رخداد های اخیر در پاکستان فرتگشتاین طالبانی است  و  یا عمل مار های خزیده در آستین آی اس آی

نویسنده : مهرالدین مشید

این دیگر برای هر کسی آشکار است که پاکستان یگانه کشوری در جهان است که تروربستان در آن پناه گاهء امن دارند و از سوی نظامیان این کشور پشتیبانی و تمویل و تجهیز می شوند. حالا که تشت رسوایی پاکستان از بام به زیر افتاده و تحد فشار شدید امریکا قرار دارد و در حال تجربد است. شبکهء جهنمی آی اس آی ددست به یک توطیهء سازمان یافته زد و با راه اندازی انفجار در مرکز صوفیان در سند پاکسنان دست به ماجراجویی خطرناک زد تا با این حادثه آقربنی پاکستان را از فشار شدید کنونی رهایی ببخشد. هرچند نظامیان پاکستان حیثیت حکومت در حکومت را دارند و به مثابهء دو قدرت موازی می باشند و اما باز هم یکی بقای خود را در بقای دیگری می داند. آی اس آی از همین زو دست به یک توطیهء کلان و سازمان یافته زد تا از فشار ها بر حکومت ملکی این کشور بکاهد. چنانکه حکومت پاکسنان پس از حادثهء انفجار به گونهء سبستماتیک و شتاب زده وارد اقدام شد. در گام نخست خلاف اصول دیپلوماتیک مقام های سغارت افغانستان را احضار کرد و راهء تورخم را مسدود کرد و به دنبال آن ده ها راکت را به ولابت های ننگرهار و کنر شلیک کرد. هرچند از آنجا که گفته اند” بار کج به منزل نمی رسد رویکرد شتاب آلود نظامیان و حکومت ملکی پاکستان از روی مکر آنان نقاب افگند و آشکار نمود که هدف اصلی از راه اندازی این انفجار چه بوده است. اسلام آباد پس از حادثه انتحاری به گونهء فوری کابل را هشدا داد و خواهان تسلیمی ۷۶ تن تروریستان متهم در این حادثه از کابل شد. این در حالی است که داعش مسوءولیت این حادثه را به دوش گرفته است و خاستگاه و مرکز داعش پاکستان است. اسناد و شواهد نشان می دهد که بیشتر از نود درصد اعضای داعش را شهروندان پاکستانی تشکیل می دهند. از ترفند های اردوی پاکستان معلوم است که فبول کردن مسوءولیت این حادثه از سوی داعش خود امری دستوری است تا بدین وسیله توطیه یی را که برضد افغانستان آغاز کرده است، به گونهء درست و زنجیره یی سر و سامان بدهد که این به گونهء غیر مستقیم از توطیهء مشترک مسکو و اسلام آباد بر ضد کابل زیر نام تهدید داعش پرده بر می دارد. اسلام آباد با این توطیه خواست با یک تیر چند هدف را نشانه بگیرد و در ضمن وارد کردن فشار بر افغانستان، خطر داعش از دیدگاهء مسکو را نیز جنبهء عملی ببخشد. تا از یک طرف طالبان و داعش را دو چهرهء متفاوت مخالف یگدیگر نشان بدهد و از سویی هم بر دیدگاهء مسکو مهر تایید بگذارد که گویا داعش پدیدهء امریکایی است و طالب پدیدهء ضد امریکایی و ضد داعش. در حالی که جهانیان می دانند که طالب و داعش دو روی یک سکه اند و تنها بیرق های شان تغیی کرده و هر دو از سوی پاکستان پشتیبانی تمویل و تجهیز می شوند. حالا اسلام آباد توانسته تا منبع تازه برای طالبان پیدا کند. هرچند رابطهء طالبان با روسیه از سال ۲۰۰۵ پس از فرود آمدن هلیکوپتر روسی در لوگر زا پا درمیانی پاکستان بوجود آمد که ادامه یافت و گزارش های افشا شده از سوی فرماندهان طالبان حاکی است و روزنامهء وال استریت ژورنال در این اواخر از آن پرده برداشته است که پوتین در سال ۲۰۱۵ در یک پایگاهء نظامی با ملااختر منصور دیدار کرده بود.

حال پرسش این است که حوادث اخیر در پاکستان ماجراجویی های نظامی ارتش پاکستان و بویژه بازوی نیرومند آن آی اس آی است یا اینکه برخاسته از فرنگشتاین طالبانی است که دیگر از کنترول نظامیان پاکستان بیرون شده است و یا برخاسته از این که بازی با دم اژدها بدون تردید چنین عاقبت ناگوار را در پی دارد ونیش زنی های کنونی افعی تروریزم ماری را ماند که سال ها در آستین آی اس آی خانه کرده و در آن پرورده شده است و حال بر نیت سوء ولی نعمت آگاه شده است و از فرط خشم زهر پاشی بر آن را آغاز کرده است. در صورتی که گمانه زنی های نخستین واقعیت داشته باشد، مسآله طور دیگر است و این نظر تقویت می شود که نظامیان پاکستان برای پنهان کردن توطیه های پشت خط تروریزم و فریب افکار جهانی دست به این ماجراجویی های گسترده در پاکستان زده است. نظامیان پاکستان با راه اندازی این توطیه خواسته اند تا طوری وانمود کنند که پاکستان خود قربانی تروریزم است و ادعا ها در پیوند به موجودیت لانه های امن تروریستی در این کشور بی بنیاد است. این در حالی است که پاکستان به عنوان مادر تروریزم در جهان شناخته شده و بیشتر از ده ها مرکز تروریستی در این کشور فعال است و موجودیت شو را های کویته و پشاور که طراح اصلی فعالیت های تروریستی در افغانستان هستند، به همگان آفتابی است. از پشتیبانی پاکستان از شورا های کویته و پشاور معلوم است که بیشتر از سی مذکز تروریستی در پاکستان تحت نظر مستقیم آی اس آ ی آزادانه فعالیت می کنند. چنانکه حکومت افغانستان خواهان سرکوب ۳۲ مرکز تروریستی و تحویلی هشتاد و پنج رهبر تروربستی از پاکستان شده است. افغانستان در گذشته ها هم نام ها آدرس های ترو یستان را به پاکستان تسلیم کرده و اما پاکستان آن را نادیده گرفته است. در حالی که رهبران شبکه های تروریستی زیر عینک آی اس آی در افغانستان فعالیت می کنند و سایه وار فعالیت های آنان را تحت نظر دارد. از امکان بدور نیست که شماری تروریستان با استفاده از ناامنی ها در بخش های ناامن این کشور خود را پنهان کرده باشند و از آن محل ها فعالیت هایی را در پاکستان انجام می دهند؛ دلیل و عامل فعالیت های آنان هم پاکستان است؛ زیرا حمایت دوامدار پاکستان از تروریستان سبب شده که مبارزه با تروریزم طی شانزده سال گذشته به ناکامی بیانجامد. اعتراف های اخیر حنرال مشرف مبنی بر احیا و پشتیبانی تروریستان پس از سال ۲۰۰۱ بدین سو گویای آشکار این ادعا است. جهانیان آگاه اند، در صورتی که پاکستان خواسته باشد، در ظرف یک ماه و حتا کمتر از آن پروندهء تروریزم در منطقه بسته می شود. چنانکه در این روز ها مقام های امریکایی به تکرار از موجودیت مرکز های القاعده، داعش و طالبان در خاک پاکستان سخن می کویند. چنانکه مایکل شیهان معاون پیشین وزارت دفاع امریکا چند روز پیش گفت، پاکستان خانهء امن برای القاعده، داعش و سایر گروه های ترو یستی است و در عین حال مقام های اروپایی از پاکستان خواستند تا بجای شلیک راکت ها به خاک افغانستان، ۸۵ تروریست را به افغانستان بسپارد. پاکستان همیشه تلاش کرده تا طالبان را زیر یوغ خود داشته و در صورت اندکترین نافرمانی از دستور آی اس آی آنان را مجازات کند. زندانی شدن ملابرادر شخص دوم طالبان در پاکستان گواه بر این ادعا است و چنانکه چندی پیش ملا گل آغا مسوول مالی طالبان پس از تهدید پاکستان وارد هلمند شد. وی نخواسته بود تا پول را در اختیار منصور بگذارد. وی در اثر فشار پاکستان ناگزیر شد تا با شماری دیگر از رهبران طالبان ناگزیر به ترک پاکسنان جابجا در هلمند شوند. حضور آنان در هلمند همزمان به شایعاتی رسانه یی شد که گویا طالبان قصد انتقال شورای کویته به هلمند و شورای پشاور به ارزگان را داشتند؛ اما این گزارش ها از سوی طالبان رد شد و گفتند که سه نفر را برای بررسی پول به هلمند فرستاده اند . مقام های هلمند هم تایید کردند که شماری رهبران طالبان به هلمند آمده اند و از نام هایی چون ملاصدر ابراهیم رییس شورای طالبان در هلمند و ملا عبدالمنان والی هلمند و ملا گل آغا یادآوری کردند که بنا بر اختلاف با رهبر طالبان و تهدید پاکستان به هلمند رفته اند و این را دلیل اختلاف با ملاهیبت الله رهبر طالبان عنوان کردند. همزمان به آن رسانه های امریکایی بر نقش سمبولیک ملاهیبت الله اشاره کردند نوشتند که هیب الله اختیار و توانایی منصور را نداشته، هم از مقرری و برکناری طالبان عاجز است و بیشتر دست و پابین دستور های آی اس آی است. از آنچه گفته آمد، آشکار می شود که شماری انفجار ها در داخل پاکسنان می تواند، نقش تهدید کنندهء آی اس آی را داشته باشد که برخاسته از دخالت های پاکستان در میان طالبان است و شاخه های از طالبان هم برای انتقام جویی و تهدید پاکستان دست به یک رشته حمله ها در این کشور می زنند که به حکومت افغانستان ارتباط ندارد. هرگاه پاکستان فکر می کند که در عقب این تحرکات دست افغانستان است؛ پس بهتر خواهد بود که دست از مداخله در امور افغانستان دست بردارد و برای سرکوب تروریستان بدون در نظرداشت خوب و بد با کابل متحد شود و با نابودی لانه های تروریستی در خاک خود صداقت خود را برای مبارزه با تروریزم به اثبات برساند.

پاکستان حال باید دریافته باشد که بازی با دم اژدها کاری نیست که بتوان آن را با تدبیر مهار کرد؛ بلکه عاقبت آن خطرناک تر از آن است که نظامیان پاکسنان هنوز حتا آن را در محاسبات خود پیش بین نشده اند. شاید نظامیان پاکستان با ترجیح دادن به منافع شخصی شان را به بهانهء رسیدن به اهداف عمق استراتبژیک پاکستان در رقابت با هند توجیه کنند و اما این هیچگاهی نمی تواند منافع ملی مردم مظلوم پاکستان را برآورده سازد که از ده ها سال بدین سو و بویژه در یک و نیم دههء اخیر مورد دست برد نظامیان است، توجیه کند. نظامیان پاکسنان در یک ونیم دههء اخیر توانسته اند تا تروریزم را زیر نام اسلام وسیله یی برای رسیدن به اهداف خود قرار بدهند. استفادهء نابجایی که دین را در حالی که در اصل هدایت کننده ابزاری برای تروریزم قرار داده است. آنچه در افغانستان، پاکستان، سوریه، عراق، یمن، لیبیا و کشور های دیگر در جهان می گذرد، در عقب آنها پاکستان یدک می کند.یاهو