تأمین صلح به بستر اساسی نیاز دارد

فرهاد

هر که ناموخت از گذشت روزگار

او نیاموزد ز هیچ آموزگار

روز سی سنبله مصادف با روز جهانی صلح

به مناسبت مداخله صریح ادارات استخباراتی کشورهای توسعه طلب بستر اساسی صلح که عبارت از اعتماد ده ها میلیون مردم به سران جنگ افروز و حامیان خارجی شان میباشد از بین رفته افزایش سیل های خون، فساد گسترده، غضب میلیون ها جریب زمین، تجاوز بالای کودکان و زنان، استخراج غیر قانونی و غیر فنی هزاران معادن، قطع جنگلات، افزایش کشمکش های قدرت طلبی بین سران حکومت فراقانونی، کشت و قاچاق هزاران تن مواد مخدر، مداخله سریع ادارات استخباراتی آی اس آی، سعودی، قطر، رقابت های خصمانه بین کشورهای امریکا، فدراتیف روسیه، چین، انگلیس، ایران، پاکستان، سعودی، هند و سایرین کشور ما را به میدان رقابت های خونین غارتگران و جنایتکاران داخلی و خارجی مبدل با تأسف که در این جنگ تحمیلی، نیابتی میلیون ها مردم قربانی دهن توپ و مواد سوخت کشور کشایان گردیده صرف یک عده محدود جنایتکاران داخلی و خارجی از جمله مافیای مواد مخدر، اقتصادی، صاحبان سرمایه جنگی، غیر مشروع، جنگ سالاران، عاملین ویرانی شهرها از جمله شهر کابل، قاتلین میلیون ها مردم، ناقضین حقوق بشر، جنایتکاران سازمان یافته، قاچاقبران سنگ های قیمتی، آثار باستانی، زورمندان، عاملین انواع خشونت های خانوادگی و دامن زدن خصومت های قومی،سمتی، لسانی، مذهبی، تنظیمی، حزبی، زن ستیزان، مردم ستیزان، فرهنگ ستیزان، قانون ستیزان و دشمنان سوگند خورده داخلی و خارجی مردم افغانستان ازین وضع سود برده هر روز برای شان مانند ماه عسل اهمیت داشته از همین لحاظ است که تا  نابودی افغان حاضر نیستند به صلح و ثبات واقعی تن دهند. در حالیکه صدای ده ها میلیون مردم به آسمان ها بلند شده خواهان صلح و ثبات واقعی غرض نجات خود و فرزندان خویش از دام های تذویر ابلیس های قرن 21 هستند. با تأسف سودهای کلان و فراوان سران کشور کشایان را کور و کر ساخته حاضر نیستند بخواسته انسانی و اسلامی ده ها میلیون مردم کشور گوش دهند.                                                                                                 

از جانب دیگر مردم از تجارب خونین گذشته آموخته اند که انجام بازی های پشت پرده با نمایندگان حکمتیار امیدوار کننده نمیباشد می افزایند آزموده را آزمودن خطاست.                                                                                      

خلاصه اینکه دشواریهای فوق الذکر ثابت میسازد که تأمین صلح و ثبات واقعی در کشور به یک بستر اساسی که عبارت از وحدت و همبستگی تمام ملیت های با هم برادر در افغانستان و در پیشاپیش آنها نیرو های سالم اندیش، ترقی پسند، صلح جو، آزادی دوست، علما، روحانیون، سران اقوام قبایل وطندوست و قشر آگاه جامعه از جمله زنان و اصلاح حکومت متذکره میباشند نیاز است. بدون رسیدن به همچو اهداف بزرگ انسانی و اسلامی نمیتوان به تأمین صلح و ثبات واقعی و پایدار در کشور امیدوار بود.