زنان و مهاجرین سیاسی در آثار تورگنیف

نصرت شاد

 

تورگنیف ؛ زیبایی طبیعت و فقر روستاها

 

طرع مسائل و مشکلات روستاها و دهقانان در میانه قرن 19 میلادی با کمک رمان ،تقریبا در تمام کشورهای اروپایی مد روز بود . یکی از اینگونه نویسندگان ،تورگنیف (1883-1818) ،نویسنده روس بود . او به شرح و توصیف زندگی روستائیانی پرداخت که گرفتار نظام طبقاتی ارباب و رعیتی بودند . تورگنیف را باید وقایع نگار واقعیات جامعه روس مخصوصا فرهنگ اشراف زمیندار بشمار آورد .

برخلاف گوگول که دهقانان را تنها قربانی و مظلوم نظام فئودالی تزاری نشان میداد ، تورگنیف درآثارش انسانهایی معمولی ، خون گرم ، بزرگمنش ، صادق ، بااستعداد ، مهربان ، باوفا و تیزهوش را معرفی میکند که درگیر مبارزه با ارباب خشن ، منحرف ، نادان ، مزخرف ، و فاسد هستند ، و دهقانانی که با وجود فقر و ظلم و ستم و استثمار و تحقیر ، در امور روزانه زندگی افرادی امیدوار و شکست ناپذیر بنظرمیرسند .

تورگنیف با انتقاد از نظام فئودالی، پیام آور شکل گیری نیروهای بورژوا دمکراتیک جدید روس بود . غیراز موضوع دهقانان ، در زمان او احترام به زنان نیز در ادبیات اغازگردید و او برای نخستین بار زنانی را با شخصیت های قوی و مستقل در ادبیات روس مطرح نمود . در رمانهای تورگنیف زنان اغلب در رابطه با مبارزات اجتماعی ،ازمردان قوی تر هستند و با تکیه بر صداقت ، خوش قلبی ، شوق و اشتیاق به زندگی و خانواده ، پا به پای مردان درزندگی ناگوار، فعال و کوشا هستند .

شش رمان معروف تورگنیف سندی تاریخی و جامعه شناسانه از اوضاع مملکت روس در میانه قرن 19 میلادی هستند .او به شخصیت های آثارش القابی مانند عقلگرا ، رمانتیک ، ایده آلیست و رئالیست میداد .و چون او در محتوای آثارش از مفاهیمی مانند سوسیالیست ، کمونیست ، لیبرال ، کاپیتالیست ، پرولتاریا ، بورژوا ، و دیگرجریانات و گروههای ایدئولوژیک استفاده میکند ، میتوان اورا پایه کذارادبیات سیاسی و اجتماعی دانست .

ازجمله موضوعات مطرح شده در آثار او- عشق ، طبیعت و هنر هستند . تورگنیف خودرا مدافع ارزشهای لیبرال فرهنگ اشرافی میدانست و نه نماینده عقاید رادیکال اجتماعی . درآثاراو میتوان رابطه انسان با هنر،طبیعت و عشق را مشاهده نمود . وصف عالی قهرمانان داستان ، شرح و تصویرشاعرانه طبیعت و مناظر رمانتیک محیط روستاها ، زبان آهنگین و شاعرانه ، ازجمله توانایی های ادبی تورگنیف در پروسه رمان نویسی اش هستند .

او در رسای زبان مادری اش مینویسد – درروزهای یاس و ناامیدی، درلحظات تنهایی ، و احساس بی وطنی ، بیگانگی و پرت افتادگی ، تو بزرگترین تکیه گاه ما ؛ نسل بربادرفته ، هستی . تورگنیف غیراز واردکردن مفهوم “نیهلیست ” به ادبیات روس ، خالق شخصیت های “هاملتی” در آثارش نیزاست .

اودرسالهای نوجوانی زیرتعثیرفلسفه هگل ودرمیانه سالی تحت تعثیرفلسفه منفی وناامید شوپنهاور بود. وی در سالهای جوانی پیرو عقاید انقلابی دمکراتیک بلینسکی بود ولی بعدها بامحافل انقلابی از جمله چرنیشفسکی قطع رابطه نمود وسرانجام بعد ازسالها مهاجرت وزندگی درخارج ، بارسیدن به سن کهولت ، از خوشبینی انقلابی هگلی به بدبینی و شک فلسفی شوپنهاور رسید ، یعنی وضعیت فرهنگی که آنزمان بین روشنفکران اروپا مد روزو مطرح بود.

تورگنیف درآلمان و فرانسه شخصا با مشاهیری چون شلینگ و فلوبر و هرتسن و موپاساد آشناشد . به نظر مورخین ادبیات ، او باعث آشنایی خوانندگان غربی با ادبیات روس در قرن 19گردید . وی در دوران مهاجرت با نویسندگان و روشنفکران مهمی مانند فلوبر و موپاساد و مالارمه و زولا و هنری جیمس و باکونین و هرتسن آشنا گردید . بعضی ازانها از نظرادبی زیرتعثیرتورگنیف قرارگرفتند .

تورگنیف درژانرهای رمان و نوول و درام و شعر و یادداشتهای ادبی دارای آثاری است ؛ از آنجمله – پدران و پسران، یادداشت های یک شکارچی ، لانه اشرافی ، رودین ، سرزمین نو، راهی بسوی خلق ، بی پولی ، بعدازظهر ، نخستین عشق ، دود ، لانه اربابان ، اشعار نثری ، و ترانه عشق آوازه خوان ، هستند . شش رمان او در طول 25 سال نوشته شدند .

اودرکتاب ” یادداشت های یک شکارچی ” الکساندر دوم تزار روسیه را چنان تحت تعثیر قرارداد که گویا به قانون اصلاحات و حذف نظام ملوک الطوایفی تن داد . تورگنیف در این رمان به ابدی نمودن ادبیات دهقانان موفق شد . قهرمان رمان ” رودین ” اورا باکونین حدس میزنند. تورگنیف در این رمان به انتقاد از محافل مهاجرشبه انقلابی روس میپردازد . کتاب ” نخستین عشق ” او را یکی از بهترین داستانهای عشقی ادبیات جهان بشما ر می آورند .

تورگنیف روشنفکران آنزمان روسیه را دون کیشوتهایی بی عمل نامید و در رمان ” سرزمین نو ” سخن از انقلابیونی است که بدلیل بحرانهای روانی و شخصی ، گاهی دست به خودکشی میزنند.عنوان رمان ” پدران و پسران ” اوبیشتراشاره به اصلاحات دهقانی و فرهنگ اجتماعی دونسل برای اصلاحات و انقلاب است تا اختلاف سنی دونسل . اودرکتاب ” لانه اربابان ” افسردگی و انحطاط اشراف زمیندار را نشان میدهد . صاحب نطران آنرا بهترین اثراوبشمار می آورند .

در دو رمان دود و سرزمین نو اوبه شعاراحساساتی نارودنیکی ” روشنفکران انقلابی به میان خلق بروید ! ” میپردازد. تورگنیف در این کتاب ازخود گذشتگی مبارزان انقلابی که شانس پیروزی در مبارزه مسلحانه ندارند و محکوم به شکست هستند ، سخن میگوید . در رمان ” دود ” اوبه انقلابی گری ناپیگیر محافل مهاجرسیاسی اشاره میکند . مجموعه آثار 10 جلدی تورگنیف نخستین بار در سال 1968 در آلمان منتشر شد .

تورگنیف یکبار به سبب سخنرانی به مناسبت سالگرد مرگ گوگول و قدردانی از خلاقیت و زحمات او، تحت تعقیب سازمان امنیت دولت تزاری قرار گرفت و به یکسال زندان و حبس خانگی محکوم گردید .

ایوان  تورگنیف در روسیه به تحصیل فلسفه و ادبیات در دانشگاه پرداخت . او بطور پراکنده و هر از گاهی اشعاری نیز به سبک بودلر ، پوشکین ، لرمانتف ، و گوگول سرود . سرانجام ولی در پایان عمر پر فراز و نشیب خود، به شخصیت واقعی طبقاتی اش یعنی عرفان عاشقانه یا یاس فلسفی رسید .

Iwan Turgeneyew 1818 – 1883