سپاۀ پاسداران ایران وآی اس آی پاکستان دو روی یک سکۀ جنایت آفرینی  در افغانستان

نویسنده : مهرالدین  مشید

هفتۀ گذشته برایان هوک، نمایندۀ ویژۀ امریکا در امور ایران  در پایگاهی در نزدیکی واشنگتن مجموعه یی از تسلیحات سبک و سنگین را به خبرنگاران نشان داد و گفت، این تسلیحات به وسیله ایران در اختیار شبه نظامیان حوثی در یمن و طالبان در افغانستان قرار داده شده است. به گفته آقای هوک بعضی از این تسلحیات که شامل یک موشک زمین به هوا و چند پهپاد بود، در جستجو از کشتی های باری راهی یمن و بخشی دیگر به وسیله نظامیان عربستان سعودی به دست آمده است. وی با اشاره به موشک سفید رنگ که در آن نوشته شده”موشک صیاد- 2″ گفت، این نشان می دهد که این موشک ساخت ایران است و همچنان به به تسلیحات ضد تانک اشاره نمود که ایران آنها را پس از سال ۲۰۰۷ میلادی در اختیار طالبان قرار داده است.  وی این را نقض آشکار قطعنامه های سازمان ملل متحد خوانده و افزود که این برای ایران مهم نیست. این موشک ها توانایی هدف گیری هواپیما های نظامی را دارا اند. نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد نیز سال گذشته در برنامه مشابهی، ایران را به انتقال موشک های بالستیک به حوثی های یمن متهم کرده بود. سخنان آقای هوک یک روز پس از آن بیان شد که نمایندگان سنای آمریکا با بررسی طرح منع پشتیبانی نظامی آمریکا از عملیات عربستان در یمن موافقت کردند و فشار بر دولت دونالد ترامپ در رابطه با جنگ یمن رو به افزایش گذاشته است.

این در حالی است که پیش از این مقام های افغانستان در هرات از بدست آوردن اسلحهء نوع فجر از نزد طالبان یاد آور شده بودند. این بار نخست نیست که پنتاگون موجودیت اسلحلۀ ایرانی در افغانستان را می کند؛ بلکه پیش از این نیز مقام های افغانستان بار ها در حوزه غرب کشوراز بدست آوردن سلاح ایرانی سخن گفته اند که مقام های ایران هر از گاهی از دادن کمک های شان به طالبان انکار کرده اند و این بار نیز سفارت ایران به تماس های مکرر خبرنگاران پاسخ نداد. وزارت داخله در این باره گفت، حکومت افغانستان سرگرم بررسی در این باره است. سخنگوی وزارت داخله در حالی این سخن را گفت که پیش از این بارها سلاح ایرانی در غرب کشور نزد طالبان شناسایی شده است. اما انکار حکومت افغانستان از افشآی مداخلهء ایران به دلیل حفظ مناسبات نیک همسایگی است و اما آخوند های بی شرم ایران این سکوت را درک نکرده و آن را دلیل بیخبری حکومت افغانستان تلقی کرده و کمک های شان به طالبان ادامه می دهند. آخوند های تروریست پرور ایران می خواهند با صدور تروریزم به افغانستان و عراق و سایر کشور های شرق میانه مردم ایران را از اصل قضایای این کشور منحرف کند تا خشم و نفرت مردم ایران نسبت به آخوند ها لبریز نشود. هدف اصلی آخوند ها اغوای افکار مردم ایران از واقعیت های این کشور است تا بر سیطرهء ستمگرانه شان بر مردم ایران ادامه بدهند. دیر نخواهد بود که تعزیرات آمریکا بر استبداد آخوند ها  پایان بدهد و مردم ایران از شر آخوند ها هرچه زودتر رهایی یابند.

مداخلۀ ایران و پاکستانی در افغانستان دیگر موضوعی تازه نیست و این دو کشور مداخله گر و تمامیت خواه پس از تهاجم شووری زیر نام دفاع از جهاد مردم افغانستان به مداخله در امور افغانستان آغاز کردند و این مداخله تا امروز به به بهانه های گوناگون ادامه دارد. شهروندان افغانستان می دانند که استخبارات بدنام و تروریست پرور پاکستان و سپاهء پاسداران آخوند های ایران در شیطنت و جنگ افروزی و مداخله در کشور های منطقه و جهان بویژه در افغانستان و سوریه و عراق و یمن و هند و سایر کشور های جهان به مثابهء دو روی یک سکه اند که نهایت بی شرمانه و ضد روابط همسایگی در افغانستان مداخله می کنند. این دو شبکه از طریق نوکران شان با پیشقراولای طالبان در صدد راه اندازی بدترین توطیه ها در افغانستان اند. این دو شبکه جهنمی در تمامی توطیه ها و فاجعه آفرینی ها در منطقه دست دارند و حتا فراتر از استخبارات انگلیس در قرن نوزدهم دست دارند. در گذشته ها گفته می شد که هرگاه دو موش در یک سوراخ جنگ کند و پس از ردیابی فهمیده می شود که در عقب آن انگلیس قرار دارد؛ اما امروز این عرادهء شیطانی را این دو شبکهء شیطانی به پیش می بردند. این دو شبکه چنان شبکه های عنکبوتی را در افغانستان بوجود آورده اند و در میان شماری گروهها و نهاد های رسانه یی و جامعهء مدنی و حقوق بشر نفوذ دارند و آنها را در قبضه دارند که که هر طوری که خواسته باشند آنها را به نفع سیاست های شیطانی خود می چرخانند و حتا توانایی های مرموز سمت و سو دهی حرکت هایی را در نماد مردمی دارند و توانایی به انحراف کشاندن اراده های پاک توده ها را در راستای منافع ملی خود دارند. این گونه فعالیت های شیطانی شبکه های شیطانی ور افغانستان یک امر عادی شده و اما آنچه مهم است اینکه مردم ما باید هوشیاری خود را حفظ کنند و فرصت ندهند که دلالان سیاسی با استفاده از قوم و زبان و مذهب از آنان استفادهء ابزاری کنند. بویژه برای جوانان کشور لازم است که منافع ملی برای شان خط سرخ تلقی شود و نباید به دلالان سیاسی اجازه بدهند که به بهای بازی کردن به منافع ملی آنان، کشور را در جهت اهداف شخصی خود سمت و سو بدهند و به آشوب بکشانند.

نظامیان پاکستان بویژه شبکۀ استخباراتی این کشور و همچنان ایران بویژه سپاۀ پاسداران آن از چهل سال بدین سو در افغانستان مداخلۀ آشکارا دارند و به زعم خود شان به مثابۀ دایه های شیرین تر از مادر در حق مردم افغانستان عمل می کنند. در حالیکه در هر قدم جز نابودی و بربادی افغانستان هدف دیگری ندارند. مداخلۀ هر دو کشور در افغانستان ابعاد استراتیژیک دارد. هر دو کشور در تلاش ناامن سازی افغانستان اند و هر دو کشور به ظاهر اسلامی برنامه های شیطانی و ضد مناسبات نیک همسایگی و ضد اسلامی را در افغانستان دنبال می نمایند. به همگان آشکار است که پاکستان جنگ نیابتی برضد هند و ایران جنگ نیابتی برضد امریکا را در افغانستان تعقیب می کند و عرادۀ شیطانی هر دو کشور از بام تا شام در زوایای روشن و تاریک افغانستان در حرکت می باشند. از سویی هم هند جنگ نیابتی برضد پاکستان،  امریکا جنگ نیابتی برضد روسیه وایران و چین و روسیه هم جنگ نیابتی برضد امریکا را در افغانستان دنبال می کنند. این کشور ها افغانستان را به میدان بازی های کلان راهبردی خود بدل کرده اند. در این جنگ ظالمانه بیشترین آسیب را مردم افغانستان متحمل شده اند و هر روز جان ده ها هموطن بیگناۀ ما را می گیرد، دهها زن را بیوه و صدها کودک را یتیم می کند. این جنگ هر روز در افغانستان بیداد می کند و افغانستان را به یکی از کشور هایی بدل کرده است که هر روز دهها جنایت بشری در آن انجام می شود. چنان جنایت بشری در این کشور بیداد می کند که فریاد رسی هم ندارند و تنها چیزی که آشکار است، همگان در پی توجیۀ جنایت های شان می باشند و بس.

در این تردیدی نیست که تمامی کشور های منطقه و جهان که درگیر اوضاع افغانستان اند، دنبال منافع اقتصادی و سیاسی شان اند وهدف از سرازیر شدن کمک های آنان به افغانستان برآورده شدن اهداف راهبردی آنان است؛ اما در این میان مداخلۀ ایران وپاکستان در افغانستان به مثابۀ دو همسایۀ آزمند و کینه توز، خطرناک تراز هر کشوری به شمار می رود. هرچند جنگ هر دو در افغانستان نیابتی است و اما در واقع تداوم مصیبت ها و تراژدیدی های پیهم در افغانستان ریشه در مداخله های این دو کشور دارد که هر دو با صدور تفتنگداران بی فرهنگ افغانستان را به تباهی کشانده اند. ایران با استفاده از مزدوران شان جنگ بر سر مدیریت آب در حوزۀ  جنوب و غرب دامن می زنند و پاکستان به بهانۀ رسیدن به رویا های عمق استراتیژیک منافع راهبردی افغانستان را ماتم سرا بدل کرده اند. سخن معروفی است که می گویند”از ماست که برماست” عامل اصلی دخالت هر دو کشور در افغانستان خودی ها اند و این شهروندان افغانستان بوده اند که از سال ها بدین سو با قبول حلقۀ غلامی از سوی شبکه های جهنمی پاکستان و ایران تحت نام های گوناگون کشور شان را به تباهی کشانده اند. مثلی که دیروز پاکستان شماری رهبران و فرماندهان جهادی سنی و ایران شماری رهبران و فرماندهان شیعی را به مثابۀ پادو های خود استفاده کردند و آنان را پس از آخرین استفاده ها استفراغ کردند و شماری ها را در آستین دارند. این دو کشور پس از سقوط طالبان به بازی خود به گونۀ دیگر و با سناریوی چندگانه نیز ادامه دادند که امروز می بینیم پاکستان و ایران در همکاری نزدیک با روسیه از طالبان برضد حکومت و مردم افغانستان استفاده می کنند.

در این شکی نیست که سپاۀ پاسداران ایران و آی اس آی پاکستان دو روی یک سکۀ جنایت آفرینی ها در افغانستان اند و اما نباید فراموش کرد که با افگندن بار مسؤولیت رخداد های چهل دهه ممکن نیست که از بار مسؤولیت خودی شانه خالی کرد؛ زیرا مسؤولیت بیشتر به دوش خود ما بویژه آنانی است که از آب و خاک این کشور استفاد کرده اند و اما با بی پاسی و نمک ناشناسی تمام با مردم و مادر وطن خیانت کردند و عده یی بوزینه وار به دنبال آنان رفتند و بر رغم جنایت های آشکار و وطن فروشی های عیان آنان باز هم از آنان بحیث رهبر و رهنما و رهگشا پشتیبای کرده اند و در دام شعار های قومی و مذهبی و مکر های سیاسی آنان اسیر شده اند. گیریم ۵۱ در صد مسؤول حوادث کنونی در کشور ما کشور های منطقه و جهان است و اما ما هیچ گاهی نمی توانیم از مسؤولیت ۴۱ درصدی آن شانه خالی کنیم. گیریم سرقافلۀ راه اندازی تنش های قومی و مذهبی و گروهی در کشور شماری سیاستگران منعفت طلب و سود جو  است و پس گناۀ بزرگ تر از آن وجود دارد که ما به دنبال آنان می رویم و به قار قار آنان گوش می دهیم و میمون وار از آنان تقلید می کنیم. پس پیش از آن که دیگران را ملامت کنیم و باید گفت که از ” ماست که برماست”. عده یی تحت نام رهبر و سیاستگر با دست بوسی خارحی ها تن به ذلت داده و با قبول مزدوری شبکه های استخباراتی آسیا سنگ ذلت و خواری و اسارت را بر سر های مردم ما می چرخانند. در نتیجۀ این فرمانداری از بیگانه ها است که امروز کشور ما عرصۀ بازی های جنایت کارانۀ شبکه های استخباراتی جهان و منطقه و بویژه ایران و پاکستان شده اند . یاهو