تغییر رویکرد دولت های عرب در مقابل سوریه؛ آغاز و فرجام

فرزاد رمضانی بونش
asad

سوریه در آستانه بازیابی قدرت دیپلماتیک خویش است؛ به یمن تفوق دولت سوریه در میدان نبرد نظامی اینک برتری این دولت در میدان دیپلماتیک نیز آشکار شده است. این برتری باعث تغییر تدریجی نگاه دولتهای عربی و غربی شده است.

کشورهای عربی  و نگاه به سوریه

با توجه به نوع نظام سیاسی حاکم بر کشورهای عربی و همچنین جنس تعاملشان با غرب، مواضع متعددی در قبال بحران سوریه گرفتند. در این بین کشوری چون عراق به دلیل همجواری با سوریه ، نزدیکی رویکرد مقامات عراقی با موضع ایران و…. با هرگونه اقدام نظامی در سوریه مخالفت کرده و خواستار راه حلی سیاسی و صلح آمیزی برای  بحران بودند؛ و برخی نیز چون لبنان و الجزایر با خویشتن‌داری، موضع بی‌طرفانه‌ای در قبال بحران در سوریه اتخاذ کردند، اما بسیاری از کشورهای عربی در اتحادیه عرب رویکردی تند داشتند. چنانچه سعودی‌ ها پس از آغاز بحران سوریه، رهبری کشورهای حوزه خلیج فارس را برای مقابله با رژیم بشار اسد برعهده گرفتند و به تامین هزینه نیروهای شورشی در سوریه پرداختند و از گروه‌های معارض در سوریه حمایت کردند. در همین راستا اتحادیه ی عرب نیز ارتباط خود را با سوریه قطع کرد و بسیاری از کشورهای عربی به لغو عضویت دولت بشار اسد در سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب رای مثبت دادند و روابط دیپلماتیک خود را با این کشور را در ماه نوامبر سال 2011 قطع کردند و سفرای خود را از دمشق فرا خواندند . چنانچه دولت پیشین تونس یا «اخوان المسلمین»  روابط خود را در اوایل سال 2012میلادی روابط خود را با دمشق قطع کرد و محمد مرسی رئیس جمهور مصر در خرداد ماه 1392 از تصمیم خود مبنی بر قطع تمام مراودات قاهره با دمشق خبر داد.

 تغییر تدریجی نگاه در بین کشورهای عربی:

 مصر از سال 2011 درگیر انقلاب و تحولات بنیادین سیاسی گشت. با این وجود هر چند دولتهایی که پس از انقلاب در این کشور روی کار آمدند برای فرافکنی مشکلات داخلی به بحران سوریه پرداختند، اما برکناری محمد مرسی توسط ارتش و  چالشهای داخلی مصر موجب شد تا مقامات جدید مصر موضع محتاطانه تری اختیار کنند. لذا نگاه به مسائل منطقه ای بویژه سوریه دستخوش تغییراتی چند شد. در ادامه رویکرد تغییر نگاه و  آغاز عادی سازی روابط در سال گذشته بار دیگر پرچم سوریه بر بالای سفارت این کشور در کویت به اهتزاز درآمد و باب عادی‌سازی روابط را گشود. با تداوم این رویکرد کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا به دنبال بازسازی روابط با جمهوری عربی سوریه افتادند. چنانچه تونس دومین کشوری که نامش به عنوان داوطلب از سر گیری روابط با سوریه مطرح شد. در همین راستا « خبر انتصاب «ابراهیم الفواری» به عنوان کاردار این کشور در دمشق، جدی بودن این کشور در این مسیر را اثبات کرد.  علاوه بر این به نظر میرسد امارات متحده عربی هم در بین کشورهای  خلیج فارس از پادشاهی عمان (که هیچ گاه سفارت خود را در سوریه تعطیل نکرد) الگو گرفته و اکنون برای بازگشایی سفارت ابوظبی در دمشق برنامه ریزی می کند. در این بین  در شرایط کنونی جدا از  بیشتر شدن روابط کنسولی و  دیپلماتیک  سوریه با سایر  کشورهای جهان  اکنون به نظر میرسد دولت های عربی  با تمایل بیشتری به عادی سازی روابط با سوریه بپردازند.

عوامل موثر در تغییر روابط اعراب با سوریه :

کاهش فشار و تغییر رویکرد غرب:

 در واقع میتوان گفت تغییر نظر آمریکا از رویکرد سقوط به تضعیف نظام سوریه از دلایل اصلی بازگشت این کشورها به عادی سازی روابط با دمشق است. در واقع ایالات متحده امریکا به دلایلی چند پذیرفته است که رویکرد برکنار کردن بشار اسد را در منطقه را دنبال نکند. در حال حاضر اولویت، سرنگون کردن نظام سوریه نبوده و اروپایی ها هم با توجه به منافع ملی و امنیتی  خود هیات های امنیتی خود را به دمشق اعزام می کنند. در همین راستا اخیرا فیلیپ هاموند وزیر خارجه انگلیس تاکید کرد که این کشور و به طور کلی غرب براندازی نظام حاکم بر سوریه و نهادهای این نظام را در راس اولویت های خود قرار نداده است. در واقع باید گفت از آنجا که بسیاری از کشورهای عربی بویژه در در حوزه سیاست خارجی مستقل نبوده و برنامه های امنیتی – دفاعی آنها به شدت وابسته به غرب و بویژه امریکاست، نگرش و رویکرد آنها به بحرانهای منطقه ای هم اصولا تابعی از  سیاستهای آمریکا در منطقه است. بنابراین کاهش تنش غرب با سوریه و گذار از مرحله توجه به سقوط موجب توجه بیشتر کشورهای عربی به عادی سازی روابط شده است.

وضعیت میدانی سوریه:

در دو سال اخیر وقوع برخی تحولات اساسی در صحنه سوریه باعث شده است تا دولت های عربی، ضمن تجدید نظر در سیاستهای دشمنانه پیشین خود، تصمیم به تجدید روابط و  بازگشایی سفارت خود در سوریه بگیرند. پیروزی بشار اسد در انتخابات،  شکست در هم شکستن تلاش مسئولان و ارتش سوریه، وضعیت میدانی سوریه و قدرت نمایی ارتش و دولت سوریه در تغییر نگاه رهبران عربی تاثیر داشته است. یعنی واقعیت میدانی و وقوع برخی تحولات اساسی در صحنه سیاسی در حالی به ضرر دولت اسد نیست که اکنون بسیاری از کشورهای عربی میدانند که جایگزین مناسبی برای بشار اسد وجود ندارد و در بین معارضان و مخالفان بشار اسد از یک سو با یک جبهه ی تندرو بنیادگرا و از طرف دیگر با یک جبهه ملی گرای فاقد ساختار مواجه هستند. لذا با قطع روابط با سوریه تنها به منافع کشورهای بی طرف عربی و یا همسایگان سوریه است. بنابراین زمزمه های برای بازگشایی سفارت و عادی  سازی روابط روز به روز بیشتر میگردد.

متغیر داعش و امنیت کشورهای عربی :

بعد از تحولات  در سوریه بسیاری از کشورهای عربی خود درگیر بحران های  ناشی از گسل های اجتماعی فعال شده داخلی شدند. این امر زمینه های نگرانی را افزایش داد. در این بین از یک سو از آنجا که راهبرد استفاده از گروه های معارض مانند شمشیر دولبه است و ممکن است  لبه دیگر آن به سمت خود آنها برگردد و از سوی دیگر اگر در سوریه توفانی موجب سقوط اسد گردد بی تردید گردبادهای ناشی از آن میتواند به دیگر  کشورهای عربی منطقه سرایت کند این رویکردها  عملا دامنه تاثیرات خود را بر کشورهای دیگر عرب  گذاشت. چنانچه افزایش قدرت «گروه تروریستی داعش» و تلاش برای گسترش دولت خودمختار خود در سراسر منطقه خاورمیانه گویای این واقعیت است که در حال حاضر تروریسم خود ساخته کشورهای غربی و عربی امنیت کشورهای بسیاری را در منطقه به مخاطره انداخته است. لذا ترس و وحشت در میان تمامی دولت‌های منطقه آنها را به این باور رساند که وجود یک دولت مقتدر و باثبات در سوریه می تواند کمک مهمی برای مقابله با گروههای تروریستی تندرو باشد. در همین راستا به عنوان نمونه از یک سو هر چند دولت تونس که نخستین کنفرانس گروه دوستان سوریه را در سال 2012 میزبانی کرد و روابط دیپلماتیک خود با دمشق را قطع کرد و خود یکی از بزرگ ترین صادرکنندگان تروریست تکفیری به سوریه های بود، اما روانه شدن جوانان افراطی تونسی به سوریه و شرکت در عملیات تروریستی ، قدرت گیری  تندروها در تونس ، ترس دولت جدید از حضور و بروز گسترده تر داعش در تونس (به نظر میرسد تونس پس از لیبی ایستگاه بعدی داعش باشد) و خطر بازگشت تکفیری های تونسی به تونس و.. موجب شده است تا دولت تونس برای کاهش خطر دست به همکاری امنیتی و  سیاسی و دیپلماتیک با دولت قانونی سوریه زند و به فکر سرگیری روابط دوجانبه افتد. در همین مسیر هم کویت با تحولات اخیر خود و  حضور داعش اکنون دغدغه هایی چون تونس دارد.

در بعد دیگری مصر هم در وضعیت کنونی در موقعیتی است که از نظر داخلی با مشکلات متعددی مواجه است. عبدالفتاح السیسی تحت فشارهای متعدد داخلی و بین المللی است. در این بین از آنجا که نمی توان تروریسم داعشی را در یک نقطه از منطقه را از سایر مناطق آن جدا دانست، اکنون  امنیت ملی مصر به  آینده تحولات در سوریه و سرکوب و یا  قدرت گیری  داعش در  سوریه هم وابسته است . چرا که از یک سو گروه موسوم به انصار بیت المقدس  در سینا با داعش بیعت کرده است و از سوی دیگر هم  در مرزهای غربی مصر در مرز مشترک با لیبی نیز خطر تندروها و داعش در کمین مصر است. این امر در حالی است که داخل نیز ممکن است قدرت گیری اخوان در سوریه اخوان المسلمین مصر را به سوی اقدامات نظامی متمایل کند. در این میان اکنون قاهره با توجه به منافع ملی و امنیتی خود به محدود کردن کانون های تنش در جهان عرب به ویژه سوریه حرکت میکند و مایل است تا در شرایط کنونی به عادی سازی کامل روابط خود با دمشق بپردازد. از این دیدگاه قاهره نمی تواند در مقابل بحران سوریه دست روی دست گذارد و آنچه در سوریه جریان دارد و امنیت مصر را در معرض تهدید قرار دهد . چرا که خطر این امر  کمتر از تاثیرات ناآرامی های لیبی نیست و قطعی روابط قاهره و دمشق به زیان امنیت ملی و منافع مصر است.

افزایش نقش مصر در اتحادیه عرب:

 در زمان  قطع روابط اتحادیه عرب با سوریه  مصر خود در شرایط بحرانی به سر می برد و عملا  قطر و  عربستان  نقش اصلی در این رویکرد داشتند، اما تغییر حکومت در قاهره موجب شد این کشور در تکاپوی حرکت به سمت افزایش نقش خود در اتحادیه باشد. در همین راستا این رویکرد بر نقش اتحادیه عرب هم تاثیر گذار خواهد بود. در این بین در کنار اختلاف بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در قبال سوریه رویکرد میانجی گرانه مصر در قبال بحران سوریه و حل و فصل مسالمت آمیز آن می تواند بر وزن  منطقه ای  مصر هم تاثیر گذارد . در همین چارچوب اخیرا  مصری دیدارهایی با هیئت هماهنگی ملی مخالفان سوریه و مقاماتی از سوریه داشته اند . به عبارت دیگر مصر ترجیح داده است نظام حاکم سوریه و ارتش این کشور متحد و یکپارچه باقی بمانند. در این راستا باید به نقش مصر در  اتحادیه عرب و تغییر های در رویکرد این اتحادیه در نگاه به سوریه توجه کرد . چنانچه هر چند این اتحادیه برخلاف اساسنامه‌های داخلی خود، عضویت دولت سوریه در این اتحادیه را تعلیق کرد، اما اخیرا نشانه هایی از بازگشت و چرخش آشکار و ناگهانی از سیاست‌های دشمنانه این اتحادیه در قبال سوریه پدیدار شده است. چنانچه اخیرا نبیل العربی دبیر کل اتحادیه عرب دولت سوریه را «عضو این اتحادیه خواند» و آمادگی خود را برای دیدار با مقامات این کشور «در هر زمان» اعلام کرد.

دلایل کنسولی:

درسالهای گذشته سوریه نابود و پنج میلیون نفر آواره و 300 هزار نفر کشته شدند. چنانچه فقط در کویت نزدیک به یکصد و پنجاه هزار سوری زندگی می کنند. در واقع این افراد برای اجرای کارهای رسمی خود به خدمات کنسولی نیاز دارند. هر چند از زمان آغاز جنگ در سوریه شماری از سفارتخانه ها و کنسولگری های این کشور در جهان بسته شده است اما اکنون شاهد بازگشایی دفاتر کنسولی سوریه در کشورهای دیگر همزمان با حضور تدریجی دیپلمات های سوریه در شماری از کشورهای عربی و اروپایی هستیم.

آینده شناسی روابط کشورهای عربی با سوریه

در شرایط کنونی مسائلی چون داعش،  اقدامات امنیتی و  مرزی گسترده تر و جلوگیری از خروج زنان و جوانان سلفی به سوریه بسترساز برای رابطه بیشتر شده است. با توجه به متغیرهای  یاد شده، شاهد کاهش فشار و تغییر رویکرد غرب در مورد  سوریه هستیم. کشورهای عرب نیز  عملا یک به یک تمایل برای گشایش سفارت ها و عادی سازی روابط با دمشق بروز خواهند داد.