سرود تمدن

رسول پویان

پیام دل ز هریوا وطرف جیحون است

بیاد عشـق دل نسـل پاک سیحون است

خـجـسـته بـاد ســــرود تـمـــدن دل هـا

چوشعر رابعه زیبا ونغزوگلگون است

هـنـوز زمـزمـۀ رودکی بـه گـوش آیــد

ترانه های دل تان همیشه موزون است

چکامـه هـای دقـیقی و شـعر فـردوسی

حماسـه پرور تاریخ عصرمیمون است

خمار تاک هـری گشت، نصر سـامانی

زبسکه نشوۀ چشم هری پرافسون است

قصـیده یی که از آن بـوی مولـیـان آیـد

زخو و بوی هریواو سغد مشحون است

خجـنـد و بلـخ و بخـارا بـود یـار هـری

کابل ودهلی وتهران یار بی چون است

جامی وخسرو وسعدی رفیق می باشند

سرودحافظ و بیدل شهد ومعجون است

اگـر حکایـت لـیــلا و قـیس بـشـنـیــدی

به ده وشهر خراسان هزارمجنون است

نـوا به شـاخۀ دل تـا خجـسته می گردد

وصال یـار گل سـرخ باغ مفـتون است

سخـن ز عـمـق دل پاره پاره بـر خیزد

ترانه وغزل عشق شور مضمون است

11/4/2019/ 22/1/1398