جهادخواران رانده شده از بدنۀ قدرت خیلی وحشت زده شده اند

نویسنده : مهرالدین مشید

مهار این بدمستان قدرت چندان امری ساده  هم نیست

اعلام نامزدوزرا بمبی را ماند که انفجار عظیمی را در میان جناح  های مختلف و بویژه در جناح آقای عبدالله رییس اجراییه بوجود آورده و بر معامله سیزده ساله یی نقطۀ پایان نهاده  که امریکایی ها توستند، اقمار گوناگون شامل جهادیان پیشین، لیبرال ها و تکنوکرات ها را  طی سیزده سال گذشته به وسیلۀ آقای کرزی در منظومۀ قدرت حفظ نمایند. امریکایی ها بخاطر دل خوشی جهادی های پیشین کوشیدند تا بیشترین امکانات بدست آوردن پول را برای آنانی فراهم نمایند که خود را رهبران جهاد و مقاومت می خواندند. امریکایی ها با شناخت ژرفی که از این ها داشتند،  هرکدام را یکی پی دیگر به نحوی مدارا نمودند ودر جال معاملۀ خود افگندند. برای شماری ها قدرت و برای شماری پول عرضه کردند و زمینه های ثروت اندوزی را برای شان فراهم  گردانیدند. جهادی ها و مقاومت گران با تاسیس شرکت های امنیتی و اخذ قرار داد های کلان میلیون ها دالر را از امریکایی ها بدست آوردند. امریکا که در جنگ با طالبان و حزب اسلامی به رهبری انجنیر حکمتیار به سر می برد و نیازمند کمک  یک جناح قدرتمند نظامی در افغانستان بود. از این رو خود را ناگزیر برای پشتیبانی از سران مقاومت دید و خسارۀ خطر آفرین را در این زمینه متحمل شد.

امریکایی ها زمانی که تخطی جبهۀ متحد شمال را مبنی بر ورود خود سرانۀ آنان به شهر کابل بعد از نشست بن متوجه شدند. این حرکت مقامات امریکایی ها را شوکه ساخت و اما ناگزیر به عقب نشینی گردیدند و به شیوۀ دیگری متوسل شدند. سران مقاومت هم از انعطاف امریکایی های استفادۀ اعظمی نمودند و جیب های شان را برای امریکایی ها بیشتر گشودند و باور ها و تعهدات گذشتۀ خود را در تاق نسیان نهادند. امریکایی هم دریافتند که با پول ساده تر می توان رهبران مقاومت را خرید. از این رو برای شماری ها رشوت های کلان دالری پیشکش کرد و با شماری هم  قرار داد های کلان ساختمانی را عقد کرد و برای عده یی هم امتیاز شرکت های بزرگ امنیتی را فراهم نمود. به این ترتیب از بسیاری خیانت ها و اختلاس های آنان چسم پوشی نمود. هم پیمانان امریکا در جبهۀ متحد شمال توانستند تا با در دست داشتن وزارت ها و ادارههای سکتور امنیتی تمامی قرارداد ها را زیر نام های مختلف از آن خود نمایند و از  این طریق ثروت های کلان و میلیارد ها دالری را بدست آورند. حالا که این ها خیلی فربه شده اند و بیشتر از ظرفیت شان چاق گردیده اند که حالا مهار این فربهی چندان امری ساده نیست و برخورد با بدمستان قدرت چالش آفرین است؛ زیرا این ها ثروت های سرشاری بدست آورده اند امکانات فراوانی برای خریدن مردم مظلوم افغانستان دارند. این توانایی ها هر از گاهی این منظومۀ فساد را بدمست گردانیده است که حالا گرفتن جلو این بدمستی ها چندان ساده هم  نیست.  این ناساده چالش آفرین گاهی به خود بزرگ بینی افراد یاد شده مبدل می شود که حتا به عصیان بدل می گردد. امروز می بینیم که شماری از این ها پس از دست دادن مقام های شان دست به عصیان زده اند و برای حفظ مقام و بقای ثروت های باد آورده و به غارت برده شدۀ شان جبهه گیری تازه را آغاز کرده اند؛ هرچند این آقایان نیات اصلی شان را که همانا از دست رفتن قدرت شان است، پنهان کرده اند و می خواهند از احساسات دینی مردم سؤاستفاده کنند؛ اما مردم افغانستان زبان این ها را می دانند و هرگز فریب شان را نخواهند خورد. این ها که به قدرت معتاد  شده اند، لحظه یی هم آرام نخواهند نشست و هر روز برای توجیۀ هدف خود بهانه های تازه یی می آفرینند.

این آقایان چنان معتاد به قدرت گردیده اند که حتا به هیچ تعهد و میثاق خود هم وفادار نمی مانند و میثاق ها را سکویی برای پرش به اهداف خود تلقی می کنند. از همین رو رفتن در یک گروه و جناح و ماندن در آن برای شان هدفی جز رسیدن به قدرت معنای دیگری ندارد و هر از گاهی که این خواست شان را ضمانت نکرد، بصورت فوری از آن بریده و آب و هوای دیگری پیدا می کنند؛ بویژه حالا که در افغانستان قدرت نمایی مود شده و ترسیدن هم دارد به یک فرهنگ نامشروع مبدل می شود. این فرهنگ پس از به تقلب رفتن انتخابات افغانستان و مانور های هواخواهان داکتر عبدالله بوجود آمد و حالا ابزاری شده در دست آنانی که می خواهند برای ماندن در قدرت حکومت را تهدید می نمایند. این ها که خود را ناف زمین فکر می کنند و بدین باور اند تا زنده اند، باید وزیر باشند و میدان برای غارت های شان خالی باشد تا توسن فساد را تیزتر از گذشته در آن برانند. دیده می شود که با اعلام نامزدوزرا کاسۀ صبر شماری از این آقایان به سر رسیده و وعدهها و وعید های داده شده را بی سرانجام یافته اند، به حرکت آمده اند و تحرکاتی را برضد حکومت بوجود آورده اند. در حالی که این ها قول و قراری با داکتر عبدالله داشتند و حالا به فیصله های جمعی آن هم سر تسلیم فرود نمی کنند و از مقام وزارت که مانده اند، انقلابی شده اند و نکتایی و دریشی را کنار گذاشته و کلاۀ پکول بر سر کرده و رویای چگوارا را در سر می پرورند. چنانکه هموطنان شاهد اند که بعد از اعلام نامزدوزرا آقای اسماعیل خان در راس شماری وزرای ناراضی آقای کرزی قرار گرفته و آقای کرزی هم گفته میشود که آنان را به جلو می کشاند. چنان که در این روز ها در شهر سرگوشی هایی وجود دارد که آقای اسماعیل خان واستاد سیاف به شمول آقای کرزی و شماری دیگر تحرک تازه یی را برضد حکومت کنونی زیر نام جهاد راه اندازی کرده اند و جناب اسماعیل خان را سخنگوی خود برگزیده اند.  هرچند واکنش اسماعیل خان در برابر حکومت جدی بوده و آشکارا ابراز نارضایتی می نماید و اما سایرین تا حالا هرچند در نشست های خصوصی از حکومت ابراز نارضایتی کرده و مدعی شده اند که گوبا در خطر قرار دارند، اما جرئت نکرده اند تا اعتراضات شان را علنی ابراز بدارند. دلیل اش هم آشکار است که هنوز منتظر نود دقیقه اند و فکر می کنند که در لحظات آخر چرخ زمان به نفع شان خواهد دور خورد. چنین هم است، چنان که بعد از استعفای محمود صیقل یک عبدالرحمان صالحی یک تن از وابستگان آقای اسماعیل خان به وزارت آب و انرژی معرفی شد. هرگاه چنین باشد و با تقرر آقای صالحی حق به حق دار رسید . سهم مجاهدین در حکومت تکمیل گردید، تمامی مشکلات زون غرب از ناحیۀ نداشتن وزیر هم حل شد و بهانۀ آقای امیر هم منتفی گردید. چندان ناموجه هم نیست، زیرا این ها افراد معامله گری اند که سیزده سال در خوان قدرت فاسد آقای کرزی پرورش یافته اند و به اندازۀ کافی فربه شده اند و ثروت و مکنت بدست آورده اند. این ها جز برای قدرت و ثروت به چیز دیگری نمی اندیشند. پس از به حق رسیدن آقای اسماعیل خان دیده شود که اندیوالان قدیمی اش چه واکنشی از خود نشان خواهند داد. هرگاه این درست باشد و داکتر عبدالله با خروج محمود صیقل و معرفی آقای صالحی به تقاضای امیر صاحب پاسخ مثبت گفته و به قول مدیر صاحب قادر خان فیوزش را بیرون کرد. با این کار یاران انقلابی او را تنها گذاشت و حال دیده شود که بازی چگونه به پیش خواهد رفت؛ اما یک چیز را نباید ساده گرفت، در صورتی که آقای کرزی حمایت این خورده منظومه را داشته باشد، وجود ایشان را در میان این تیم نمی توان نادیده گرفت و از نقش آن چشم پوشید. آقای کرزی در زمان حکمروایی خود نشان داد که برای ایجاد تفرقه در میان رقبایش استعداد نزدیک به نبوغ دارد و توانایی های ویژه یی را برای شکستاندن صفوف رقبایش و پیوستن جناح هایی از آنها را با خود دارا می باشد. هرگاه آقای کرزی در عقب این کاروان به حرکت آمده باشد و لجام قافله در دست او باشد، خداوند به داد مردم افغانستان برسد و منتظر بمانند تا خدای نخواسته “ناو دریایی” فساد آقای کرزی دوباره بر روی سینه های شان به گردش خواهد آمد و وزرای مفسد و غارتگر او بر سرنوشت مردم افغانستان دوباره حاکم شوند. امیدوارم که یاران او این آرزو را با خود درگور ببرند. کشتی نشستگان فساد حکومت کنونی را درگیر چند دستگی ها و ناتوان یافته اند و خواب ادارۀ موقت جدید را در سر می پرورند. این جرثومۀ فساد باید بداند که هرگاه سنگ هم بر سر مردم افغانستان ببارد، هرگز حاضر نخواهند شد تا بار دیگر این مفسدان بر سرنوشت شان حاکم شود؛ زیرا به گزینه هایی دیگری جز این ها روی  خواهند آورد؛ زیرا مردم افغانستان این منظومۀ فساد را استفراغ کرده اند و از آنان نفرت دارند.

حکومت باید در برابر این جهان پهلوانان فساد واکنش جدی نشان بدهد و هر کدام را باید سر جای شان بنشاند. در اولین فرصت دوسیه های کلام میلیون ها دالری اختلاس و غصب زمین های شخصی و دولتی آنان را بازگشایی نماید تا هویت آنان بیشتر افشا شود. سکوت حکومت در برابر اختلاس ها و غارت های این منظومه نه تنها سبب عقبگردی آنان؛ بلکه زمینه ساز حملۀ تازه از سوی آنان بر ضد مردم افغانستان می گردد. در غیر این صورت پرستیژ حکومت پایین آمده و رسم خطرناکی در افغانستان باقی خواهد ماند و این برای هر دزد و غارتگر فرصت خواهد داد تا با نشان دادن مانور به حکومت خواست منفور خود را بر حکومت تحمیل نماید. هرچند حکومت کنونی هنوز نتوانسته است، به تمامی مشکلات خود پاسخ بدهد و از درگیری های اختلاف آلود جناحی و درونی رهایی نیافته است و اما یک چیر مردم را امیدوار گردانیده است که در این حکومت حلقاتی حضور دارند که در صدد جاروب کردن تیکه داران جهاد و سایر غارتگران از بدنۀ قدرت است و این موضوع را منظومۀ فساد درک کرده است و از همین رو جایگاۀ شان را در آیندۀ این حکومت خیلی کمرنگ و حتا بی رنگ یافته اند. بنا بر این  وارخطا و وحشت زده شده و به تلاش های مذبوحانه دست زده اند و بار دیگر به قافلۀ آقای کرزی پیوسته اند تا کشتی ورشکستۀ فساد آنان را به ساحل غارت ها ودزدی های تازه بکشاند. آلوده گی این ها در فساد و داشتن دوسیه های کلان اختلاس یگانه وجه مشترکی است که این ها را بر رغم اختلافات و ناهمنظری ها با یکدیگر نزدیک گردانیده است. فساد و ترس بازپرس محور تمرکز آنان است. چنانکه رسانه ها گزارش دادند که آقای کرزی با از سرگیری دوسیۀ کابل بر آقای غنی فشار آورد تا از کشاندن پایش به غارت کابل بانک جلوگیری کند. فیروز فرنود در محکمه گفت، اسنادی در اختیار دارد که آقای کرزی به امضای خودش 14 میلیون دالر از کابل بانک گرفته است. این منظومۀ فاسد و فرصت طلب بخاطر جلوگیری از محاکمۀ خود از هیچ گونه تلاش های مذبوحانه دریغ نمی کند و برای رسیدن به هدف شوم خود از هر ابزاری استفاده می کنند و از این که برای استفادۀ ابزاری از دین مهارت ویژه یی دارند، به گونۀ  بیرحمانه یی در اولین گام اسلام را قربانی اهداف شوم خود می سازند تا اسلام دشمنی های خود را زیر چتر جهاد مخفی نگهدارند. این منظومۀ فساد دشمان قانون و قانونمداری هستند و هرچه در توان دارند، برای قانون زدایی از آن سود می جویند؛ زیرا ارکان نیرومند این منظومه را مفسدان نامدار تشکیل داده است و بجای حاکمیت قانون در کشور خواهان قانون جنگل اند تا زورگویان ضعیفان را ببلعند. ای کاش برای رسیدن یر این اهداف پلید شان از ابزار هایی غیر از اسلام را به کار می بردند و اما صدها دریغ  که در اولین گام جهاد مردم افغانسان را در پای آرزو های غیر انسانی شان قربانی می کنند.

این ها باید بدانند که حالا دیگردیرشده است و ممکن نیست تا از ابزار های به آزمون گرفته شده بار دیگر بخت خود را بیازمایند. حالا که این جرثومۀ فساد رویای تخت و تاج دوباره را در خیال می پرورد، کشتی توفان زدۀ فساد و جنایت خویش را بار دیگر در دریای رسیدن به قدرت شناور گردانیده اند و بازهم بی شرمانه آرمان جهاد و مجاهدین پیشین را تختۀ مشق بازی های سیاسی خود قرار داده اند؛ باید بدانند که بازی خطرناکی را در پیش گرفته اند واین بار اولین قربانی اش خود آنان خواهند بود؛ زیرا هنوز زخم های شمشیر های شما در پشت و پهلوی مردم افغانستان این ملت مظلوم التبام نیافته است و در زیر بار کوله بار درد هایی می سوزند که عاملین بخش عظیمی از آنان شما جنابان هستید؛ پس از خدا بترسید و از سر کل مردم افغانستان دست بردارشوید، دیگر احساسات دینی مردم را قربانی بازی های سیاسی تان نگردانید. بهتر خواهد بود تا با ثروت های به غارت بردۀ خود خجلت زده و با سر های افگنده بر زمین بدتر و زبون تر از زاخیلوال ها به زنده گی ننگین تان ادامه بدهید؛ البته تا زمانی که دست این ملت مظلوم به گلو های گندیدۀ شما برسد و هرکدام تان را جدا جدانقش زمین سازند تا باشد که به رسالت تاریخی خود پاسخ درست و قطعی گفته باشند. یاهو