رییس استخبارات امریکا از یک تغییر در افغانستان سخن می گوید

نویسنده : مهرالدین مشید

این اظهارات مانور سیاسی و یا واقعیتی در حال شکل گیری است

جیمز کلپر، رئیس اداره ملی استخبارات ایالات متحده امریکا، که به شمول سازمان مرکزی استخبارات (سی آی ای) همآهنگی ۱۶ ادارهء استخباراتی امریکا را مدیریت می کند. در یک مجلس استماعیه سنای امریکا گفت که افغانستان در سال ۲۰۱۶ با خطر ناکامی سیاسی روبرو است.  آقای کلپر گفت که همگرایی سیاسی در افغانستان در حال  نزول است، دولت با آزمون های جدی منابع مواجه است و در این میان تهدیدهای جنگی طالبان نیز شدت یافته است. شماری از آگاهان پیوست و ثبات سیاسی نظام افغانستان را شکننده توصیف کرده اند؛ اما آقای اتمر مشاور امنیت ملی افغانستان در واکنش به این سخنان کلپر گفت که سال ۲۰۱۶، سال ثبات ملی، سال استقرار ملی و سال صلح و تحکیم امنیت در افغانستان خواهد بود و افزود که در عین زمان دولت افغانستان و نیرو های امنیتی و دفاعی افغانستان، آماده گی کافی برای از بین بردن دشمنان مردم افغانستان را دارند.

رییس سیا در حالی از شکست سیاسی افغانستان در سال 2016 سخن می گوید که گفته می شود از جمله 354 ولسوالی های کشور 186 آن ها به گونۀ مکمل یا قسمی تحت تصرف طالبان است و حمله های شان خلاف گذشته افزایش یافته است. در ضمن جنگ های طالبان از حالت جنگ و گریز به جنگ جبهه یی بدل شده است. تنها نیرومند شدن طالبان برای حکومت کابل دردسر ساز نیست؛ بلکه در سوی دیگر داعش بحیث نیروی جوانتر در حال صف آرایی برضد حکومت افغانستان است و بر چندین ولسوالی های ننگرهار، ولسوالی های گومل پکتیا و محل های دیگر تسلط دارد. دولت تاکنون نتوانسته داعش را عقب بزند و طالبان را از اطراف شهر کندز و هلمند بیرون کند. دولت تنها در سه ولسوالی هلمند از جمله ۱۴ ولسوالی آن مسلط است و طالبان در بیشتر ولسوالی ها در سراسر کشور حاکم اند و ولسوالی هایی هم که فعال اند، دولت در محدودهء کوچک آن ها حاکمیت دارد. این در حالی است که جان برینین رییس سیا از فعال شدن دوبارهء القاعده در وزیرستان خبر می دهد وآفتاب سلطان ریبس استخبارات پاکستان در نهم فبروری در یک نشست پارلمان این کشور گفت که داعش در پاکسنان فعال است مصروف سربازگیری است و ده ها نفر این کشور را به قصد سوریه ترک می کنند. هرچند وزارت خارجهء پاگستان در واکنش به این اظهارات گفت که داعش سازمان یافته در این کشور وجود ندارد. بنابر این دولت تنها با مخالفت شدید طالبان و داعش برخوردار از پشتیبانی نیرومند پاکستان و سایر شبکه های استخبارات جهانی رو به رو نیست؛ بلکه خطرناک تر از این بااختلاف درونی نیزمواجه است. حکومت به دلیل همین اختلاف تا کنون قادر به معرفی وزیر دفاع و دادگاهء عالی و ریاست عمومی امنیت ملی نشده است. اختلاف ها میان رهبران حکومت چنان آفتابی شده است که دو روز پیش معاون سخنگوی ریاست جمهوری این اختلاف ها را رد کرد و گفت میان ارگ و سپییدار در تمام موارد وحدت نظر وجود دارد. با تاسف که این حرف در عمل ثابت نشده و در عمل همه چیز حکایت از اختلاف گسترده دارد. چنانکه اظهارات اخیر مسعود نمایندۀ رییس جمهور در امور اصلاحات در یک گردهمایی در تخارگفت، حکومت برای سرکوب طالبان ارادۀ سیاسی ندارد. خواستار بسیج مجاهدین پیشین و تشکیل شورا های مقاومت شد. این اختلافات سرنوشت مردم افغانستان را به قربانی گرفته است و  پی آمد آن بدتر شدن اوضاع امنیتی، اقتصادی و نظامی و افزایش نگرانی ها و بیکاری، فرار جوانان، بی سر وسامانی در حکومت و افزایش فساد اداری و بالاخره ناتوانی حکومت برای ایجاد اصلاحات است که سپردن مقام ها نه بر بنیاد تخصص و پیشینهء خوب برای افراد مستقل و شایسته انجام می شود؛ بلکه بربنیاد روابط میان دو رهبر حکومت و باند های مافیایی در اطراف آنان تقسیم می شوند. در ضمن سطح بیکاری که درگذشته 25 درصد بود و حالا به چهل درصد رسیده، میزان رشد پایان آمده و ارزش افغانی کم شده است. از سویی هم جرم و جنایت افزایش یافته و کندی اجراات در کار حکومت بیشتر شده است. پس با این حال که هر روز ولسوالی یی دچار تهدید تازه و سقوط قرار می گیرد و سفربری های تازهء نظامیان  امریکایی به هلمند در حال افزابش است. آینده را چگونه می توان پیش بین بود و از این رخداد ها چه پیامدی را می توان در آیندهء نزدیک متصور بود. به حرف رییس سیا یعنی مدیر عمومی هراس افگنان جهانی گوش داد و یا به حرف آقای اتمر رییس عمومی مشاور امنیت ملی یا این که منتظر زمان ماند تا ثابت شود که کی راست می گوید و یا این که تن به تقدیر داد و منتظر نشست که بالاخره بلایی را در پشت حرف های رییس سیا به استقبال گرفت و یا خوش بختی را در عقب حرف های واکنشی آقای اتمر به انتظار نشست. یا حرف های آقای اتمر “شیر غلتی”به پاسخ رییس سیا بجای عکس العمل و پاسخ ترس از تهام بی تفاوتی و بالاخره امید میان تهی دادن برای مردم به عنوان اتمام حجت؛ کدام یک را میتوان فال نیک گرفت.

در این میان آنچه مسلم است، این که حرف های جیمز کلپر را نمی توان ساده گرفت و از مقابل آن به قول معروف ” خرسوار” عبور کرد؛ زیرا سی آی ای بزرگترین شبکۀ شیطانی دنیا است که به سان تار های عنکبوت تمام شبکه های جهنمی جهان را بافته است و بر آنان نفوذ دارد و حتا بر تصمیم ها و برنامه های شان تاثیر گذار است. هرچند انگلیس به مثابۀ سردمدار و آقای استعماری قرن نوزدهم که زمانی آفتاب در قلمرو هایش غروب نمی کرد، نفوذ بیشتری بر شبکه های استخباراتی منطقه دارد و از همین رو طراح اصلی برنامه های شیطانی در جهان هنوز هم انگلیس است و امریکا صرف به اجرای آن می پردازد؛ اما سی آی ای که اکنون پرقدرت ترین اقتصاد دنیا را در عقب خود دارد ودر جهان یک قطبی فرمان می راند، واضح است که حالا در همه عرصه ها فرمان می راند و دست بالاتری دارد. پس این سخنان را که کلپر می گوید، شاید حساب شده تر باشد؛ زیرا این سخنان او از پشتوانۀ اطلاعاتی گسترده و ژرفی برخوردار است. از این رو امریکا از قدرتمندی و تحرک مخالفان مسلح افغانستان آگاهی بیشتردارد. امریکایی ها خوب می دانند که طالبان و داعش از لحاظ نظامی و توانایی های جنگی در چه حالتی قرار دارند. بیشنرین منبع تمویل طالبان نزدیک ترین دوستان متحد استرانبژیک امریکا مانند پاکستان، سعودی و کشور های خلیج است. ممکن امریکا هم مانند پاکسنان که طالبان مخالف حکومت افغانستان را طالبان خوب می خواند، از دو گزینهء طالبان و داعش به انتخاب طالبان متوسل شده است. چنانکه امریکایی ها چند ماه پیش اعلام کردند که رهبران طالبان را هدف قرار نخواهند داد و از این رو در خفا با پاکستان کنار آمده است. این کنار آمدن ها هم امریکا را برای شناسایی توانایی های طالبان کمک می کند. از این رو امریکایی ها اطلاعاتی که بدست آورده اند، قدرت جنگی طالبان را در برابر حکومت افغانستان و ناتوانی ها و بیکار ه گی این حکومت را خوب سره و ناسره کرده اند. از همه بیشتر این که موجودیت اختلاف در کابل برای امریکایی ها محسوس تر و شایع تر است؛ زیرا رییس سیا رابطۀ نزدیک استخباراتی که با کابل دارد و از این رو فرسوده گی آن را ممکن شمرده است . بنا براین کلپر با این اظهارت خود کار حکومت کابل را پایان یافته حساب کرده و فاتحه اش را خوانده است؛ اما بعید نیست که در عقب اظهارات جیمزکلپر بازی مرموز دیگری نهفته باشد. از این که سیا فلسفه وجودی حکومت کابل را پایان یافته حساب کرده، بنا براین خواسته تا با این اظهارات به روند فرسوده گی آن شتاب بیشتری بدهد تا به وعده های پشت پرده اش با پاکستان و طالبان وفا کرده باشد. از پیشامد های کنونی معلوم می شود که امریکا از همان آغاز تشکیل حکومت برنامه هایی را در دست اجرا داشت. کاخ سفید با توجه به شناختی که از طبعیت سیاستمداران افغانستان داشت، می دانست که سرنوشت این حکومت دوپادشاهی به کجا می انجامد. امریکا در آن زمان خواست دموکراسی نوپای کشور را در تشکیل حکومت وحدت ملی اعاده حیثیت کند و با این کار از تشکیل ادارهء موقت جلوگیری کرد. حال معلوم می شود که در نتیجۀ ناکارایی این حکومت تشکیل چنین اداره یی قانونمند شده است. بنا براین اظهارات اخیر آقای احدی را که به دلیل بیکاره گی حکومت خواهان تشکیل ادارۀ موقت شده است، نمیتوان غیرجدی گرفت؛ زیرا وی از اشخاص نزدیک به آقای غنی بود و از راز های پشت پردۀ حکومت آگاه است. حالا که این حکومت مشروط از امتحان بیرون نشد و ناکام مانده است؛ سقوط آن قانونمند و تشکیل ادارهء موقت قانونمند شده است. اظهارات اخیر جیمز کلپر در واقع ناکام خواندن این حکومت، خواندن فاتحهء آن است. وی با این اظهارات رهبران حکومت را برای رفتن به سوی ادارۀ موقت هم تنبه کرده و هم هشدار داده است. بعید نیست که ابراز آماده گی روسیه برای همکاری با طالبان هم در این معادله شتاب آورده است حال امریکا خواسته است تا معادلهء جنگ در منطقه را زودتر تغییر بدهد که در این تغییر با کشیدن کابل از معادله، طالبان را بحیث بازیکنان یکدست وارد ادارۀ موقت کند تا از یک سو در رقابت با روسیه برسر جلب طالبان کوتاه نیاید و از سویی هم به اهداف از پیش سنجیده اش نایل آید. پس اظهارات کپلر به اهتزاز درآمدن سلسلهء زنجیری از رخداد های در حال وقوع در کشور است که حکایت از یک تغییر دارد. پس اظهارات آقای اتمر در برابر سخنان جیمز کپلر یک حرکت صرف واکنشی، برای رفع مسؤولیت و پنهان کردن یک رخداد در حال وقوع از چشمان مردم و زدودن آن از افکار عامه است. در کل ایستادن در برابر یک تغییر در حال آمدن که از نزدیک ترین فاصله دروازۀ حکومت را دق الباب می کند. تنها امریکایی ها از ضرورت یک تغییر برای شکستن بن بست کنونی و رهایی از چنگال حکومت ناکام سخن نمی گویند. مردم افغانستان هم چنین نیاز را ببشتر از امریکایی ها احساس میکند و شاید امریکا برای در دست گرفتن ابتکار برای راه اندازی یک توطیه در تبانی با پاکستان برضد مردم افغانستان پیشگام شده است؛ اما این بار مردم افغانستان برای هیچ کس اجازه نخواهند داد تا خارجی ها بار دیگر در لباس داعیه های شیرین تر از مادر گلوی شان را با پنبه بدرند. حال بر مردم افغانستان است تا دیگر جلو فاجعه ها را بگیرند و نگذارند،باربار سید توطیۀ امریکا  و پاکستان و شرکای داخلی و سایر توطیه گرات داخلی وبین المللی شوند. یاهو