جهان گشایی وسیطره استعماری انگلیسها در کشور های جهان دریک قرن واندی درلابلای تاریخ در قاره اسیا وافریقا

قسمت دوم:

بعد از پیروزیها ی متواتر انگلیسها بالای پرتگالیها و اسپانیا در سال 1600 میلادی الیزابت پادشاهی انگلستان فرمانی تشکیل کمپانی هند شرقی را امضاءکرد، بعد ازان هالندیها هم کمپنی هند شرقی را درهندوستان تشکیل دا دند که درانزمان مغولان بالای هند حکمروایی داشتند؛ا نگلیسها وفرانسویها با توطئه ودسایس خاینانه توانستد که به هند تسلط وانرا به مستعمره خود تبدیل نمایند.

انگلیسها درسال 1615 به دربار جهانگیر راه یافتند واز امپراتوری مغول اجازه فعالیت بازرگانی را بنام “کمپنی بازرگانی شرقی هند” گرفتندو از سال 1690 بعد از تجزیه امپراتوری مغول درزمان اورنگ زیب که شهرهای مدراس، بمبی وکلکته را بنیادگذاشتند، موسسات خودرا درانجا فعال ورشد وتوسعه دادند. دراخرین روزهای نابودی امپراتوری مغولان بود که انگلیسها درنقاط مختلف هند از طریق دریا امدندو هرطرف گروهی را برای غارت گری مصروف ساختندواین غارتگری ها گاهی مخفیانه وگاهی علنی تحت نام بازرگانی صورت میکرفت.موقعیکه انگلیس درهند پای گذاشت تازه جامعه هند از جامعه فیودالی به سوی جامعه بازرگانی قدم برمیداشت ویک دوره از تسلط اشراف وفیودال  راپشت سرمیگذاشت . در زمان اورنگزیب بود که رویداد مهم تاریخی درانگلستان بوقوع پیوست، یکی به قدرت رسیدن جمهوریخواهان که دوره کوتاهی جمهوریت را سپری ساخت وانقلاب انگلستان با ازبین رفتن « جیمز دوم» وپیروزی پارلمان درسال 1688 بودو این پارلمان ازاهمیت زیادی برخودار بود که هم علیه قدرت فیودالها واشراف وهم علیه قدرت شاه قرار میگرفت. همزمان با شکست پرتگالی ها درهند فرانسوی ها و انگلیسها  دست شان دراین کشور باز شده وهمیشه بین هم دررقابت بودند؛ انگلیسها استعمار واستثمار خودرا زیرعنوان « کمپنی هند شرقی» برای جمع اوری مالیات واجاره داران بردرامد از طرف امپراتور مغول کار دیوانی را به انهاسپرده بود، اغاز کردند. این نام یک بهانه وبرای اذهان مردم بود ،حالانکه  هندمستقما تحت اداره یی مستقیم انگلیسها  بعد از جنگ 1757 دربنگال قرارگرفت،از طریق غارت وچورچپاول ثروت مردم بنگال وسایر نقاط هند بزرگترین ابرقدرت اقتصادی درجهان کردید. قابل یاداوریست که نقش انگلیسها در زمینه تقسیم بنگال بنام بنگال شرقی وغربی یکی از شاهکاریهای ارتجاعی ان بود که نفاق بزرگ درمیان مسلمانان وهندوها بوجود اورد. کنگره ملی هند که درسال 1885 توسط استقلال طبان یی مسلمان وهندو تشکیل شده براساس تقسیم بنگال  اختلاف  درحزب کنگره ملی به دوگروه  بوجود امده وتوسعه یافت، درزیر رهبری قدیم کنگره ملی ، کنگره درسال 1907 رسما به دوجناح  اعتدالی ها وافراط گرایان انشعاب بوجود امد. این دو گروه یکی تحت رهبری تیلک که ازجمله افراطی هابود ودیگری « اعتدالی ها» که بر ضد یکدیگر برای منافع گروهی خویش مبارزه میکردند.

انگلیسها برای ضعیف ساختن کنگره وبا تعین مهره خود دردرون کنگره ملی دست به مداخله زد وکوشید که بربنیاد مذهب انرا به شاخه ها تقسیم کند. برعلاوه  که ازسابق کنگره به دوشاخه تبدیل شده بود و زمانیکه “لوکاماتیک تیلک” از زندان رهاشد کنگره ملی تحت رهبر ی معتدلین بود که  درمیان مردم نفوذ نه داشت وسیاستمداران مترقی درکنگره اشتراک وهمگاری نداشتند وجامعه خود مختاری میخواستند. بنابراین  دوسازمان تشکیل شدکه یکی توسط ” تیلک” ودیگری توسط “خانم انی بسنت” . برعلاوه اینها گروهی انقلابی دیگری بودند که استقلال کامل هند را میخواستندکه مخالفت شدیدی میان اعتدالیون وافراطیون  حاکم بود؛ گروه اولی ازجمله افراد مرفه بنام” دارا”بودندو دسته دوم که زندگی مشکل فقیری داشتند بنام “نادار” یادمیشدند. درمیان این دوگروه شخصی بنام ” گوپال کریشناگوله “پیدا شد که نه نادار بود ونه فقیر زندگی متوسط داشته واز رهبران اعتدالی بود اوانجمنی را تحت نام” انجمن خدمتگذاران هند” تشکیل داد. اینها  درمیان کارگران ودهقانان وسایر زحمتکشان محبوبیت نداشتند واما تیلک شخصأ درمیان مردم زحمتکش محبوییت داشت.  کنگره  شهر لکنهو درسال 1916 یک کنگره مختلط هندو ها ومسلمانان بود؛ کنگره ارزوداشت که یک سازمان فراگیر ملی باشدوهندوها دران تسلط داشته باشند. قبل ازجنگ روشنفکران هند نظر به مداخله وتشویق انگلیسها سازمان جداگانه یی را زیر نام جامعه سراسر مسلمانان هند(ال ایندیا مسلم لیگ)تشکیل کردند . این سازمان هم به جمع کنگره پیوست ودرجلسات کنگره لکنهو درباره مجلس موسسان اینده به توافق رسیدند،این طرح بنام” کنگره ـ لیک” معروف شدو سپس برنامه مشترک ملی شهرت یافت.

تازمان اندرا گاندی کنگره درمیان مردم شهرت زیادی نه داشت وهردوشاخه اعتدالیها وافراطیون از نمایندگی از طبقه بورژوا وسرمایداری ومتوسط بودند. ودردولت درمیان مرم مرفه حال ارتباط داشتندودر دستگاه دولت کارمینمودند.درراس کنگره زمانیکه درکلکته کنگره ملی تشکیل شد یک خانم بنام خانم بسنت نخستین زنی کنگره بود  چند سال بعد بانو” ساروجینی نایدو” دومین زنی بود که رئیس کنگره ملی شد.

هدف وخواستهای گروه های اعتدالیها وافراطیها چندان فرق فاحش نداشت هردو گروه خود مختاری در داخل امپراتوری بریتانیا میخواستند، هردو اماده کمک وکاردرحکومت تحت الحمایه انگلیسها بودندوانگلیسها به تدریج وارام ارم زمام حکومت را ازلحاظ اقتصادی بدست میگرفتند وتسلط خودرا پهن میساختند.

بعدازامدن اندراگاندی به هند ،نهضت عدم همکاری تحت رهبری گاندی درسالهای 1920 و1922 بوجود امد که رهبر شهیرووالا مقام ناسیونالیسم هند گردید.فعالیت وسیع را برای تدارک استقلال هنداز سال 1930 اغاز وانرا به اوج  نهایی خود رساند.حزب کنگره بعدازان استقلال بدون قید شرط و هدف نهایی مبارزه ملی خویش را از هند خواستار شدند ؛درهمین سالها بود که انگلیسها برای سرکوب مبارزین اقدام ومبارزین را به زندانها روان نموداند؛بلاخره انگلیسها بعداز پانزده سال مبارزه با فرانسویها درسال 1746 تا 1761 درهند پیروز شد.بعدازانکه انگلیسها بر فرانسویها فایق شدند، تجاوزات  خویشر بالای شهرهای هند اغاز کردندو با نیرنگ وفریب بعداز انقیاد حکومتهای محلی ازبنگال اغاز نمود وسرگرده ونماینده امپراتور انگلیس فردی بنام گلایو درهند بود. گلایو درسال 1757 در پلاسی کلکته نیروی نواب  را شکست داد. این  جنگ وغلبه بالای شهر پلاسی بنگال سراغاز تسلط انگلیس بالای هند وستان میباشد.انگلیسها دراین شهر دست یافتند وشخصی گلایو به صفت فرمان دهنده سرمایه واندوختهای گنجینه انر ا غارت نمود.از ان بعد انگلیسها تعین کننده«نواب» دربنگال شداندوبه میل خود تعین مینمودند. سپس جنگهای متواتر برای تسلط بیشتر درهند اغازشد. به اثر جنگها وغارتگری وضع پراشفته ء نسبت عدم  بارندگی قحطی بزرگ درسال 1770 رخ دادکه پیش از یک سوم نواحی بنگال نابود وتلف شد. زمامداران انگلیسی پی هم برای غارت ثروت  درهند تیویل مقرر میشد که پارلمان دراین حصه نقش داشت.یکی از سردمداران انگلیس که « هاستینگس » نام داشت، نسبت چپاول وغارت ضبط اموال مردم  مشهور بود.انگلیسها ازمدرک غارت وچورچپاول ومالیات هنگفت سالانه معادل 100 درصدو150 درصد پیش از 200 درصد  برای سهمداران کمپنی اخذ میکردند.

جنگهای خرد وبزرگی درسند درمربوط هندوستان صورت گرفت ازان جمله درسال 1843 بود و علت ان هم توسط خودنماینده انگلیسها بود که نماینده انگلیس مردم محل را  علیه انگلیسها تحریک کرده وبعد به این بهانه به انها حمله برده وانرا به قلمرو امپراتوری انگلیس  می افزود. این مامور انگلیسی که” سرچالزناپیر” نام داشت  مبلغ هنگفتی درحدود هشتصد هزار روپیه بخاطر عملکرد خود پولی بخشیشی بدست اورد.

قیام بزرگ مردم هند نسبت ظلم واستبدا وجمع اوری ثروت ازمردم غریب وناتوان هند درسال 1857 به قیام بزرگ ملی مردم هند علیه انگلیسها مشهوراست ،این قیام بسیار به شکل فجیع وشنع با سرکوبی صدها هزار هندی تمام شد؛دراین قیام مردم به دهن توب بسته  قطعه قطعه ویاتیرباران وبه دار به درختان اویخته میشدند.یک نفر ژنرال نگلیسی به نام«نیل»از اله اباد به ایالت کانپور حمله میکرد درراه خود درهر درخت یک نفر را به دار کشیده وهمه درختان منظقه پراز مردم بدارکشیده بود ،صدها دهکده  وقریه ها به ویرانه تبدیل شده بود.دراین جنگ زنان قهرمان هند از خود قهرمانی وشجاعت سرشار ازوطنپرستی نشان میدادند وعلیه نظامیان انگلیس با پوشیدن لباسهای مردانه  که مشهورترین انها« لکشمی بای، رائی جهانسی» بیوه یی جوان بیست ساله بود که جنگ ناحیه شهر خودرابه عهده داشت.  او ازجانب  انگلیسها بنام زن قهرمان ودلیر ترین زن رهبر شورشیان نامیده میشد که دلیرانه درمیدان جنگ کشته شد.جنگهای 1857 و1858 برچیدن نطام فیدرالی درهند و ازبین رفتن سلسه مغولان که اخرین شان پسر بهادرشا ه بود که یکجا بانواده گان خود بدون هیچ علت به بهانه انتقال به دهلی توسط افسر انگلیسی بنام« هودسن» با گلوله تفنگ به قتل رسیدند.

با کشتار بیرحمانه پنجابی ها توسط حکومت نظامی انگلیسها در 13 اپریل1919 در”جالیانوالاغ”درشهر ” امرتسر”هزارن نفر بی دفاع به اثر محاصره پولیس کشته شدند.از ان سال بعد این روز به نام ( هفته ملی)نامیده شد وحالا این منطقه به زیارتگاه سیاسی تبدیل شده است.توقیف گاندی درسال 1922 ترسایی نسبت  نافرمانی عمومی وعدم همکاری  وی از دستگاهی اجرائیوی دولت که باعث زندانی شدن رهبران نهضت ملی کنگره وعدم خشونت،اولین فعالیت نهضت عدم همکاری پایان یافت ؛.30000تن از مبارزین نهضت مقاومت هند علیه انگلیس  زندانی شدند.انگلیسها بعد ازسرکوب شدن نهضت مقاومت وعدم همکاری دست به توطئه دیگری را پیش گرفتند ؛ ازروشهای تفرقه به انداز وحکومت کن را پیش گرفتند، براساس این امر درمیان فرقه ها ومذاهب  هندو، مسلمان وسیک بالخصوص مسلمانان وهندوها  توسط گروهای مذهبی دروجود پولیسهای مخفی بنام درویش و سادوها بداخل این فرقها نفوذ کرده واختلاف را میان شان بوجو میاورد.

این اختلاف زیادتر موجب تقویه روحیه ناسیونالیستی مردم میکردید تا خودرا به مثابه ملیتهای جد ا گانه تبارز داده ودولت مستقل را بوجوداورند.،ازجمله نهضت تجزیه طلبان سک بودکه بنام” آگالی”نامیده میشد؛هدف از تشدید اختلافهای مذهبی وجدایی طلبی درمیان فرقه ها این بود تا روحیه ازادی خواهی واستقلال طلبی هندوستانیها ضعیف شود ومیان هم به افتندتا ارمان” سواراج “یا استقلال طلبی در درجه دوم قرارگیرد.شورشهای دهقانی  اولین بارعلیه  زمینداری درشهر کلکته و درگجرات که سبب ترور شخصیت مبارز وازادیخواهی بنام”لالاجی”که باضربات چاقوی پولیس کشته شد، اغاز یافت. رشد کمی وکیفی نیروهای کارگر واشاعه ایده های سوسیالیستی درمیان زحمتکشان بالخصوص در شهر بمبی واعتصاب یکصدهزار کارگر دراین شهر حکومت اجرائیه انگلیس بوحشت افتاده که به تعداد 32 تن ازرهبران این نهضت را  به حبسهای طویل المدت محکوم و زندانی ساختند.برای خاموشی این نهضت قانوی را حکومت بنام ” مقررات بنگالی” صادر کردکه دولت اجازه دارد هرکسی که اعتصاب ویا مظنون به ان شود؛ بدون چون وچرا زندانی نماید که به اثر این قانون ده ها هزار جوان بنگالی به زندای افگنده شدند، این قانون درزمانی حکومت حزب کارگر انگلستان که قدرت را بدست داشت وسیع کردید. دولت برای سرکوب این نهضت دربنگال شرقی از تمام وسایل خوف ناک وضد انسانی استفاد ه مینمود تااین جنبش را سرکوب نمایندو نظامیان داخل شهر گشت وگذارمینمودند ومردم حق نداستند که ازادنه بدون اجازه از جایی بجای بروند وحق نداشتند دوچرخه سواری نمایند ویا به دلخواهی خود لباس بپوشند ،اگرکسی به پولیس خبر رسانی نمی کرد مورد جریمه نقدی قرار میگرفت ؛یک تعداد نسبت فیصله محکمه ها درزندان اعتصاب غدایی میکردند وتا بالاخره میمردند . بیداری ایالات شمالی هند در پشاورکه اهالی انرا” پتان”(بعدن افغان نامیده شد) میگفتند، درسال 1930 باتطاهرات مسالمت امیز به نمایش گذاشته شد و این حرکت ازطرف پولیس انگلیسها نسبت مخالفت راهپیمایی  به خشونت کشیده شده وسپس  به روی تطاهر کنند گان تیر اندازی  و  خاموش  وسرکوب گردید. با رشد مقاومت کنگره ملی ونهضت نافرمانی برضد  دولت وحکومت تحت الحمایه انگلیس هرروز تشدید میافت تااینکه برای ایالات یک نوع خود مختاریها بوجود امد. همچنان مبارازات دهقانی در شمال برمه نیز اعاز واوج گرفت؛ انگلیسها تصمیم گرفتند تا برمه را ازهند جدا وتحت امپریالیسم بریتانیا قرار دهند، برای اینکه توانسته باشنداز نفت ودرختان وگیاهان با اهمیت وذخایر معدن ان استفاده وانرا ستثمار نمایند ،بالاخره درسال 1937 برمه از هند جدا شد. درسال 1934 کنگره ملی دوباره غیر قانونی اعلام شد. درسال 1935 با جروبحثها زیادی” قانون حکومت هند” را انگلیسها تصویب کردندو طبق این قانون  به ایالات هند طرح خود محتاری داده شد.باانهم انگلیسها به شکل مستقل ارتباط خودرا با راجه ها و مهاراجه ها بطور جداگانه حفظ کرده تاسلطه مستقیم خودرا بالای هند تحمیل کرده باشد.

اما مبارزه ازادیخواهی هند فروکش نکرد و استقلال طلبان تحت رهبری گاندی ثابت قدم به پیش میرفتند. گاندی میگفت” ما بیگانگان را دروطن خود به عنوان مهمان قبول میکنیم واما  به عنوان غاصب قبول نمیکنیم.” گاندی نه تنها برای هند بلکه برای جهان  صلح ارزو داشت . سرانجام استقلال هند با انتقام انگلیسها ازمردم هند با جدایی مسلمانان وهندو بنام پاکستان و هندوستان در15 اگست 1947 برسیمت شناخته شد که گاندی ومحمد علی جناح به حیث  بنیادگران این دوکشور شناخته شدند.

با این تقسیم اختلاف بین هندوستان وپاکستان درمورد کشمیر حل نه شده وتابحال ناحل باقی مانده است که باعث تشنجهای نظامی میان دوکشور شده است. ادامه دارد…