جهان اسلام به رهبران آزاده و مردم سالار و سیاستگران مستقل نیاز دارد

نویسنده: مهرالدین مشید

پایان کنفرانس مکه در موجی از اختلاف های کشورهای اسلامی

 

چهاردهمین اجلاس سران سازمان همکاری‌های اسلامی به تاریخ ۱۰ جوزا سال ۱۹۹۸خورشیدی در مکه پایان یافت. دراین کنفرانس سران حکومت و ۵۷ کشور عضو سازمان همکاری‌های اسلامی به استثنای سوریه، نایجیریه، اندونیزی، مراکش و مالیزی حضور داشتند. رئیسان و رهبران کشور های اسلامی در این کنفزانس هر کدام سخنرانی کردند و با تاسف که سخنرانی ها چنان آشفته و فاقد پیام روشن برای آیندۀ روشن به جهان اسلام بود که سخت مایۀ نگرانی می باشد. بربنیاد گزارش های رسانه ها در سخنرانی هیچ کدام به استثنای اردوغان رئیش جمهور ترکیه و محمود عباس رئیس خودگردان فلسطین پیام روشنی وجود نداشت که نوید دهندۀ صلح و ثبات وامنیت و شگوفایی در جهان اسلام باشد. بیشترین سخنرانان به منازعات داخلی شان اشاره کرده و از حرف های پیام آور در سخنان آنان خبری نبود. پادشاه عربستان وامیران امارات متحده و بحرین، با صراحت اعلام دشمنی با آخوند های صفوی ایران کرده و در مورد فلسطین در اصل حرفی برای گفتن نداشتند. دراین مراسم پادشاه عربستان گفت: “نیاز است تا در خصوص مقابله با هراس‌افگنی و افراطیت که هدف اش آخوند های ایران بود، جهان، منطقه ودنیای اسلام را با تهدید مواجه ساخته اند، موقف مشترک و متحدانه اتخاذ گردد و در زمینۀ قطع منابع مالی آن باید تمام میکانیزم های لازم روی دست گرفته شود. موضع ضد ایرانی ریاض در قطعنامۀ مکه به گونۀ آشکار حکایت از ضد ایرانی بودن این نشست دارد. چنانه که در بند نخست حوثی ها تروریست خوانده شده، در بند دوم از حملۀ پهپاد ایران بر دو ایستگاۀ پمپ نفت عربستان سعودی یادآوری شده است و به همین گونه در ماده های دیگر تأکید بر همبستگی و انسجام کشورهای عربی با یکدیگر در مقابل دخالت‌های مستقیم یا غیرمستقیم ایران  شده است. محکوم‌سازی عملیات شلیک موشک‌های بالستیک ساخت ایران به عربستان از خاک یمن توسط شبه‌نظامیان حوثی تابع ایران، محکوم کردن دخالت ایران در بحران سوریه و تبعات خطرناک آن برای آینده، حاکمیت، امنیت، استقلال و وحدت ملی و سلامت منطقه‌ای آن و  ادامه محدودیت [ممنوعیت] برای شبکه‌های ماهواره‌ای مورد حمایت ایران روی ماهواره‌های عربی، تشدید فشارهای دیپلماتیک کشورهای عربی با کشورها و سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای تمرکز بر اقدامات ایران که امنیت و صلح منطقه را به خطر می‌اندازد، در بند هفتم، تکرار ادعای همیشگی امارات در خصوص جزایر ایرانی، محکوم‌سازی ادامه حمایت مستمر ایران از شبه‌نظامیان حوثی مخالف دولت قانونی در یمن و ابراز انزجار از دخالت‌های مستمر ایران در امور داخلی بحرین و کمک به تروریسم و آموزش تروریست‌ها و قاچاق سلاح و مواد منفجره و اختلاف‌افکنی با هدف بی‌ثبات ‌سازی کشور های خلیج از موارد دیگر این قطعنامه است که نشان دهندۀ روحیۀ ضد ایرانی این قطعنامه است. در ادامۀ این قطعنامه  به اصل حسن‌همجواری و امتناع از استفاده از زور یا وانمود کردن به آن و امتناع از دخالت در امور داخلی کشورها و نقض حاکمیت آنها، اشاره شده که در آن رفتار جمهوری اسلامی ایران در منطقه منافی این اصول ذکر شده است. از سوی دیگر ملک سلمان گفت که تغییرات در ساختار و اصلاحات در سازمان همکاری‌های اسلامی و انکشاف آن یک نیاز است، تا به چالش‌های که ملت‌های ما در منطقه و جهان به آن مواجه اند، رسیده‌گی نماید که هدف اش آخوند های ایران می باشد. این در حالی است که بسیاری از گروه های تروریستی را که نه تنها در جهان عرب و حتا در افغانستان را شیخ های سعودی حمایت می کنند. دریافت مقداری پول سعودی از نزد چند تروریست دو روز پیش گواۀ روشن آن است.

نمایندۀ ایران آخوندی هم با عنوان کردن آن روز به نام قدس به مثابۀ شعار میان خالی و تبلیغاتی محض خواست باردیگر بر سر سرنوشت فلسطینی ها یک مانور اجرا کند که در اصل جفایش به اسلام و فلسطینی ها کمتر از یهود نیست. سپاه سیاه کارقد س آخوند ها زیرفرمان ارتش امریکا ، شهرموصل درعراق را ویران کرد وزیرفرمان نظامیان روسیه ، سوریه را به خاکستر تبدیل کرد و حتا یک مرمی هم به سوی اسرائیل برای آزادی قد س فیر نکرد. نه تنها این که دررقابت با عربستان وامارات متحده ، یمن را ویران کرد و20 میلیون یمنی را به نان خشک سازمان ملل محتاج کرده است؛ اما رئیس جمهور عراق با اعلامیۀ پایانی مکه مخالفت کرد وی درسخنرانی خود آشکارا گفت که ایران و عراق ۱۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک داشته و دارای مشترکات زیاد تاریخی و فرهنگی هستند. وی تاکید کرد که منطقه نیاز به ثبات و امنیت است و وی خواهان اصول و پیمان هایی در سطح منطقه شد که تضمین کنندۀ عدم دخالت کشور ها در امور یک دیگر باشد. وی افرود که مخالفت با خشونت و افراط گرایی باید در سرخط اهداف داخلی، منطقه یی و جهانی کشورهای منطقه باید قرار داشته باشد. هم چنان وزیر خارجه قطر گفت، دوحه نتایج جلسات اخیر در مکه، در مورد افزایش تنش‌های منطقوی با ایران را رد می‌کند زیرا در این موضوع با دوحه مشوره مناسب صورت نگرفته‌است. وی افزود:”قطر در مورد این اعلامیه‌ها ملاحظاتی دارد زیرا بعضی نکات آن‌ها مخالف پالیسی خارجی قطر است.”

السیسی زمامدار مستبد مصر جز مداحی عربستان سعودی و امارات و خوش خدمتی به آنان بخاطر سرکوب مردمش و یه زندان کشیدن بیش از هفتاد هزار مصری حرفی برای گفتن نداشت. حاکمان نظامی و مستبد سودانی و الجزایری که سخت درگیر در کشور های شان می باشند و با نارضایتی شدید با کوفتن بر سر مردمان شان ظالمانه بالای آنان حکومت می کنند و آشکار است که از این حاکمان نمی توان انتظار پیام را داشت. اوضاع لیبیا که بدتر از الجزایر و سودان است و درگیر جنگ داخلی است و خلیفه با حمایت های مالی امارات و عربستان برضد حکومت مورد تایید سازمان ملل این کشور می رزمد. از رئیسان جمهور نیجریه، جمهور اندونیزی و صدراعظم مالیزی هم درمکه خبری نبود و خانم شیخ حسینه نخست وزیربنگله دیش که حضور داشت، بنا بر نداشتن حرفی سکوت را ترجیح داد و با توجه به مواضع خصمانۀ سعودی برضد ایران از سخنرانی پرهیز کرد و شاۀ مراکش هم به دلیل موجودیت فضای نامناسب این کنفرانس از اشتراک در نشست خودداری کرد. از عمران خان که حامی آشکار تروریزم در منطقه و حهان است، توقعی نمی رود که برای گفتن حرفی می داشت و رئیس جمهور افغانستان که درگیر جنگ بیرحمانه با تروریزم است و احتیاج به همکاری های صادقانه در حل منازعۀ افغانستان دارد. با این حال واضح است که حرف هایش تبر کند را ماند که هرگز درز نخواهد کرد.

این کنفرانس از واقعیت های تلخ در جهان اسلام پرده برداشت و نشان داد که جهان اسلام در آشفتگی و بی سر و سامانی خطرناکی بس برده و با دشواری های زیادی دست و پا گیر اند و تا زمانی که از اسارت شیخ های عیاش و زمامداران مستبد و وابستگی های دردناک به قدرتهای شیطانی رهایی نیابند، روزگار شان بدتر از این خواهد بود. یگانه راۀ نجات جهان اسلام سرنگونی رژیم های مستبد و استقرار حاکمیت های مردم سالار است و در غیر آن برای همیش این چنین خواهد بود و ذلیل تر خواهند شد و بالاخره به پرتگاۀ تاریخ برای همیش سقوط خواهند کرد.

جهان اسلام در شرایط حساس و سرنوشت ساز کنونی به رهبران آزاده، مردم سالار، آگاه و عادل و سیاستگران مستقل و مدبر و مدیران مردم دار نیاز دارد تا با سیاست های انسانی، آگاهانه، مردم محور و صادقانه با کار و پیکار و تلاش راستین بدور از گرایش های قومی، گروهی و زبانی جهان اسلام را از خطر تهاجم، افراطیت و تروریزم رهایی ببخشند. این در حالی است که جهان اسلام در هر گوشه و کنار گیتی از شاخ افریقا تا شرق میانه، جنوب آسیا و آسیای مرکزی تحت حاکمیت زمامداران مستبد، قوم گرا، مکار و وابسته روزگار تیره و تاری را پشت سر می گذارد. بسیاری از کشور های اسلامی آنقدر در خود درگیر اند که حتا اندک ترین فرصت برای پرداختن به جهان اسلام چه که به خود را هم از دست داده اند. آنان چنان درگیر مسایل داخلی بوده و پا در گل مانده اند که اندک ترین فرصت برای ابتکار و نوآوری را از دست داده ند و چه رسد به این که از آنان انتظار بتدیل شدن به رهبران نمادین را داشت تا برای حل مسایل کنونی جهان اسلام کاری فوق العاده انجام بدهند . شماری از کشور ها مانند افغانستان، سوریه، یمن، عراق و لیبی درگیر نبرد های سنگین با تروریزم اند و تروریزم هر روز از مردمان شان ببرحمانه قربانی می گیرد. با تاسف که شماری از کشور های اسلامی مانند؛ عربستان سعودی، ایران و پاکستان تروریزم را ابزاری برای رسیدن به اهداف راهبردی شان در رقابت با همسایه های شان قرار داده اند. امروز می ببنیم که عربستان تروریست ها در لیبی و حتا سودان و الجزایر را از طریق مصر و در افغانستان از طریق پاکستان حمایت مالی و تسلیحاتی می کند و به همین قسم شاخه های ار تروریستان را در یمن و سوریه برضد ایران تمویل تجهیز می کند و جبههء نیرومندی را در برابر آخوند های ایران ساخته است. از سویی هم آخوند های ایرانی با حمایت از رژیم سفاک بشاراسد برضد عربستان و امریکا تا حال بیش از چهل مبلیارد دالر هزینه کرده اند و به همین گون در عراق سپاهء جهنمی پاسدران را توظیف کرده تا با شاخه های تروریستی که از سوی عربستان و سایر شبکه های بین المللی تمویل می شوند، بجنگند و همچنان حوثی ها را برضد حکومت یمن تمویل و تجهیز می کند. امروز می بینیم که عربستان و ایران جهان اسلام را به دو بلاک شیعه و سنی تبدیل کرده اند. این دو کشور به نحوی در درگیری های داخلی در تمامی کشور های اسلامی به شمول سودان و الحزایر نیر دخیل اند. در آنسو هم امارات و سعودی و مصر جبههء دیگری را در برابر قطر درست کرده اند که از حمایت های جنبش جهانی اخوان المسلمین برخوردار است. عامل این رویارویی ها در واقع موجودیت زمامداران مستبد، خودخواه، تبارگرا و حلقات فاسد و مافیا های کلان است که جهان اسلام را قربانی بقای زبونانهء خود گرانیده اند.

آنان در تبانی با قدرت های جهانخوار چون؛ امریکا و روسیه بقای شان را در آشوب آفرینی ها در جهان اسلام دیده و برای رسیدن به اهدف ضد انسانی و ضد مردمی شان با مداخله های بی شرمانه حوادث در جهان اسلام را دامن می زنند. این حالت تا زمانی ادامه خواهد یافت که این حاکمان مستبد، آخوند های تمامیت خواه و شیخ های عیاش عربی در جهان اسلام حاکم باشند. جهان اسلام در واقع قربانی مکر و فریب زمامداران ستمگر و انسان دشمن خود شده اند. در این شرایط خطیر تنها رهبران مردم سالار و سیاستگران آگاه می توانند، جهان اسلام را از فاجعۀ کنونی رهایی ببخشند و تا با تلاش های گسترده و با گذشتن از کوره راهان آزمونی و هفت خوان رستم بردشواری های موجود در جهان اسلام فایق آیند؛ اما تاسف که در شرایط کنونی این آرزو بیشتر یک ایده آل است تا یک واقعیت؛ زیرا بستر های استبداد و سیطرۀ نطامیان در کشور های اسلامی آنقدر نیرومند پهلو زده است که هر گونه حرکت انقلابی را به ناکامی بدل می کنند. چنانکه تجربهء بهار عربی در سال ۲۰۱۲ نشان داد که چگونه حکومت های مشروع بیرون شده از این بهار بوسیلۀ نظامیان در مصر و سودان و الجزایر، سوریه و سایر کشور های عربی سرکوب شدند و هنوز هم سرکوب می شوند. جهان اسلام را تنها فشار های داخلی خورد و خمیر نکرده؛ بلکه فشار های بیرونی مانند فشار های امریکا بر ایران نیز توانایی های آنان را به چالش کشیده است که هدف اصلی امریکا و روس از این فشار ها تشدید رقابت میان سران کشور های اسلامی و فروش اسلحه به آنها است. این آشفتگی ها حتا رویکرد های سیاسی و سیاست را در جهان اسلام به افتضاح کشانده و حتا آنانی که ادعای سیاست دینی دارند. در نشیب و فراز حوادث سردرگم تر شده اند. از همین رو است که امروز در هبچ گوشهء جهان اسلام سیاست روشن و بنیادی که از آن تعبیر دینی و غیر دنی کرد، وجود ندارد. چنانکه می بینیم در کشور های اسلامی نه از سیاستی خبر است که فشردهء اعتقاد و یا فشردهء اقتصاد به تعبیر مارکس باشد و نه هم از سیاستی جز این ها که بر مبنای آن ادارهء کشور ها در جهان اسلام سر و سامان داشته باشد، خبری است. دلیل اش این است که بر برج و باروی جهان اسلام زمامدارن مستبد و فاسد مافیایی همدست ارتجاع و حتا افراطیت  و در ضمن وابسته به قدرت های بیرونی زانو زده اند که نه تنها در صدد فرصت یابی اند؛ بلکه فرصت های بدست آمده را در اسرع زمان از میان می برند و چه رسد به این که از چالش ها بحیث فرصت استفاده کنند.

این در حالی است که جهان اسلام به رهبران آزاده یی از الگو های نلسن ماندیلاها و گاندی ها نیاز دارد تا با سیاست های اخلاق محور و نه سیاست محور ذورق شکستۀ کشور های اسلامی را به ساحل نجات رهنمون کنند. اکنون که فساد بیش از حد دامنگیر رهبران و سیاستگران کشور های اسلامی شده است و مردم از آنان متنفر شده اند. در این حال تنها رهبران و سیاستگران دارای اخلاق سیاسی می توانند، مقتدای مردم باشند تا مردم به آنان اعتماد کنند. حال که اعتماد و بی باوری نسبت رهبران و سیاستگران جهان اسلام به کابوسی بدل شده است. از این رو نخست از همه  بازگشت این باور بوسیلۀ رهبران و سیاستگران بااخلاق سیاسی و پاک می تواند، چراغ سبزی برای مردم در کشور های اسلامی باشد تا مردم به آنان بازگشت کنند و بر آنان باورمند شوند و دلیل پیروزی آنان هم اتخاذ سیاست های اخلاق محور خواهد بود. در این صورت سیاست در خدمت اخلاق و ارزش های اخلاقی قرار گرفته و بجای نشر و گسترش نفرت قومی، همدلی ها و هم زبانی ها را در جامعه نهادینه می سازند؛ زیرا این رهبران دارای سعهء صدر بوده و از صبر و استقامت پیامبرانه برخوردار می باشند؛ اما صدها دریغ و درد که رهبران کشور های اسلامی نه تنها از نداشتن الگو هایی چون؛ ماندیلاها و گاندی ها  سخت صجه می کشند، برعکس با رهبرانی رو به رو اندکه اخلاق را در گام نخست در پای سیاست ذبح می کنند و حتا بادست کمی از ارزش های اخلاقی هم پای بند نیستند. با تاسف که رهبران کشور های اسلامی برعکس اخلاق ستیز، خودخواه و مردم ستیز اند و بسیاری آنان را در میان حلقه های کوچکی از مفسدین به محاصره کشیده شده اند. این حلقه های کوچک انحصار طلب حتا نمی گذارندد تا زمامداران و رهبران شان از رخداد های واقعی آگاهی پیدا کنند و بدتر این ایک با در سایه نگهداشتن آنان دست به ده ها استفاده جویی و فساد می زنند. این حلقه های فاسد چون مار های درون آستین در اطراف رهبران ضعیف النفس و خودخواهء کشور های اسلامی خوابیده اند و هر از گاهی تیغ از دمار آنان بیرون کرده و با دروغ پراگنی ها هر روز آنان را از میان مردم بیشترتحرید می نمایند. ضعف نفس و موجودیت این حلقه های خبیثه سب شده تا این رهبران چنان از مردم خود رانده شوند و روز تا روز تجرید شوند که ناگزیر خود را در میان دیوار های فولادین به محاصره بکشند و جرات حضور در میان مردم را نداشته باشند. آشکار است که موجودیت همچو رهبران ضعیف نه تنها جهان اسلام را از بردن کشور های شان به سوی جامعهء دولت ـ ملت یا دولت ملی ، نظام های مردم سالار و حاکمیت ملی کوتاه آمده اند؛ بلکه با گرایش های بیمار اخلاقی و قومی آنان را به سوی قهقرای سیاسی و پرتگاۀ نابودی نیز کشانده اند. با تاسف فراوان که بسیاری از این رهبران در حرف سخن از دین و مذهب می زنند و اما در عمل فرسنگ ها از دساتیر دینی فاصله دارند و رویکرد های سیاسی و اعمال شان لکۀ ننگین بر دامان اسلام است. این در حالی است که اسلام رهبران جامعه را از الگو ها و نماد های رحمت و مروت تعریف کرده است. چنان که خداوند به پیامبر می گوید، تو را به مثابهء رحمت و عطوفت در میان عالمیان یعنی مردم فرستادم تا آنان را در بستر ارزش های اخلاقی و موجی سرشار از عطوفت و ترحم رهبری نمایی . از همین رو است که خدا پیامبر را مکارم الاخلاق خوانده است و او را با کمال اخلاقی و حمال انسانی ستوده است. یاهو

من فکر می کنم که انعطاف و چشم پوشی از مداخلۀ ایران و فربه کردن طالبان و فرستاده شدن شان از لانه های امن مشهد و محل های دیگر به افغانستان جهت تخریب ساختار های اقتصادی و بویژه بندهای آبی کشور، می تواند، آب سرد ترحم را بر دل های آخوند ها بریزد و ایران با توجه بهپیشینۀ رویکرد های سیاسی اش در رابطه با مردم افغانستان پس از تجاوز شوروی تا کنون داشته همیشه دو پهلو بوده است. از سازش با نجیب تا ساختن هزارستان خودمختار و جنگ های داخلی و حتا معاملۀ مزاری با آی اس َآی نقش ایران در این جنگ ها تا کنون همه و همه حکایت از تیز دندانی آخوند ها برضد مردم افغانستان دارد. این که شما می دانید که بردن طالبان به روسیه بدست کی ها صورت گرفته وامروز طالب در سطح منطقه وجهۀ سیاسی پیدا کرده است واین کار آخوند ها است و کشته شدن منصور در سرحد ایران بوسیلۀ امریکایی ها در بازگشت از تاجکستان وایران اسناد و شواهد کافی بداندیشی آخوند ها در پیوند به افغانستان است. اشک ریختن و تواضع کردن به ایران شاید معنای بیشتر از اشک ریختن بر سر آتش نباشد که بر شعله اش می افزاید….

من این را میدانم که مخالفت شما با پاکستان و ایران کمتر چه که بیشتر از من است و حال زمان آن گذشته است که یک شیعه یا سنی کورکورانه دنبال سیاستگرانی برود که زیر نام دین و مذهب بر سر هزاران انسان مظلوم کلاه می گذارند. کاربرد شیعۀ صفوی واژه های ناآشنایی نیستند. امروزمی بینیم که آخوندهای ایران با استفادۀ ابزاری از مذهب بدتر از صفوی ها عمل می کنند و از خشم و نفرت مردم ایران معلوم است که نسبت به آخوند ها چه نظر دارند. هدف من از کاربرد آخوند صفوی محدود و منحصر به آخوند های تمامیت خواۀ ایران است که نه به اسلام و نه مذهب و نه به همسایگی احترام قایل اند و صرف دنبال هدف خود اند. اگر چنین نمی بود، با توجه به شعار های دینی که می دهند، روزانه ده ها طالب را برای ویرانی ا فغانستان نمی فرستادند. من قبول می کنم که به نفع خود شاید خوب سیاست کنند که شاید به نفع مردم ایران نباشد و شاخ به شاخ شدن شان با امریکا نه برای مردم ایران بل برای بقای قدرت است و اگر این چتر برداشته شود. گلیم انان در چند روز جمع می شود. من امیدوارم که هیچ برادر شیعه مذهب از خواندن آخوند های صفوی تعبیر عام نکند و در یک استقرای نادرست خود را قربانی تمامیت خواهی های آخوند ها نمایند. امید که شما زیاد سر این موضوع تشویش نداشته باشد امروز شیعه و سنی هوشیار شده و از سیاستگران دروغگو و مکار خود آزرده اند و آنان را شناخته اند. شیعه و سنی درد مشترک دارد و به قول مرحوم علی شریعتی بدون اتحاد و وحدت شیعۀ علوی و سنی محمدی زنده گی مسلمان در شاخ آهوی ختن است. ….

من هم مثل شما باورمندم که سیاستگران شیعه وسنی چه پاکستانی و چه افغانستانی و ایرانی هوای مردم خود را ندارند. هرگاه آنان چنین هوای میداشتند کشور های اسلامی به این سیا ه روزی نمی رسیدند. هدف مه عام مردم است که نباید احساس مذهبی آنان جریحه دار شود تا دشمنی های سیاستگران در میان مردم وارد نشود که خیلی خطرناک است. شما علت رفتن هزاره ها در جنگ سوریه را خوب تر میدانیدکه بیشتر علت اقتصادی وفقر و اواره گی دارد و اخوند ها از این دست تنگی شان سود برده اند. این که محقق سنگ طرفداری از فاطمیون را به سینه می زند نه بخاطر شیعه بودن است و بلکه بخاطر مزدوری هایی است که برای آخوند ها خوب باید انجام بدهد.

شیعۀ صفوی و سنی اموی اسلام تحریف شده و برخاسته از ملوکیت وصفویت است و اما شیعۀ علوی وسنی محمدی اسلام ناب و تقریبا دست نخورده اند واز این قابلیت اتحاد را دارا اند…

 

رئیس جمهور ایالات متحده در یک پیام توییتری از روسیه و سوریه و ایران خواست که به بمباران شهر حلب پایان دهند. او نوشت که در ادلب یک “کشتار” جریان دارد که قربانیان آن مردم غیرنظامی هستند.