تعلیم وتربیه وتأثیر آن بر اقتصاد کشور

نویسنده : مهرالدین مشید

از  آنجا که تعلیم و تربیه نقش مستقیمی بر رشد و توسعۀ اقتصادی یک کشور داشته و از سویی هم پیشرفت تعلیم و تربیه تاثیر چشمگیری بر بالنده گی فرهنگی و تحرک فکری دارد و تاثیر پذیری و تاثیر گذاری هر یک با دیگری توسعه های موازی سیاسی و اقتصادی را در پی دارد .

رشد و توسعۀ تعلیم و تربیه از جملۀ نیاز های حتمی و مبرم یک کشور است که در تقویت زیر بنا های فرهنگی و استحکام پایه های اجتماعی آن نقش تعیین کننده دارد . رشد تعلیم و تربیه ضامن محو بیسوادی بوده که بیسوادی به مثابۀ عامل نیرومندی در عقب مانی های اجتماعی یک کشور اثر گذار است . ملتی که از نگاۀ تعلیمی عقب مانده است و شمار بیسوادان در سطح بالایی در آن قرار دارد .  از لحاظ اقتصادی عقب مانده و در نتیجۀ عقب مانی های اقتصادی ، استقلال سیاسی آن نیز به خطر مواجه میگردد . از همین رو است که کشور های عقب مانده در طول تاریخ مورد تهاجم کشور های استعماری قرار گرفته است .  در طول تاریخ کشور هایی مورد تجاوز و تهاجم قرار گرفته اند که به بن بست های فرهنگی دچار بوده و زنده گی مردمش در سطح اقتصادی پایانی قرار داشته باشند .

تعلیم و تربیه است که سطح آگاهی را بلند برده و برخود آگاهی های انسانی ، اجتماعی و تاریخی انسان می افزاید .  در روشنایی این آگاهی ها است که انسان به درک رسالت های  خود آگاهی ، تاریخی و جغرافیایی خود نایل آمده و در می یابد که خودش در  چه سطحی از اگاهی قرار دارد و جهان ماحولش در چه سطحی از آگاهی ها در حوزۀ فرهنگی ، فناوری ، ارتباطات قرار دارد . از سویی هم  او ملتفت میگردد آگاهی هایش به  چه میزانی در برابر آگاهی جهانی ناچیز است تا با توجه به کمبودی های خویش راۀ بازگشت به خویشتن را برای اعتلای فرهنگی بومی و بعد جهانی بپیماید . آگاهی است که باب های درخشان آگاهی را میگشاید ، در صورت ناآگاهی نمی توان اندکترین گامی برای گشودن دشواری های گوناگون اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی گذاشت . در سایۀ خود آگاهی انسانی است که بر رمز عقب مانی های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی پی برد . این در حالی است که با دستیابی انسان برای گشودن یک مشکل در عین زمان ده ها مشکل دیگر بر سر راه افزوده میگردد . از همین رو است که گفته اند با گشودن یک مجهول ، ده ها مجهول دیگر قد بر می  افرازد .

پس از این مرحلۀ  آگاهی است که آگاهی های تاریخی به سراغش آمده و در می یابد که  در  چه زمانی قرار دارد ، نیاز های مبرم و مهم  زمانی اش چه است ، او بحیث یک انسان چه نقشی در اعتلای فرهنگی و ملی کشور خود می تواند دارا باشد . او موقعیت تاریخی و جایگاۀ زمانی خویش را با توجه به نیاز های زمانی اش در سراسر  جهان ارزیابی کرده و سکوی پرش خویش را برای پیمودن دشواری های گوناگون اجتماعی و اقتصادی در می یابد . در سایۀ این پرش است که خاستگاۀ جغرافیایی خویش را درک کرده و موقعیت جغرافیایی خود را در میان جغرافیای جهانی درک و تحلیل و با درک روشن از جغرافیای خود ، به تحلیل و شناخت جغرافیای کشورهای منطقه پی میبرد . این آگاهی ها است که دراز راۀ دشواری های تاریخی ، سیاسی و جغرافیایی را در سایۀ  مناسبات کشور های منطقه  و جهان کوتاه گردانیده و با دستیابی به چگونگی های منازعات تاریخی ، سیاسی ، ملی ، منطقه یی  و جهانی بر بخشی از آگاهی های مهم و حیاتی نایل می آید . تعلیم وتربیه در واقع محرکی است که از ایستگاه های رکود و ایستا عبور کرده و با تحرک در آوردن چرخ های بزرگ اجتماعی و اقتصادی ملتی را به سرمنزل مقصود هدایت نموده و به نیاز های معنوی آن  پاسخ درست ولازم میدهد . در این صورت است که با بلند رفتن آگاهی روز تا روز بر میزان آزادی و عدالت در جامعه افزوده شده و با به بار و برگ نشاندن درخت آزاده گی ها رویای اسارتگری چنین ملتی را در ذهن غارتگران جهانی برای همیش عقیم میسازد.

رشد تعلیم و تربیه است که بر شمار متخصصان داخلی افزوده واز نیاز های فنی و تخنیکی در کشور کاسته و هم می تواند از طریق صدور مغز بر میزان عایدات ملی  نیز بیفزاید . به گونۀ  مثال همین اکنون هند سالانه اضافه تر از 300 ملیون دالر از درک  صدور مغز به خارج عاید ملی به دست می آورد . افزایش متخصصان  در یک کشور راه را برای گسترش تولید و صنعت فراهم گردانیده و در صورت افزایش دستگاه های تولیدی و صنعتی از شمار بیکاران در یک کشور می کاهد .از سویی هم جذب روز افزون بیکاران با ایحاد حرفه های جدید نه تنها بر نیاز های بیکاری در یک جامعه پاسخ مثبت می گوید ، با توسعه و رشد کارگاه های تولیدی و رشد عواید آنها بر میران عواید ملی افزوده و هم بهره گیری از متخصصان داخلی سبب می شود که محصول با کیفیت تر و ارزانتر به مردم عرضه شود که چنین عرضه یی سطح تقاضای داخلی  را بلند می برد و بالا رفتن میزان میزان مصرف داخلی خود در رشد عمومی اقتصادی موثر است  ؛ زیرا به هر اندازه ییکه توان خرید داخلی در داخل یک کشور آنهم از تولیدات داخلی آن افزایش بیابد ،  به همان اندازه در رشد عواید عمومی کشور نقش موثر دارد . با بلند رفتن میزان عرضۀ محصولات داخلی روند عرضه و تقاضا در داخل کشور متوازن گردیده و این توازن در استحکام ثبات اقتصادی و عواید ناخالص ملی نیز بصورت بارزی تاثیر گذار است .

از سویی هم موازی با بلند رفتن سطح تعلیم و تربیه ، سطح آگاهی مردم افزایش یافته  و افزایش سطح آگاهی بار مسؤولیت پذیری های ملی را افزایش داده و در این صورت احساسات دینی  و ملی بصورت بالنده یی  رشد می یابد . رشد چنین احساساتی در مردم بر میزان همکاری های اجتماعی میان آنان می افزاید . روند یاد شده  از یکسو زمینه ساز ادارۀ سالم در کشور بوده و از سویی هم در هر چه شفافتر شدن رابطۀ مردم با دولت تاثیر گذار است . چنین تاثیر متقابل خود به خود راه را برای کاهش فساد اداری در کشور باز کرده و با کاهش میزان فساد اداری ، عواید ملی افزایش می یابد ؛ زیرا بخش بزرگی از عواید ملی کشور قربانی فساد اداری میگردد . گفته می توان کاهش فساد رابطۀ مستقیمی با بلند رفتن عواید کشور می شود . به گونۀ مثال یک کارمند دولت با اخذ یک مقدار پول به نام رشوت مبالغ هنگفتی از مالیه ر ا که  باید به بودیجۀ دولت سرازیر گردد ، از ریختن آن به بودیجۀ دولت جلوگیری مینماید . آمار های سازمان ملل نشان میدهد که میزان رشوت در افغانستان در حدود دو ملیارد دالر پیش بینی شده است و هر گاه این با عواید حاصله که در نتیجۀ فساد اداری به بودیجۀ دولت نمی ریزد ، به بررسی گرفته شود ، بصورت آشکار از کاهش عواید دولت و تفاوت آن پرده برمیدارد . با افزایش عوایدملی توان دولتی افزایش یافته و قدرت اداری دولت استحکام بیشتری پیدا میکند ؛ زیرا دولت را قادر به پرداختن معاش کافی برای کارمندانش دست کم  به اندازۀ تامین کنندۀ حداقل تا حد وسط زنده گی شان میسازد . اکنون عواید سالانۀ کشور در حدود یک ملیارد دالر پیش بینی شده است .  در صورت جلوگیری از فساد با توجه به دو ملیارد دالری که صرف رشوت سالانه میشود ، میزان بلند عواید دولتی را می توان پیش بین شد که نه تنها پاسخگوی بودیجۀ عادی ؛ بلکه پاسخگوی بودیجۀ عادی کشور نیز میگردد . دراین صورت از وابستگی دولت به کمک های جامعۀ بین المللی کاسته و دراز مدت تضمین کنندۀ استقلال اقتصادی کشور است . این در حالی است که میدانیم ، وابستگی های اقتصادی راهگشای وابستگی های سیاسی است که وابستگی سیاسی  خود اسارت آور است . با تاسف که ما امروز شاهد وابستگی های دردبار سیاسی ، نظامی و اقتصادی در کشور خویش هستیم ، که وابستگی ها به اینجا هم پایان نیافته ؛ بلکه دامنۀ وابستگی های سیاسی و اقتصادی کشور در زیر سایۀ سنگین نیرو های خارجی به اندازه یی گرانسنگ است که امروز شاهد حضور دردبار سربازان 47 کشور جهان در افغانستان هستیم . طبیعی است که هر کدام این کشور ها به نحوی از انحا در وابستگی  های روز افزون ساسی ونظامی کشور ما  تاثیر گذار بوده و بدون امر و نهی آنان آب از آب هم تکان نخواهد خورد . تکان های سیاسی و نظامی آنان هر آن به مثابۀ کابوسی بر فضای کشور سایه افگنده است . سایۀ شومی که به گونه یی حاکی از رویکرد استعماری جدید است ؛ استعماری که در قالب جدیدش قافله سالار دموکراسی و حقوق بشر شده است . در حالیکه هویت استعماری به هر رنگی باشد ،  مصداق این شعر اقبال بزرگ است :  به هر رنگی که خواهی جامه می پوش          من از طرز خرامت می شناسم

استعمار چنان چتر پهن دارد که در ساحه وسیعی سایه افگنده و در فضا و مکان تمامی حوزه های زنده گی یک کشور را تحت شعاع خود در می آورد . بیرابطه نخواهد بود ، اگر به حکایتی از مناظرۀ  کتاب “داکتر و پیر” اشاره شود : در این کتاب  آمده است که دو نفر با یکدیگر مصروف صحبت بودند که نا گاه به درختی نزدیک شدند که شاخۀ  آن کج شده بود .  یکی از این دو نفر گفت : لعنت به ا ستعمار که این درخ هم از شر آن دور نمانده است . مرد دومی بصورت فوری می پرسد : استعمار با این شاخۀ درخت چه رابطه دارد . مرد اولی برایش پاسخ میدهد : هرگاه استعمار بر کشور ما سیطرۀ جهنمی خویش را نمی گسترد و از شیوه های برخورد  استعماری پرهیز میکرد . در اینصورت زمینه را برای اعمار مکاتب فراوان جدب و جلب شاگردان زیاد به مکاتب فراهم می نمود و  در کنار آن پارک های تفریحی بوجود می آورد . در چنین حالی روشن است که فرزندان این وطن مصروف آموزش تعلیم شده و بعد از فراغت از مکتب به پارک های تفریحی میشدند که در این حال وقت اضافی برای آن پیدا نمیکردند که خود را در این درخت بیاویزند و شاخۀ آنرا کج نمایند . مرد دوم از شنیدن این حرف خیلی متعجب شده و بر حرف رفیق خویش پیرامون تاثیر گذاری های المناک سیاست های استعماری صحه گذاشت و به آن یقین حاصل نمود .

از گفت و گوی کوتاه میان این دو تن  به خوبی نقش تعلیم و تربیه در اعتلای یک کشور آشکار شده  و نقش وسیع و مثبت تعلیم و تربیه را به ساده گی در عرپصۀ گسترده نشان میدهد که بصورت همگانی تمامی حوزه های زنده گی را زیر پوشش خویش میگیرد . این یقین را در انسان بارور میگرداند که تعلیم و تربیه در بسیار موارد حلال مشکلات مادی و معنوی یک جامعه است . تعلیم وتربیه نه تنها بر حیات سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی مردم تاثیر گذار است  ؛ حتا درخت ها  ، باغ ها و جنگل ها هم از آسیب آن در امان میمانند . امروز می بینیم که سطح تحصیلات پایین در کنار اقتصاد ضعیف در فضای بد امنی دست به دست هم داده است و نه تنها حیات سیاسی واجتماعی را در کشور به آشوب کشانده است و به باغ ها و بویژه به جنگلات کشور  نیز آسیب فراوانی رسانده است .