اساطیر شبانی-ایلیاتی، پهلوانی کشاورزی- شهری، تاریخ کشوری تا سده 7میلادی سرود. با این کتاب سنن شاهنامه خوانی در زورخانه، مراثی مرشد در قهوه خانه، نقوش مینیاتور با تمهای این کتاب در شهرهای فلات رواج یافتند. در شعر عروضی پر کاربردترین، بحر متقاربِ مُثَمَّنِ مَحذوف: فعولن فعولن فعولن فَعَل است. شاهنامهٔ فردوسی، بوستان سعدی، گرشاسب‌نامهٔ اسدی توسی، ساقی‌نامه‌ها با این بحر و وزن ‌اند.

شاعر با مشغله اصلی معمولا کشاورزی و دکانداری، شعر در اوقات فراغت سراید- مانند فردوسی و عطار. دید فلسفی فردوسی از گستره کیهان تا زود گذری لاله کنار جو را دربر گیرد. فردوسی داهیانه افکار فلسفی خود را در شعر با بیانی غنایی و حماسی ارایه داده؛ تا عوام و خواص با شنیدن/ خواندن یکی دوبار، آنرا در قهوه خانه، شعر خوانی، فیلم، کتب درسی فرا گیرند.

فردوسی در سفر به بخارا، پایتخت سامانیان “تختِ شاهِ جهان”، 500 کیلومتر شمال شرقی مشهد، در ازبکستان شاهنامهٔ ابو منصوری به نثر را نیافت. اما در بازگشت به توس/ نزدیک مشهد، از دوستش امیرک منصور، نسخه‌ای دریافت که چهارچوب شاهنامه به نظم شد. سفر در هزاره اول پیاده، با قاطر، کاروان شتر، گاری- ساعتی 5 -10 کیلومتر؛ روزانه 50 تا 100 کیلومتر بود. سفر توس به بخارا 10 روز رفت و برگشت طول کشیده؛ به غذا و خوابگاه خانه دوستان در نبود مسافرخانه نیاز بود. از توس تا غزنه 600 کیلومتر سفر 2 سره تا 2 هفته طول می کشید.

فردوسی کار ناتمام استاد و هشمهری ش دقیقی 929-978 میلادی را دنبال کرد. با تقاضای دوست مهترش دقیقی توسی در خوابی، فردوسی در کتابش با اشاره به خوی تند و افسردگی دقیقی، هزار بیت حماسی ش را گنجاند. این ابیات در بحر متقارب زمان گشتاسپ، دعوی زرتشت، تاختن ارجاسپ به ایران بودند. هر بیت یا نیم بیت یک جمله کامل با فعل است. در فراز زیر به خواب دیدن دقیقی شاعر مقتول و قول گنجاندن ابیات او بر وزن شاهنامه آمد:

مرا اختر خفته بیدار گشت/ به مغز اندر اندیشه بسیار گشت.

بدانستم آمد زمان سخن/ کنون نو شود روزگار کهن.

بر اندیشهٔ شهریار زمین/ بخفتم شبی لب پر از آفرین.

دل من چو نور اندر آن تیره شب/ نخفته گشاده دل و بسته لب.

چنان دید روشن روانم به خواب/ که رخشنده شمعی برآمد ز آب.

همه روی گیتی شب لاژورد/ از آن شمع گشتی چو یاقوت زرد.

در و دشت برسان دیبا شدی/ یکی تخت پیروزه پیدا شدی.

جوانیش را خوی بد یار بود./ ابا بد همیشه به پیکار بود.

برو تاختن کرد ناگاه مرگ/ نهادش به سر بر یکی تیره ترگ.

بدان خوی بد جان شیرین بداد/ نبد از جوانیش یک روز شاد.

یکایک از و بخت برگشته شد/ به دست یکی بنده بر کشته شد.

برفت او و این نامه ناگفته ماند/ چنان بخت بیدار او خفته ماند..

یکی نامه بود از گه باستان/ فراوان بدو اندرون داستان.

پراگنده در دست هر موبدی/ از و بهره‌ای نزد هر بخردی.

سامانیان دوستداران زبان خود و ادبیات فارسی بودند. فردوسی در بخش خسرو انوشیروان، با اشاره به نظم کلیله و دمنه، از رودکی یاد کرد. الگوی هنری او رودکی 858-940 با 82 سال عمر و تا 1 میلیون بیت شعر حکیمانه، حماسی، غنایی، تعلیمی بود که اکنون 1000 بیت مانده. رودکی پدر شعر فارسی، روی فردوسی اثر داشته؛ گاهی تمهای او را هم در شعرش پروراند. 

بانی سبک خراسانی رودکی است که از فردوسی تا اخوان ثالث پیرو دارد. شاید برخی اشعار پراکنده و پرشمار رودکی را فردوسی در کتابخانه خود داشت. شعر رودکی فضا سازی حماسی، بیان آهنگین غنایی، انسانگرایی سبک خراسانی را در عبرت از پیشینیان دارد. نمونه کنونی این فارسی در تاجیکستان با مزار رودکی است.

شعر او تاثیر شاعران چون رودکی، دقیقی، ابو علا معری، برخی کتب پهلوی را دارد. فردوسی با کنجکاوی و ژرف‌نگری کتب پیشین را مطالعه کرد تا آرایه های ادبی را بیابد. شاهنامه نظم غنایی، تعلیمی، تاریخی ست. ولی داستان‌ها تخیل، توصیف، وجدان، حماسه، اخلاق فردوسی را نشان دهند. شاهنامه تفکر طولانی، عمیق، کهن ایرانی بر خیام تاثیر گذاشت. خیام از ایران باستان با خرابه ها، تذکره ها، سفرها آگاه بود. 

زندگی فردوسی در خراسان/ خورشید سان خاور، دور از خلافت بغداد در غرب فلات گذشت. او زبان پهلوی، فارسی، عربی، تاریخ، فلسفه را آموخت. نه خود شاعر نه تذکره نویسان چیزی از کودکی و جوانی او ننوشتند. شاید کتابش هنوز گردآوری نشده بود؛ اشعارش پراکنده در منطقه بودند. پس زندگی او را از ساختار زبانی، بافت تاریخی، رسوم فرهنگی در کتابش، باید دریافت. او کوشا بود که تخیلات انسانگرای خود را در محافل ادبی بیان کند. پیگیری 30 ساله برای پایان دادن کتابش- در 50 هزار بیت در 60 سال، متوسط ماهی 100 بیت یا سالی 1000 بیت- را رها نکرد. اگرچه با مناعت گفت که دانش را کرانه ای نیست. 

دیوان‌ شاعران متقدم و معاصرش را خوانده؛ با رفقای شاعرش بشین و برخاست داشت. با دیدن یک واژه تشخیص می داد که فارسی یا عربی است. باید پژوهش شود که تلفظ برخی واژه ها مانند سخن بر وزن کوپن از روی قافیه- فارسی، توسی، هراتی اند؛ یا در 1000 سال به تلفظ کنونی سخن بر وزن کهن گذار کرد. نکات برجسته فردی و اجتماعی شاهنامه بقرار زیرند:

-ترس از تکفیر به زندقه، الحاد، زرتشتی شاعر را محافظه کار کرد. 

– ناظر رفتار بشر بود. او به خدای مهربان، خیر خواه، بخشنده باور داشت. ولی باور های رایج را هم بکار گرفت.

– هدف زندگی: نکونامی، بیآزاری، کمک به دیگران، میهن دوستی بو؛ نه خوشباشی خیام: چون می گذرد عمر چه شیرین و چه تلخ/ پیمانه چو پر شود چه بغداد و چه بلخ.

– لاادری/ ندانگرا: ناتوانی انسان در گریز از مرگ، بیماری، جنگ – ندانستن اسرار را دامن زد. حدسیات، خرافات، باورها به اصطلاح امروز “تئوری توطئه” را گسترش دادند.

-بودیسم شرق یعنی هند و چین در افغانستان در اوخر ساسانیان با ترجمه کتب هندی در خراسان رایج بود. درویشی و مرتاضی در ایران، گذشت از لذائذ و اقلام مادی، از زمان مانی رایج بودند. این ساده زیستی را حواریون مانی به تورفان در غرب چین از راه خراسان بردند. بدبینی و دنیاگریزی در کارمای بودا و تقدیرگرایی زروانی اند. چرخه تناسخ. سامپسارا Saṃsāra  واژه سانسکریت بمعنی سرگردانی، آوارگی با فهم چرخه تغییر، تناسخ است. دگرسانی از مرگ و تولد دوباره انسان در شکل گل و جانور بر زمین بخش دیگر این باور است. 

-کارما karma چرخه معاد، حیات، ممات، برگشت به زندگی نوین برخی باورهای هندویی و بودایی اند.  هستی آتی را رفتار انسان در این جهان و هستی پیشین او  سازد. سهم، سر نوشت، تقدیر از پیش تعیین شده؛ فرد آن را اجرا کرده؛ اجر نیک و بد را گیرد. شاید آنتروپی ثابت جهان مجموع سیستمهای بسته با افزایش آنتروپی/ آشوب نسخه مدن آن باشد. در فارسی: از این دست بدی؛ از آن دست می گیری. تو نیکی میکن و در دجله انداز /که ایزد در بیابانت دهد باز. سعدی.

– جبر: تقدیرگرایی زروانی خوشبینانه او را خیام برابر از پیش دانستن کند: می خوردن من حق ز ازل می دانست. رستم در جنگ با اسفندیار اختیار داشته؛ ولی با شعار سوم شخص بین او اسفندیار، روی جبر تاکید کرد: به یزدان پناه و به یزدان گرای/ که اویست بر نیک و بد رهنمای.

-اختیار در بحران فرد در محدودیت محیط تبلور یابد. نقش انسان شناخت و مدیریت بحران است. حافظ اختیار را در این بیت شعار داد: چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد/ من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک. ناصر خسرو جبر را کنار گذاشته؛ با تاکید بر اختیار گفت: چو تو خود کنی اختر خویش بد/ مدار از فلک، چشم نیک اختری را.

فردوسی از نشیب و فراز، ثنویت درد/ مهر، حفظ صحه تن، امساک از خشم، تاخیر نکردن، حذر از قدرت پرستی، گذشت، بخشندگی، ستایش خرد و داد، گفت. او رسیدن به هدف را پس از رنج راه وعده دهد. شعار انسانی دهد: بیا تا همه دست نیکی بریم. پندهای شاهنامه فراوانند:

از آن پس که بسیار بردیم رنج/ به رنج اندرون گرد کردیم گنج.

شما را همان رنج پیشست و ناز/ زمانی نشیب و زمانی فراز.

چنین است کردار گردان سپهر/ گهی درد پیش آرَدَت، گاه مهر.

گهی بخت گردد چو اسپی شموس/ به نُعم اندرون زُفتی آردت و بؤس.

بدان ای پسر کاین سرای فریب/ ندارد ترا شادمان بی‌نهیب.

نگهدار تن باش و آن خرد/ چو خواهی که روزت به بد نگذرد.

بدان کوش تا دور باشی ز خشم/ به مردی به خواب از گنهکار چشم.

چو خشم آوری هم پشیمان شوی/ به پوزش نگهبان درمان شوی.

به فردا ممان کار امروز را/ بر تخت منشان بدآموز را.

مجوی از دل عامیان راستی/ که از جست‌ و جو آیدت کاستی.

وزیشان ترا گر بد آید خبر/ تو مشنو ز بدگوی و انده مخور.

نه خسرو پرست و نه یزدان‌پرست/ اگر پای گیری سر آید به دست.

بترس از بد مردم بدنهان/ که بر بدنهان تنگ گردد جهان.

سخن هیچ مگشای با رازدار/ که او را بود نیز انباز و یار.

سخن بشنو و بهترین یادگیر/ نگر تا کدام آیدت دلپذیر.

سخن پیش فرهنگیان سخته گوی/ گه می نوازنده و تازه‌روی.

مکن خوار خواهنده درویش را/ بر تخت منشان بداندیش را.

هرانکس که پوزش کند بر گناه/ تو بپذیر و کین گذشته مخواه.

همه داده ده باش و پروردگار/ خنک مرد بخشنده و بردبار.

چو دشمن بترسد شود چاپلوس/ تو لشکر بیارای و بربند کوس.

به جنگ آنگهی شو که دشمن ز جنگ/ بپرهیزد و سست گردد به ننگ.

وگر آشتی جوید و راستی/ نبینی به دلش اندرون کاستی.

ازو باژ بستان و کینه مجوی/ چنین دار نزدیک او آب‌روی.

چو بخشنده باشی گرامی شوی/ ز دانایی و داد نامی شوی.

تو پند پدر همچنین یاددار/ به نیکی گرای و بدی باد دار.

همی خواهم از کردگار جهان/شناسندهٔ آشکار و نهان.

که باشد ز هر بد نگهدارتان/ همه نیک نامی بود یارتان.

ز یزدان و از ما بر آن کس درود/ که تارش خرد باشد و داد پود.

نیارد شکست اندرین عهد من/ نکوشد که حنظل کند شهد من.

بیا تا همه دست نیکی بریم/ جهان جهان را به بد نسپرسم.

آرایه های ادبی و شگردهای زیباشناسیک شاهنامه رکنی مهم در شعر فارسی اند. حفاری 100 آرایه ادبی در شاهنامه نیاز به یک عمر ممارست در سبک خراسانی و این کتب سترگ دارد. چند تا از آنها در اینجا آیند. تشبیهات فردوسی رزمی اند. نمونه: مژگانت همی گذر کند از جوشن/ مانند سنان گیو در جنگ پشن. 

در 7خوان رستم توصیف مناظر دلنشین فراوان ند. نمونه خوان 4: درخت و گیاه دید و آب روان. توصیف غنایی بهار با اثر باران بر گیاه و گل در نمونه زیر آمد:

ز فرش جهان شد چو باغ بهار/ هوا پر ز ابر و زمین پرنگار.

از ابر اندر آمد به هنگام نم/ جهان شد به کردار باغ ارم.

واژه ها صدای میدان‌ نبرد، چارهجویی سریع، صلابت جنگجویان را با بسآمد چ و خ صدای زه کشی تیر القاء کنند:

چو چپ راست کرد و خم آورد راست/ خروش از خم چرخ چاچی بخاست.

چو آورد یال یلی را به‌ گوش/ ز شاخ گوزنان برآمد خروش.

فردوسی حماسه سرا، مثبتگرا، خوشبین در پایان داستان تلاش فرد، تراژدی آورد. او اغلب شابد بخاطر ارکان وزن عروض چینش دستور زبان را پس و پیش کند. استثنا: توانا بود هر که دانا بود/ ز دانش دل پیر برنا بود. این بیت ساختار دستوری را بهم نزد. سعدی مداراگرا، مصلحتمدار، مصلح است. او در پس خرابی مغول فرد را به سازش، صلحجویی، اصلاحات خواند. سوای شخصیت و استعداد ادبی فردوسی و سعدی، زمانه شان هم توفیر دارد. 

قیاس بوستان و شاهنامه‌ در بیت زیر – کدام روانتر است؟ فردوسی سرود: بَرَد کشتی آنجا که خواهد خدای/ وگر جامه بر تن دَرَد ناخدای. سعدی در بوستان سرود: خدا کشتی آنجا که خواهد بَرَد/ وگر ناخدا جامه بر تن دَرَد. ساختار دستوری بیت سعدی روانتر و بدون شکستن نحوی است. تاثیر جامعه بر شاعر نه تنها ادراک او را محاط است؛ بلکه بیان او را هم تنظیم کند- یعنی بیان شعر بنا به مخاطب رگله شود. 

هر 2 بیت وزن مشترک دارند؛ بیت سعدی روانتر است. در بیت ساختار جمله فارسی را سعدی مراعات کرده؛ فاعل و فعل را طبیعی بکار برد. سعدی 30 سال از زادگاه ش به مصر، حجاز، شام، غرب چین سفر کرد. سعدی از مشاهدات و تجارب خود مصلحتگرا بود. او نوشت:

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد./ دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست.

به روزگار سلامت سلاح جنگ بساز./ و گرنه سیل چو بگرفت، سد نشاید بست. 

چنان قحط سالی شد اندر دمشق/ که یاران فراموش کردند عشق. 

او کتاب فردوسی را خوانده بود! هر دو تقدیرگرای ند؛ اراده انسان را در جبر الهی ندید گیرند. فردوسی دستور زبان فاعل مفعول فعل را شکست. آبادی، بهداشت، ورزش برنامه ریزی دراز مدت خواهند. فردوسی دهقان/ خرده مالک برای کشت برنامه ریز واقعگرا بود. در سختی معیشت، فرهنگ و عشق به میهن را در یاد داشت. 

منابع. ‏2020‏/08‏/24

https://ganjoor.net/ferdousi/shahname/aghaz/sh3/