سیاست گران یا معامله گران؟

محمدولی

ترکیب عجیبی از به اصطلاح سیاستگران گردهم امده تا بر سرنوشت ملت مسلط شوند. یکی معتقد بوحدت ملی نیست وانرا برتری ملی تعریف میکند، دیگری به سمبولها ونماد های ملی ازروی تکبر یا خود نمایی اهانت مینماید، کسی خودش را مافوق مردم تصور میکند وچند بی مسئولیت مقام طلب از همین قماش شعار رفتن به کوه وجنگ مسلحانه را تازه میسازد ، فردی هم از پاکستان التماس نظر رحمت یکسان به همه اقوام کشوررا داشته میخواهد دست الطاف ان بر سرش سایه افگند وچند تن دیگر صرفآ مشترکات دینی را پرده دار اعمال پاکستان در حق افغانستان ساخته میخواهند زیر این پرده داری برای دست بلند پاکستان در امور افغانستان توجیه وروایت دینی بدهند،اما همه میگویند اتباع افغانستان هستند ومنظور شان ازین تزرع وتنزل در برابر ان عفریت منطقه منافع ملی افغانستان است.
آغایون !
اگر دراستان بوسی های شما منافع ملی مضمر است پس چرا:
– بوحدت ملی این ملت معتقد نیستید بلکه به وحدت جدا گانه قومی چسپیده اید؟
– به عناصر نمادین وحدت ملی چون شخصیت های ملی ، بیرق ملی، سرودملی وزبانهای ملی اهانت میکند وانهارا از خود نمیدانید؟ انکه درکشور دیگر به احترام سرود ملی افغانستان به پا نمیخیزد وبراین نماد وحدت ملی باورندارد چرا به ناحق اکت ادعای منافع ملی را میکند ؟ مگر هنوز معتقد به سیاست فدریشن پاکستان- افغانستان است یا با این اکت سطح بی وفایی به وطن ووفاداری به گذشته های قبلی اش درپاکستان را نشان میدهد؟
– اگر مشترکات عقیدتی سرمنشاء حل معضلات جاری میان دو کشور اسلامی بوده میتواند پس ممالک عربی ازین اصل بیشتر از ما مستفید شوند وخادم حرمین و شرفین به کشتار مردم مسلمان یمن خاتمه بدهد، ازحق مردم فلسطین در مقابل یهود حمایت قاطع کند و به همدستی با اسرائیل علیه ایران اسلامی خاتمه دهد.
– وقتی فردی از پاکستان التماس الطاف یکسان برهمه اقوام افغانستان میکند اورا به منافع ملی ونمایندگی افغانها چه؟ این جفای بزرگ در حق همه اقوام کشور میباشد.درین تقاضا ان الطاف پاکستان جا دارد که گویا به پشتونها رواداری شده است.
پاکستان به پشتونها چه کرده است که انرا به همه اقوام افغانستان یکسان بسازد؟ به پشتونها سلاح داده است، انهارا به جنگ کشانده است، جوانش را از تعلیم باز مانده است ومانع پلان های انکشافی دران مناطق شده است ( برادران پشتون بر من خرده نگیرند این توانایی پاکستان ناشی از همسرحد بودن با مناطق پشتون نشین است گرچه حالا خط جنگ را تا امو ومرغاب امتداد داده است اما درین مناطق نسبت بعد مسافه نمیتواند مانند مناطق پشتون نشین اسانتر عمل کند) .
این سیاستگر همین مراحم پاکستان را برای دیگر اقوام مطالبه میکند ونظر یکسان پاکستان را مانند پشتونها برای دیگر اقوام می طلبد یعنی از پاکستان میخواهد الطاف جنگی ات را به همه اقوام عنایت فرما تا جوانان انها نیز ازتعلیم بازمانند ومناطق مصروف در جنگ عقب مانده تر شوند یا دوباره فعال ساختن راه (گرم چشمه) سرحد میان چترال پاکستان وبدخشان را باارسال لاری های سلاح انطوریکه به احمد شاه مسعود میفرستاد فعال سازد. ازین مطالبه بوی جنگ می اید. وقتی پروسه های دموکراتیک سراسری برای همه تا کاندیدی پارلمان وریاست جمهوری ممکن باشد فکر جنگ برای چه؟
مگر ارسال سلاح برای جنگ تجزیه طلبانه نخواهد بود چگونه طرفداری از منافع ملی است که با سلاح پاکستانی خیال تجزیه در سر باشد؟
پاکستان در کجای مناطق سرحدی پروژه ای مفیدی را به کار انداخته است ، کدام مکتب یا پوهنتون، سرک اسفالت شده،پروژه اب اشامیدنی، پروژه برق ،شفاخانه وکلنیک، تخم بذری و کود کیمیاوی ویا کدام نیت نیک دیگر که باز این حسن نیت را بنا بر مطاله شما بر همه اقوام یکسان سازد.
هیچکدام اینان بدرد این کشور نمیخورند بلکه در پی ویرانی بیشتر ان هستند .
ایکاش این ملت بیدار میشد تا ازچنگ این معامله گرا خودرا نجات میداد.